- 21
- 1000
- 1000
- 1000
انسان سرگشته در جستجوی حق،2
سخنرانی آیت الله حسین انصاریان با موضوع "انسان سرگشته در جستجوی حق"، جلسه دوم: هدف بعثت، هدایت به خیر، سال 1404
آیه هفتاد و سوم سوره انبیا، چکیده و خلاصه همه اهداف پیامبران و امامان را بیان میکند. خداوند میفرماید: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدین. ما آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکنند و به ایشان انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان فقط برای ما عبادت کنندگان بودند. این آیه برای صاحبان دل، بهار است. اگر دلها با این آیه انس بگیرند و عقل را به کار اندازند، زندگیساز میشود. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: دل مرده را با موعظه زنده کن. و در سوره یونس، خداوند خطاب به همگان میفرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ؛ ای مردم! موعظهای از سوی پروردگارتان برای شما آمده است. این موعظه، قرآن است؛ از آغاز سوره که میگوید من الجنّه والناس تا پایانش. هر کس آن را بپذیرد، باطن مردهاش زنده میشود. در کتابهای مختلفی از کتابی در نیشابور قرن هفتم تا کتابی معاصر در خارج از کشور داستانی خواندم: در زمان هارونالرشید، دزد گردنکلفتی بود که حکومت از دستش عاجز بود. او محور دزدان دیگر بود و امنیت را از شهر و کاروانها ربوده بود. شبی، نیمهشب، تصمیم گرفت تا برای ارتکاب گناهی بزرگ تعرض به ناموس مردم راهی شود. همین نیت، نشانهٔ درندگی و دوری از انسانیت است. در مسیر، از کنار خانهای گذشت که پیرمردی برای نماز شب بیدار شده بود. صدای تلاوت قرآنش به گوش رسید. وقتی به آیهای رسید که میفرماید: أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ آگاه باش! روزی که عذاب به سراغشان میآید و از آنان برگردانده نمیشود اما معنی فارسی دلنشیناش این است: بنده من! کجا میروی؟ هنوز وقت برگشتن و آشتی کردن نرسیده؟
این صدا، مانند فریاد پروردگار در دل تاریک شب، مستقیماً به قلب آن مرد زد. او در جا ایستاد. با خود اندیشید: من کجا میروم؟ به سوی چه سرنوشت شومی؟ بغض گلویش را فشرد و اشک از چشمانش جاری شد. در همان لحظه، توبه کرد. دلش برگشت. از راهی که میرفت بازگشت. بعد از آن، داستان به اوج میرسد: او از شهر خارج شد و به کاروانسرایی رسید. دید مدیر کاروانی، بازرگانان را با عجله بیدار میکند و میگوید: زود بار کنید و حرکت کنیم، مبادا آن دزدِ گردنکلفت به ما حمله کند! آن مرد جلو رفت و گفت: نترسید. آن سگ هار که از آن میترسیدید، امشب افسار شد. دیگر کاری با شما ندارد. از آن شب به بعد، او دگرگون شد. کتابها نوشتهاند که سی سال بعد، به عنوان یک معلم اخلاق و مربی مردم زندگی کرد و مردان و زنان متدین پرورش داد. همهٔ این تحول، با یک آیه از قرآن، در دل یک شب تاریک آغاز شد.
این داستان، چند درس بزرگ دارد:
1. قدرت موعظه الهی: قرآن فقط کتاب قانون نیست؛ داروی شفابخش دلهای مرده است. این آیه برای آن دزد، یک شوک درمانی الهی بود.
2. گستره رحمت خدا: رحمت خدا حتی در نیمهشب و بر بالای بام خانه یک گناهکار در حال حرکت است. او هرگز درِ توبه را نمیبندد.
3. انسان بدون ترمز الهی: آن دزد، نمونهٔ انسانی بود که ترمز الهی، یعنی دین و تقوا در درونش از کار افتاده بود. وقتی این ترمز نباشد، انسان از هر حیوان درندهای خطرناکتر میشود. خداوند در قرآن میفرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ آنان مانند چهارپایانند، بلکه گمراهتر.
4. نعمتهای پنهان امنیت: خداوند با چه ظرافتی امنیت ما را نگه داشته است! تمام حیوانات درنده و گزنده را به جنگلها رانده. فکر کنید اگر مهار دست خودشان بود، آیا کسی در شهر یا روستا در امان میماند؟ خداوند در سوره انعام میفرماید: أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غاشِیَهٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ...؛ آیا آنان از اینکه پردهای از عذاب خدا ناامنی مطلق به سراغشان بیاید، در امانند؟ خیر. این محافظت، لطف دائم خداست. همین الان که ما شب راحت میخوابیم، پلکها نگهبان چشم، و پردهٔ گوش و موم تلخ درون آن، نگهبان گوشهای ما هستند.
نماز شب، پاداشی دارد که خداوند در قرآن میفرماید: وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ؛ و هیچ کس نمیداند چه پاداشهای روشنی برای آنان پنهان شده است. پیامبر صلیالله فرمود: حتی به فرشتگان مقرّب هم پاداش کامل آن گفته نشده است. اشک بر امام حسین علیهالسلام نیز از همین جنس است. وقتی پیامبر صلیالله در روز ولادت امام حسین علیهالسلام گریه میکرد و حضرت زهرا سلامالله علت را میپرسید، فرمود: ای فاطمه! جبرئیل خبر داد که این نوزاد در آینده در سرزمینی به نام کربلا، با لب تشنه، سر بریده خواهد شد. سپس فرمود: گریهکنندگان بر مصیبت او، تا روز قیامت، مورد شفقت و رحمت من هستند. این گریه، نشانهٔ دل زنده است. حضور شما در این جلسات ، بسیار ارزشمند است. این جمعیتهای با صفا، ناامیدی را به دل دشمنان میاندازد. آنان میخواهند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا میفرماید: یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل میکند، هر چند کافران خوششان نیاید. پس بیاییم با قرآن، با نماز، با اشک بر حسین علیهالسلام و با عمل به فرامین اهل بیت علیهمالسلام، دلهای خود را زنده نگه داریم.
آیه هفتاد و سوم سوره انبیا، چکیده و خلاصه همه اهداف پیامبران و امامان را بیان میکند. خداوند میفرماید: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاهِ وَ إِیتاءَ الزَّکاهِ وَ کانُوا لَنا عابِدین. ما آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت میکنند و به ایشان انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان فقط برای ما عبادت کنندگان بودند. این آیه برای صاحبان دل، بهار است. اگر دلها با این آیه انس بگیرند و عقل را به کار اندازند، زندگیساز میشود. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: دل مرده را با موعظه زنده کن. و در سوره یونس، خداوند خطاب به همگان میفرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ؛ ای مردم! موعظهای از سوی پروردگارتان برای شما آمده است. این موعظه، قرآن است؛ از آغاز سوره که میگوید من الجنّه والناس تا پایانش. هر کس آن را بپذیرد، باطن مردهاش زنده میشود. در کتابهای مختلفی از کتابی در نیشابور قرن هفتم تا کتابی معاصر در خارج از کشور داستانی خواندم: در زمان هارونالرشید، دزد گردنکلفتی بود که حکومت از دستش عاجز بود. او محور دزدان دیگر بود و امنیت را از شهر و کاروانها ربوده بود. شبی، نیمهشب، تصمیم گرفت تا برای ارتکاب گناهی بزرگ تعرض به ناموس مردم راهی شود. همین نیت، نشانهٔ درندگی و دوری از انسانیت است. در مسیر، از کنار خانهای گذشت که پیرمردی برای نماز شب بیدار شده بود. صدای تلاوت قرآنش به گوش رسید. وقتی به آیهای رسید که میفرماید: أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ آگاه باش! روزی که عذاب به سراغشان میآید و از آنان برگردانده نمیشود اما معنی فارسی دلنشیناش این است: بنده من! کجا میروی؟ هنوز وقت برگشتن و آشتی کردن نرسیده؟
این صدا، مانند فریاد پروردگار در دل تاریک شب، مستقیماً به قلب آن مرد زد. او در جا ایستاد. با خود اندیشید: من کجا میروم؟ به سوی چه سرنوشت شومی؟ بغض گلویش را فشرد و اشک از چشمانش جاری شد. در همان لحظه، توبه کرد. دلش برگشت. از راهی که میرفت بازگشت. بعد از آن، داستان به اوج میرسد: او از شهر خارج شد و به کاروانسرایی رسید. دید مدیر کاروانی، بازرگانان را با عجله بیدار میکند و میگوید: زود بار کنید و حرکت کنیم، مبادا آن دزدِ گردنکلفت به ما حمله کند! آن مرد جلو رفت و گفت: نترسید. آن سگ هار که از آن میترسیدید، امشب افسار شد. دیگر کاری با شما ندارد. از آن شب به بعد، او دگرگون شد. کتابها نوشتهاند که سی سال بعد، به عنوان یک معلم اخلاق و مربی مردم زندگی کرد و مردان و زنان متدین پرورش داد. همهٔ این تحول، با یک آیه از قرآن، در دل یک شب تاریک آغاز شد.
این داستان، چند درس بزرگ دارد:
1. قدرت موعظه الهی: قرآن فقط کتاب قانون نیست؛ داروی شفابخش دلهای مرده است. این آیه برای آن دزد، یک شوک درمانی الهی بود.
2. گستره رحمت خدا: رحمت خدا حتی در نیمهشب و بر بالای بام خانه یک گناهکار در حال حرکت است. او هرگز درِ توبه را نمیبندد.
3. انسان بدون ترمز الهی: آن دزد، نمونهٔ انسانی بود که ترمز الهی، یعنی دین و تقوا در درونش از کار افتاده بود. وقتی این ترمز نباشد، انسان از هر حیوان درندهای خطرناکتر میشود. خداوند در قرآن میفرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛ آنان مانند چهارپایانند، بلکه گمراهتر.
4. نعمتهای پنهان امنیت: خداوند با چه ظرافتی امنیت ما را نگه داشته است! تمام حیوانات درنده و گزنده را به جنگلها رانده. فکر کنید اگر مهار دست خودشان بود، آیا کسی در شهر یا روستا در امان میماند؟ خداوند در سوره انعام میفرماید: أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِیَهُمْ غاشِیَهٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ...؛ آیا آنان از اینکه پردهای از عذاب خدا ناامنی مطلق به سراغشان بیاید، در امانند؟ خیر. این محافظت، لطف دائم خداست. همین الان که ما شب راحت میخوابیم، پلکها نگهبان چشم، و پردهٔ گوش و موم تلخ درون آن، نگهبان گوشهای ما هستند.
نماز شب، پاداشی دارد که خداوند در قرآن میفرماید: وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ؛ و هیچ کس نمیداند چه پاداشهای روشنی برای آنان پنهان شده است. پیامبر صلیالله فرمود: حتی به فرشتگان مقرّب هم پاداش کامل آن گفته نشده است. اشک بر امام حسین علیهالسلام نیز از همین جنس است. وقتی پیامبر صلیالله در روز ولادت امام حسین علیهالسلام گریه میکرد و حضرت زهرا سلامالله علت را میپرسید، فرمود: ای فاطمه! جبرئیل خبر داد که این نوزاد در آینده در سرزمینی به نام کربلا، با لب تشنه، سر بریده خواهد شد. سپس فرمود: گریهکنندگان بر مصیبت او، تا روز قیامت، مورد شفقت و رحمت من هستند. این گریه، نشانهٔ دل زنده است. حضور شما در این جلسات ، بسیار ارزشمند است. این جمعیتهای با صفا، ناامیدی را به دل دشمنان میاندازد. آنان میخواهند نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا میفرماید: یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ میخواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل میکند، هر چند کافران خوششان نیاید. پس بیاییم با قرآن، با نماز، با اشک بر حسین علیهالسلام و با عمل به فرامین اهل بیت علیهمالسلام، دلهای خود را زنده نگه داریم.


تاکنون نظری ثبت نشده است