- 47
- 1000
- 1000
- 1000
انسان سرگشته در جستجوی حق،1
سخنرانی آیت الله حسین انصاریان با موضوع "انسان سرگشته در جستجوی حق"، جلسه اول: آرامش قلوب، سال 1404
قرآن مجید، تنها و تنها کار خداست. کار زمین و زمینیان نیست. از روز نزول تا امروز، تمام مردم جهان و تاریخ را به مبارزه طلبیده: اگر در وحیانی بودن من شک دارید، مانند من بیاورید. صدای هیچ کس بلند نشده است. اگر مصالح ساختمان قرآن در اختیار همه است، این بیست و هشت حرف الفبا که از کلاس اول تا سطح دانشگاه در دسترس همه انسانهاست .اگر کار بشر بود، میتوانستند ده برابر آن را بسازند. خداوند در سوره اسرا میفرماید: اگر شک دارید، ده سوره مانند آن بیاورید. نه ده سوره، حتی یک سوره. هزار و پانصد سال گذشت، دو سوره هم نیاوردند. بعد در سوره بقره تخفیف میدهد: اگر میتوانید، یک سوره مانند آن بیاورید. یک دانه تا حالا نیاوردند. چرا؟ چون قرآن، کار خداست. کاری که از بشر سر بزند، حتما مثل و بهترش را میآورند. مثل صنعت خودرو که آلمان ساخت، ژاپن بهترش را آورد. ولی قرآن را نتوانستند. با همین سه آیه، ثابت شد که قرآن، وحی خداست.
آیه محوری: ضالاً بعد الحق. یکی از پنجاه و دو نام قرآن، حق است. یعنی حقیقت ثابت، پایدار و باطلنشدنی. قرآن در آیهای خطاب به انسان میگوید: اگر میخواهی از قرآن پیروی نکنی، اگر میخواهی قرآن در زندگیات دخالتی نداشته باشد، جواب مرا بده: بعد از این حق قرآن، چه میخواهی؟ خودم جوابت را میدهم: بعد از حق، هیچچیز جز گمراهی، سردرگمی، حیرانی و سرخوردگی نیست. هیچ چیز دیگر گیرت نمیآید. شما در آن حوادث اخیر دیدید؛ آنانی که وارد آن جریان شدند، چه چیزی عایدشان شد؟ چه سودی از آن همه دویدن، زحمت، آتشزدن و کشتن بردند؟ هیچ. این را قرآن گفت: اگر مرا حذف کنید، جز تاریکی و خالی ماندن دست، چیزی برایتان باقی نمیماند. یک ایرانی زرتشتی که به آیین خود مومن بود، اما آرامش نداشت، به شام رفت و مسیحی شد. اما آیین تحریفشده مسیحیت نیز او را قانع نکرد. کشیشی با انصاف به او گفت: از گذشتگان شنیدهایم که پیامبری در سرزمین حجاز خواهد آمد. او میتواند به تو آرامش بدهد. او آمد و با شنیدن سخنان پیامبر اکرم صلیالله، اسلام آورد و همان سلمان فارسی شد. او حق را شناخت و پذیرفت. آرامش، در شناخت حق است. آرامش واقعی را فقط خدا میدهد. الا بذکر الله تطمئن القلوب. من خودم موقع عمل جراحی سخت، در حالی که روی برانکارد بودم، ناخودآگاه هنگام بهوش آمدن تکرار میکردم: الهی و ربی، من لی غیرک.... این، آرامش خداست. یا زینب کبری س که بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام، با آن مصیبت عظیم، وقتی از او پرسیدند: دنیا را چگونه میبینی؟ با آرامش گفت: ما رأیتُ الا جمیلا جز زیبایی ندیدم. چون شهادت، رضای خداست. این آرامش، از تکیه بر خداست. علی علیهالسلام به میثم تمار فرمود: تو را به دار میآویزند و زبانت را میبرند. گفت: اگر صدبار هم مرا تکهتکه کنند، علی علیهالسلام با من است. این است آرامش در سایه ولایت.
زندگی ما به یک ذره نفس وابسته است. اگر خدا بگوید آن نفس بیرون نرود، فردا در قبرستان دامغان خوابیدهایم. به این دنیای ناپایدار نباید دل بست. باید انصاف داشت. انصاف در معامله، انصاف در رفتار با مردم. الان روزگار سختگیری است. بعضیها گوشت نمیتوانند بخرند. الان وقت آن است که مانند ابیعبدالله علیهالسلام رفتار کنیم که پشتش از حمل گونیهای کمک به مستمندان، پینه بسته بود. امروز، روز کمک کردن است. پنج نفر جمع شویم و یک بسته معیشتی برای نیازمندان تهیه کنیم. این کار، آرامش میآورد. خداوند در قرآن میفرماید: أَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى المُؤمِنِینَ؛ آرامش را بر قلب رسولش و مؤمنان نازل میکند. این آرامش را روانشناس با قرص خوابآور نمیتواند بیاورد. روایتی عجیب از امام حسین علیهالسلام نقل شده: خداوند یکصد و چهارده کتاب آسمانی نازل کرد که آخرین آنها قرآن است. همه آنها در معرض تحریف قرار گرفتند، اما خداوند تمام علوم آن کتابها را در قرآن جمع کرد. سپس امام فرمود: کَأنَّهُ القُرآنُ سَنَداً وَ الإِسلامُ عَضُداً. گویی حسین علیهالسلام، سند حقانیت قرآن و بازوی نیرومند اسلام است.
یعنی اگر حسین علیهالسلام را از زندگیمان حذف کنیم، برای قرآن سندی نداریم و اسلام، بازوی توانمند خود را از دست میدهد. دشمنان هم این را فهمیدهاند. در پروندهای از آمریکا دیدم که بیست میلیون دلار بودجه گذاشته بودند فقط برای این که در ایران، رابطه مردم را با امام حسین علیهالسلام و مجالس عزایش قطع کنند. اگر این رابطه قطع شود، مردم سندی برای قرآن ندارند و قرآن هم از زندگیها حذف میشود.
قرآن مجید، تنها و تنها کار خداست. کار زمین و زمینیان نیست. از روز نزول تا امروز، تمام مردم جهان و تاریخ را به مبارزه طلبیده: اگر در وحیانی بودن من شک دارید، مانند من بیاورید. صدای هیچ کس بلند نشده است. اگر مصالح ساختمان قرآن در اختیار همه است، این بیست و هشت حرف الفبا که از کلاس اول تا سطح دانشگاه در دسترس همه انسانهاست .اگر کار بشر بود، میتوانستند ده برابر آن را بسازند. خداوند در سوره اسرا میفرماید: اگر شک دارید، ده سوره مانند آن بیاورید. نه ده سوره، حتی یک سوره. هزار و پانصد سال گذشت، دو سوره هم نیاوردند. بعد در سوره بقره تخفیف میدهد: اگر میتوانید، یک سوره مانند آن بیاورید. یک دانه تا حالا نیاوردند. چرا؟ چون قرآن، کار خداست. کاری که از بشر سر بزند، حتما مثل و بهترش را میآورند. مثل صنعت خودرو که آلمان ساخت، ژاپن بهترش را آورد. ولی قرآن را نتوانستند. با همین سه آیه، ثابت شد که قرآن، وحی خداست.
