منو
خونخواهی مظلوم،3

خونخواهی مظلوم،3

  • 1 تعداد قطعات
  • 51 دقیقه مدت قطعه
  • 20 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "خونخواهی مظلوم"، جلسه سوم:"هنر برائت و انتقام الهی"، سال 1405


امشب می‌خواهم یک پرسش اساسی را با شما در میان بگذارم؛ پرسشی که شاید جوابش، مسیر زندگی‌مان را دگرگون کند. ما اگر بخواهیم رشد یک انسان یا یک جامعه را تشبیه کنیم، به کدام یک می‌دانیم؟ به ساختن یک ساختمان که از فونداسیون شروع می‌شود، آجر به آجر بالا می‌رود و بنایی رفیع می‌شود؟ یا به روییدن یک نهال که ما فقط محیط را برایش مساعد می‌کنیم، خس و خاشاک را از اطرافش برمی‌داریم و او خودش از درون رشد می‌کند؟ راستش من هرچه فکر می‌کنم، می‌بینم رشدِ انسان، بیشتر شبیهِ روییدنِ نهال است تا بنا کردنِ ساختمان. و اگر این را قبول کنیم، باید لوازمش را هم بپذیریم. ممکن است بعضی از این لوازم تلخ بیاید، اما خودِ این تشبیه، چه زیباست! شما نمی‌توانید بروید به محبتِ خودتان به اولیای خدا، یک طبقه اضافه کنید! نه، اینجوری نیست.
محبت را که نمی‌شود با تلقین زیاد کرد. ایمان را که نمی‌شود با متر و کیلو اندازه گرفت و بالا برد.
ایمان و محبت، مثل میوه‌اند؛ باید صبر کنی، باید مراقبت کنی، باید اجازه بدهی خودشان برسند.
ما فقط می‌توانیم مقابله کنیم با بدی‌ها، با علاقه به گناه، با موانع رشد. برنامه دین، بیشتر برای «رویاندن» است تا «ساختن». به همین دلیل است که تأکید قرآن بر تزکیه است: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا».
تزکیه یعنی چه؟ یعنی پیراستن، یعنی زدودن، یعنی باغبانیِ دل. ما در دین، بیشتر با «نهی» روبرو هستیم. چرا؟ چون اگر نهالِ فطرت را رها کنی و محیط آماده باشد، علف‌های هرزِ نفس، رشد می‌کنند و اصلِ نهال را می‌خورند. من خودم در بعضی از کشورهای آفریقایی دیدم که هر روز صبح، مردم با داسِ بلندی می‌آیند و علف‌های هرزِ محیط را می‌زنند. می‌گفتند اگر ولشان کنید، تمام فضا را می‌گیرند و زندگی را ناممکن می‌کنند. دقیقاً مثلِ نفسِ آدمی! در محیطِ حاصل خیزِ اسلام، هر روز باید با داسِ «لا اله الا الله» علف‌های هرزِ شرک و طاغوت را زد؛ وگرنه خفه‌مان می‌کنند.
ما اشتباه می‌کنیم اگر فکر کنیم «محبت» را می‌شود به زور افزایش داد. نه! شما فقط باید بغضِ دشمنانِ خدا را زیاد کنی، نفرت از ظلم را تقویت کنی، فاصله‌ات را با پلیدی‌ها بیشتر کنی. بعد خودبه‌خود، آن عشق و محبت در دل می‌روید. ببینید، اصلِ دین، «لا اله الا الله» است. این شعار، نفیِ عبودیتِ غیرخداست. اصلش «نفی» است، نه «اثبات». انکارِ الوهیتِ غیرخدا، زمینِ دل را برای رویشِ محبتِ خدا آماده می‌کند. اگر کسی بپرسد من چطور عشقم را به امام زمان(عجل‌الله) زیاد کنم، صریح می‌گویم: با لعن بر دشمنانش، با نفرت از ظالمان، با برائت از ستمگران.
این داسِ باغبانیِ دل است. مگر نه این است که در زیارت عاشورا، لعن‌ها بیشتر از سلام‌هاست؟
چرا؟ چون فاصله گرفتن از باطل، زمینه‌ساز نزدیک شدن به حق است. هرچه لعن می‌کنی، داری علف‌های هرزِ وجودت را می‌زنی؛ داری به نهالت هوا و نور می‌دهی. من امشب به شما قسم می‌خورم به آقا اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) که این «لعن»، از آن «سلام» بیشتر در شما اثر می‌گذارد. این را روایت فرموده است: «اجتنابُ السَّیئاتِ أولی مِن اکتسابِ الحسنات» یعنی دوری از گناه، ارزشش از انجامِ کارِ نیک بیشتر است.دین، به خاطر زیباییِ محیطش، این همه نهی دارد. محیطِ دین، محیطِ بهار است. در بهار، اگر داس به دست نگیری، خارها می‌رویند و گلها را می‌خورند. غضبِ مقدس و حسِ انتقام از ظالم، همین داس است. آیا امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) با نوازش، بت‌ها را شکست؟ آیا ابراهیم خلیل(علیه‌السلام) با مهربانی، بت‌ها را در هم کوبید؟ نه! این غیرتِ دینی است که باید در ما باشد. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر کسی بگوید «من از دشمنان اهلبیت متنفرم»، یعنی خشن است، یعنی بی‌اخلاق است. نه عزیزم! این یعنی باغبانی می‌کند. این یعنی داسِ «لعن» را برداشته و دارد خارِ وجودش را می‌زند. وقتی خارِ وجودت را زدی، آن وقت گلِ محبت می‌روید. وقتی درختِ وجودت از آفتِ بغضِ به ظالم پاک شد، میوه‌اش می‌رسد. به جامعه هم اگر نگاه کنید، همین است.
جامعه‌ای که غیرت نداشته باشد، با «حلوا حلوا» گفتن، سعادتمند نمی‌شود. جامعه‌ای که برائت از ظالم نداشته باشد، هرچه هم اخلاق و انسانیت بریزند تویش، تبدیل به جامعۀ خام و ذلیل می‌شود.
تنها چیزی که جامعه را نجات می‌دهد، شعاری است که یاورانِ امام زمان(عجل‌الله) سر می‌دهند:
«یا لَثاراتِ الْحُسَیْن» این یعنی چه؟ یعنی ما آمدیم برای خونخواهیِ مظلوم؛ یعنی بغضِ ما، زمینه‌ساز عدالتِ جهانی است.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن