- 79
- 1000
- 1000
- 1000
راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم، 9(پایان)
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی با موضوع "راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم"، جلسه نهم:"ابوالفضل العباس علیهالسلام روایتی ار اطاعت و ایثار"، سال 1405
عبور از آزمونها و امتحانات، انسان را به جایگاه های بلند می رساند. خداوند بیجهت به کسی امتیاز و رتبه نداده است. اگر کسی به مقامی رسیده و مورد مدح و ثنا قرار گرفته، باید در زندگی او دقت کنیم که چه نکات ممتازی باعث این عظمت شده است. در خیمه ابی عبدالله علیه السلام، جانها فدا شد و این مقامات رفیع از رهگذر علت و معلول به دست میآید. در میان همه شهدا، ابوالفضل العباس علیه السلام مقام بسیار بلندی دارد. جالب اینجاست که امام معصوم برای سه شخصیت زیارتنامه انشاء فرمودهاند: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، حضرت علی اکبر علیه السلام، و قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام. این خود نشان دهنده عظمت مقام ایشان است. امام زمان علیه السلام نیز در زیارتنامه شهدای کربلا، تعابیر عالی برای ابوالفضل بیان میکنند. سی و چند یا چهل سال، تنها در مقابل ابی عبدالله علیه السلام ادب کرد. هیچگاه برادرش را با اسم کوچک صدا نزد، مگر در واپسین لحظات که فرمود: "سیدی و مولای". ایشان مطیع صد درصد امام بودند. سه مرتبه برای عباس اماننامه آوردند. در مرتبه اول و دوم، خود عباس جواب رد داد. در مرتبه سوم، در حضور سیدالشهدا علیه السلام، شخصی آمد و گفت: عباس تو از بنی کلابی هستی، برای تو و برادرت اماننامه آوردهام. از حسین جدا شو. عباس سکوت کرد و هیچ نگفت، زیرا امامش باید به او بگوید چه کند. امام حسین علیه السلام فرمودند: "عباسم، کافر باشم باید جوابش را بدهی، برو جواب بده". این همان ادب و اطاعت کامل است. در روز نهم، وقتی لشکر دشمن آرایش جنگی گرفت، امام حسین علیه السلام به عباس فرمودند: "برو جنگ را به تأخیر بینداز" و سپس فرمودند: "عباسم، جانم فدایت بشود". این تعبیر نشاندهنده مقام رفیع عباس است. امام معصوم به انسان میگوید جانم فدایت بشود، یعنی چه مقام والایی دارد. در روز قیامت، هنگامی که آتش زبانه میکشد، همه پیغمبران به درگاه خدا عرض میکنند: "رب نفسی" (خدایا خودم). فقط یک پیغمبر است که میگوید: "رب امتی" (خدایا امتم) و او پیامبر رحمت للعالمین است. خطاب میرسد که برای شفاعت چه آوردهای؟ پیامبر اکرم امیرالمومنین را میفرستند نزد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها. وقتی ماجرا به فاطمه زهرا عرضه میشود، ایشان برای شفاعت، دو دست قطع شده فرزندش عباس را رو میکند. این نشاندهنده عظمت مقام ابوالفضل است که مادرش در قیامت، دستان بریده او را وسیله شفاعت قرار میدهد. امام معصوم در زیارتنامه عباس علیه السلام، او را "عبد صالح مطیع لله" خطاب میکند. عبد یعنی کسی که همه چیزش را در راه امام و دین فدا کرده است. حتی اموری که برای او مباح و مشروع بوده، در این وادی از آنها اجتناب کرده است. در روز عاشورا، عباس به شریعه فرات رفت. اسبش تا گردن در آب فرو رفت. عباس نگاه کرد، اسبش آب نخورد، خودش هم آب نخورد. دستش را زیر آب برد، یاد عطش حسین افتاد و فرمود: "چگونه من آب روان بنوشم در حالی که حسین تشنه است؟" عقل و شرع میگفتند آب بخور، حتی اگر آب میخورد حسن هم داشت، اما عباس نه تنها آب نخورد، بلکه کفاره لمس خنکای آب را هم داد. فرمود: پاهایم به آب خورد، اما پای حسین نخورد. دستهایم به آب خورد، اما دست حسین نخورد. چشمم به آب خورد، اما چشم حسین نخورد. هر وقت عباس حسین را میدید، از جا بلند میشد و میگفت: "سیدی و مولای". جلوتر از ابی عبدالله راه نمیرفت، پشت سر حرکت میکرد.
عبور از آزمونها و امتحانات، انسان را به جایگاه های بلند می رساند. خداوند بیجهت به کسی امتیاز و رتبه نداده است. اگر کسی به مقامی رسیده و مورد مدح و ثنا قرار گرفته، باید در زندگی او دقت کنیم که چه نکات ممتازی باعث این عظمت شده است. در خیمه ابی عبدالله علیه السلام، جانها فدا شد و این مقامات رفیع از رهگذر علت و معلول به دست میآید. در میان همه شهدا، ابوالفضل العباس علیه السلام مقام بسیار بلندی دارد. جالب اینجاست که امام معصوم برای سه شخصیت زیارتنامه انشاء فرمودهاند: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، حضرت علی اکبر علیه السلام، و قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام. این خود نشان دهنده عظمت مقام ایشان است. امام زمان علیه السلام نیز در زیارتنامه شهدای کربلا، تعابیر عالی برای ابوالفضل بیان میکنند. سی و چند یا چهل سال، تنها در مقابل ابی عبدالله علیه السلام ادب کرد. هیچگاه برادرش را با اسم کوچک صدا نزد، مگر در واپسین لحظات که فرمود: "سیدی و مولای". ایشان مطیع صد درصد امام بودند. سه مرتبه برای عباس اماننامه آوردند. در مرتبه اول و دوم، خود عباس جواب رد داد. در مرتبه سوم، در حضور سیدالشهدا علیه السلام، شخصی آمد و گفت: عباس تو از بنی کلابی هستی، برای تو و برادرت اماننامه آوردهام. از حسین جدا شو. عباس سکوت کرد و هیچ نگفت، زیرا امامش باید به او بگوید چه کند. امام حسین علیه السلام فرمودند: "عباسم، کافر باشم باید جوابش را بدهی، برو جواب بده". این همان ادب و اطاعت کامل است. در روز نهم، وقتی لشکر دشمن آرایش جنگی گرفت، امام حسین علیه السلام به عباس فرمودند: "برو جنگ را به تأخیر بینداز" و سپس فرمودند: "عباسم، جانم فدایت بشود". این تعبیر نشاندهنده مقام رفیع عباس است. امام معصوم به انسان میگوید جانم فدایت بشود، یعنی چه مقام والایی دارد. در روز قیامت، هنگامی که آتش زبانه میکشد، همه پیغمبران به درگاه خدا عرض میکنند: "رب نفسی" (خدایا خودم). فقط یک پیغمبر است که میگوید: "رب امتی" (خدایا امتم) و او پیامبر رحمت للعالمین است. خطاب میرسد که برای شفاعت چه آوردهای؟ پیامبر اکرم امیرالمومنین را میفرستند نزد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها. وقتی ماجرا به فاطمه زهرا عرضه میشود، ایشان برای شفاعت، دو دست قطع شده فرزندش عباس را رو میکند. این نشاندهنده عظمت مقام ابوالفضل است که مادرش در قیامت، دستان بریده او را وسیله شفاعت قرار میدهد. امام معصوم در زیارتنامه عباس علیه السلام، او را "عبد صالح مطیع لله" خطاب میکند. عبد یعنی کسی که همه چیزش را در راه امام و دین فدا کرده است. حتی اموری که برای او مباح و مشروع بوده، در این وادی از آنها اجتناب کرده است. در روز عاشورا، عباس به شریعه فرات رفت. اسبش تا گردن در آب فرو رفت. عباس نگاه کرد، اسبش آب نخورد، خودش هم آب نخورد. دستش را زیر آب برد، یاد عطش حسین افتاد و فرمود: "چگونه من آب روان بنوشم در حالی که حسین تشنه است؟" عقل و شرع میگفتند آب بخور، حتی اگر آب میخورد حسن هم داشت، اما عباس نه تنها آب نخورد، بلکه کفاره لمس خنکای آب را هم داد. فرمود: پاهایم به آب خورد، اما پای حسین نخورد. دستهایم به آب خورد، اما دست حسین نخورد. چشمم به آب خورد، اما چشم حسین نخورد. هر وقت عباس حسین را میدید، از جا بلند میشد و میگفت: "سیدی و مولای". جلوتر از ابی عبدالله راه نمیرفت، پشت سر حرکت میکرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است