منو
عاشورا، واقعه ای جاری در امتداد تاریخ،10

عاشورا، واقعه ای جاری در امتداد تاریخ،10

  • 1 تعداد قطعات
  • 49 دقیقه مدت قطعه
  • 6 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین حسینی قمی با موضوع "عاشورا، واقعه ای جاری در امتداد تاریخ"، جلسه دهم: "شب تاسوعا در خیمه حسین علیه‌السلام "، سال 1405


امشب شب تاسوعای سیدالشهداست. امروز بعدازظهر، حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) در خیمه‌شان نشسته بودند و نیزه‌ای جلویشان بود. دست‌های مبارک را روی نیزه گذاشته و پیشانی روی دست‌ها کمی خوابشان رفته بود که حضرت زینب کبری (سلام الله) آمدند و عرض کردند: برادر جان! صدای همهمه از دشمن می‌آید، انگار قصد حمله دارند. امام حسین (علیه‌السلام) قبل از جواب، فرمودند: خواهرم! خواب مرا ربوده بود. در خواب، جدم رسول الله (صلی الله) را دیدم که فرمود: «یا حسین! إِنَّک صائرٌ إِلَیْنَا عَنْ قَرِیب» یعنی حسین جان! به زودی به ما ملحق می‌شوی. سپس حضرت، علمدار کربلا یعنی حضرت عباس (علیه السلام) را صدا زدند و فرمودند: «اِرْکَبْ بِنَفْسی أَنْتَ» – این از زیباترین کلماتی است که اهل بیت در عظمت حضرت عباس گفتند؛ یعنی جانم به فدایت، سوار شو و برو ببین دشمن چه خبر دارد.
حضرت عباس رفت و برگشت و گزارش داد که آن‌ها آماده‌ی حمله هستند. امام فرمودند: «اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ، إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلَی غَدٍ» یعنی برگرد پیششان و اگر توانستی جنگ را تا فردا صبح به تأخیر بینداز، چون ما امشب نماز می‌خوانیم، دعا می‌کنیم و از خدا طلب آمرزش می‌نماییم. و آن جمله‌ی معروف را فرمودند: «فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی قَدْ أُحِبُّ الصَّلاةَ وَ تِلاوَةَ الْکِتابِ وَ کَثْرَةَ الدُّعاءِ وَ الِاسْتِغْفارِ» یعنی خدا می‌داند که من نماز را دوست دارم، تلاوت قرآن را دوست دارم، دعای زیاد را دوست دارم و استغفار را. پس امشب را مهلت گرفتند. در گزارش‌های تاریخی مثل کتاب «طاووس» آمده که همه‌ی اصحاب مشغول دعا و نماز بودند؛ برخی در رکوع، برخی در سجده، برخی قائم و صدایی مانند صدای زنبورها از خیمه‌ها به گوش می‌رسید. عده‌ای از لشکریان عمر سعد هم آمدند نزدیک خیمه‌های امام حسین (علیه‌السلام) تا ببینند چه خبر است. در کتاب «تاریخ دمشق» نوشته‌ی ابن عساکر – که از علمای اهل سنت است – آمده که صدای تلاوت قرآن امام را شنیدند. حضرت در حال تلاوت، به این آیات رسیده بودند: ﴿ما کانَ اللّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنینَ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتّی یَمِیزَ الْخَبیثَ مِنَ الطَّیِّبِ﴾ یعنی خدای متعال مومنین را این‌طور رها نمی‌کند؛ دنیا جای امتحان است، باید خوب‌ها از بدها جدا شوند.
و آیه‌ی بعد:
﴿وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ﴾ یعنی کسانی که بخل می‌ورزند به آنچه خدا به آن‌ها داده، گمان نکنند این بخل برایشان خیر است؛ نه، برایشان شر است. روز قیامت، آنچه را بخل ورزیدند، به صورت طوقی از آتش به گردنشان می‌شود. و ادامه می‌دهد: ﴿وَ لِلّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ﴾ یعنی همه‌ی این اموال به خدا برمی‌گردد.ما یک سلسله واجبات مالی داریم؛ مثل خمس، زکات، واجب‌النفقه‌ها. خیلی‌ها فقط می‌دانند که نفقه‌ی همسر واجب است، اما سه دسته‌ی دیگر را فراموش کرده‌اند:

1. پدر و مادر: اگر پدر یا مادر نیازمند باشند و ما توان مالی داشته باشیم، تأمین مخارج آن‌ها واجب است – نه مستحب. از خمس و زکات و رد مظالم نمی‌شود به آن‌ها داد؛ چون هزینه‌ی آن‌ها بر عهده‌ی خود ماست.

