- 136
- 1000
- 1000
- 1000
راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم، 7
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی با موضوع "راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم"، جلسه هفتم:"امام حسین علیهالسلام، داعی الله"، سال 1405
عرض کردیم که در میان زیارات، برای دو امام بزرگوار عنوانی بیان شده که به ظاهر منحصر به ایشان است، اما در حقیقت همه ائمه علیهمالسلام در این عنوان شریک هستند و آن عنوان «داعی الله» است؛ یعنی همه ائمه دعوتکننده به سمت خدا هستند. اما اینکه در زیارتنامه، این عنوان برای امام حسین علیهالسلام و امام زمان علیهالسلام به کار رفته، بزرگان فرمودند شاید جهتش این باشد که این دو امام، یک نوع دعوت خاص دارند. همه ائمه با گفتار و کردارشان مردم را دعوت میکردند، اما امام حسین علیهالسلام یک دعوت سومی هم دارد که اگر دعوت قولی و عملی جواب ندهد، این سومی بسیار مؤثر بوده و آن، دعوت با خون و شهادت است. در زیارت اربعین ملاحظه فرمودید که عرض میکنیم: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ یعنی با ریخته شدن خونش، مردم را از جهالت و حیرت نجات داد. کربلا فقط یک واقعه عقلانی نیست، فقط حماسی نیست، فقط عاطفی و اشک و گریه هم نیست؛ مجموع اینهاست. روضههایی که خوانده میشود، در بطن خودش نکات ناب تربیتی دارد که برای زندگی فردی، اجتماعی و حتی سیاسی ما به کار میآید. مثلاً امروز واژه «ریزشها و رویشها» را زیاد میشنوید؛ در کربلا هم ریزشها را داشتیم تا رویشها خودش را نشان بدهد. شب عاشورا، جمع کثیری از یاران امام جدا شدند و رفتند؛ سکینه خاتون سلاماللهعلیها میفرماید: «از بابام جدا شدند.» این ریزشها بود تا رویشها خودش را نشان بدهد.
امام حسین علیهالسلام در کربلا از سه حربه استفاده کردند: حربه اول: استدلال و عقلانیت.
حضرت با استدلال کاملاً محکم و متقن با دشمن وارد گفتگو شدند. حتی ابوالفضل علیهالسلام وقتی برای آوردن آب به شریعه فرات رفت، با لشکریان صحبت کرد و فرمود: شما مسلمید یا کافر؟ اگر مسلم نیستید، آیا انسان نیستید؟ از این آبی که خودتان میخورید و مرکبهایتان را سیراب میکنید و یهود و نصارا از آن میخورند، چرا به کودکان حسین نمیدهید؟ امام حسین هم بارها برای لشکریان خطبه خواندند و فرمودند: شما را به خدا قسم میدهم، من چه گناهی کردم که مستحق این عقوبتم؟ مگر ما چند نفریم که دور تا دور مرا گرفتهاید؟ با من بجنگید، با زن و بچه من چه کار دارید؟ اما این حربه اثر نکرد، چون تعلقات دنیوی، زنگار بر دلهایشان بسته بود و عقلشان را از کار انداخته بود. حتی وقتی حضرت فرمودند که به عمر سعد وعدههای دنیوی میدهند، من بیشتر به تو میدهم، عمر سعد گفت: ملک ری از دست من نمیرود! حتی شمر را هم شفاعت قرار دادند، اما شمر با وقاحت تمام گفت: جایزه عبیدالله را ترجیح میدهم. با عقلشان سخن گفتند اما نفس پیروز شد و جنود عقل شکست خوردند.
حربه دوم: حماسه و شجاعت.
امام حسین و همه یارانش از کوچک تا بزرگ، یکتنه ایستادند و حماسه آفریدند. خود حضرت یکتنه ایستاد، عباس علیهالسلام با وجود تیرهای فراوان که او را مانند خارپشت کرده بود، یک لحظه سستی نشان نداد. امام حسین در روز عاشورا از لباس رزم بیرون آمد و با عبا و عمامه پیامبر و شمشیر امیرالمؤمنین در مقابل لشکر ایستاد، اما باز هم اثر نکرد.
حربه سوم: عاطفه.
این حربه، هم در کنار آن دو بسیار مؤثر بوده و معتقدیم اگر درست استفاده شود، باعث میشود آن دو حربه هم اثر کند. امام حسین با برانگیختن عواطف، دلهای سنگین را نرم کرد. نمونهاش حضرت رقیه سلاماللهعلیهاست که تا امروز هر کسی نامش را میشنود، اشک میریزد. اما مهمتر از همه، روضه حضرت علیاصغر است. وقتی امام حسین از زیر عبا، قنداقه علیاصغر را بیرون آورد، لشکر دشمن نگاهشان به این طفل معطوف شد. حضرت فرمود: «وَیْلَکُمْ إِنَّکُمْ عَرَبٌ»؛ یعنی شما عرب هستید و باید بفهمید. وقتی ماهی را از آب بیرون بیاندازی، بالبال میزند و لبهایش را باز و بسته میکند؛ اما اگر خسته شود و دیگر نجنبد، اگر هم دوباره در آب بیندازیش، میمیرد. عرب به این حالت «تَلَظّی» میگوید. امام حسین داشت میفرمود: این طفل مثل ماهی از تشنگی بالبال میزند؛ آبش بدهید یا ندهید، دارد میمیرد. همین صحنه باعث شد دو نفر از لشکر عمر سعد که اهل شام بودند، از لشکر جدا شوند و به امام ملحق گردند. این نشان میدهد که عواطف، عقل را احیا میکند و اثر میگذارد. مرحوم آیتالله شوشتری معتقد بودند سنگینترین مصیبت، روضه حضرت علیاکبر است؛ چون حالتی که بر امام حسین در کنار پیکر علیاکبر عارض شد، در هیچ جای دیگر دیده نشد: حضرت هفت بار فریاد زد «وَلَدِی!» و اگر زینب نبود، حسین همانجا جان میداد. اما سخنران خود معتقدند که سنگینترین مصیبت، روضه حضرت علیاصغر است و سه دلیل دارند: اول اینکه در کربلا، هیچ جا خداوند وسط نمیآید، اما وقتی تیر به حلقوم علیاصغر رسید، ندایی آمد که «یَا حُسَیْنُ! فَانَّ الْجَنَّةَ قَدْ أَوْجَبْتُ لَهُ...»؛ یعنی خود خدا وسط آمد.
عرض کردیم که در میان زیارات، برای دو امام بزرگوار عنوانی بیان شده که به ظاهر منحصر به ایشان است، اما در حقیقت همه ائمه علیهمالسلام در این عنوان شریک هستند و آن عنوان «داعی الله» است؛ یعنی همه ائمه دعوتکننده به سمت خدا هستند. اما اینکه در زیارتنامه، این عنوان برای امام حسین علیهالسلام و امام زمان علیهالسلام به کار رفته، بزرگان فرمودند شاید جهتش این باشد که این دو امام، یک نوع دعوت خاص دارند. همه ائمه با گفتار و کردارشان مردم را دعوت میکردند، اما امام حسین علیهالسلام یک دعوت سومی هم دارد که اگر دعوت قولی و عملی جواب ندهد، این سومی بسیار مؤثر بوده و آن، دعوت با خون و شهادت است. در زیارت اربعین ملاحظه فرمودید که عرض میکنیم: «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ»؛ یعنی با ریخته شدن خونش، مردم را از جهالت و حیرت نجات داد. کربلا فقط یک واقعه عقلانی نیست، فقط حماسی نیست، فقط عاطفی و اشک و گریه هم نیست؛ مجموع اینهاست. روضههایی که خوانده میشود، در بطن خودش نکات ناب تربیتی دارد که برای زندگی فردی، اجتماعی و حتی سیاسی ما به کار میآید. مثلاً امروز واژه «ریزشها و رویشها» را زیاد میشنوید؛ در کربلا هم ریزشها را داشتیم تا رویشها خودش را نشان بدهد. شب عاشورا، جمع کثیری از یاران امام جدا شدند و رفتند؛ سکینه خاتون سلاماللهعلیها میفرماید: «از بابام جدا شدند.» این ریزشها بود تا رویشها خودش را نشان بدهد.
امام حسین علیهالسلام در کربلا از سه حربه استفاده کردند: حربه اول: استدلال و عقلانیت.
حضرت با استدلال کاملاً محکم و متقن با دشمن وارد گفتگو شدند. حتی ابوالفضل علیهالسلام وقتی برای آوردن آب به شریعه فرات رفت، با لشکریان صحبت کرد و فرمود: شما مسلمید یا کافر؟ اگر مسلم نیستید، آیا انسان نیستید؟ از این آبی که خودتان میخورید و مرکبهایتان را سیراب میکنید و یهود و نصارا از آن میخورند، چرا به کودکان حسین نمیدهید؟ امام حسین هم بارها برای لشکریان خطبه خواندند و فرمودند: شما را به خدا قسم میدهم، من چه گناهی کردم که مستحق این عقوبتم؟ مگر ما چند نفریم که دور تا دور مرا گرفتهاید؟ با من بجنگید، با زن و بچه من چه کار دارید؟ اما این حربه اثر نکرد، چون تعلقات دنیوی، زنگار بر دلهایشان بسته بود و عقلشان را از کار انداخته بود. حتی وقتی حضرت فرمودند که به عمر سعد وعدههای دنیوی میدهند، من بیشتر به تو میدهم، عمر سعد گفت: ملک ری از دست من نمیرود! حتی شمر را هم شفاعت قرار دادند، اما شمر با وقاحت تمام گفت: جایزه عبیدالله را ترجیح میدهم. با عقلشان سخن گفتند اما نفس پیروز شد و جنود عقل شکست خوردند.
حربه دوم: حماسه و شجاعت.
امام حسین و همه یارانش از کوچک تا بزرگ، یکتنه ایستادند و حماسه آفریدند. خود حضرت یکتنه ایستاد، عباس علیهالسلام با وجود تیرهای فراوان که او را مانند خارپشت کرده بود، یک لحظه سستی نشان نداد. امام حسین در روز عاشورا از لباس رزم بیرون آمد و با عبا و عمامه پیامبر و شمشیر امیرالمؤمنین در مقابل لشکر ایستاد، اما باز هم اثر نکرد.
حربه سوم: عاطفه.
این حربه، هم در کنار آن دو بسیار مؤثر بوده و معتقدیم اگر درست استفاده شود، باعث میشود آن دو حربه هم اثر کند. امام حسین با برانگیختن عواطف، دلهای سنگین را نرم کرد. نمونهاش حضرت رقیه سلاماللهعلیهاست که تا امروز هر کسی نامش را میشنود، اشک میریزد. اما مهمتر از همه، روضه حضرت علیاصغر است. وقتی امام حسین از زیر عبا، قنداقه علیاصغر را بیرون آورد، لشکر دشمن نگاهشان به این طفل معطوف شد. حضرت فرمود: «وَیْلَکُمْ إِنَّکُمْ عَرَبٌ»؛ یعنی شما عرب هستید و باید بفهمید. وقتی ماهی را از آب بیرون بیاندازی، بالبال میزند و لبهایش را باز و بسته میکند؛ اما اگر خسته شود و دیگر نجنبد، اگر هم دوباره در آب بیندازیش، میمیرد. عرب به این حالت «تَلَظّی» میگوید. امام حسین داشت میفرمود: این طفل مثل ماهی از تشنگی بالبال میزند؛ آبش بدهید یا ندهید، دارد میمیرد. همین صحنه باعث شد دو نفر از لشکر عمر سعد که اهل شام بودند، از لشکر جدا شوند و به امام ملحق گردند. این نشان میدهد که عواطف، عقل را احیا میکند و اثر میگذارد. مرحوم آیتالله شوشتری معتقد بودند سنگینترین مصیبت، روضه حضرت علیاکبر است؛ چون حالتی که بر امام حسین در کنار پیکر علیاکبر عارض شد، در هیچ جای دیگر دیده نشد: حضرت هفت بار فریاد زد «وَلَدِی!» و اگر زینب نبود، حسین همانجا جان میداد. اما سخنران خود معتقدند که سنگینترین مصیبت، روضه حضرت علیاصغر است و سه دلیل دارند: اول اینکه در کربلا، هیچ جا خداوند وسط نمیآید، اما وقتی تیر به حلقوم علیاصغر رسید، ندایی آمد که «یَا حُسَیْنُ! فَانَّ الْجَنَّةَ قَدْ أَوْجَبْتُ لَهُ...»؛ یعنی خود خدا وسط آمد.


تاکنون نظری ثبت نشده است