- 75
- 1000
- 1000
- 1000
تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن،8
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن"، جلسه هشتم:"سنت الهی در تمایز صفوف و نصرت قطعی"، سال 1405
بحث اصلی بر سر درگیری ای است که در عالم میان جبهه موحدین (که ربوبیت و برنامه الهی را پذیرفتهاند) و جبهه کفار، مشرکان و منافقان (که با انبیا بر سر همین ربوبیت نزاع دارند) برقرار است. این درگیری، مراحلی را طی میکند و به نتیجه میرسد. خدای متعال با جبهه حق است و نصرت خود را قطعی کرده، اما نصرت قواعد و ابتلائاتی دارد. ابتدا اختلاطی میان صفوف است، سپس بر اساس یک طرح پیچیده، این اختلاط از بین میرود و صفها از یکدیگر جدا و خالص میشوند و در نهایت، پیروزی قطعی از آنِ جبهه حق است. این پیروزی، یک برنامه روشن الهی است که در قرآن وعده داده شده؛ آیاتی مانند «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا» و «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» نشان از قطعیت این نصرت دارد، چه در دنیا و چه در آخرت. این وعده، ناظر به رجعت انبیا و دوره نهایی فتح و ظهور است. خدای متعال با انبیا یک طرف است و جبهه مقابل، طرف دیگر؛ و خداوند پیروزی را برای خود و رسولانش قطعی کرده است. قرآن برای تبیین این جریان، مثالی زیبا در سوره رعد میزند: «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا...». آب از آسمان نازل میشود و در وادیها جاری میگردد، سپس کفی (حباب و کف) بر روی آن سیل شکل میگیرد. همچنین در مثال ذوب کردن طلا و فلزات برای ساخت زیورآلات، کفی روی آن پدید میآید. قرآن میفرماید این کف و زبد از بین میرود (فَیَذْهَبُ جُفَاءً) اما آنچه به مردم سود میرساند (آب زلال و جواهرات) در زمین میماند. این مثال نشان میدهد که ثبات و دوام حق، همچون آب جاری و زلال است که در وادیهای وجود جاری میشود، اما باطل مانند کف روی آب است که ظاهری دارد و مدتی دیده میشود، اما پایدار نیست و محو خواهد شد. علامه طباطبایی و سایر بزرگان در تفاسیر خود به این آیه پرداختهاند که این آب همان حقیقت ولایت و جریان توحید است و کف روی آن، جریان باطل است که تبعی و گذراست.
آیه دیگر در سوره انفال بیان میکند که جبهه کفار نیز اموال و جان های خود را هزینه می کنند تا راه خدا را ببندند، اما قرآن میفرماید این انفاق و هزینه ها، در نهایت حسرت بر آنها خواهد شد و مغلوب میشوند: «یُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ». اما جبهه مؤمنین، هزینه هایشان در راه خدا ضایع نمیشود و خداوند آن را چندین برابر و با اجر کریم به آنها بازمیگرداند. این تفاوت میان هزینه جبهه حق و باطل است؛ مؤمن با علم به اینکه هر چه برای خدا خرج کند، «قرض الحسنه» است و خداوند آن را حفظ و مضاعف میکند، بدون تاسف در مسیر حرکت میکند.سپس به مفهوم «سابقون» و آیه شریفه «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا» اشاره میشود که حوادث شیرین و تلخ، پیروزی و شکست، برای مؤمن، همگی بر اساس تدبیر و تقدیر الهی است و نباید باعث تاسف یا شادی مفرط گردد. این سیره اهل بیت (علیهم السلام) است که هیچ چیز را از دسترفته نمیبینند و مصیبتها را نه از باب عقوبت، بلکه تطهیر و مسیر رشد میدانند. امام سجاد (علیهالسلام) در پاسخ به یزید، این معنا را به زیبایی تبیین کردند که «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» در مورد ما نیست، بلکه «لِکَیْلَا تَأْسَوْا...» در مورد ماست؛ ما هیچگاه بر آنچه از دست میدهیم تأسف نمیخوریم. سیر جریان حق و باطل، به جایی میرسد که قتال و درگیری نظامی شکل میگیرد. اما این قتال، سنت و قواعد خاص خود را دارد. در ابتدا، از آغاز بعثت به پیامبر اکرم اجازه قتال داده نشد و خداوند به ایشان فرمان صبر و استقامت داد. در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) آمده که صبر، نسبت به ایمان همچون سر نسبت به بدن است. خداوند ابتدا به پیامبر دستور داد که در برابر سخنان و تهمت های دشمن (ساحر، مجنون، کذاب و...) صبر کند و «اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا» را پیشه سازد. در مرحله ای دیگر، به ایشان دستور داده میشود که بدیها را با بهترین نیکیها دفع کنند (إِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ) تا عداوتها به دوستی مبدل شود. در مراحل بالاتر، وقتی دشمن با تهمت های بزرگتر به پیامبر هجوم می آورد و سینه حضرت تنگ میشد، خداوند دستور «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ» را نازل کرد. سپس در مرحلهای، دشمن از تکذیب پیامبر عبور کرده و به تکذیب آیات خدا و خود خداوند می پردازند؛ آنجاست که دیگر جای صبر و مدارا نیست و زمینهای برای قتال فراهم میشود. این مراحل صبر و استقامت، به جایی میرسد که خداوند به پیامبر بشارت میدهد که از نسل او و عترتش (ائمه معصومین) کسانی قرار خواهند داد که این راه را ادامه دهند و با یقین و استقامت، طرح نبی اکرم را به نتیجه برسانند. این بشارت در آیه «وَجَعَلْنَامِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ» نمایان است. پس از طی این مراحل و اتمام حجت، نوبت به قتال با مشرکین میرسد و آیات جهاد (مانند آیات توبه و سوره بقره) نازل میگردد که دستور به قتل، گرفتن و محاصره مشرکان میدهد. بنابراین، سیر نهایی نصرت، از طریق صبر، استقامت، مدارا، تبیین و در نهایت قتال و جهاد، به پیروزی قطعی و نابودی بساط باطل (مانند سرنوشت فرعون) می انجامد. این صبر و استقامت، پاداش دنیوی و اخروی دارد و از سنتهای حتمی الهی در مسیر غلبه حق بر باطل است.
بحث اصلی بر سر درگیری ای است که در عالم میان جبهه موحدین (که ربوبیت و برنامه الهی را پذیرفتهاند) و جبهه کفار، مشرکان و منافقان (که با انبیا بر سر همین ربوبیت نزاع دارند) برقرار است. این درگیری، مراحلی را طی میکند و به نتیجه میرسد. خدای متعال با جبهه حق است و نصرت خود را قطعی کرده، اما نصرت قواعد و ابتلائاتی دارد. ابتدا اختلاطی میان صفوف است، سپس بر اساس یک طرح پیچیده، این اختلاط از بین میرود و صفها از یکدیگر جدا و خالص میشوند و در نهایت، پیروزی قطعی از آنِ جبهه حق است. این پیروزی، یک برنامه روشن الهی است که در قرآن وعده داده شده؛ آیاتی مانند «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا» و «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ» نشان از قطعیت این نصرت دارد، چه در دنیا و چه در آخرت. این وعده، ناظر به رجعت انبیا و دوره نهایی فتح و ظهور است. خدای متعال با انبیا یک طرف است و جبهه مقابل، طرف دیگر؛ و خداوند پیروزی را برای خود و رسولانش قطعی کرده است. قرآن برای تبیین این جریان، مثالی زیبا در سوره رعد میزند: «أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا...». آب از آسمان نازل میشود و در وادیها جاری میگردد، سپس کفی (حباب و کف) بر روی آن سیل شکل میگیرد. همچنین در مثال ذوب کردن طلا و فلزات برای ساخت زیورآلات، کفی روی آن پدید میآید. قرآن میفرماید این کف و زبد از بین میرود (فَیَذْهَبُ جُفَاءً) اما آنچه به مردم سود میرساند (آب زلال و جواهرات) در زمین میماند. این مثال نشان میدهد که ثبات و دوام حق، همچون آب جاری و زلال است که در وادیهای وجود جاری میشود، اما باطل مانند کف روی آب است که ظاهری دارد و مدتی دیده میشود، اما پایدار نیست و محو خواهد شد. علامه طباطبایی و سایر بزرگان در تفاسیر خود به این آیه پرداختهاند که این آب همان حقیقت ولایت و جریان توحید است و کف روی آن، جریان باطل است که تبعی و گذراست.