2. فرزندان: اگر پسر یا دختر ما – حتی اگر ازدواج کرده باشد – گرفتاری مالی داشته باشد و نتواند زندگی‌اش را اداره کند، تأمین مخارجش بر ما واجب است.

3. پدربزرگ و مادربزرگ: آن‌ها هم در ردیف پدر و مادر هستند.

4. حیوانات خانگی: اگر کسی مرغ، خروس، کبوتر یا قناری را در خانه حبس کند، نفقه‌ی آن بر او واجب می‌شود. همه‌ مراجع تقلید در رساله‌هایشان این را نوشته‌اند. این دین، راضی نیست که پدر، مادر یا فرزند نیازمند، زمین‌گیر باشند، اما برای حیوانی که خودمان حبس کردیم، نفقه واجب است! در روایات آمده که: «لَوْ کانَ السَّخاءُ رَجُلًا لَکانَ حُسَیْناً» یعنی اگر سخاوت، یک انسان می‌شد، حسین بود. کسی آمد محضر امام و گرفتاری مالی داشت. خواست حرف بزند، امام فرمود: حرف نزن، خجالت می‌کشی. روی کاغذ بنویس. آن شخص نوشت و نامه را آورد. امام بدون اینکه نامه را باز کند، فرمود: «حاجَتِکَ مَقْضِیَّةٌ، خَیْرُکَ عَلَیْنا» یعنی حاجتت برآورده شد، خیالت راحت باشد. کسی گفت: آقا! نامه را بخوانید بعد بفرمایید. امام فرمود: در قیامت، خدا از من می‌پرسد چرا این بنده‌ی خدا را مضطرب نگه داشتی تا نامه را بخوانم؟ من نمی‌خواهم جواب خدا را بدهم. خدا در قرآن فرموده: ﴿وَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ﴾. بیا و حقت را بگیر و برو. و این آیه‌ی ﴿وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ﴾ خیلی هشدار سنگینی است. بعضی از ما شناسنامه‌ای مسلمانیم، ولی تفکر قارونی داریم؛ فکر می‌کنیم هرچه داریم از دانش و تلاش خودمان است، غافل از اینکه همه از خداست. صله‌ رحم فقط دید و بازدید نیست. اگر برادر، خواهر، عمو، عمه، خاله یا دایی ما گرفتاری مالی داشته باشد و ما بتوانیم کمک کنیم، صله‌ رحم یعنی رفع گرفتاری او. متأسفانه بعضی صله‌ رحم را به دید و بازدید تقلیل داده‌اند و با این کار، به جای کمک، هزینه‌ی بیشتری بر دوش نیازمند می‌گذارند.﴿وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ * فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ﴾ شهدا زنده‌اند و روزی می‌خورند و به آنچه خدا از فضلش به آن‌ها داده، شادمانند. البته نکته‌ی لطیف این است که خدا می‌فرماید: شهدا به فضل من شادند، نه اینکه طلبکار باشند. چون جانشان را هم که در راه خدا دادند، آن جان مال خود خدا بود؛ پس خدا منت می‌گذارد که از فضل خود به آن‌ها عطا می‌کند. موج ناامیدی در میان جوانان زیاد است. بعضی می‌گویند: یقین دارم خدا مرا نمی‌بخشد. اما نگاه کنید به حر بن یزید ریاحی؛ چه جرم سنگینی داشت که جلوی امام حسین را گرفت و نگذاشت به کوفه برسد. وقتی آمد و گفت: آیا توبه‌ی من قبول می‌شود؟ امام فرمود: «نَعَمْ، یَتُوبُ اللّهُ عَلَیْکَ» و او را بخشید. پس هیچ گناهی بزرگتر از رحمت خدا نیست، مگر ناامیدی.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن