- 56
- 1000
- 1000
- 1000
راهبرد خاص امام هادی علیهالسلام برای حفظ تشیع
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع " راهبرد خاص امام هادی علیهالسلام برای حفظ تشیع "، سال 1404
ایشان در نیمه ذیالحجه سال 212 هجری قمری در منطقۀ صریا در نزدیکی مدینه متولد شدند. پدر بزرگوارشان امام جواد علیه السلام و مادر گرامیشان بانویی پاکسرشت به نام سَمانه بودند که از او به سَمانه مغربیه نیز یاد شده است. در اینجا مناسب است به این نکته اشاره کنم که هفت تن از ائمه معصومین ما مادرشان غیرعرب و از کنیزان بودهاند؛ از امام سجاد علیه السلام با مادری ایرانی به نام شهربانو تا امام زمان علیه السلام با مادری رومی به نام نرجس خاتون. این کنیزان، پس از آزادی و ازدواج با امام، به مقام مادری امامت رسیدند که نشان از جایگاه والای ایمان و تقوای آنان دارد. نظام بردهداری در آن زمان رایج بود و اسلام با وضع قوانین مترقی، مسیر ریشهکن کردن تدریجی آن را فراهم آورد. امام هادی علیه السلام دارای پنج فرزند بودند:چهار پسر به نامهای امام حسن عسکری علیه السلام امام بعدی، سید محمد که در زمان پدر و در جوانی فوت کرد، حسین و جعفر؛ و یک دختر به نام عَلیّه یا بَریه. جعفر، که بعدها به جعفر کذاب مشهور شد، ابتدا رویهای مخالف با امامت برادرزادهاش، حضرت مهدی علیهالسلام داشت، اما بنا بر برخی منابع متأخر، توبه و اصلاح شد. نسل امام هادی علیه السلام عمدتاً از طریق همین جعفر که سیزده پسر داشت و نیز امام حسن عسکری علیه السلام ادامه یافت. ایشان یک برادر به نام موسی مبرقع و یک خواهر به نام حکیمه خاتون داشتند. حکیمه خاتون، که از بانوان عارفه و محدثه بودند، در تربیت و ولادت امام زمان علیه السلام نقش محوری داشتند و هماکنون در کنار مرقد امام هادی و امام عسکری علیهمالسلام در سامرا دفن هستند. موسی مبرقع نیز بعدها به قم مهاجرت کرد و سادات معروف رضوی و بَرقعی از نسل ایشان هستند. ایشان هرچند شخصی والامقام بود، اما در مقایسه با مقام علمی و امامت برادرش، طبیعی است که پاسخگویی به برخی شبهات پیچیده دینی را بر عهده نمیگرفت. داستان مناظرهای که یکی از علمای زمان به نام یحیی بن اکثم با ایشان داشت و موسی مبرقع برای پاسخ به سؤالات به امام هادی علیه السلام مراجعه کرد، گواه این مطلب است. آن سؤالات، از قبیل فلسفه درخواست حضرت سلیمان از آصف برای آوردن تخت بلقیس، یا علت سجده برادران بر حضرت یوسف، یا تناسب منع حضرت آدم از درخت با وعده الهی درباره بهشت، از شبهات عمیقی بود که پاسخ آن تنها در حیطه علم امام معصوم بود. امام هادی علیه السلام تا سن 21 سالگی در مدینه زندگی میکردند و مرجع علمی و دینی مردم بودند.اما گزارشهای ساختگی فردی به نام عبدالله بن محمد هاشمی به خلیفه وقت، متوکل عباسی، مبنی بر احتمال قیام امام، موجب شد متوکل با حیله و نیرنگ، امام را به پایتخت خود، شهر سامرا، فراخواند. او با فرستادن مأموری به نام یحیی بن هرثمه و سیصد سرباز، امام را همراه خانوادهاش از جمله فرزند خردسالشان، امام حسن عسکری علیهالسلام به اجبار از مدینه خارج کرد. ورود این کاروان نظامی به مدینه، موجب نگرانی و اعتراض مردم شد، اما امام با درایت، مانع درگیری و خونریزی شدند. سامرا شهری بود که توسط خلفای عباسی در کنار رود دجله بنا شده بود و پایتخت نظامی و سیاسی آنان به شمار میآمد. امام در این شهر، ابتدا در محلهای به نام عسکر ساکن و تحت نظر شدند. گاه حتی به زندان سیاهچالهای عمیق و مخوف که مخصوص زندانیان سیاسی بود نیز انداخته شدند. متوکل، که دشمنی آشکاری با اهل بیت علیهمالسلام داشت، برای تحقیر امام، گاه نیمهشب خانه ایشان را مورد تهاجم قرار میداد، اما هرگز چیزی جز عبادت و قرآنی از امام نمییافت. در چنین فضای خفقانآوری که ارتباط مستقیم امام با شیعیان تقریباًقطع شده بود، ایشان دو راهبرد اصلی را در پیش گرفتند: 1. تشکیل شبکه وکالت و تربیت شاگردان برجسته: امام، نمایندگان و وکلای مطمئنی در شهرهای مختلف، از جمله قم، ری، کوفه، بغداد، نیشابور و اهواز منصوب کردند. این افراد، علاوه بر جمعآوری و ارسال وجوه شرعی، پل ارتباطی امام با شیعیان بودند و به سؤالات دینی، اعتقادی و فقهی مردم پاسخ میدادند. از جمله این بزرگان میتوان به این افراد اشاره کرد: حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در ری: که امام هادی علیهالسلام فرمودند: هر کس او را زیارت کند، گویی مرا زیارت کرده است. و او را تأیید و مرجع پاسخگویی به سؤالات مردم منطقه قرار دادند. ابراهیم بن هاشم قمی و پسرش علی بن ابراهیم قمی در قم: که از بزرگترین محدثان شیعه هستند و هزاران روایت از ائمه را نقل کردهاند. اگر تلاشهای این پدر و پسر نبود، بخش عظیمی از میراث حدیثی شیعه از بین رفته بود. فضل بن شاذان نیشابوری در نیشابور: فقیه و متکلم بزرگ. علی بن مهزیار اهوازی در اهواز: از فقها و وکلای مورد اعتماد امام. ارائه معارف ناب و میراث ماندگار: در کنار پاسخ به شبهات و تربیت شاگردان، امام هادی علیهالسلام با بیانات، دعاها و زیارتنامههای خود، عمق معارف اهل بیت را به یادگار گذاشتند. مشهورترین اثر به جای مانده از ایشان، زیارت جامعه کبیره است که یکی از غنیترین و کاملترین متون در بیان جایگاه، صفات و وظایف امام معصوم است. این زیارت، محدود به زمان و مکان خاصی نیست و میتوان آن را در هر حال خواند. حتی در شرایط سخت سامرا،نور وجود امام هادی علیهالسلام بر قلبهای بسیاری تابید. داستانهای متعددی از حل مشکلات مردم، حتی غیرمسلمانان، توسط ایشان نقل شده است. برای نمونه، داستان مردی از اصفهان به نام عبدالرحمان که برای حل مشکل خود قصد ملاقات با متوکل را داشت، اما با دیدن چهره نورانی امام، دلباخته او شد و در دل برای سلامتی امام دعا کرد. امام که آگاه از نیت پاک او بود، به سویش برگشت و دعایش را مستجاب دانست و برای او دعای خیر کرد. این مرد بعدها ثروتمند شد و به مذهب تشیع گروید. امام هادی علیهالسلام پس از تحمل سالها محدودیت و فشار،در سوم رجب سال 254 هجری قمری به شهادت رسیدند. بنا بر مشهور، توسط خلیفه عباسی معتز مسموم شدند. مرقد مطهر ایشان در کنار مرقد فرزند بزرگوارشان، امام حسن عسکری علیهالسلام، در شهر سامرای عراق واقع است. این حرم مطهر، همچنین مدفن حکیمه خاتون خواهر امام و نرجس خاتون مادر امام زمان علیهالسلام میباشد و به حرم عسکریین مشهور است. زندگی امام هادی علیهالسلام،نماد هدایت و رهبری در سختترین شرایط سیاسی و اجتماعی است. ایشان با تربیت شاگردان عالم، ایجاد شبکه ارتباطی منسجم و به جای گذاشتن میراث علمی گرانبها، پایههای استمرار مکتب تشیع را در آستانه دوران غیبت استوار کردند. امروز نیز تمسک به معارف آن بزرگواران، به ویژه از طریق زیارت جامعه کبیره و توسل به ساحت مقدس آنان، پناهگاه مستحکمی برای همه مؤمنان در برابر طوفانهای فکری و شبهات زمانه است.
ایشان در نیمه ذیالحجه سال 212 هجری قمری در منطقۀ صریا در نزدیکی مدینه متولد شدند. پدر بزرگوارشان امام جواد علیه السلام و مادر گرامیشان بانویی پاکسرشت به نام سَمانه بودند که از او به سَمانه مغربیه نیز یاد شده است. در اینجا مناسب است به این نکته اشاره کنم که هفت تن از ائمه معصومین ما مادرشان غیرعرب و از کنیزان بودهاند؛ از امام سجاد علیه السلام با مادری ایرانی به نام شهربانو تا امام زمان علیه السلام با مادری رومی به نام نرجس خاتون. این کنیزان، پس از آزادی و ازدواج با امام، به مقام مادری امامت رسیدند که نشان از جایگاه والای ایمان و تقوای آنان دارد. نظام بردهداری در آن زمان رایج بود و اسلام با وضع قوانین مترقی، مسیر ریشهکن کردن تدریجی آن را فراهم آورد. امام هادی علیه السلام دارای پنج فرزند بودند:چهار پسر به نامهای امام حسن عسکری علیه السلام امام بعدی، سید محمد که در زمان پدر و در جوانی فوت کرد، حسین و جعفر؛ و یک دختر به نام عَلیّه یا بَریه. جعفر، که بعدها به جعفر کذاب مشهور شد، ابتدا رویهای مخالف با امامت برادرزادهاش، حضرت مهدی علیهالسلام داشت، اما بنا بر برخی منابع متأخر، توبه و اصلاح شد. نسل امام هادی علیه السلام عمدتاً از طریق همین جعفر که سیزده پسر داشت و نیز امام حسن عسکری علیه السلام ادامه یافت. ایشان یک برادر به نام موسی مبرقع و یک خواهر به نام حکیمه خاتون داشتند. حکیمه خاتون، که از بانوان عارفه و محدثه بودند، در تربیت و ولادت امام زمان علیه السلام نقش محوری داشتند و هماکنون در کنار مرقد امام هادی و امام عسکری علیهمالسلام در سامرا دفن هستند. موسی مبرقع نیز بعدها به قم مهاجرت کرد و سادات معروف رضوی و بَرقعی از نسل ایشان هستند. ایشان هرچند شخصی والامقام بود، اما در مقایسه با مقام علمی و امامت برادرش، طبیعی است که پاسخگویی به برخی شبهات پیچیده دینی را بر عهده نمیگرفت. داستان مناظرهای که یکی از علمای زمان به نام یحیی بن اکثم با ایشان داشت و موسی مبرقع برای پاسخ به سؤالات به امام هادی علیه السلام مراجعه کرد، گواه این مطلب است. آن سؤالات، از قبیل فلسفه درخواست حضرت سلیمان از آصف برای آوردن تخت بلقیس، یا علت سجده برادران بر حضرت یوسف، یا تناسب منع حضرت آدم از درخت با وعده الهی درباره بهشت، از شبهات عمیقی بود که پاسخ آن تنها در حیطه علم امام معصوم بود. امام هادی علیه السلام تا سن 21 سالگی در مدینه زندگی میکردند و مرجع علمی و دینی مردم بودند.اما گزارشهای ساختگی فردی به نام عبدالله بن محمد هاشمی به خلیفه وقت، متوکل عباسی، مبنی بر احتمال قیام امام، موجب شد متوکل با حیله و نیرنگ، امام را به پایتخت خود، شهر سامرا، فراخواند. او با فرستادن مأموری به نام یحیی بن هرثمه و سیصد سرباز، امام را همراه خانوادهاش از جمله فرزند خردسالشان، امام حسن عسکری علیهالسلام به اجبار از مدینه خارج کرد. ورود این کاروان نظامی به مدینه، موجب نگرانی و اعتراض مردم شد، اما امام با درایت، مانع درگیری و خونریزی شدند. سامرا شهری بود که توسط خلفای عباسی در کنار رود دجله بنا شده بود و پایتخت نظامی و سیاسی آنان به شمار میآمد. امام در این شهر، ابتدا در محلهای به نام عسکر ساکن و تحت نظر شدند. گاه حتی به زندان سیاهچالهای عمیق و مخوف که مخصوص زندانیان سیاسی بود نیز انداخته شدند. متوکل، که دشمنی آشکاری با اهل بیت علیهمالسلام داشت، برای تحقیر امام، گاه نیمهشب خانه ایشان را مورد تهاجم قرار میداد، اما هرگز چیزی جز عبادت و قرآنی از امام نمییافت. در چنین فضای خفقانآوری که ارتباط مستقیم امام با شیعیان تقریباًقطع شده بود، ایشان دو راهبرد اصلی را در پیش گرفتند: 1. تشکیل شبکه وکالت و تربیت شاگردان برجسته: امام، نمایندگان و وکلای مطمئنی در شهرهای مختلف، از جمله قم، ری، کوفه، بغداد، نیشابور و اهواز منصوب کردند. این افراد، علاوه بر جمعآوری و ارسال وجوه شرعی، پل ارتباطی امام با شیعیان بودند و به سؤالات دینی، اعتقادی و فقهی مردم پاسخ میدادند. از جمله این بزرگان میتوان به این افراد اشاره کرد: حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام در ری: که امام هادی علیهالسلام فرمودند: هر کس او را زیارت کند، گویی مرا زیارت کرده است. و او را تأیید و مرجع پاسخگویی به سؤالات مردم منطقه قرار دادند. ابراهیم بن هاشم قمی و پسرش علی بن ابراهیم قمی در قم: که از بزرگترین محدثان شیعه هستند و هزاران روایت از ائمه را نقل کردهاند. اگر تلاشهای این پدر و پسر نبود، بخش عظیمی از میراث حدیثی شیعه از بین رفته بود. فضل بن شاذان نیشابوری در نیشابور: فقیه و متکلم بزرگ. علی بن مهزیار اهوازی در اهواز: از فقها و وکلای مورد اعتماد امام. ارائه معارف ناب و میراث ماندگار: در کنار پاسخ به شبهات و تربیت شاگردان، امام هادی علیهالسلام با بیانات، دعاها و زیارتنامههای خود، عمق معارف اهل بیت را به یادگار گذاشتند. مشهورترین اثر به جای مانده از ایشان، زیارت جامعه کبیره است که یکی از غنیترین و کاملترین متون در بیان جایگاه، صفات و وظایف امام معصوم است. این زیارت، محدود به زمان و مکان خاصی نیست و میتوان آن را در هر حال خواند. حتی در شرایط سخت سامرا،نور وجود امام هادی علیهالسلام بر قلبهای بسیاری تابید. داستانهای متعددی از حل مشکلات مردم، حتی غیرمسلمانان، توسط ایشان نقل شده است. برای نمونه، داستان مردی از اصفهان به نام عبدالرحمان که برای حل مشکل خود قصد ملاقات با متوکل را داشت، اما با دیدن چهره نورانی امام، دلباخته او شد و در دل برای سلامتی امام دعا کرد. امام که آگاه از نیت پاک او بود، به سویش برگشت و دعایش را مستجاب دانست و برای او دعای خیر کرد. این مرد بعدها ثروتمند شد و به مذهب تشیع گروید. امام هادی علیهالسلام پس از تحمل سالها محدودیت و فشار،در سوم رجب سال 254 هجری قمری به شهادت رسیدند. بنا بر مشهور، توسط خلیفه عباسی معتز مسموم شدند. مرقد مطهر ایشان در کنار مرقد فرزند بزرگوارشان، امام حسن عسکری علیهالسلام، در شهر سامرای عراق واقع است. این حرم مطهر، همچنین مدفن حکیمه خاتون خواهر امام و نرجس خاتون مادر امام زمان علیهالسلام میباشد و به حرم عسکریین مشهور است. زندگی امام هادی علیهالسلام،نماد هدایت و رهبری در سختترین شرایط سیاسی و اجتماعی است. ایشان با تربیت شاگردان عالم، ایجاد شبکه ارتباطی منسجم و به جای گذاشتن میراث علمی گرانبها، پایههای استمرار مکتب تشیع را در آستانه دوران غیبت استوار کردند. امروز نیز تمسک به معارف آن بزرگواران، به ویژه از طریق زیارت جامعه کبیره و توسل به ساحت مقدس آنان، پناهگاه مستحکمی برای همه مؤمنان در برابر طوفانهای فکری و شبهات زمانه است.


تاکنون نظری ثبت نشده است