آیه محوری: ضالاً بعد الحق. یکی از پنجاه و دو نام قرآن، حق است. یعنی حقیقت ثابت، پایدار و باطلنشدنی. قرآن در آیهای خطاب به انسان میگوید: اگر میخواهی از قرآن پیروی نکنی، اگر میخواهی قرآن در زندگیات دخالتی نداشته باشد، جواب مرا بده: بعد از این حق قرآن، چه میخواهی؟ خودم جوابت را میدهم: بعد از حق، هیچچیز جز گمراهی، سردرگمی، حیرانی و سرخوردگی نیست. هیچ چیز دیگر گیرت نمیآید. شما در آن حوادث اخیر دیدید؛ آنانی که وارد آن جریان شدند، چه چیزی عایدشان شد؟ چه سودی از آن همه دویدن، زحمت، آتشزدن و کشتن بردند؟ هیچ. این را قرآن گفت: اگر مرا حذف کنید، جز تاریکی و خالی ماندن دست، چیزی برایتان باقی نمیماند. یک ایرانی زرتشتی که به آیین خود مومن بود، اما آرامش نداشت، به شام رفت و مسیحی شد. اما آیین تحریفشده مسیحیت نیز او را قانع نکرد. کشیشی با انصاف به او گفت: از گذشتگان شنیدهایم که پیامبری در سرزمین حجاز خواهد آمد. او میتواند به تو آرامش بدهد. او آمد و با شنیدن سخنان پیامبر اکرم صلیالله، اسلام آورد و همان سلمان فارسی شد. او حق را شناخت و پذیرفت. آرامش، در شناخت حق است. آرامش واقعی را فقط خدا میدهد. الا بذکر الله تطمئن القلوب. من خودم موقع عمل جراحی سخت، در حالی که روی برانکارد بودم، ناخودآگاه هنگام بهوش آمدن تکرار میکردم: الهی و ربی، من لی غیرک.... این، آرامش خداست. یا زینب کبری س که بعد از شهادت امام حسین علیهالسلام، با آن مصیبت عظیم، وقتی از او پرسیدند: دنیا را چگونه میبینی؟ با آرامش گفت: ما رأیتُ الا جمیلا جز زیبایی ندیدم. چون شهادت، رضای خداست. این آرامش، از تکیه بر خداست. علی علیهالسلام به میثم تمار فرمود: تو را به دار میآویزند و زبانت را میبرند. گفت: اگر صدبار هم مرا تکهتکه کنند، علی علیهالسلام با من است. این است آرامش در سایه ولایت.
زندگی ما به یک ذره نفس وابسته است. اگر خدا بگوید آن نفس بیرون نرود، فردا در قبرستان دامغان خوابیدهایم. به این دنیای ناپایدار نباید دل بست. باید انصاف داشت. انصاف در معامله، انصاف در رفتار با مردم. الان روزگار سختگیری است. بعضیها گوشت نمیتوانند بخرند. الان وقت آن است که مانند ابیعبدالله علیهالسلام رفتار کنیم که پشتش از حمل گونیهای کمک به مستمندان، پینه بسته بود. امروز، روز کمک کردن است. پنج نفر جمع شویم و یک بسته معیشتی برای نیازمندان تهیه کنیم. این کار، آرامش میآورد. خداوند در قرآن میفرماید: أَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى المُؤمِنِینَ؛ آرامش را بر قلب رسولش و مؤمنان نازل میکند. این آرامش را روانشناس با قرص خوابآور نمیتواند بیاورد. روایتی عجیب از امام حسین علیهالسلام نقل شده: خداوند یکصد و چهارده کتاب آسمانی نازل کرد که آخرین آنها قرآن است. همه آنها در معرض تحریف قرار گرفتند، اما خداوند تمام علوم آن کتابها را در قرآن جمع کرد. سپس امام فرمود: کَأنَّهُ القُرآنُ سَنَداً وَ الإِسلامُ عَضُداً. گویی حسین علیهالسلام، سند حقانیت قرآن و بازوی نیرومند اسلام است.
یعنی اگر حسین علیهالسلام را از زندگیمان حذف کنیم، برای قرآن سندی نداریم و اسلام، بازوی توانمند خود را از دست میدهد. دشمنان هم این را فهمیدهاند. در پروندهای از آمریکا دیدم که بیست میلیون دلار بودجه گذاشته بودند فقط برای این که در ایران، رابطه مردم را با امام حسین علیهالسلام و مجالس عزایش قطع کنند. اگر این رابطه قطع شود، مردم سندی برای قرآن ندارند و قرآن هم از زندگیها حذف میشود.


تاکنون نظری ثبت نشده است