- 50
- 1000
- 1000
- 1000
انسان سرگشته در جستجوی حق، 4
سخنرانی آیت الله حسین انصاریان با موضوع "انسان سرگشته در جستجوی حق"، جلسه چهارم: پاداش هدایتگری ائمه، سال 1404
ما در آیۀ هفتاد و سوم سورۀ مبارکۀ انبیاء، با پنج نکتۀ اساسی و حیاتی از سوی پروردگار مهربان روبرو هستیم. در جلسات گذشته به بخشی از توضیح نخستین نکتۀ این آیۀ شریفه پرداختیم و امروز ادامۀ همان بحث را تقدیم حضورتان میکنم و سپس به سراغ نکته دوم خواهیم رفت. بخش اول: ائمتنا یهدون امرنا. پیشوایانی که امر هدایت ما را بر عهده دارند. پروردگار جهان در نخستین فراز این آیه، لطف و محبت بیکران خود را به رخ ما میکشد و میفرماید: ما خودمان پیشوایانی را برای راهنمایی شما قرار دادیم. این هدایتگری، مسئولیتی است که خداوند به عهدۀ این بزرگواران نهاده است تا در کمال محبت و فروتنی، شما را به سعادت دنیا و آخرت، به حلال و حرام، به اخلاق نیکو و اعمال صالح رهنمون سازند. خداوند به این پیشوایان الهی اعلام کرده که در برابر این زحمت بزرگ، پاداشی از مردم مطالبه نکنند: قُلْ مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ. پاداش آنان تنها بر عهدۀ خداست. تنها در مورد پیامبر اکرم صلی الله استثنا شد و به ایشان فرمود که از امت پاداش بخواهد؛ اما این پاداش، مال و ثروت نبود. خداوند در سورۀ شوری میفرماید: قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى. پاداش من، تنها مودت و محبت نسبت به نزدیکانم اهل بیتم است. یک مفسر بزرگ اهل سنت در قرن ما، مرحوم رشید رضا، در تفسیر المنار، بر روی همین کلمۀ مودت تأکید کرده و مینویسد: مودت، محبتی است که از آن، عمل و اقتدا ظهور میکند. یعنی خداوند به پیامبرش میگوید: به امت بگو پاداش پیغمبری من، تنها دو چیز است: عشق به اهل بیتم و پیروی از راه و سیرۀ آنان. اگر کسی شصت سال از عمرش را به عشق ورزی به اهل بیت و پیروی از آنان گذراند، این پاداش، نزد من خدا ذخیره میشود. پس هر سود و ثوابی که از این راه عایدت شود، مال خود توست و من چیزی از تو نمیخواهم. این عشق و اقتدا است که انسان را تبدیل به حجر بن عدی میکند، تبدیل به کمیل بن زیاد میکند، تبدیل به مالک اشتر و اویس قرنی میشود. اینان کسانی بودند که در پرتو محبت و پیروی از اهل بیت، به آن مقامات عالیۀ معنوی رسیدند. شما ببینید: آیا در بین شیعیان واقعی کسی هست که نماز نخواند؟ روزه نخورد؟ ربا بخورد؟ دزدی و اختلاس کند؟ به معنای واقعی کلمه ظالم باشد؟ مسلماً نه. زیرا درِ سعادت دنیا و آخرت، با کلید عشق به اهل بیت و پیروی از اهل بیت گشوده میشود. نکتۀ زیبای دیگر اینکه این محبت، یک طرفه نیست. اهل بیت نیز به شیعیان خود عشق میورزند. در کتاب شریف الوافی مرحوم فیض کاشانی نقل شده که روزی در مجلس پرجمعت امام صادق علیهالسلام، پیرمردی مسن وارد شد و جای برای نشستن نیافت. امام علیه السلام خود بلند شدند و او را به جایگاهی نزدیک خود نشاندند. آن پیرمرد مانند مادر داغدیده شروع به گریه کرد. امام علیهالسلام علت را پرسیدند. گفت: از مرگ میترسم. فردا میمیرم و وارد عالم برزخ میشوم. امام صادق علیهالسلام با نهایت لطف فرمودند: شیعۀ ما از مرگ نمیترسد. همانگونه که در دنیا با ما بودید، در آخرت نیز با مایید؛ متناسب با سرمایههای عملی و اخلاقی که اندوختهاید. یا وقتی خبر رحلت حمران بن اعیان، یکی از شیعیان وفادار، به امام صادق علیه السلام رسید، چنان گریۀ ایشان به لرزه درآمد که شانههای مبارکشان میلرزید. این، نشان از عشق دوطافۀ عمیق بین امام و شیعیانش دارد.
بخش دوم: وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ. و به آنان وحی کردیم که کارهای نیک انجام دهند. دستور دوم خداوند به این صد و بیست و چهار هزار پیامبر و دوازده امام معصوم این است: هر کار خیری که پیش آمد، انجام دهید؛ آن را فوت نکنید و ترک نکنید.
خیر چیست؟ هر کار مثبت و سودمندی. این دستور، مطلق است و قیدی ندارد. در سورۀ بقره هم میفرماید: أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ نیکی کنید.به هر کس، بیقید و شرط. خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
داستان آن مرد لات که در بیابان، سگی تشنه را دید و با فداکاری، خود را به خطر انداخت و با لباسش از چاه آب کشید تا سگ را سیراب کند، مشهور است. خداوند به پیامبر زمانش وحی کرد که به سراغ آن مرد برود و بگوید: همۀ گناهان گذشتهات به خاطر این یک عمل نیک، آمرزیده شد. کار نیک، پاداش سریع الهی هم دارد. امام رضا علیه السلام میفرمایند: بهترین بندگان کسانی هستند که وقتی کار خیری انجام میدهند، شادمان میشوند؛ شاد از اینکه خداوند توفیق یک عمل صالح به آنان داده است. امروز در شرایط سخت اقتصادی، فرصتهای نیکی بسیار است. من سالهاست پیشنهاد میدهم: در مناسبتهای مذهبی مانند شب نیمۀ رمضان، هیئتها و خیران، هزینه نان تعدادی از نانواییها را تقبل کنند تا مردم محروم، به نام اهل بیت، نان رایگان بگیرند. در بسیاری شهرها این کار انجام میشود و گاه حتی نانوایان پیشدستی میکنند و میگویند: قبل از شما، خیران دیگر هزینه را دادهاند. نیکی، گاه اثراتی شگفت دارد. داستان آن حمومی خیر در تهران را برایتان گفتم؛ مردی که در طول زندگیاش، به طور پنهانی برای جوانان نیازمند، خانه تهیه میکرد و پس از وفاتش، وصیت کرد که همۀ ثروتش صرف همین کار شده و چیزی برای ورثه باقی نمانده است. قرآن وعده میدهد: مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا؛ هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن پاداش دارد. و در جای دیگر: إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
این است معنای فعل الخیرات. این را از اهل بیت علیهمالسلام بیاموزیم. امام حسین علیهالسلام شنید اسامة بن زید که در جنگها همراه امام علی علیهالسلام نبود و حتی موضعی مخالف داشت بیمار است و بدهکار. امام حسین علیهالسلام به عیادت او رفت و همۀ بدهیهایش را پرداخت. کار خیر را حتی برای مخالف نیز باید انجام داد.
ما در آیۀ هفتاد و سوم سورۀ مبارکۀ انبیاء، با پنج نکتۀ اساسی و حیاتی از سوی پروردگار مهربان روبرو هستیم. در جلسات گذشته به بخشی از توضیح نخستین نکتۀ این آیۀ شریفه پرداختیم و امروز ادامۀ همان بحث را تقدیم حضورتان میکنم و سپس به سراغ نکته دوم خواهیم رفت. بخش اول: ائمتنا یهدون امرنا. پیشوایانی که امر هدایت ما را بر عهده دارند. پروردگار جهان در نخستین فراز این آیه، لطف و محبت بیکران خود را به رخ ما میکشد و میفرماید: ما خودمان پیشوایانی را برای راهنمایی شما قرار دادیم. این هدایتگری، مسئولیتی است که خداوند به عهدۀ این بزرگواران نهاده است تا در کمال محبت و فروتنی، شما را به سعادت دنیا و آخرت، به حلال و حرام، به اخلاق نیکو و اعمال صالح رهنمون سازند. خداوند به این پیشوایان الهی اعلام کرده که در برابر این زحمت بزرگ، پاداشی از مردم مطالبه نکنند: قُلْ مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ. پاداش آنان تنها بر عهدۀ خداست. تنها در مورد پیامبر اکرم صلی الله استثنا شد و به ایشان فرمود که از امت پاداش بخواهد؛ اما این پاداش، مال و ثروت نبود. خداوند در سورۀ شوری میفرماید: قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى. پاداش من، تنها مودت و محبت نسبت به نزدیکانم اهل بیتم است. یک مفسر بزرگ اهل سنت در قرن ما، مرحوم رشید رضا، در تفسیر المنار، بر روی همین کلمۀ مودت تأکید کرده و مینویسد: مودت، محبتی است که از آن، عمل و اقتدا ظهور میکند. یعنی خداوند به پیامبرش میگوید: به امت بگو پاداش پیغمبری من، تنها دو چیز است: عشق به اهل بیتم و پیروی از راه و سیرۀ آنان. اگر کسی شصت سال از عمرش را به عشق ورزی به اهل بیت و پیروی از آنان گذراند، این پاداش، نزد من خدا ذخیره میشود. پس هر سود و ثوابی که از این راه عایدت شود، مال خود توست و من چیزی از تو نمیخواهم. این عشق و اقتدا است که انسان را تبدیل به حجر بن عدی میکند، تبدیل به کمیل بن زیاد میکند، تبدیل به مالک اشتر و اویس قرنی میشود. اینان کسانی بودند که در پرتو محبت و پیروی از اهل بیت، به آن مقامات عالیۀ معنوی رسیدند. شما ببینید: آیا در بین شیعیان واقعی کسی هست که نماز نخواند؟ روزه نخورد؟ ربا بخورد؟ دزدی و اختلاس کند؟ به معنای واقعی کلمه ظالم باشد؟ مسلماً نه. زیرا درِ سعادت دنیا و آخرت، با کلید عشق به اهل بیت و پیروی از اهل بیت گشوده میشود. نکتۀ زیبای دیگر اینکه این محبت، یک طرفه نیست. اهل بیت نیز به شیعیان خود عشق میورزند. در کتاب شریف الوافی مرحوم فیض کاشانی نقل شده که روزی در مجلس پرجمعت امام صادق علیهالسلام، پیرمردی مسن وارد شد و جای برای نشستن نیافت. امام علیه السلام خود بلند شدند و او را به جایگاهی نزدیک خود نشاندند. آن پیرمرد مانند مادر داغدیده شروع به گریه کرد. امام علیهالسلام علت را پرسیدند. گفت: از مرگ میترسم. فردا میمیرم و وارد عالم برزخ میشوم. امام صادق علیهالسلام با نهایت لطف فرمودند: شیعۀ ما از مرگ نمیترسد. همانگونه که در دنیا با ما بودید، در آخرت نیز با مایید؛ متناسب با سرمایههای عملی و اخلاقی که اندوختهاید. یا وقتی خبر رحلت حمران بن اعیان، یکی از شیعیان وفادار، به امام صادق علیه السلام رسید، چنان گریۀ ایشان به لرزه درآمد که شانههای مبارکشان میلرزید. این، نشان از عشق دوطافۀ عمیق بین امام و شیعیانش دارد.
بخش دوم: وَ أَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ. و به آنان وحی کردیم که کارهای نیک انجام دهند. دستور دوم خداوند به این صد و بیست و چهار هزار پیامبر و دوازده امام معصوم این است: هر کار خیری که پیش آمد، انجام دهید؛ آن را فوت نکنید و ترک نکنید.
خیر چیست؟ هر کار مثبت و سودمندی. این دستور، مطلق است و قیدی ندارد. در سورۀ بقره هم میفرماید: أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ نیکی کنید.به هر کس، بیقید و شرط. خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
داستان آن مرد لات که در بیابان، سگی تشنه را دید و با فداکاری، خود را به خطر انداخت و با لباسش از چاه آب کشید تا سگ را سیراب کند، مشهور است. خداوند به پیامبر زمانش وحی کرد که به سراغ آن مرد برود و بگوید: همۀ گناهان گذشتهات به خاطر این یک عمل نیک، آمرزیده شد. کار نیک، پاداش سریع الهی هم دارد. امام رضا علیه السلام میفرمایند: بهترین بندگان کسانی هستند که وقتی کار خیری انجام میدهند، شادمان میشوند؛ شاد از اینکه خداوند توفیق یک عمل صالح به آنان داده است. امروز در شرایط سخت اقتصادی، فرصتهای نیکی بسیار است. من سالهاست پیشنهاد میدهم: در مناسبتهای مذهبی مانند شب نیمۀ رمضان، هیئتها و خیران، هزینه نان تعدادی از نانواییها را تقبل کنند تا مردم محروم، به نام اهل بیت، نان رایگان بگیرند. در بسیاری شهرها این کار انجام میشود و گاه حتی نانوایان پیشدستی میکنند و میگویند: قبل از شما، خیران دیگر هزینه را دادهاند. نیکی، گاه اثراتی شگفت دارد. داستان آن حمومی خیر در تهران را برایتان گفتم؛ مردی که در طول زندگیاش، به طور پنهانی برای جوانان نیازمند، خانه تهیه میکرد و پس از وفاتش، وصیت کرد که همۀ ثروتش صرف همین کار شده و چیزی برای ورثه باقی نمانده است. قرآن وعده میدهد: مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا؛ هر کس کار نیکی بیاورد، ده برابر آن پاداش دارد. و در جای دیگر: إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ، خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.
این است معنای فعل الخیرات. این را از اهل بیت علیهمالسلام بیاموزیم. امام حسین علیهالسلام شنید اسامة بن زید که در جنگها همراه امام علی علیهالسلام نبود و حتی موضعی مخالف داشت بیمار است و بدهکار. امام حسین علیهالسلام به عیادت او رفت و همۀ بدهیهایش را پرداخت. کار خیر را حتی برای مخالف نیز باید انجام داد.


تاکنون نظری ثبت نشده است