display result search
منو
دعوت توحید در برابر فتنه استکبار

دعوت توحید در برابر فتنه استکبار

  • 1 تعداد قطعات
  • 50 دقیقه مدت قطعه
  • 5 دریافت شده
سخنزانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "دعوت توحید در برابر فتنه استکبار"، سال 1404


یک آیه در سوره مبارکه فرقان است که خدای متعال می فرماید: وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ».معنی آیه این است: ما قبل از تو ای پیامبر هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه آنها غذا می خوردند و در بازارها راه می رفتند. یعنی این پیغمبران اولوالعزم، این برگزیدگان الهی، وقتی می آمدند، در قالب بشر ظاهر می شدند. لباس بشری می پوشیدند. مثل سایر مردم زندگی می کردند. در کوچه و بازار راه می رفتند. خورد و خواب و خوراک داشتند. این یک سنت الهی است. وقتی خدا انبیا را می فرستد، آنها با وجود آن مقام عظیم، با وجود آن اتصال به حضرت حق، با آن مأموریت بزرگ هدایت بشر، لباس بشر می پوشند. این در معارف ما باب مفصلی دارد. یعنی خدای متعال وقتی کسی را رسول می کند برای اداره عالم، او را در همین قالب و لباس قرار می دهد. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه‌ای به سلمان فارسی که اهل سرّ بود، اهل علوم اهل بیت بود، مقامات عظیم خود را توضیح می دهند. می فرمایند که ما مقاماتی داریم: نَحْنُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى.... بعد می فرمایند: وَ الْأَمْرُ أَعْلَى مِنْ ذَلِکَ... از همه این مقامات بالاتر، آنجاست که حضرت می فرمایند: وَ مَعَ ذَلِکَ لَا نَمْنَعُ الضَّیْفَ، وَ نَأْکُلُ عَلَى الْأَرْضِ، وَ نَلْبَسُ الْخَشِنَ، وَ نَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ. یعنی با همه این مقامات، با همه این عظمت، ما با شما می‌نشینیم سر سفره، در بازارهای شما راه می رویم. این خودش یک فضیلت بزرگ است. آن کسی که صاحب آن مقام ملکوتی است، می آید و در کنار ما بندگان ضعیف می‌نشیند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: ما همه آن مقامات را داریم، اما با شما می‌نشینیم، با شما راه می‌رویم. نَحْنُ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ، لَا نَسْبِقُهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ. ما بندگان مکرم خدا هستیم. هرچه خدا بخواهد، همان را انجام می‌دهیم. اگر جایی باید صبر کنیم، صبر می‌کنیم. در ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا سلام‌الله علیها، صحنه‌هایی پیش آمد که در دل جناب سلمان امری گذشت. حضرت امیر به او فرمودند: سلمان، بیعتت را تجدید کن. در دل سلمان گذشت که: آقا! شما که صاحب اسم اعظمید. همه عوالم تحت اختیار شماست. با یک اراده می‌توانید این صحنه را عوض کنید. چه اتفاقی از این بدتر که بیت وحی و ولایت هتک شود و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مورد اذیت قرار گیرند؟ چرا از آن قدرت استفاده نمی‌کنی؟ اینجا درس بزرگ است. حضرت صبر کردند. امام اینگونه است. در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام نقل شده: به حضرت عرض کردند: آقا! مگر شما نمی‌گویید ارواح ما قبل از بدن خلق شده و در عالم نور بودیم؟ پس چرا آمدیم این دنیا؟ این همه سختی، این همه گرفتاری؟ حضرت فرمودند: اگر در آن عالم می‌ماندید، نورانیت خود را می‌دیدید و دچار عُجب می‌شدید. خیال می‌کردید چیزی هستید. شما را به این دنیا آوردند تا با این محدودیت‌ها، بفهمید که فقیر هستید، بنده هستید، محتاج هستید. آن رحمت رحیمی، آن لطف خاص پشت این پرده را نمی‌بینند. انسان اگر با انبیا راه برود، به جایی می‌رسد که رحمت خدا را در همه چیز می‌چشد و موحد می‌شود. انبیا می‌آیند لباس بشر می‌پوشند و دعوت می‌کنند. این دعوت بزرگ، منشأ اختلاف می‌شود. چرا؟ چون آنها بشارت‌ها و انذارهای بزرگی می‌آورند. می‌گویند: از سر سفره کوچک دنیا برخیزید، خدا سفره بزرگتری برای شما دارد. عده‌ای این دعوت را می‌پذیرند و عده‌ای زیر بار نمی‌روند. نزاع شکل می‌گیرد. این نزاع، نزاع بر سر منابع دنیوی نیست. نزاع بر سر ربوبیت است. قرآن در سوره بقره می‌فرماید: کانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ. مردم یک امت بودند، بعد خدا پیامبران را فرستاد. بعد می‌فرماید: وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ. کتاب را نازل کرد تا اختلافات را حل کند. قرار بود همه با انبیا حرکت کنند و الفت پیدا کنند. اما وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ. بعد از آمدن دلایل روشن، عده‌ای ستم کردند و راه اختلاف را باز کردند. مقابل انبیا ایستادند. قرآن می‌فرماید: وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ. وقتی فقط از خدا صحبت می‌شود نه خدا و دنیا، نه خدا و هوس، دل‌های بی‌ایمان به آخرت متنفر می‌شود. مستکبرین در طول تاریخ همیشه مقابل انبیا جبهه تشکیل داده‌اند. نزاع بر سر چیست؟ بر سر این است: هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی رَبِّهِمْ. دو گروه دشمن، در مورد پروردگارشان با هم نزاع کردند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده: این نزاع، بین ما و بنی‌امیه است. این جریان ادامه دارد. دعوا بر سر ربوبیت خداست. آیا خدا باید عالم را اداره کند یا نه؟ وقتی این نزاع شکل می‌گیرد، فتنه به وجود می‌آید. یک طرف جبهه انبیا و مؤمنان، طرف دیگر جبهه مستکبران. قرآن در سوره عنکبوت می‌فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِیَ فِی اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ کَعَذَابِ اللَّهِ. بعضی می‌گویند ایمان آوردیم، اما وقتی در راه خدا اذیت می‌بینند، فتنه مردم سختی‌هایی که دشمن ایجاد می‌کند را همانند عذاب خدا می‌پندارند. در حالی که این عذاب خدا نیست. این فتنه است. فتنه الناس. راه خدا، راه پر از سختی‌ها و موانع است. یکی از آن موانع، دشمنی است که می‌ایستد و راه را می‌بندد: یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ. این فتنه، بستر امتحان و رشد مؤمنان است. اگر این فتنه‌ها و امتحانات نبود، رشد حاصل نمی‌شد. وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ... وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ. خداوند صابران را بشارت می‌دهد. مؤمن وقتی در مصیبت قرار می‌گیرد، می‌گوید: اَلصَّبْرُ مِنَ الْإِیمَانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ صبر، سر ایمان است. انبیا لباس بشر پوشیدند و وارد این فتنه شدند. قرآن می‌فرماید: وَجَعَلْنَا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ. آیا صبر می‌کنید؟ وَکَانَ رَبُّکَ بَصِیرًا. پروردگارت بیناست می‌داند که انبیا و اولیا صبر می‌کنند. آنها پا پس نمی‌کشند. حضرت ابراهیم در آتش و در تبعید صبر کرد. اگر انبیا در قالب غیربشر می‌آمدند، این فتنه‌ها به این شدت در نمی‌گرفت. وقتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام قالب بشر است، ابوجهل و ابولهب خود را هم‌تای او می‌دانند. اما اگر حضرت به صورت حقیقی خود ظاهر شود، کیست که بتواند بایستد؟ در جنگ بدر، شیطان که در قالب یک انسان آمده بود وقتی ملائکه را دید، فرار کرد.
عاشورا، اوج این فتنه است. دست‌هایی که خیمه‌های امام حسین علیه‌السلام را آتش زدند، اگر جبرئیل را می‌دیدند، آیا جرأت می‌کردند؟ اما امام حسین علیه‌السلام آمد در قالب بشر، تا این فتنه را به جان بخرد. چرا؟ چون دعوت به توحید، این هزینه را دارد. دشمن نمی‌خواهد مردم موحد شوند. اما در بطن این فتنه، رشد و تعالی است. اگر عاشورا نبود، اصحاب امام حسین علیه‌السلام به آن قله‌های رفیع نمی‌رسیدند. حبیب بن مظاهر که از یاران قدیمی امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود، در کربلا به اوج رسید. کربلا بوی بهشت می‌دهد. بوی کربلا از بهشت می‌آید. باطن کربلا، قله‌های بهشت است. روز عاشورا، هر چه به ظهر نزدیک‌تر می‌شد، چهره بعضی از اصحاب نورانی‌تر و شاداب‌تر می‌شد! چرا؟ چون مشتاق لقای الله بودند. امام حسین علیه‌السلام آنها می‌فرمود: صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ، فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُونَ بِکُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجَنَّةِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِیمِ الدَّائِمِ. صبر کنید ای بزرگزادگان! مرگ نیست مگر پلی که شما را از سختی‌ها به سوی بهشت پهناور و نعمت جاویدان عبور می‌دهد. امام حسین علیه‌السلام، همان نَفْسٌ مُطْمَئِنَّةٌ است که خداوند در قرآن می‌فرماید: یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً. آن وجود مطمئن، وسط آن میدان ایستاده بود. اگر ما دستمان را به دست امام حسین علیه السلام بدهیم، این ندا را هم می‌شنویم. او ما را از دل فتنه‌ها عبور می‌دهد. امام زمان عجل الله در غیبت است. اما نایب و پرچمدارش، ولی فقیه، امروز در مقابل مستکبرین عالم ایستاده است. این فتنه‌ای است که باید از آن عبور کنیم. فقط یک نفر ایستاده وسط میدان تاریخ صدا می‌زند: هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی؟. یک نفر دعوت می‌کند. آن هم امام حسین علیه‌السلام و خط سرخ ولایت است.
از خدا بخواهیم که این ندا را بشنویم. از این فتنه‌ها نترسیم. این اذیت‌ها در راه خدا، ما را به خدا می‌رساند. فَضْلَ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 50:14

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن