- 15
- 1000
- 1000
- 1000
تبیین مقام صدیقون و شهداء در بیان امام سجاد علیهالسلام
سخنزانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تبیین مقام صدیقون و شهداء در بیان امام سجاد علیهالسلام"، سال 1404
بحث امشب حول محور تفسیر آیهای از قرآن و پاسخ عمیق امام سجاد علیهالسلام در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ است. همه ماجرای تلخ کربلا و اسارت اهل بیت پیامبر را میدانید. در مجلس یزید، هنگامی که سر مبارک امام حسین علیهالسلام را حاضر کردند و اسرا را به تمسخر گرفتند، یزید برای تحقیر بیشتر، آیه 30 سوره شوری را تلاوت کرد: مَا أَصَابَکَ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ؛ هر مصیبتی به شما میرسد به خاطر دستاوردهای خود شماست و خدا از بسیاری درمیگذرد. پیام یزید واضح بود: این مصیبتها، این شکست، این اسارت، نتیجه اشتباه و خطای شماست! اگر با خلیفه زمانه درنمیآویختید، این بلاها سرتان نمیآمد. اما امام سجاد علیهالسلام، آن اسیر عزیز و آن عالم به قرآن، پاسخ فرمودند: این آیه درباره ما نازل نشده است. آیهای که درباره ما نازل شده، آیه دیگری است. و سپس این آیه از سوره حدید را تلاوت فرمودند: لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید. مسیر سابقون؛ ایمان، انفاق و همراهی با امام است. برای فهمیدن عمق این پاسخ، باید به سراغ سوره حدید برویم. در ابتدای این سوره، خدای متعال خود را با اوصافی باعظمت معرفی میکند؛ خدایی که مالک ملکوت آسمانها و زمین است. سپس خطاب به مومنان میفرماید: به این خدا و رسولش ایمان بیاورید و انفاق کنید. این انفاق، تنها مال نیست، بلکه جان را نیز شامل میشود. این، همان «قرض الحسنه» دادن به خداست. شما آنچه را خدا به شما داده، به خود او قرض میدهید و او چندین برابر به شما بازمیگرداند. اما این قرض الحسنه در روایات ما، تفسیر زیبایی دارد: قَرضُ الحَسَنَةِ: نُصْرَةُ الإمامِ فِی دَولَةِ الفاسِقِینَ. یعنی قرض الحسنه، یاری کردن امام در دوران حکومت فاسقان است. در دوران غیبت، هنگامی که فسق و فجور آشکار میشود و امام معصوم در غربت به سر میبرد، پیوند زدن زندگیتان با او، قرار دادن مال و جانتان در خدمت او و حرکت در مسیر او، همان قرض دادن به خداست. خداوند وعده میدهد این مسیر، قطعاً به پیروزی میرسد: إِنَّ ٱللَّهَ یُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا. دورانی که زمین در دست کفار و منافقین میمیرد، میگذرد و خداوند آن را با دست اولیایش دوباره زنده میکند. این وعده، اشاره به عصر ظهور دارد. اما یک هشدار جدی هم میدهد: وَأَنَّهُۥ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ. خداوند هر متکبر فخرفروشی را دوست ندارد. و مهمتر: وَأَنَّهُۥ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ٱلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ. کسانی که بخل میورزند و مردم را به بخل دعوت میکنند. قرآن میفرماید کسانی که در این راه پیشگام شوند. السَّابِقُونَ، نزد پروردگارشان چه مقامی دارند؟ فَأُولَٰئِکَ یَکُونُونَ مِنَ ٱلصِّدِّیقِینَ وَٱلشُّهَدَاءِ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ. آنها از صدیقان و شهدا نزد پروردگارشان خواهند بود. برای آنان پاداش و نور ویژهای است. این مقام شهید، منحصر به کسی که در میدان جنگ به شهادت میرسد نیست. در روایات ما تصریح شده است: هر که در دوران غربت امام، با او همراه شود، بر محور او حرکت کند، جان و مالش را در راه او دهد و از او جدا نشود، از مصادیق صدیقون و شهداء است، حتی اگر در بستر خود از دنیا برود. این افراد به مقام شهود و مشاهده حقیقت نائل میشوند. مانند شهیدی که پس از شهادت، پیشرفت پرچم حق را به سوی قله پیروزی میبیند و شاهد ثمره خون خود است. بر سر این راه، مانع بزرگی وجود دارد: «حَیَاةُ الدُّنْیَا». قرآن این مانع را با پنج مشخصه توصیف میکند: لَعِبٌ، لَهْوٌ، زِینَةٌ، تَفَاخُرٌ، تَکَاثُرٌ. اینها پنج دام بزرگ شیطان در زندگی دنیاست:
لعب: همان سرگرمیهای بیهوده و وقتگیر. ·لهو: همان غفلتآورها که انسان را از هدف اصلی بازمیدارد. · زینت: همان ظواهر فریبنده و جلوههای زیبای دروغین دنیا. · تفاخر: همان مباهات به داشتههای مادی و مقامات ظاهری. · تکاثر (فزونطلبی و رقابت): همان مسابقه بر سر جمعآوری بیشتر مال و منال که در سوره تکاثر به آن پرداخته شده و انسان را تا لب گور مشغول میکند. تمدن مادی حاکم بر جهان امروز، دقیقاً بر همین پنج پایه استوار است. از شهربازیها و مراکز خرید عظیم لهو و لعب و زینت تا شبکههای اجتماعی مبتنی بر خودنمایی و فخر تفاخر و نظام اقتصادی سرمایهداری مبتنی بر انباشت ثروت و رقابت بیرحمانه. این حیات دنیا یک مَتاعُ الغُرُور است؛ کالای فریبندهای که پشتش هیچ حقیقتی نیست. مانند باران بهاری بر کشتزار که سبزی و خرمی میآورد، اما با یک باد پاییزی، همه تبدیل به خس و خاشاک میشود.
فصل چهارم: وظیفه مومن: سبقت گرفتن و عبور سالم است. وظیفه مومن در این میدان چیست؟ قرآن دستور میدهد: وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ؛ به سوی آمرزش پروردگارتان سبقت بگیرید. سابق باشید. سابق بودن یعنی: پیشگام شدن در پیوند با امام زمان. سرتان را به خدا و ولیاش سپردن و بیتوجه به جلوههای فریبنده حیات دنیا، با سرعت و قدرت در این مسیر حرکت کردن. چشم دل را به سوی آن قله پیروزی دوختن و اسیر بازیها و رقابتهای دنیوی نشدن. عبور سالم از حیات دنیا یعنی: اسیر لعب و لهو و زینت و تفاخر و تکاثر نشدن. از این باتلاق به سلامت گذشتن. کسی که اینگونه عبور کند، به مغفرت و رضوان الهی میرسد. اول او را میشویند و پاک میکنند، سپس وارد بهشتی میشوند که همه چیز در آن آماده است. فصل پنجم: نگرش مومن به حوادث: نه غم گذشته، نه شادی مغرورانه .اینجاست که پاسخ امام سجاد علیهالسلام و آن آیه شریفه لکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ درست فهمیده میشود. مومن سابق که در مسیر امام حرکت میکند، نگاهش به حوادث، یک نگاه توحیدی است: بر آنچه از دست میرود، شکستهای ظاهری، از دست دادن مال و جان اندوه نمیخورد، زیرا میداند اینها در راه خدا و در مسیر قرض الحسنه به او بوده است. به آنچه به دست میآورد پیروزیهای ظاهری، نعمتها، شادی مغرورانه نمیکند، زیرا میداند اینها امانتهای الهی هستند و وسیلهای برای ادامه مسیر. او میداند تمام این حوادث چه شیرین، چه تلخ تصادفی نیست. بلکه طبق تقدیر الهی و برای رشد و امتحان او رقم میخورد. اگر روزی نعمت فراوان شد، مغرور نمیشود و راهش را ادامه میدهد. اگر روزی سختی و فقدان پیش آمد، دلسرد و ناامید نمیشود و باز راهش را ادامه میدهد. این است معنای زهد واقعی. ملت ایران: این ملت، در طول این چهل سال، نمونهای از «سابقون» بودهاند. در سختترین شرایط (جنگ، تحریم، فشارها) و در لحظات پیروزی (آزادی خرمشهر، دستاوردهای علمی) ، نه اسیر غم شدهاند و نه مغرور شادی. راه خود را با توکل به خدا و تبعیت از ولیاش ادامه دادهاند. این استقامت، خود بزرگترین نعمت و قدرت الهی است. دشمن امروز، برای منحرف کردن این ملت، «گوساله سامری» خود را به میدان آورده است: تمدن غرب با همان پنج ویژگی لعِب، لَهو، زینت، تفاخر و تکاثر. یکی از خطرناکترین جلوههای آن امروز، فضای مجازی بیقاعده و حکمرانی مجازی است که نسل جوان را هدف گرفته تا آنان را غرق در لهو و شبهه و شهوت کند و از مسیر امام جدا سازد. ما باید با این «گوساله» تعیین تکلیف کنیم. سکوت در برابر آن، یعنی گسترش گوسالهپرستی. مسیر، روشن است. امام حسین علیهالسلام این مسیر را گشود و امام سجاد علیهالسلام با بیان معارف عمیق قرآنی، آن را تبیین کرد. ما باید سابق باشیم. زندگیمان را با امام زمانمان پیوند بزنیم. از دامهای رنگارنگ «حیات دنیا» به سلامت عبور کنیم. بر حوادث، نه غم گذشته بخوریم و نه شادی مغرورانه. بدانیم وعده خدا قطعی است: «إِنَّ ٱللَّهَ یُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا». این پیروزی نهایی، نزدیک است. و هر که در این راه باشد، از «صدیقون و شهداء» خواهد بود.
بحث امشب حول محور تفسیر آیهای از قرآن و پاسخ عمیق امام سجاد علیهالسلام در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ است. همه ماجرای تلخ کربلا و اسارت اهل بیت پیامبر را میدانید. در مجلس یزید، هنگامی که سر مبارک امام حسین علیهالسلام را حاضر کردند و اسرا را به تمسخر گرفتند، یزید برای تحقیر بیشتر، آیه 30 سوره شوری را تلاوت کرد: مَا أَصَابَکَ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ؛ هر مصیبتی به شما میرسد به خاطر دستاوردهای خود شماست و خدا از بسیاری درمیگذرد. پیام یزید واضح بود: این مصیبتها، این شکست، این اسارت، نتیجه اشتباه و خطای شماست! اگر با خلیفه زمانه درنمیآویختید، این بلاها سرتان نمیآمد. اما امام سجاد علیهالسلام، آن اسیر عزیز و آن عالم به قرآن، پاسخ فرمودند: این آیه درباره ما نازل نشده است. آیهای که درباره ما نازل شده، آیه دیگری است. و سپس این آیه از سوره حدید را تلاوت فرمودند: لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به آنچه به شما داده است شادمانی نکنید. مسیر سابقون؛ ایمان، انفاق و همراهی با امام است. برای فهمیدن عمق این پاسخ، باید به سراغ سوره حدید برویم. در ابتدای این سوره، خدای متعال خود را با اوصافی باعظمت معرفی میکند؛ خدایی که مالک ملکوت آسمانها و زمین است. سپس خطاب به مومنان میفرماید: به این خدا و رسولش ایمان بیاورید و انفاق کنید. این انفاق، تنها مال نیست، بلکه جان را نیز شامل میشود. این، همان «قرض الحسنه» دادن به خداست. شما آنچه را خدا به شما داده، به خود او قرض میدهید و او چندین برابر به شما بازمیگرداند. اما این قرض الحسنه در روایات ما، تفسیر زیبایی دارد: قَرضُ الحَسَنَةِ: نُصْرَةُ الإمامِ فِی دَولَةِ الفاسِقِینَ. یعنی قرض الحسنه، یاری کردن امام در دوران حکومت فاسقان است. در دوران غیبت، هنگامی که فسق و فجور آشکار میشود و امام معصوم در غربت به سر میبرد، پیوند زدن زندگیتان با او، قرار دادن مال و جانتان در خدمت او و حرکت در مسیر او، همان قرض دادن به خداست. خداوند وعده میدهد این مسیر، قطعاً به پیروزی میرسد: إِنَّ ٱللَّهَ یُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا. دورانی که زمین در دست کفار و منافقین میمیرد، میگذرد و خداوند آن را با دست اولیایش دوباره زنده میکند. این وعده، اشاره به عصر ظهور دارد. اما یک هشدار جدی هم میدهد: وَأَنَّهُۥ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ. خداوند هر متکبر فخرفروشی را دوست ندارد. و مهمتر: وَأَنَّهُۥ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ٱلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبُخْلِ. کسانی که بخل میورزند و مردم را به بخل دعوت میکنند. قرآن میفرماید کسانی که در این راه پیشگام شوند. السَّابِقُونَ، نزد پروردگارشان چه مقامی دارند؟ فَأُولَٰئِکَ یَکُونُونَ مِنَ ٱلصِّدِّیقِینَ وَٱلشُّهَدَاءِ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ. آنها از صدیقان و شهدا نزد پروردگارشان خواهند بود. برای آنان پاداش و نور ویژهای است. این مقام شهید، منحصر به کسی که در میدان جنگ به شهادت میرسد نیست. در روایات ما تصریح شده است: هر که در دوران غربت امام، با او همراه شود، بر محور او حرکت کند، جان و مالش را در راه او دهد و از او جدا نشود، از مصادیق صدیقون و شهداء است، حتی اگر در بستر خود از دنیا برود. این افراد به مقام شهود و مشاهده حقیقت نائل میشوند. مانند شهیدی که پس از شهادت، پیشرفت پرچم حق را به سوی قله پیروزی میبیند و شاهد ثمره خون خود است. بر سر این راه، مانع بزرگی وجود دارد: «حَیَاةُ الدُّنْیَا». قرآن این مانع را با پنج مشخصه توصیف میکند: لَعِبٌ، لَهْوٌ، زِینَةٌ، تَفَاخُرٌ، تَکَاثُرٌ. اینها پنج دام بزرگ شیطان در زندگی دنیاست:
لعب: همان سرگرمیهای بیهوده و وقتگیر. ·لهو: همان غفلتآورها که انسان را از هدف اصلی بازمیدارد. · زینت: همان ظواهر فریبنده و جلوههای زیبای دروغین دنیا. · تفاخر: همان مباهات به داشتههای مادی و مقامات ظاهری. · تکاثر (فزونطلبی و رقابت): همان مسابقه بر سر جمعآوری بیشتر مال و منال که در سوره تکاثر به آن پرداخته شده و انسان را تا لب گور مشغول میکند. تمدن مادی حاکم بر جهان امروز، دقیقاً بر همین پنج پایه استوار است. از شهربازیها و مراکز خرید عظیم لهو و لعب و زینت تا شبکههای اجتماعی مبتنی بر خودنمایی و فخر تفاخر و نظام اقتصادی سرمایهداری مبتنی بر انباشت ثروت و رقابت بیرحمانه. این حیات دنیا یک مَتاعُ الغُرُور است؛ کالای فریبندهای که پشتش هیچ حقیقتی نیست. مانند باران بهاری بر کشتزار که سبزی و خرمی میآورد، اما با یک باد پاییزی، همه تبدیل به خس و خاشاک میشود.
فصل چهارم: وظیفه مومن: سبقت گرفتن و عبور سالم است. وظیفه مومن در این میدان چیست؟ قرآن دستور میدهد: وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ؛ به سوی آمرزش پروردگارتان سبقت بگیرید. سابق باشید. سابق بودن یعنی: پیشگام شدن در پیوند با امام زمان. سرتان را به خدا و ولیاش سپردن و بیتوجه به جلوههای فریبنده حیات دنیا، با سرعت و قدرت در این مسیر حرکت کردن. چشم دل را به سوی آن قله پیروزی دوختن و اسیر بازیها و رقابتهای دنیوی نشدن. عبور سالم از حیات دنیا یعنی: اسیر لعب و لهو و زینت و تفاخر و تکاثر نشدن. از این باتلاق به سلامت گذشتن. کسی که اینگونه عبور کند، به مغفرت و رضوان الهی میرسد. اول او را میشویند و پاک میکنند، سپس وارد بهشتی میشوند که همه چیز در آن آماده است. فصل پنجم: نگرش مومن به حوادث: نه غم گذشته، نه شادی مغرورانه .اینجاست که پاسخ امام سجاد علیهالسلام و آن آیه شریفه لکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ درست فهمیده میشود. مومن سابق که در مسیر امام حرکت میکند، نگاهش به حوادث، یک نگاه توحیدی است: بر آنچه از دست میرود، شکستهای ظاهری، از دست دادن مال و جان اندوه نمیخورد، زیرا میداند اینها در راه خدا و در مسیر قرض الحسنه به او بوده است. به آنچه به دست میآورد پیروزیهای ظاهری، نعمتها، شادی مغرورانه نمیکند، زیرا میداند اینها امانتهای الهی هستند و وسیلهای برای ادامه مسیر. او میداند تمام این حوادث چه شیرین، چه تلخ تصادفی نیست. بلکه طبق تقدیر الهی و برای رشد و امتحان او رقم میخورد. اگر روزی نعمت فراوان شد، مغرور نمیشود و راهش را ادامه میدهد. اگر روزی سختی و فقدان پیش آمد، دلسرد و ناامید نمیشود و باز راهش را ادامه میدهد. این است معنای زهد واقعی. ملت ایران: این ملت، در طول این چهل سال، نمونهای از «سابقون» بودهاند. در سختترین شرایط (جنگ، تحریم، فشارها) و در لحظات پیروزی (آزادی خرمشهر، دستاوردهای علمی) ، نه اسیر غم شدهاند و نه مغرور شادی. راه خود را با توکل به خدا و تبعیت از ولیاش ادامه دادهاند. این استقامت، خود بزرگترین نعمت و قدرت الهی است. دشمن امروز، برای منحرف کردن این ملت، «گوساله سامری» خود را به میدان آورده است: تمدن غرب با همان پنج ویژگی لعِب، لَهو، زینت، تفاخر و تکاثر. یکی از خطرناکترین جلوههای آن امروز، فضای مجازی بیقاعده و حکمرانی مجازی است که نسل جوان را هدف گرفته تا آنان را غرق در لهو و شبهه و شهوت کند و از مسیر امام جدا سازد. ما باید با این «گوساله» تعیین تکلیف کنیم. سکوت در برابر آن، یعنی گسترش گوسالهپرستی. مسیر، روشن است. امام حسین علیهالسلام این مسیر را گشود و امام سجاد علیهالسلام با بیان معارف عمیق قرآنی، آن را تبیین کرد. ما باید سابق باشیم. زندگیمان را با امام زمانمان پیوند بزنیم. از دامهای رنگارنگ «حیات دنیا» به سلامت عبور کنیم. بر حوادث، نه غم گذشته بخوریم و نه شادی مغرورانه. بدانیم وعده خدا قطعی است: «إِنَّ ٱللَّهَ یُحْىِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا». این پیروزی نهایی، نزدیک است. و هر که در این راه باشد، از «صدیقون و شهداء» خواهد بود.


تاکنون نظری ثبت نشده است