منو
در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی،8

در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی،8

  • 1 تعداد قطعات
  • 52 دقیقه مدت قطعه
  • 4 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی"، جلسه هشتم:"آزادی و امتحان الهی"، سال 1405



انسانی که می‌خواهد از آزادی خود برای طاعت یا معصیت استفاده کند، ابتدا باید بداند این آزادی تا چه اندازه است. ما در گناه کردن آزادیم، اما نمی‌توانیم به هوا بپریم یا آن طرف دیوار را ببینیم. قدرت و توانایی انسان محدود است؛ عمر هزارساله نداریم، جوانی هشتاد سال دوام نمی‌آورد و نیروها ضعیف می‌شوند. حصارهای نامرئی دور ما کشیده شده است. حتی برای رسیدن به اهداف خوب هم محدودیت داریم. رسول خدا هم نمی‌توانست به همه خواسته‌هایش برسد؛ خدا محکم می‌ایستد. حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها از پیامبر خواستند دعا کنند مصائب بعد از ایشان پیش نیاید، حضرت فرمودند دعا می‌کنم ولی نمی‌شود جلوی قانون خدا و آزادی مردم را گرفت. پس قبل از اینکه از خود و دیگران انتظار ایمان‌افزایی و محبت‌افزایی داشته باشیم تا رفتارها را کنترل کنیم، باید نگاه واقع‌بینانه به هستی داشت و محدودیت‌ها را دید.
محدودیت‌ها دو نوع‌اند: ثابت مثل شب و روز، جاذبه زمین، و قوانین اجتماعی مانند «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ». حدود صد سنت الهی در قرآن شمرده شده که برخی بیش از ده بار تکرار شده‌اند. متغیر مثل چراغ راهنمایی یا مسیرهای متحرک در اتوبان‌ها که عصر و صبح تغییر می‌کنند. خدا انسان را تنها با قوانین ثابت رها نکرده؛ قوانین متغیر هم دارد که به آنها «مقدرات» می‌گوییم. مهم‌ترین قانون الهی، امتحان است. مهم‌ترین سنت الهی که بر دیگر قوانین حاکم و وتو دارد، امتحان است. اگر خدا بخواهد کسی را امتحان کند، دعا را به شکلی دیگر مستجاب می‌کند، صدقه اثر معمولش را ندارد، و همه قوانین تغییر جهت می‌دهند. امتحان پیچیده‌ترین محدودیت است؛ مثل بازی پینگ‌پنگ با خداست که هر لحظه بسته به عملکرد ما تغییر می‌کند. امتحان‌ها گاه عمری، گاه سالی و فصلی، و گاه آنی هستند و با تغییر نیت تغییر می‌کنند.
خدا می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»؟ مردم گمان می‌کنند صرف گفتن ایمان، امتحان‌زدن را تعطیل می‌کند؟ خیر. در ادامه آیه می‌فرماید: «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»؛ ایمان آوردن کافی نیست، باید صداقت اثبات شود. امام باقر علیه‌السلام فرمودند پیامبر اکرم بسیار اصرار داشتند که پس از ایشان، کار به دست امیرالمؤمنین علیه‌السلام سپرده شود، ولی خدا خلاف این را خواست و آیه امتحان را نازل فرمود. پیامبر به امر خدا راضی شد، چون می‌دانست خدا انسان را برای امتحان آفریده است.
خدا می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا». هدف از خلقت، امتحان است. امتحان از هیچ کس برداشته نمی‌شود؛ حتی امامان و رهبران هم امتحان می‌شوند. امام خمینی دو هفته قبل از پذیرش قطعنامه فرمودند کوتاهی در جنگ خیانت به رسول خداست، اما دو هفته بعد قطعنامه را پذیرفتند. این تناقض نیست؛ این اقتضای امتحان و شرایط است. امام شهید ما فرمودند پذیرش قطعنامه هم جام زهر بود، هم کار درستی بود و هم تحمیل داخلی. آیت‌الله بروجردی درباره عالمی که سی سال بی‌وقفه نماز جماعت خوانده بود، فرمودند چنین کسی ممکن است در امتحان الهی گرفتار شود که کار واجب‌تری از نماز جماعت پیش بیاید. امتحان عادت‌ها را به هم می‌ریزد. مؤمن مانند خوشه گندم است که باد هر سو بیاید، به همان سو خم می‌شود؛ منافق مانند چوب خشک است که تغییر نمی‌کند. امام شهید ما فرمودند «حرف مرد یکیه» غلط است؛ مرد عاقل در شرایط مختلف، مواضع مختلف می‌گیرد که این بی‌ثباتی نیست، اقتضای امتحان است. کسی که عالم به زمان خود باشد، خطا نمی‌کند. باید دانست خدا چه امتحانی از ما می‌گیرد. امتحان‌ها گاه سخت‌گیرانه و گاه سهل‌گیرانه است. خداوند ایران را دوست دارد و امتحان‌های ما را آسان گرفته است. اگر در مدینه زمان رحلت پیامبر، یا کوفه زمان شهادت امیرالمؤمنین، یا کربلا بودیم، معلوم نبود چه می‌کردیم. الان خدا متناسب با توان ما امتحان می‌گیرد و حتی «تقلب» (لطف و یاری) هم می‌رساند. بهترین واکنش به امتحان سخت، استغفار و تواضع است. اگر امتحانی سخت شد، با استغفار، عبادت و مناجات، آن را آسان کنیم. دعای «خدایا ما را امتحان نکن» غلط است؛ یعنی مرگ ما را بخواهیم. امتحان تا وقتی زنده‌ایم ادامه دارد.
اطاعت بدون امتحان، بی‌ارزش است. کار خوب باید متناسب با امتحان باشد؛ وگرنه بی‌ارزش است. برخی بی‌زمان‌سنجی وارد کارهای دینی می‌شوند؛ در حالی که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. احکام خدا بدون توجه به موقعیت و امتحان، درست فهمیده نمی‌شوند. امام خمینی فرمودند اگر شرایط اقتضا کند، مأمور نظامی باید برخی حرام‌ها را مرتکب شود که متحجران برنتافتند. سخت‌ترین امتحان، بداء (تغییر وعده الهی) است. سخت‌ترین امتحان این است که خدا به بنده یا پیامبری وعده دهد، سپس آنرا به تأخیر اندازد (بداء). حضرت نوح هفت بار وعادهفت ساله‌اش به تأخیر افتاد؛ مؤمنان گفتند ما هستیم، هرچه صلاح خداست. پیامبری وعده دو ماهه فرج داشت، به دو سال افتاد؛ قومش گفتند هرچه خدا گوید، صبر کردیم و سر دو ماه فرج آمد. رسول خدا پرسید چرا چنین کردید؟ خدا فرمود همان‌ها آماده بودند، ما برگرداندیم.
امتحان بداء حتی در تاریخ اسلام هم بوده؛ بنابه روایات، ظهور امام زمان در زمان سیدالشهدا یا امام صادق علیه‌السلام مقدر بود، اما به خاطر نامردی مردم به تأخیر افتاد. امام صادق فرمود اگر می‌دانستید بداء چقدر سود دارد، هر روز درباره‌اش سخن می‌گفتیم.
در عاشورا، اباعبدالله علیه‌السلام علی‌اصغر را آورد تا شاید با آب دادن او، جنگ تمام شود و مردم هدایت شوند. علی‌اکبر را فرستاد تا شاید با دیدن چهره شبیه رسول خدا، مردم پشیمان شوند، اما نامردی کردند. زینب کبری سلام‌الله‌علیها از حرم بیرون آمد، مردان نامحرم به هم نشانش می‌دادند. او از قدمگاه رسول خدا گذشت تا علی‌اکبر را ببیند؛ حتی ممکن است لب بر لب او گذاشته باشد که فرمود: «لعن الله قاتلیک».
امتحان، محور همه سنت‌های الهی است و بر همه قوانین حاکم است. انسان باید با شناخت امتحان، در هر شرایطی وظیفه خود را تشخیص دهد و متناسب با آن عمل کند. از امتحان گریزی نیست، اما می‌توان با هوشیاری، تواضع و استغفار، آن را به آسانی گذراند. مهم‌تر از خود عمل، تشخیص «أَحْسَنُ عَمَلًا» در همان موقعیت امتحانی است.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن