- 22
- 1000
- 1000
- 1000
انقلاب اسلامی و تمدن سازی در نظم نوین جهانی
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "انقلاب اسلامی و تمدن سازی در نظم نوین جهانی"، سال 1404
در این چهل و هفت سال، هر روز این پرچمی که به دست یکی از اولیای الهی، یکی از فقهای بزرگ شیعه برافراشته شده، در جهان برافراشتهتر میگردد و هر روز قدرت اسلام و قدرت جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی در جهان بیشتر شده است. آنچه امروز به عنوان حوادث منطقه میبینیم، ناشی از ضعف ما نیست، بلکه ناشی از قدرت اسلام است. در طول این چهار دهه و نیم، دشمن در مقابل اسلام و قدرت اسلام همواره منفعل بوده است. از فروپاشی شوروی گرفته تا اشغال لانه جاسوسی، پرچم مبارزه از دست مارکسیستها و کمونیستها به دست اسلام و سربازان اسلام افتاد و این منجر به فروپاشی شوروی در جهان شد. این اتفاق بسیار مهمی است و خود غربیها میدانند که فروپاشی شوروی بیش از آنکه مستند به جنگ سرد آن دوره چهل ساله باشد، مستند به انقلاب اسلامی است. پس از فروپاشی شوروی، دنیای غرب کاملاً هوشیار شد. موج بعدی لیبرال دموکراسی و نظام سرمایهداری بود، لذا آرایش درگیری همهجانبه با اسلام را اتخاذ کردند و رسماً اعلام برخورد تمدنها نمودند. این سخن ما نیست، سخن تئوریسین آمریکایی است که میگوید از آغاز قرن بیست و یکم، درگیری تمدنها با پرچمداری اسلام به رهبری ایران و لیبرال دموکراسی به پرچمداری آمریکا آغاز میشود و این دو تمدن اصلی با هم درگیرند. از سال 2001 با درگیری همهجانبه و با حضور ناتو وارد منطقه شدند به این بهانه که تا سال 2005 بساط را جمع کنند، اما اکنون پس از بیست و پنج سال، دوباره در سال 2024 از طریق اسرائیل همان نقشه قبلی یعنی طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر جغرافیا و فرهنگ منطقه را دنبال میکنند. این درگیری رو به پیش است و ما نیز مرتب رو به پیشیم. حوادث این روزها در منطقه، لشکرکشیها و اردوکشیها ناشی از نقطه ضعف دشمن است. وقتی موج تظاهرات عظیم در اروپا پس از کشتیهای امدادی در ایتالیا و سپس اسپانیا و کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین و آفریقا و دنیای اسلام و آسیا به راه افتاد، رئیسجمهور آمریکا سراسیمه به منطقه آمد و اعلام آتشبس کرد. این انفعال در مقابل قدرت جمهوری اسلامی است. اگر ما یک قدرت بزرگ و توانمند در جهان نبودیم، برای مقابله با ما این همه سرمایهگذاری و هزینه و جنگیدن در طول چهل و هفت سال لازم نبود. نفس میزان سرمایهگذاری دشمن، نشاندهنده برآوردی است که دشمن از ما دارد. اکنون نیز ماههاست طرح دارند، به منطقه میآیند، طراحی میکنند، پا پس میکشند، پیش میزنند، پس میکشند. این علامت اقتدار ماست و در این شکی نیست. ما یک قدرت مؤثر در دنیا هستیم. آمریکا تنها رقیبی که در نظم جهانی دارد، نه در ساختار کنونی، بلکه در نظم سرمایهداری، همین ساختار را ایجاد کرده است. برخی مانند روسیه و چین در موازنه ساختاری با آمریکا بحث دارند، اما تنها رقیب آنها در نظم، اسلام و اسلام سیاسی است که پرچمش در دست جمهوری اسلامی است. خود آنها نیز این را میدانند. ما تنها رقیب نظم موجود هستیم و مدعی یک نظم دیگریم. حرف ما در قبال ایدئولوژی آمریکایی قرار دارد و این منجر به تضعیف ایدئولوژی آمریکایی و رویای آمریکایی در جهان شده است. در سال 2001 وقتی آمریکا به دنیای اسلام حمله کرد، در زمان بوش پسر، شصت نفر از دانشمندان آمریکایی به او نامه نوشتند و اعلام کردند که برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی در جهان میجنگیم و این جنگ، جنگ اخلاقی است. امروز دیگر کسی نمیگوید این جنگها ایدئولوژیک است، بلکه صریحاً میگویند نفت میخواهیم. این تغییر وضعیت، عامل فروپاشی اصلی آمریکاست. فروپاشی آمریکا نیز مانند فروپاشی شوروی، ایدئولوژیک است. وقتی ایدئولوژی آنها جاذبه خود را در جهان از دست بدهد، رویای آمریکایی دیگر جاذبهای ندارد. شعار آزادی و دموکراسی و عقلانیت میدادند، اما اینک وضع آزادی و عقلانیت آنها در جهان نمایان است. یک عزیزی میگفت این تمدن عقلانی نیست، همان شیطانپرستی است که کهنه و ساحر دارند و کار دست کهنه و ساحر است. البته این جریان در کشورهای دنیای اسلام نیز امتداد دارد. این امتداد همان جریان غربگرایی است که آنها را به هم پیوند داده است. دو دهه است در شبکهسازی در دنیای اسلام کار انبوه میکنند و عدهای نیز طرفداری میکنند. اما واقعیت این است که با دست خودشان در حال نابودی ساختارهای نرمی هستند که در جهان ایجاد کرده بودند. وضع ما به لحاظ قدرت، وضع خوبی است و چنین نیست که در موازنه قدرت، کشوری ضعیف باشیم. البته روشن است که ما هر چه بتوانیم بر اساس دستور قرآن امکانات و اعداد فراهم میکنیم: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل که هم قوه سخت و هم قوه نرم را شامل میشود و هدف آن ترهبون به عدو الله و عدوکم است. اما اینگونه نیست که به این امکانات مادی تکیه کنیم، زیرا و ما النصر الا من عندالله. قرآن در جنگ حنین به ما میآموزد که مسلمانان پس از پیروزی مکه، با ده هزار لشکر فاتح و چند هزار تازه مسلمان به سوی حنین و طائف رفتند. خداوند میفرماید: اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین. شما به جمعیت خود مغرور شدید، اما این جمعیت هیچ فایدهای نداشت و زمین با همه وسعت بر شما تنگ شد و پا به فرار گذاشتید. ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین. خداوند پس از آن، آرامش را بر قلب مومنان نازل کرد و پیروز شدند. ما نباید به امکانات تکیه کنیم، باید به خدا توکل کنیم و از او استمداد طلبیم. «حسبنا الله و نعم الوکیل» شعار ما در سختترین صحنههاست، همان شعار کسانی که پس از جنگ احزاب استقامت کردند.از نظر معادلات طبیعی نیز در موازنه قدرت وضع خوبی داریم. اگر قوی نبودیم، دشمن این همه لشکرکشی و جنگ ترکیبی به راه نمیانداخت. اما آنچه در قرآن میبینیم این است که جبهه مومنان وقتی استقامت میکردند و تکالیف خود را انجام میدادند، در شرایطی که موازنه مادی به نفع آنان نبود، خدا پیروزشان میکرد. انقلاب اسلامی حرکتی از جنس حرکت انبیا برای برافراشتن پرچم حق است، نه از جنس درگیریهای مادی میان قدرتهای دنیوی. قدرتهای مادی با هم قرارداد میبندند، اما وقتی به نقطهای میرسند، خدا غضبشان را برمیانگیزد و دهها میلیون همدیگر را میکشند، مانند جنگهای جهانی که هیچ ارزشی ندارند. اما درگیری انقلاب اسلامی برای برافراشتن پرچم حق است و هر روز رو به پیش بوده است. انشاءالله از این صحنهها نیز با عزت و قدرت عبور خواهیم کرد. آنچه مهم است این است که پس از عبور از این صحنهها و پیروزی، چه باید کرد؟ کاستیهای ما چیست؟ درگیری ما با دنیا، هم جنگ سخت است و هم جنگ نرم. رهبر معظم انقلاب اخیراً فرمودند در جنگ سخت اصحاب مقاومت کردند، اما در جنگ نرم برخی فریب خوردند و از دست رفتند. وقتی با غرب فرهنگی تعیین تکلیف نکنیم، از آن ناحیه شکست میخوریم. یکی از ارکان غرب فرهنگی، دولت تنظیمگر یا دولت مدرن است. با الگوهای سرمایهداری نمیتوان به اهداف انقلاب اسلامی رسید و انقلاب را پیروز می کنیم. آسیب ما در مقابل غرب فرهنگی است. نظام سرمایهداری جهانی اجازه نمیدهد ما رشد کنیم. ما از پنجره سیاست بیرونش کردیم، اما از پنجره اقتصاد وارد شد. با ایجاد سرمایهداری وابسته، عرصه فرهنگ و سیاست را هم از دست ما میگیرد. این جریان سرمایهداری وابسته به غرب و آمریکا، آرام آرام سیاست و فرهنگ را نرمالسازی میکند. غرب اجازه نمیدهد زنجیره تولیدمان طولانی شود. روایت موجود از اقتصاد ایران که مختص به ایران هم نیست، با نسخه علم ایدئولوژیک غربی، ناترازی ایجاد کرده و سیاست تعدیل هر روز سفره طبقات متوسط و پایین را تنگتر میکند. نسخه رهبر انقلاب این است که زنجیره تولید را بلند کنیم. ما باید مولد باشیم و میتوانیم صد برابر ارزش افزوده در کشور ایجاد کنیم. اگر صادرات مواد خام پنجاه میلیارد باشد، میتوانیم به پنج هزار میلیارد برسانیم تا کشوری نود میلیونی اداره شود. اما استعمار اجازه نمیدهد و نظام سرمایهداری وابسته ایجاد میکند که سهم ما خامفروشی باشد. عبور از این بحران نیازمند طرح علمی است، نه موضعگیری سیاسی و شعار. راه حل ما در جنگ نرم همین است. دشمنان با طرح سیاسی خاورمیانه جدید وارد منطقه شدهاند که بخش عمدهاش فرهنگی است و یکی از ارکان آن بانوان دنیای اسلام است. آنها اسلام اموی را در منطقه احیا میکنند و ویترینی از توسعه ساختهاند مانند قطر و دبی که همه میدانند توسعه واقعی نیست، بلکه ویترین توسعه است و با ما جنگ میکنند.
در این چهل و هفت سال، هر روز این پرچمی که به دست یکی از اولیای الهی، یکی از فقهای بزرگ شیعه برافراشته شده، در جهان برافراشتهتر میگردد و هر روز قدرت اسلام و قدرت جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی در جهان بیشتر شده است. آنچه امروز به عنوان حوادث منطقه میبینیم، ناشی از ضعف ما نیست، بلکه ناشی از قدرت اسلام است. در طول این چهار دهه و نیم، دشمن در مقابل اسلام و قدرت اسلام همواره منفعل بوده است. از فروپاشی شوروی گرفته تا اشغال لانه جاسوسی، پرچم مبارزه از دست مارکسیستها و کمونیستها به دست اسلام و سربازان اسلام افتاد و این منجر به فروپاشی شوروی در جهان شد. این اتفاق بسیار مهمی است و خود غربیها میدانند که فروپاشی شوروی بیش از آنکه مستند به جنگ سرد آن دوره چهل ساله باشد، مستند به انقلاب اسلامی است. پس از فروپاشی شوروی، دنیای غرب کاملاً هوشیار شد. موج بعدی لیبرال دموکراسی و نظام سرمایهداری بود، لذا آرایش درگیری همهجانبه با اسلام را اتخاذ کردند و رسماً اعلام برخورد تمدنها نمودند. این سخن ما نیست، سخن تئوریسین آمریکایی است که میگوید از آغاز قرن بیست و یکم، درگیری تمدنها با پرچمداری اسلام به رهبری ایران و لیبرال دموکراسی به پرچمداری آمریکا آغاز میشود و این دو تمدن اصلی با هم درگیرند. از سال 2001 با درگیری همهجانبه و با حضور ناتو وارد منطقه شدند به این بهانه که تا سال 2005 بساط را جمع کنند، اما اکنون پس از بیست و پنج سال، دوباره در سال 2024 از طریق اسرائیل همان نقشه قبلی یعنی طرح خاورمیانه بزرگ و تغییر جغرافیا و فرهنگ منطقه را دنبال میکنند. این درگیری رو به پیش است و ما نیز مرتب رو به پیشیم. حوادث این روزها در منطقه، لشکرکشیها و اردوکشیها ناشی از نقطه ضعف دشمن است. وقتی موج تظاهرات عظیم در اروپا پس از کشتیهای امدادی در ایتالیا و سپس اسپانیا و کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین و آفریقا و دنیای اسلام و آسیا به راه افتاد، رئیسجمهور آمریکا سراسیمه به منطقه آمد و اعلام آتشبس کرد. این انفعال در مقابل قدرت جمهوری اسلامی است. اگر ما یک قدرت بزرگ و توانمند در جهان نبودیم، برای مقابله با ما این همه سرمایهگذاری و هزینه و جنگیدن در طول چهل و هفت سال لازم نبود. نفس میزان سرمایهگذاری دشمن، نشاندهنده برآوردی است که دشمن از ما دارد. اکنون نیز ماههاست طرح دارند، به منطقه میآیند، طراحی میکنند، پا پس میکشند، پیش میزنند، پس میکشند. این علامت اقتدار ماست و در این شکی نیست. ما یک قدرت مؤثر در دنیا هستیم. آمریکا تنها رقیبی که در نظم جهانی دارد، نه در ساختار کنونی، بلکه در نظم سرمایهداری، همین ساختار را ایجاد کرده است. برخی مانند روسیه و چین در موازنه ساختاری با آمریکا بحث دارند، اما تنها رقیب آنها در نظم، اسلام و اسلام سیاسی است که پرچمش در دست جمهوری اسلامی است. خود آنها نیز این را میدانند. ما تنها رقیب نظم موجود هستیم و مدعی یک نظم دیگریم. حرف ما در قبال ایدئولوژی آمریکایی قرار دارد و این منجر به تضعیف ایدئولوژی آمریکایی و رویای آمریکایی در جهان شده است. در سال 2001 وقتی آمریکا به دنیای اسلام حمله کرد، در زمان بوش پسر، شصت نفر از دانشمندان آمریکایی به او نامه نوشتند و اعلام کردند که برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی در جهان میجنگیم و این جنگ، جنگ اخلاقی است. امروز دیگر کسی نمیگوید این جنگها ایدئولوژیک است، بلکه صریحاً میگویند نفت میخواهیم. این تغییر وضعیت، عامل فروپاشی اصلی آمریکاست. فروپاشی آمریکا نیز مانند فروپاشی شوروی، ایدئولوژیک است. وقتی ایدئولوژی آنها جاذبه خود را در جهان از دست بدهد، رویای آمریکایی دیگر جاذبهای ندارد. شعار آزادی و دموکراسی و عقلانیت میدادند، اما اینک وضع آزادی و عقلانیت آنها در جهان نمایان است. یک عزیزی میگفت این تمدن عقلانی نیست، همان شیطانپرستی است که کهنه و ساحر دارند و کار دست کهنه و ساحر است. البته این جریان در کشورهای دنیای اسلام نیز امتداد دارد. این امتداد همان جریان غربگرایی است که آنها را به هم پیوند داده است. دو دهه است در شبکهسازی در دنیای اسلام کار انبوه میکنند و عدهای نیز طرفداری میکنند. اما واقعیت این است که با دست خودشان در حال نابودی ساختارهای نرمی هستند که در جهان ایجاد کرده بودند. وضع ما به لحاظ قدرت، وضع خوبی است و چنین نیست که در موازنه قدرت، کشوری ضعیف باشیم. البته روشن است که ما هر چه بتوانیم بر اساس دستور قرآن امکانات و اعداد فراهم میکنیم: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل که هم قوه سخت و هم قوه نرم را شامل میشود و هدف آن ترهبون به عدو الله و عدوکم است. اما اینگونه نیست که به این امکانات مادی تکیه کنیم، زیرا و ما النصر الا من عندالله. قرآن در جنگ حنین به ما میآموزد که مسلمانان پس از پیروزی مکه، با ده هزار لشکر فاتح و چند هزار تازه مسلمان به سوی حنین و طائف رفتند. خداوند میفرماید: اذ اعجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین. شما به جمعیت خود مغرور شدید، اما این جمعیت هیچ فایدهای نداشت و زمین با همه وسعت بر شما تنگ شد و پا به فرار گذاشتید. ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المومنین. خداوند پس از آن، آرامش را بر قلب مومنان نازل کرد و پیروز شدند. ما نباید به امکانات تکیه کنیم، باید به خدا توکل کنیم و از او استمداد طلبیم. «حسبنا الله و نعم الوکیل» شعار ما در سختترین صحنههاست، همان شعار کسانی که پس از جنگ احزاب استقامت کردند.از نظر معادلات طبیعی نیز در موازنه قدرت وضع خوبی داریم. اگر قوی نبودیم، دشمن این همه لشکرکشی و جنگ ترکیبی به راه نمیانداخت. اما آنچه در قرآن میبینیم این است که جبهه مومنان وقتی استقامت میکردند و تکالیف خود را انجام میدادند، در شرایطی که موازنه مادی به نفع آنان نبود، خدا پیروزشان میکرد. انقلاب اسلامی حرکتی از جنس حرکت انبیا برای برافراشتن پرچم حق است، نه از جنس درگیریهای مادی میان قدرتهای دنیوی. قدرتهای مادی با هم قرارداد میبندند، اما وقتی به نقطهای میرسند، خدا غضبشان را برمیانگیزد و دهها میلیون همدیگر را میکشند، مانند جنگهای جهانی که هیچ ارزشی ندارند. اما درگیری انقلاب اسلامی برای برافراشتن پرچم حق است و هر روز رو به پیش بوده است. انشاءالله از این صحنهها نیز با عزت و قدرت عبور خواهیم کرد. آنچه مهم است این است که پس از عبور از این صحنهها و پیروزی، چه باید کرد؟ کاستیهای ما چیست؟ درگیری ما با دنیا، هم جنگ سخت است و هم جنگ نرم. رهبر معظم انقلاب اخیراً فرمودند در جنگ سخت اصحاب مقاومت کردند، اما در جنگ نرم برخی فریب خوردند و از دست رفتند. وقتی با غرب فرهنگی تعیین تکلیف نکنیم، از آن ناحیه شکست میخوریم. یکی از ارکان غرب فرهنگی، دولت تنظیمگر یا دولت مدرن است. با الگوهای سرمایهداری نمیتوان به اهداف انقلاب اسلامی رسید و انقلاب را پیروز می کنیم. آسیب ما در مقابل غرب فرهنگی است. نظام سرمایهداری جهانی اجازه نمیدهد ما رشد کنیم. ما از پنجره سیاست بیرونش کردیم، اما از پنجره اقتصاد وارد شد. با ایجاد سرمایهداری وابسته، عرصه فرهنگ و سیاست را هم از دست ما میگیرد. این جریان سرمایهداری وابسته به غرب و آمریکا، آرام آرام سیاست و فرهنگ را نرمالسازی میکند. غرب اجازه نمیدهد زنجیره تولیدمان طولانی شود. روایت موجود از اقتصاد ایران که مختص به ایران هم نیست، با نسخه علم ایدئولوژیک غربی، ناترازی ایجاد کرده و سیاست تعدیل هر روز سفره طبقات متوسط و پایین را تنگتر میکند. نسخه رهبر انقلاب این است که زنجیره تولید را بلند کنیم. ما باید مولد باشیم و میتوانیم صد برابر ارزش افزوده در کشور ایجاد کنیم. اگر صادرات مواد خام پنجاه میلیارد باشد، میتوانیم به پنج هزار میلیارد برسانیم تا کشوری نود میلیونی اداره شود. اما استعمار اجازه نمیدهد و نظام سرمایهداری وابسته ایجاد میکند که سهم ما خامفروشی باشد. عبور از این بحران نیازمند طرح علمی است، نه موضعگیری سیاسی و شعار. راه حل ما در جنگ نرم همین است. دشمنان با طرح سیاسی خاورمیانه جدید وارد منطقه شدهاند که بخش عمدهاش فرهنگی است و یکی از ارکان آن بانوان دنیای اسلام است. آنها اسلام اموی را در منطقه احیا میکنند و ویترینی از توسعه ساختهاند مانند قطر و دبی که همه میدانند توسعه واقعی نیست، بلکه ویترین توسعه است و با ما جنگ میکنند.


تاکنون نظری ثبت نشده است