منو
تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن،12(پایان)

تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن،12(پایان)

  • 1 تعداد قطعات
  • 67 دقیقه مدت قطعه
  • 7 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن"، جلسه دوازدهم:"وعده فتح مبین و تبری از دشمنان "، سال 1405


با اگر ایمان مومن را به یک درخت یا شجره طیبه تشبیه کنیم، این درخت دارای ریشه، تنه، شاخه های اصلی، برگها و میوهای است. همانطور که در قرآن به شجره طیبه و همچنین در آیه نور، به مشکات نور اشاره شده که بر مومن منطبق است، قلب مومن همان چراغدانی است که نور ایمان در آن تجلی میکند و سپس در قوای او نازل شده و به صورت عمل ظاهر میشود. اساس وجود این درخت ایمان، ریشه آن است که عبارت است از مودت و محبت از یک سو، و دشمنی (تبری) از سوی دیگر. این دو قوه یعنی حب و بغض، زمینه رشد انسان هستند و اصلیترین بنای وجود انسان به این دو برمیگردد. اگر این حب و بغض سامان پیدا کند، بقیه امور نیز سامان مییابند. اساس این حب و بغض، حب خدا و اولیای الهی، و بغض نسبت به دشمنان خدا است. ایمان تنها با یکی از این دو کامل نمی شود؛ چراکه ایمان جز با حب و بغض فی الله تحقق نمی یابد. ایمان هم مانند همان درخت، دارای اصول و فروع است. وقتی حضرت می فرمایند که «اوثق عروض الایمان، الحب فی الله و البغض فی الله» یعنی محکم ترین رشته ایمان همین حب و بغض است. این محبت، وقتی در وجود انسان نهادینه شد، به مرور تفصیل پیدا کرده و به صورت احکام و فروع (مانند نماز، روزه، زکات و...) درمی آید. این فروع نیز در واقع شاخه های همان درخت ایمان هستند. نکته مهم این است که درخت ایمان، وجود مقدس نبی اکرم و اهلبیت علیهم السلام است؛ به گونهای که ایشان خود، اصل ایمان و ذکر خداوند هستند. اگر کسی به اصل این شجره (که امام است) متوسل شود، تمامی فروع (نماز، زکات و...) نیز در او جاری خواهد شد. در روایت داریم که «حب علی ایمان» و این محبت، ریشه همه خیرات است. در مقابل، کفر، فسوق و عصیان نیز شجره خبیثهای است که ریشه در دشمنی با اهلبیت است. محبت اهلبیت، نه تنها اساس ایمان است، بلکه خاصیت پالایشگری نیز دارد. در روایات آمده که محبت ما اهلبیت، گناهان بندگان را مانند باد شدیدی که برگ درخت را میریزد، فرو میریزد. گریه بر سیدالشهدا نیز همین اثر را دارد؛ یعنی وقتی انسان غصه میخورد و گریه میکند، این اندوه باعث ریزش گناهان میشود.
در روایت دیگری داریم که اگر کسی میخواهد بداند محبت ما را دارد یا نه، باید قلب خود را بیازماید و ببیند آیا دشمن ما را نیز دوست دارد یا خیر. اگر دشمن ما را دوست داشته باشد، از ما نیست. در روایت است که «مَن أَحَبَّ وَلِیًّا لَنَا فَلَیسَ بِمُبْغِضٍ لَنَا» یعنی اگر کسی دوست ما را دوست بدارد، دیگر در دلش بغض ما نیست. به عبارت دیگر، این محبت باید به دوستان اهلبیت هم تسری پیدا کند.همانطور که محبت خدا و اهلبیت، ریشه ایمان است، محبت به مومنین نیز شعبه و فروع آن محبت است. در روایات باب «الحب فی الله و البغض فی الله» آمده که در قیامت منادی ندا میدهد: «أینَ المُتحابّونَ فی الله؟» یعنی کجایند کسانی که در راه خدا با هم دوستی میکردند؟ آنها بدون حساب و کتاب وارد بهشت میشوند. ملائکه از آنها میپرسند عملتان چه بود؟ میگویند: حب و بغض ما برای خدا بود. در ادامه، تاکید شده که این محبت باید توام با تبری از دشمنان باشد. امام رضا(علیه‌السلام) در روایتی فرمودند که اگر کسی میخواهد بین او و خدا حجابی نباشد، باید سه کار انجام دهد: تولی به پیامبر و اهلبیت، تبری از دشمنانشان، و اقتدا به امام. این سه، باعث برداشته شدن حجابها و نظر رحمت الهی میشود.ایمان مانند درختی است که رشد میکند و وقتی محبت امام در دل انسان جای گرفت، این محبت باید به برادران ایمانی نیز سرایت کند و به شکل حقوق الاخوان درآید. در روایت داریم که مومنان وقتی به هم میرسند و مصافحه میکنند، گناهانشان مانند برگ میریزد. خداوند دست خود را میان دستان آنان قرار میدهد و با کسی که دوستش را بیشتر دوست دارد، مصافحه میکند. هر کس دیرتر دست خود را بکشد، نشانه محبت بیشتر اوست و افضل است. در مقابل، دشمنان سعی میکنند این رشته های محبت را قطع کنند؛ هم رشته محبت با امام را قطع میکنند و هم رشته محبت میان مومنین را. به جای آن، روابط دیگری مثل روابط مادی، قومی، ملی و... جایگزین میکنند. در جوامع امروزی، این روابط جای خانواده و محبتهای ایمانی را گرفته است؛ حتی در برخی جوامع ادعا میشود که مردم سگ خود را بیشتر از فرزندانشان دوست دارند. این نشان میدهد که دشمن با قطع رشته های ایمانی، چه بلایی بر سر بشریت آورده است. از این رو، ما وظیفه داریم که حب و بغض خود را نسبت به جبهه حق و باطل حفظ کنیم. محبت اهلبیت باید به محبت مومنان و سپس به عمل به فروع (نماز، روزه، امر به معروف و نهی از منکر و...) منجر شود. در عین حال، تبری از دشمنان نیز باید استمرار داشته باشد؛ به گونهای که از حیات اجتماعی، تمدن و روابطی که علیه اسلام طراحی شدهاند، نفرت داشته باشیم. مرحوم امام خمینی(ره) میفرمودند که بغض خود را نسبت به آمریکا و استکبار حفظ کنید تا پرچم اسلام به اهتزاز درآید. نباید فکر کنیم که با تمام شدن جنگ، عادیسازی با دشمن جایز است. ما باید در شرایط اضطرار، متناسب با نیاز، تعامل کنیم؛ اما هرگز نباید تمدن مادی و پرچمداران کفر را بپذیریم و یا در دل نسبت به آنها محبت داشته باشیم. در پایان، باید به این بصیرت برسیم که در صحنه جهانی، دو جبهه بیش نیست؛ جبهه حق که محور آن امام زمان(عج) است و جبهه باطل که سران کفر و استکبار جهانی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) هستند. ما وظیفه داریم با تولی به اولیای خدا و تبری از دشمنان، خود را برای ظهور حضرت آماده کنیم و در این مسیر، محبت به مومنین و عمل به حقوق برادری را سرلوحه کار خود قرار دهیم.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن