- 192
- 1000
- 1000
- 1000
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 56
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه پنجاه و ششم: عقاید و افکار خوارج، سال 1399
جلسات گذشته ما به این جهت که خوارج آدم های خاصی که تمام شوند نبودند یک فرهنگ منحط، یک قشری گری با امکان تداوم بود، ویژگی های خوارج را عرض کردیم که ممکن است خدای ناکرده این جلوزدن ها برای ما اتفاق بیفتد. در زیارات اهل بیت خیلی داریم جلو زننده از شما مارق است. این معلوم است که خوارج مصداقی از جلوزنندگان هستند لذا خیلی خوب است آنها را واکاوی کنیم، بررسی کنیم. یک قدری به اندازه ی فرصت و عزیزان ما نکاتی عرض کردیم.
امیرالمؤمنین (س) برای اینکه این شخصیتهایی که در حروراء جمع شده بودند بالاخره اهل علم آن زمان چه بسا محسوب می شدند، اهل عبادت محسوب می شدند، قراء محسوب می شدند و قرآن خواندن آنقدر برای آنها پرشمار بود که قرآن از نظر کمی ابداً غریب نبود، مهجور نبود. شبها تا صبح «لهم دویّ بالقرآن کدویّ النحل» از دو کسی رد می شد فکر می کرد اینجا کندوی زنبور عسل است از بس که اینها اهل تهجّد و عبادت و قرآن خواندن بودند. زمزمه هایشان می رسید. قرآن زیاد خوانده می شد ولی قرآن مهجور بود. چی بود که قرآن مهجور بود؟ اینکه معلوم است که قرآن خواندن خیلی مهم است. اگر خدای ناکرده من انس با قرآن ندارم، به من بگویند تو به مهجور شدن قرآن کمک می کنی درست است. و خدا ان شاءالله به همه ی ما توفیق انس و الفت با قرآن، فهم کلمات الهی، تدبّر در آیات خدا، خداوند ان شاءالله ما را هم قرار بدهد، توفیق بدهد. اما اینکه خیال کنم قرآن می خوانم ولو روزی 5 جزء، قرآن را از مهجوریت بیرون آورده ام، اینطوری نیست. گاهی گوهر قرآن، روح قرآن، حقیقت قرآن تحریف می شود. یا به واسطه ی نفس من که تعلقات دیگری دارم یا برای کج فهمی من. اینجا امیرالمؤمنین (س) در نامه ی هفتاد و هفتم نهج البلاغه فرمایشی فرموده اند که بسیار بسیار مهم است. اتفاقاً مسئله ی ما هم هست. برای همین بنده می خواهم این مقدمه را تقدیم کنم. حضرت فرمود به ابن عباس که می خواهی بروی. حضرت دائم افراد شاخص و سرشناس و اهل سخن و گفتگو را می فرستاد با اینها گفتگو کند به دو دلیل روشن بشوند امام، امام آنها هم هست. دو، اگر جنگی صورت گرفت آدم های کمتری کشته شوند. دائماً افرادی را می فرستاد با اینها گفتگو کنند.
جلسات گذشته ما به این جهت که خوارج آدم های خاصی که تمام شوند نبودند یک فرهنگ منحط، یک قشری گری با امکان تداوم بود، ویژگی های خوارج را عرض کردیم که ممکن است خدای ناکرده این جلوزدن ها برای ما اتفاق بیفتد. در زیارات اهل بیت خیلی داریم جلو زننده از شما مارق است. این معلوم است که خوارج مصداقی از جلوزنندگان هستند لذا خیلی خوب است آنها را واکاوی کنیم، بررسی کنیم. یک قدری به اندازه ی فرصت و عزیزان ما نکاتی عرض کردیم.
امیرالمؤمنین (س) برای اینکه این شخصیتهایی که در حروراء جمع شده بودند بالاخره اهل علم آن زمان چه بسا محسوب می شدند، اهل عبادت محسوب می شدند، قراء محسوب می شدند و قرآن خواندن آنقدر برای آنها پرشمار بود که قرآن از نظر کمی ابداً غریب نبود، مهجور نبود. شبها تا صبح «لهم دویّ بالقرآن کدویّ النحل» از دو کسی رد می شد فکر می کرد اینجا کندوی زنبور عسل است از بس که اینها اهل تهجّد و عبادت و قرآن خواندن بودند. زمزمه هایشان می رسید. قرآن زیاد خوانده می شد ولی قرآن مهجور بود. چی بود که قرآن مهجور بود؟ اینکه معلوم است که قرآن خواندن خیلی مهم است. اگر خدای ناکرده من انس با قرآن ندارم، به من بگویند تو به مهجور شدن قرآن کمک می کنی درست است. و خدا ان شاءالله به همه ی ما توفیق انس و الفت با قرآن، فهم کلمات الهی، تدبّر در آیات خدا، خداوند ان شاءالله ما را هم قرار بدهد، توفیق بدهد. اما اینکه خیال کنم قرآن می خوانم ولو روزی 5 جزء، قرآن را از مهجوریت بیرون آورده ام، اینطوری نیست. گاهی گوهر قرآن، روح قرآن، حقیقت قرآن تحریف می شود. یا به واسطه ی نفس من که تعلقات دیگری دارم یا برای کج فهمی من. اینجا امیرالمؤمنین (س) در نامه ی هفتاد و هفتم نهج البلاغه فرمایشی فرموده اند که بسیار بسیار مهم است. اتفاقاً مسئله ی ما هم هست. برای همین بنده می خواهم این مقدمه را تقدیم کنم. حضرت فرمود به ابن عباس که می خواهی بروی. حضرت دائم افراد شاخص و سرشناس و اهل سخن و گفتگو را می فرستاد با اینها گفتگو کند به دو دلیل روشن بشوند امام، امام آنها هم هست. دو، اگر جنگی صورت گرفت آدم های کمتری کشته شوند. دائماً افرادی را می فرستاد با اینها گفتگو کنند.
تاکنون نظری ثبت نشده است