آیه دیگر در سوره انفال بیان میکند که جبهه کفار نیز اموال و جان های خود را هزینه می کنند تا راه خدا را ببندند، اما قرآن میفرماید این انفاق و هزینه ها، در نهایت حسرت بر آنها خواهد شد و مغلوب میشوند: «یُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ». اما جبهه مؤمنین، هزینه هایشان در راه خدا ضایع نمیشود و خداوند آن را چندین برابر و با اجر کریم به آنها بازمیگرداند. این تفاوت میان هزینه جبهه حق و باطل است؛ مؤمن با علم به اینکه هر چه برای خدا خرج کند، «قرض الحسنه» است و خداوند آن را حفظ و مضاعف میکند، بدون تاسف در مسیر حرکت میکند.سپس به مفهوم «سابقون» و آیه شریفه «مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا» اشاره میشود که حوادث شیرین و تلخ، پیروزی و شکست، برای مؤمن، همگی بر اساس تدبیر و تقدیر الهی است و نباید باعث تاسف یا شادی مفرط گردد. این سیره اهل بیت (علیهم السلام) است که هیچ چیز را از دسترفته نمیبینند و مصیبتها را نه از باب عقوبت، بلکه تطهیر و مسیر رشد میدانند. امام سجاد (علیهالسلام) در پاسخ به یزید، این معنا را به زیبایی تبیین کردند که «مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» در مورد ما نیست، بلکه «لِکَیْلَا تَأْسَوْا...» در مورد ماست؛ ما هیچگاه بر آنچه از دست میدهیم تأسف نمیخوریم. سیر جریان حق و باطل، به جایی میرسد که قتال و درگیری نظامی شکل میگیرد. اما این قتال، سنت و قواعد خاص خود را دارد. در ابتدا، از آغاز بعثت به پیامبر اکرم اجازه قتال داده نشد و خداوند به ایشان فرمان صبر و استقامت داد. در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) آمده که صبر، نسبت به ایمان همچون سر نسبت به بدن است. خداوند ابتدا به پیامبر دستور داد که در برابر سخنان و تهمت های دشمن (ساحر، مجنون، کذاب و...) صبر کند و «اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا» را پیشه سازد. در مرحله ای دیگر، به ایشان دستور داده میشود که بدیها را با بهترین نیکیها دفع کنند (إِدْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ) تا عداوتها به دوستی مبدل شود. در مراحل بالاتر، وقتی دشمن با تهمت های بزرگتر به پیامبر هجوم می آورد و سینه حضرت تنگ میشد، خداوند دستور «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ» را نازل کرد. سپس در مرحلهای، دشمن از تکذیب پیامبر عبور کرده و به تکذیب آیات خدا و خود خداوند می پردازند؛ آنجاست که دیگر جای صبر و مدارا نیست و زمینهای برای قتال فراهم میشود. این مراحل صبر و استقامت، به جایی میرسد که خداوند به پیامبر بشارت میدهد که از نسل او و عترتش (ائمه معصومین) کسانی قرار خواهند داد که این راه را ادامه دهند و با یقین و استقامت، طرح نبی اکرم را به نتیجه برسانند. این بشارت در آیه «وَجَعَلْنَامِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ» نمایان است. پس از طی این مراحل و اتمام حجت، نوبت به قتال با مشرکین میرسد و آیات جهاد (مانند آیات توبه و سوره بقره) نازل میگردد که دستور به قتل، گرفتن و محاصره مشرکان میدهد. بنابراین، سیر نهایی نصرت، از طریق صبر، استقامت، مدارا، تبیین و در نهایت قتال و جهاد، به پیروزی قطعی و نابودی بساط باطل (مانند سرنوشت فرعون) می انجامد. این صبر و استقامت، پاداش دنیوی و اخروی دارد و از سنتهای حتمی الهی در مسیر غلبه حق بر باطل است.


تاکنون نظری ثبت نشده است