display result search
منو
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 59

سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 59

  • 1 تعداد قطعات
  • 38 دقیقه مدت قطعه
  • 39 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه پنجاه و نهم: بررسی شرایط مصر و شهادت مالک اشتر و محمد بن ابی بکر، سال 1399

یکی از ارتکازات ذهنی ما این است که در جامعه ای که در آن امام معصوم حضور فیزیکی داشته باشد فقط کافی است برای اینکه به سرمنزل مقصود برسیم. غافل از اینکه بله، امام به شخصه هدایت الهی دارد، عصمت دارد، علم دارد، نیازی ندارد، خطا نمی کند، همه ی وجودش را خرج می کند برای اینکه جامعه را به صلاح ببرد ولی جامعه با وجود فقط امام به صلاح نمی رود. جامعه یک بسته است، یک جامعه است. مرابطه لازم دارد. امروز آخرین آیه ای که عزیزان ما تلاوت خواهند کرد در صفحه ای که امروز تلاوت می کنند، خداوند می فرماید: غیر از اینکه اصبروا و صابروا، بعد می فرماید رابطوا. قدیم های قایق هایی بود چند تا الوار به هم می بستند در آب می انداختند یا دیواره ی کشتزارها و مزارع، الوارها و چوب ها و اینها را به هم می بستند. یکی از اینها هم اگر بشکند، مرابطه یعنی آن طناب هایی که یکی شکسته ولی باقی اجازه ی فروختن آن را نمی دهند و آن شکسته هم سر پا ایستاده است. جامعه ای که مردم منسجم با هم دارند حرکت می کنند، به هم روحیه می دهند، این جامعه سر پا می ایستد و اگر امیر المؤمنین بالا سر آن جامعه باشد، آنها را پرواز می دهد. اما اگر اینطوری نباشند، جامعه به سمت غر زدن برود، گاهی هم خیلی هایش ممکن است حق باشد. یکی از چیزهایی که من برای جامعه ی خودمان نگران هستم این است که باب اینکه تا دو نفر همدیگر را می بینند، می نشینند، از مشکلات می گویند. اولاً پدر و مادری که در خانه از فضای جامعه زیاد بدی می گویند بچه های افسرده ای خواهند داشت. بچه هایی که نسبت به جامعه از اول فقط ترسیده اند. نا امیدی ایجاد می کنند. خودشان هم مشکل روحی پیدا می کنند. نمی خواهم بگویم انتقادها دیده نشود. باید دیده شود. باید سر مسئولینی که کم کاری می کنند فریاد زده شود. اینها سرجایش درست. اما فقط همه جا بدی و سیاهی نیست. اتفاقاً اینکه به هم روحیه بدهیم، نقاط قوت را هم ببینیم، سعی کنیم آنها را تقویت کنیم، به چشم برسانیم، بعد با قوت برگردیم. یعنی جامعه پویا و زنده باشد، دنبال اصلاح باشد نه... گاهی غر زدن های امثال من برای این است که پدر به بچه اش می گوید چند شدی؟ چرا؟ می گوید همه خراب کردند. این همه رفتاری است برای توجیه 2 من. مثل اینکه به فلان وزیر یا فلان مسئول می گویند چرا کم کاری می کنی؟ می گوید کشور چند دولته است، فلان است. آقا تو بلد نبودی. الآن باید تو را محاکمه کنند به خاطر اشتباهات فاحشی که کرده ای. مردم گرفتار مسکن هستند. شما مسئولیت داشتی. برای چی مسئولیت را پذیرفتی؟ آن روزی که پذیرفتی بعد از 30 سال مسئولیت در سطح بالای کشور خبر نداشتی؟ حالا که همه چیز را خراب کردی بگو چند دولته است نمی گذارند و موازی کاری است و فساد و فلان است. بله، اگر فسادی هست باید برخورد شود کاری ندارم اما چرا مسئولیت پذیرفتی؟ یعنی اینکه جامعه نسبت به هم پویا باشند، به هم امید بدهند. نمی خواهم بگویم ندیدن عیب ها یا خود را به حماقت زدن. نه. ولی خوبی ها را هم دیدن، سعی کنیم نقاط قوت را هم تقویت کنیم. آدم وقتی یک خورده نقطه قوت ببیند، امید به کار پیدا می کند، تشویق خوبی ها تا اینکه من هی فقط نق بزنم.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 38:43

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن