منو
در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی،12(پایان)

در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی،12(پایان)

  • 1 تعداد قطعات
  • 47 دقیقه مدت قطعه
  • 3 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی"، جلسه دوازدهم:"مسئولیت پذیری و کرامت"، سال 1405


بحث امروز ما، ادامه جلسه دیروز است. دیروز از گفتار صرف درباره مسئولیت پذیری، وارد یک کارگاه عملیاتی و جدی شدیم تا موانع مسئولیت را برداریم و عواملش را فراهم کنیم. امروز هم این مسیر را ادامه می دهیم.
اجازه دهید ابتدا کلامی از رهبر معظم انقلاب درباره مسئولیت پذیری بخوانم که می فرمایند: «این تفکر که انسان مسئول است، جزو بیانات اسلام است؛ یعنی هیچ کس نمی تواند شک کند که اسلام، انسان را موجودی می داند که از او کار خواسته شده است، نه فقط اطاعت.» این تفاوت میان «رئیس اداره» و «کارمند» است. متأسفانه خیلی ها در دینداری، خودشان را کارمند خدا می دانند، در حالی که ما رئیس این اداره ای هستیم که خدا روی زمین قرار داده است. مدیر و مسئول، نمی تواند بهانه بیاورد؛ او باید پیش بینی کند و کار را جلو ببرد، برخلاف کارمند که می گوید «چیزی نبود»! این احساس مسئولیت، یک امر ریشه ای و درونی است که در بسیاری از ما ضعیف است؛ چون تلقی ما از دینداری غلط است. این روحیه، وجوه مختلفی دارد؛ از امر به معروف و نهی از منکر گرفته تا جهاد و مهم تر از همه، برنامه ریزی. الان همه ما در معرض یک آزمایش بزرگ هستیم. هفته آینده تشییع پیکر امام شهیدمان در تهران، میلیون ها نفر می آیند و ظرفیت های عمومی کافی نیست. هر کدام از ما باید بلند شویم و ببینیم چه کاری می توانیم انجام دهیم؛ از پارکینگ خانه ها گرفته تا پذیرایی و نظم. این همان روحیه ای است که موکب داران عراقی در اربعین دارند و این تجمعات کنونی مردم را زیبا کرده است؛ چون مردم محل، مسجدی ها و گروه ها، خودشان مسئولیت را به عهده گرفته اند. یکی از نکات عجیب و کلیدی امام شهید این است که می فرمایند: وقتی رهبر جامعه ای عادل و الهی باشد، افراد راحت طلب و مسئولیت ناپذیر، از دست چنین رهبری ناراحت می شوند! این یک حرف بسیار سنگین است. اگر این را به تاریخ بزنیم، جواب بزرگ ترین ابهام تاریخ را می دهد؛ اینکه چرا امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) غریب شدند؟ این غربت، فقط به خاطر منافقین یا رقبای قدرتمند نبود. اتفاقاً عموم مردم هم امیرالمؤمنین را کنار گذاشتند؛ ولی دلیلش این نیست که ایشان را دوست نداشتند یا اخلاق بدی داشتند. نه! دلیل این بود که زندگی در زمان رسول خدا (و بعد در زمان علی) سخت بود؛ چون در جامعه ای که بر اساس مسئولیت پذیری می چرخد و رئیسش الهی است، افراد سست عنصر و کم حال، زندگی راحت ندارند. آنها نمی توانند شانه از زیر بار مسئولیت خالی کنند و برای توجیه این وضعیت، مجبور به عذرخواهی و بهانه تراشی می شوند. این رمز غربت امیرالمومنین است؛ نه اینکه مردم با نبوت پیامبر مشکل داشتند، با امامت که بار مسئولیت را سنگین تر می کند، مشکل داشتند. پس راه حل اصلی برای مسئولیت پذیر شدن، سخنرانی و موعظه نیست؛ بلکه ریشه اصلی مسئولیت ناپذیری، خودکم بینی و خودتحقیرشدگی است. ما با گفتن «تو عزیزی» و «تو شایسته ای» باید این روحیه را در افراد ایجاد کنیم؛ همان طور که در روایت از امام سجاد (علیه‌السلام) داریم که عبادت احرار، از سر شکر است، نه از ترس جهنم یا طمع بهشت. شکر یعنی معطوف به گذشته؛ یعنی می گوییم خدایا! تو به من لطف کردی، من باید جواب این لطف را چگونه بدهم؟ این نگاه، عشق بدون استرس را به همراه دارد. خداوند به موسی فرمود: برای رفیق شدن بندگان با من، محبت مرا در دلشان بینداز؛ به آنها بگو که من چقدر بهشان لطف کرده ام. این یعنی یادآوری احسان های گذشته. حتی پیامبر اکرم (صلی الله) با آن قوم بی سلیقه، از همین راه محبت و احترام گذاشتن استفاده کردند تا آنها را مسئولیت پذیر کنند؛ راهی که خوارج و مخالفان، از درک آن عاجز بودند. امروز ما عزادار امام حسین علیه‌السلام هستیم. گریه ها و هیئت های ما، فقط برای این نیست که از جهنم نجات پیدا کنیم یا به بهشت برویم. بلکه ما می خواهیم جواب محبت امام حسین را بدهیم. ایشان برای ما زحمت کشیده است. شب دیروز که عزاداری کردید و سینه زدید، اگر خواب امام حسین را دیدید، یعنی ایشان به شما محبت کرده و امروز منتظر شماست؛ اما نکته این جاست که امام حسین از ما می خواهد که بچه هایش را تنها نگذاریم. یعنی محبت، ما را به سمت عملِ مسئولانه می کشاند.
پس ریشه همه بدی ها، احساس عزیز نبودن است. باید بدانیم که حتی با بد بودنمان هم، اهلبیت ما را رها نمی کنند. امام بزرگوار ما (امام خمینی) می فرمودند: کاری نکنیم که امام زمان به خاطر ما پیش خدا شرمنده شود! چون امام زمان، ما را به عهده گرفته است. روایت است که اگر کسی برای امام حسین (علیه‌السلام) گریه کند و به زیارت او برود، گناهان گذشته و آینده اش بخشیده می شود. یعنی امام حسین، متکفلِ تربیت و هدایت او می شود و از پشت سر، او را مدیریت می کند. امام سجاد (علیه‌السلام) در عصر عاشورا، وقتی بدن های عریان را می دید، حضرت زینب (سلام الله) او را تسکین داد و فرمود: اینجا محل زیارت هزاران زائر خواهد شد. یعنی خون حسین، ثمر داده است و ما امروز ثمره آن خونیم. ما باید باور کنیم که برای اهلبیت، عزیز و محبوب هستیم و این باور، ما را مسئولیت پذیر می کند. ما همه با هم فامیل هستیم. در صلوات، وقتی می گوییم «آل محمد»، منظور فقط پنج تن نیست؛ بلکه به فرموده امام صادق (علیه‌السلام)، همه شیعیان در این «آل» داخل هستند. پس ما به هم ربط داریم و نسبت به هم مسئولیم. اگر احساس می کنید که محبت اهلبیت در وجودتان کم است، از آنها بخواهید که یک چشمه محبت به شما نشان دهند. به آنها بگویید: «اگر مرا دوست ندارید، من خراب می شوم!» این تضرع را قبول می کنند. ببینید اهلبیت با بچه های خود چگونه رفتار می کردند؛ امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند که تا بچه ای گریه می کرد، او را با محبت ساکت می کردند و حتی در اسارت، یک نهیب حضرت زینب (سلام الله) کافی بود تا سربازان دشمن جرأت نزدیک شدن به حرم پیامبر را نداشته باشند. این عزت و کرامت، راه مسئولیت پذیری ما را هموار می کند.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن