display result search
منو
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 60

سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 60

  • 1 تعداد قطعات
  • 43 دقیقه مدت قطعه
  • 53 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه شصتم: تحلیل امیر‌المؤمنین امام علی علیه‌السلام از وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، سال 1399

پس از اینکه امیر‌المؤمنین علیه السلام با خوارج درگیر شدند، ناآرامی‌های زیادی، دلخوری‌های فراوانی، احساس سرخوردگی جدی‌ای بین مردم کوفه اتفاق افتاد. بین مردم آن رابطه دوستانه و محبت‌آمیز تبدیل به نفرت شد. در یک کوچه‌ای هم کشته از خوارج بود و هم کشته از یاران امیر‌المؤمنین بودند و بین یاران اینها نفرت پراکنی شد، کاری هم نمی‌شد کرد. بالاخره امیر‌المؤمنین علیه السلام افتخار کردند، تفاخر فرمودند به اینکه غیر از من کسی نمی‌توانست اینطور چشم فتنه را کور کند. ما هم به اندازه فرصت‌مان و اقتضای برنامه توضیح دادیم که خوارج صرفاً انسان‌های خشک‌مغز فقط نبودند. حضرت آنها را هم فتنه‌گر، هم دنیاپرست و هم کسانی که دنیاپرستی‌شان را بهانه حکم خدا پنهان کرده بودند معرفی کردند و نمی‌شد هم واقعاً کسی با آنها درگیر شود. حضرت هم خیلی سعی کردند این اتفاق نیفتد ولی وقتی دیدند کار از کار گذشت، بعد فرمودند که غیر از من کسی نمی‌توانست چشم فتنه را کور کند و بعد از من هم دیگر اینها هیچ‌وقت قدرتی پیدا نمی‌کنند که شما بخواهید با آنها بجنگید و با آنها نجنگید. البته به این توصیه هم متأسفانه حتی محبان حضرت عمل نکردند که حالا اگر یک وقتی فرصت به حوادث سال 43، 3 سال بعد از شهادت امیر‌المؤمنین علیه السلام اگر یک وقت به یک جایی رسیدیم آنجا عرض می‌کنیم که جنگیدند و مصیبت‌های زیادی اتفاق افتاد. وقتی کوفه به هم ریخت، وقتی لشکر امیر‌المؤمنین مقابل تعدّدی سربازان شام نتوانست مقاومت جدی کند، ماجرای مصر پیچیده شد، مبهم شد. پنجاه و چند روز امیر‌المؤمنین علیه السلام تلاش کرد مردمی را به سمت مصر بفرستد. خودش هم نمی‌توانست برود چون قرار بود خودش به سمت مصر برود عراق به خطر می‌افتاد. در واقع دولت مرکزی آسیب می‌دید. هر چه تلاش کرد مردم دیگر اینجا گردن همدیگر می‌انداختند. این را فقط تیتر آن را عرض می‌کنم. خودش یک موضوعی است. چه می‌شود که ما آدم‌ها خنک می‌شویم، سرد می‌شویم. با یک شوری یک کاری را انجام می‌دهیم بعد به مرور افت می‌کند. این یکی از موضوعات مهم تربیتی و تربیت اجتماعی است و این خودش یک ابعاد مهمی دارد. اینکه مثلاً آن روز اولی که یک جا زلزله می‌آید مردم انقدر تن ماهی و پتو و آب معدنی می‌فرستند که نمی‌دانند آنها را چکار کنند، چند وقت که می‌گذرد، دیگر الآن نمی‌دانیم که آن عزیزانی که دچار سیل بودند، دچار زلزله بودند، الآن خانه دارند، ندارند، وضع‌شان چطور است، معیشت‌شان، کارشان، دامداری‌شان، کشاورزی‌شان. دیگر فراموش می‌شود. باید دوباره یک زلزله جدیدی بیاید. این خاصیت افول و سرد شدن در ما آدم‌ها هست و باید برای این یک فکری بکنیم. یکی از مهمترین نکاتی که هست که ماه رجب از راه می‌رسد این است که دوباره به سرزمین یخ‌زده وجود من دوباره یک نهیبی بزند که ماه رجب است، ماه امیر‌المؤمنین است، ماه تکامل است، ماه رشد است، بلکه دوباره من یک انگیزه‌ای پیدا کنم. حضرت وقتی دیدند مردم کوفه سرد شدند و گردن همدیگر می‌اندازند. حالا تا دیروز جهاد فی سبیل الله بود و شوق، حالا برای چی من بروم.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 43:23

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن