- 365
- 1000
- 1000
- 1000
تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن،11
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تبیین میدان درگیری و مقاومت از منظر قرآن"، جلسه یازدهم:"عبور از مصائب سخت عاشورا "، سال 1405
بحث ما درباره قواعد استقامت و درگیری و میدان درگیری و عواقب و نتایجش بود و بررسی دشمنان و کفار و طرحی که خدا برای آنها دارد؛ چگونه امداد میشوند و تا کجا و چگونه خدا بساطشان را جمع میکند. انشاءالله در آینده این بحثها را تقدیم خواهیم کرد. اما امشب، چند آیه از قرآن را تقدیم میکنم که مرحوم سیدمرتضی در نقل خود از زیارت ناحیه مقدسه، برای خواندن در کنار گودی قتلگاه سفارش کردهاند. زیارت ناحیه، با آن ترتیب خاص، مقدمات فوق العاده ای دارد و میگوید وقتی وارد قتلگاه شدی، اول این آیات را بخوان تا تذکرات لازم را بگیری.
نکته اول: عاشورا نقطه ضعف نیست
اهلبیت به ما یاد دادند که در مواجهه با سختترین مصیبتها، نباید احساس ضعف و ذلت کنیم. شما از همان ابتدا ببینید؛ وقتی زینب کبری فردای عاشورا بدنهای مطهر را دید که عریان افتاده اند، فرمود: «پسر برادرم! تو بهتر میدانی که این بدنها دفن میشوند و اینجا زیارتگاه ملائکه و انبیا میشود.» این روایت فاتحانه، مصیبت را به اظهار عجز تبدیل نمیکند. آن خطبه های کوفه، خطبه امام سجاد در مسجد اموی، و آن پاسخ محکم به مرد شامی که گفت «بگذار اذان بگویند تا معلوم شود حرف کی غالب شده»، همه نشان میدهد که این مکتب، مکتب پیروزی است.
نکته دوم: آیات ابتدایی در کنار قتلگاه
در نقل مرحوم سیدمرتضی، پس از ذکر مصیبتهای جانسوز و سپس نماز، سفارش به خواندن سوره انبیا و حشر شده است که سراسر حکایت پیروزی مطلق حق است. این یعنی در دل ابتلا، احساس شکست نکنیم و روایت فاتحانه داشته باشیم.
درباره آیات اول: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ...»
این آیه که ظاهراً به مسلمانان مکه اجازه قتال میدهد، به امام زمان و سیدالشهدا تأویل شده است. یعنی اذن انتقام از خون امام حسین (علیهالسلام) صادر شده و فقط نیاز به بسترسازی دارد. عجله نکنید، فرمان صادر شده و خداوند بر نصرت، تواناست.
آیه دوم: «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً...»
خیال نکنید شهیدان مردهاند؛ آنها زنده اند و روزی خاص دارند. آنها از آن دنیا به کسانی که در راهشان حرکت میکنند، بشارت میدهند که «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون». این یعنی راه ادامه دارد و خداوند مأجوران را ضایع نمیکند.
آیه سوم: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»
تو که حاکم بر عالم غیب و شهادتی، تو بین بندگان در آنچه اختلاف دارند، داوری کن. این دعوا بین سیدالشهدا و بنی امیه، یک دعوای بی حکم نیست. زینب کبری به ابنزیاد فرمود که کار تمام نشده و خداوند بین شما و ایشان داوری خواهد کرد.
آیات پایانی سوره ابراهیم:
· «لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ»
خیال نکنید خدا غافل است. آنها را به روزی تأخیر میاندازد که پلک زدن هم نتوانند و دلها از هول فرو ریزد.
· «وَأَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ...»
وقتی عذاب استیصال برسد، ظالمین التماس میکنند که مهلت دهیم، اما دیگر فایده ای ندارد. آنها جای فرعونهای قبلی را گرفتند و عبرت نگرفتند.
· «وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»
آنها مکر میکنند، اما نقشهشان در محضر خدا حاضر است و خدا با همان نقشه، خودشان را گرفتار میکند. «وَإِنْ کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ»؛ هرچقدر هم نقشه شان بزرگ باشد، به خودشان برمیگردد.
آیه آخر: «وَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ...»
خطای محاسباتی نکنید؛ خدا به پیامبران وعده پیروزی داده و قطعاً وفا میکند و انتقام میگیرد. خون سیدالشهدا ناحق نمی ماند.
نتیجه گیری: روایت فاتحانه از مقاومت
تمام این آیات به ما یادآوری میکند که در گودی قتلگاه، نباید احساس شکست کرد. اینجا، قتلگاه عاشقانی است که با خدا عهد بستند و «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» مصداقشان هستند. امام حسین (علیهالسلام) فرمود: «اگر دین محمد جز با کشته شدن من استقامت نمی یابد، پس شمشیرها مرا در بر گیرید.» این روایت، روایت فتح است؛ نه ذلت.
امروز نیز ملت ایران که 47 سال است مقاومت میکند و در جنگهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی سربلند بوده، نباید با روایتهای حقیرانه و ذلیلانه از آن یاد شود. باید روایت فتح، عزت و پیروزی را از آنِ خود بدانیم و زمینه ظهور را فراهم کنیم.
بحث ما درباره قواعد استقامت و درگیری و میدان درگیری و عواقب و نتایجش بود و بررسی دشمنان و کفار و طرحی که خدا برای آنها دارد؛ چگونه امداد میشوند و تا کجا و چگونه خدا بساطشان را جمع میکند. انشاءالله در آینده این بحثها را تقدیم خواهیم کرد. اما امشب، چند آیه از قرآن را تقدیم میکنم که مرحوم سیدمرتضی در نقل خود از زیارت ناحیه مقدسه، برای خواندن در کنار گودی قتلگاه سفارش کردهاند. زیارت ناحیه، با آن ترتیب خاص، مقدمات فوق العاده ای دارد و میگوید وقتی وارد قتلگاه شدی، اول این آیات را بخوان تا تذکرات لازم را بگیری.
نکته اول: عاشورا نقطه ضعف نیست
اهلبیت به ما یاد دادند که در مواجهه با سختترین مصیبتها، نباید احساس ضعف و ذلت کنیم. شما از همان ابتدا ببینید؛ وقتی زینب کبری فردای عاشورا بدنهای مطهر را دید که عریان افتاده اند، فرمود: «پسر برادرم! تو بهتر میدانی که این بدنها دفن میشوند و اینجا زیارتگاه ملائکه و انبیا میشود.» این روایت فاتحانه، مصیبت را به اظهار عجز تبدیل نمیکند. آن خطبه های کوفه، خطبه امام سجاد در مسجد اموی، و آن پاسخ محکم به مرد شامی که گفت «بگذار اذان بگویند تا معلوم شود حرف کی غالب شده»، همه نشان میدهد که این مکتب، مکتب پیروزی است.
نکته دوم: آیات ابتدایی در کنار قتلگاه
در نقل مرحوم سیدمرتضی، پس از ذکر مصیبتهای جانسوز و سپس نماز، سفارش به خواندن سوره انبیا و حشر شده است که سراسر حکایت پیروزی مطلق حق است. این یعنی در دل ابتلا، احساس شکست نکنیم و روایت فاتحانه داشته باشیم.
درباره آیات اول: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ...»
این آیه که ظاهراً به مسلمانان مکه اجازه قتال میدهد، به امام زمان و سیدالشهدا تأویل شده است. یعنی اذن انتقام از خون امام حسین (علیهالسلام) صادر شده و فقط نیاز به بسترسازی دارد. عجله نکنید، فرمان صادر شده و خداوند بر نصرت، تواناست.
آیه دوم: «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً...»
خیال نکنید شهیدان مردهاند؛ آنها زنده اند و روزی خاص دارند. آنها از آن دنیا به کسانی که در راهشان حرکت میکنند، بشارت میدهند که «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون». این یعنی راه ادامه دارد و خداوند مأجوران را ضایع نمیکند.
آیه سوم: «قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...»
تو که حاکم بر عالم غیب و شهادتی، تو بین بندگان در آنچه اختلاف دارند، داوری کن. این دعوا بین سیدالشهدا و بنی امیه، یک دعوای بی حکم نیست. زینب کبری به ابنزیاد فرمود که کار تمام نشده و خداوند بین شما و ایشان داوری خواهد کرد.
آیات پایانی سوره ابراهیم:
· «لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ»
خیال نکنید خدا غافل است. آنها را به روزی تأخیر میاندازد که پلک زدن هم نتوانند و دلها از هول فرو ریزد.
· «وَأَنْذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ...»
وقتی عذاب استیصال برسد، ظالمین التماس میکنند که مهلت دهیم، اما دیگر فایده ای ندارد. آنها جای فرعونهای قبلی را گرفتند و عبرت نگرفتند.
· «وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»
آنها مکر میکنند، اما نقشهشان در محضر خدا حاضر است و خدا با همان نقشه، خودشان را گرفتار میکند. «وَإِنْ کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ»؛ هرچقدر هم نقشه شان بزرگ باشد، به خودشان برمیگردد.
آیه آخر: «وَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ...»
خطای محاسباتی نکنید؛ خدا به پیامبران وعده پیروزی داده و قطعاً وفا میکند و انتقام میگیرد. خون سیدالشهدا ناحق نمی ماند.
نتیجه گیری: روایت فاتحانه از مقاومت
تمام این آیات به ما یادآوری میکند که در گودی قتلگاه، نباید احساس شکست کرد. اینجا، قتلگاه عاشقانی است که با خدا عهد بستند و «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» مصداقشان هستند. امام حسین (علیهالسلام) فرمود: «اگر دین محمد جز با کشته شدن من استقامت نمی یابد، پس شمشیرها مرا در بر گیرید.» این روایت، روایت فتح است؛ نه ذلت.
امروز نیز ملت ایران که 47 سال است مقاومت میکند و در جنگهای اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی سربلند بوده، نباید با روایتهای حقیرانه و ذلیلانه از آن یاد شود. باید روایت فتح، عزت و پیروزی را از آنِ خود بدانیم و زمینه ظهور را فراهم کنیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است