- 101
- 1000
- 1000
- 1000
در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی،7
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "در آغوش نیل؛ قوانین حاکم بر زندگی"، جلسه هفتم: "واقع بینی دینی و سنت پیروزی حق"، سال 1405
اگر بخواهیم به سنتهای الهی بپردازیم و مصادیق آن را برشماریم، کدام سنت الهی را باید ترجیح دهیم، بیشتر بر روی آن تأمل کنیم و در عصر حاضر که به گمان ما، عصر آخرالزمان است، درباره آن به کدام مسئله بیردازیم؟ ابتدا به یک بستر فکری و رویکردی کلان اشاره میکنیم که در بیانات رهبری معظم انقلاب نیز بهعنوان یک رویکرد رسمی و عمومی مطرح شده است. این رویکرد، نگاه به دین را از یک پدیده صرفاً اخلاقی، ارزشی و اعتباری (که لزوماً حکایت از واقعیت نمیکند) به یک نگاه واقعبینانه تغییر میدهد. در این تعریف، دین نه یک امر انتزاعی، بلکه ابزاری برای تربیت انسانِ واقعبینی است که او را درک درست از هستی و قوانین حاکم بر آن میدهد.
الف) دین، علم و واقعبینی؛ جداییناپذیری آنها
نگاه واقعبینانه به دین، دو آفت بزرگ را از بین میبرد: یکی غرور ناشی از دینداری و دیگری یأس و تنفر از دین و دینداران. درست همانطور که هیچکس به علم و تکنولوژی بهدلیل وابستگی جغرافیایی یا نژادی آن (مثلاً چینی، آلمانی یا ژاپنی بودن) حمله نمیکند و آن را ابزاری جهانی برای پیشرفت میداند، دین نیز باید چنین تلقی شود. دین نیز همچون علم، پردهبرداری از قوانین طبیعت و هستی است؛ با این تفاوت که منبع آن وحی است، درحالیکه علوم تجربی از راه عقل و تجربه به دست میآیند. در نتیجه، دین نه تنها با علم در تعارض نیست، بلکه مکمل آن است و انسان را به کشف قوانین طبیعی (سنتهای الهی) رهنمون میشود.
ب) تمدنسازی و جامعهپروری؛ میراث امام شهید
من با تأکید بر این که این رویکرد، رویکردِ اصلی بنیانگذار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) بوده است، به کتاب ارزشمند «در آغوش نیل» اشاره میکنم که مجموعهای از بیانات ایشان را در بر دارد و مطالعه آن را برای درک «دینداری اصیل و واقعبینانه» بسیار مؤثر میدانند. یکی از مهمترین میراثهای امام شهید، توجه به جنبه اجتماعی دین و جامعهسازی است، نه صرفاً تربیت فردی. امام در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تصریح میکنند که کار پیامبران و ائمه (ع)، مدرسهسازی و مریدپروری نبوده، بلکه فرهنگسازی و جامعهسازی است. این نگاه، نادری از سوی علمای بزرگ بوده و کمتر کسی به این صراحت به آن پرداخته است.
ج) نقد نگاه ارزشی و معرفی استغفارِ واقعبینانه
به آسیبهای نگاه صرفاً ارزشی و اخلاقی به دین اشاره میکنیم. این نگاه که گناه را صرفاً «بیاحترامی به خدا» تلقی می شود، باعث میشود که افراد یا از استغفار طفره روند (چرا که خدا را نیازی به عذرخواهی ما نیست!) یا استغفار را به شکلی کودکانه انجام دهند. اما در نگاه واقعبینانه، گناه «ضربه زدن به وجود خود و خراب کردن کاردستیِ زندگی» است. استغفار در این دیدگاه، یعنی درخواست از خدایِ طبیب و جابرِ استخوانهای شکسته برای ترمیم آثار زیانبار کاری که خودمان انجام دادهایم. این نگاه، استغفار را از یک فعل عذرخواهانه، به یک اقدام واقعبینانه برای بازسازی خویش تبدیل میکند.
نماز، یک «ریاستارت» و تنظیم مجدد وجود انسان است، نه صرفاً یک عمل تشریفاتی. اگر علوم جدید مانند «نوروساینس» (علوم اعصاب) به بررسی فواید ذکر و نماز بپردازند، درمییابند که این اعمال دقیقاً برای تنظیم روان و کاهش اضطراب (که قابل اندازهگیری است) طراحی شدهاند.
د) مبارزه، مرگ و سنت لایتغیر الهی است، «اگر حق و باطل در مقابل هم صف کشیدند و درگیر شدند، پیشرفت از آنِ حق است؛ چون خلقت عالم بر مبنای حق است. مبارزات مبتنی بر حق پیروزتر، موفقتر، ماندگارتر و اثرش همهگیرتر است.» این یک سنت لایتغیر الهی است. اما نکته مهم این است که حق خودبهخود پیروز نمیشود؛ اگر مبارزه و تلاشی پای آن نباشد، پیروزی حاصل نخواهد شد. این دقیقاً همان رویکرد واقعبینانه است که به انسان ایمان و امنیت روانی میبخشد؛ چراکه «ایمان» چیزی جز میوه درخت واقعبینی نیست و باعث زوال اضطراب میشود.
مسئولان نظام باید با تکیه بر این کلامِ امام (و نیز نهجالبلاغه)، جواب محکم و عالمانهای به دشمن بدهند. باید به جهان گفت: «مبارزه، مرگ را نزدیک نمیکند و سازش، مرگ را دور نمیکند. ما از مرگ نمیترسیم و این یک تجارت پرسود برای ماست؛ چراکه مرگ برای انسان یکبار اتفاق میافتد و مهم این است که چه زمانی و در چه راهی باشد.» این پاسخها، نه تنها توهین نیست، بلکه معرفی چهره واقعی و رشید اسلام به جهانیان است.
دفاع از «مادیت» در مقابل برداشتهای نادرست،
این دوگانهسازی، یک انحراف فکری است که توسط جریانهای سکولار (با کتابهایی نظیر «دانش و ارزش») در کشور ترویج شد تا دین را از عرصه علم و سیاست خارج کند. اما در نگاه توحیدی، همه چیز واقعیت است؛ هم مادیات و هم معنویات. دفاع از شکم مردم، اقتصاد و معیشت، دفاع از «مادیت» به معنای بد آن نیست؛ بلکه این کار، وظیفه دینی و عین واقعبینی است. غربیهاکه مدعی مادیگری هستند، نه تنها از مادیات مردم دفاع نکردند، بلکه لذتهای حلال و شهوتِ سالم را نیز از آنها گرفتند. امام گریه بر امام حسین را نه یک امر صرفاً احساسی، بلکه یک «تظاهرات سیاسی و اثر اجتماعیِ» حسابشده میدانستند، بهگونهای که حتی «تظاهر به گریه» نیز به دلیل همان اثر اجتماعی، ثواب دارد. این نگاه ماتریالیستیِ واقعبینانه، نشان میدهد که دین برای نجات جامعه از افسردگی، تفرقه و بیهویتی، از احساساتِ پاکِ حسینی استفاده میکند.
اگر بخواهیم به سنتهای الهی بپردازیم و مصادیق آن را برشماریم، کدام سنت الهی را باید ترجیح دهیم، بیشتر بر روی آن تأمل کنیم و در عصر حاضر که به گمان ما، عصر آخرالزمان است، درباره آن به کدام مسئله بیردازیم؟ ابتدا به یک بستر فکری و رویکردی کلان اشاره میکنیم که در بیانات رهبری معظم انقلاب نیز بهعنوان یک رویکرد رسمی و عمومی مطرح شده است. این رویکرد، نگاه به دین را از یک پدیده صرفاً اخلاقی، ارزشی و اعتباری (که لزوماً حکایت از واقعیت نمیکند) به یک نگاه واقعبینانه تغییر میدهد. در این تعریف، دین نه یک امر انتزاعی، بلکه ابزاری برای تربیت انسانِ واقعبینی است که او را درک درست از هستی و قوانین حاکم بر آن میدهد.
الف) دین، علم و واقعبینی؛ جداییناپذیری آنها
نگاه واقعبینانه به دین، دو آفت بزرگ را از بین میبرد: یکی غرور ناشی از دینداری و دیگری یأس و تنفر از دین و دینداران. درست همانطور که هیچکس به علم و تکنولوژی بهدلیل وابستگی جغرافیایی یا نژادی آن (مثلاً چینی، آلمانی یا ژاپنی بودن) حمله نمیکند و آن را ابزاری جهانی برای پیشرفت میداند، دین نیز باید چنین تلقی شود. دین نیز همچون علم، پردهبرداری از قوانین طبیعت و هستی است؛ با این تفاوت که منبع آن وحی است، درحالیکه علوم تجربی از راه عقل و تجربه به دست میآیند. در نتیجه، دین نه تنها با علم در تعارض نیست، بلکه مکمل آن است و انسان را به کشف قوانین طبیعی (سنتهای الهی) رهنمون میشود.
ب) تمدنسازی و جامعهپروری؛ میراث امام شهید
من با تأکید بر این که این رویکرد، رویکردِ اصلی بنیانگذار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره) بوده است، به کتاب ارزشمند «در آغوش نیل» اشاره میکنم که مجموعهای از بیانات ایشان را در بر دارد و مطالعه آن را برای درک «دینداری اصیل و واقعبینانه» بسیار مؤثر میدانند. یکی از مهمترین میراثهای امام شهید، توجه به جنبه اجتماعی دین و جامعهسازی است، نه صرفاً تربیت فردی. امام در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تصریح میکنند که کار پیامبران و ائمه (ع)، مدرسهسازی و مریدپروری نبوده، بلکه فرهنگسازی و جامعهسازی است. این نگاه، نادری از سوی علمای بزرگ بوده و کمتر کسی به این صراحت به آن پرداخته است.
ج) نقد نگاه ارزشی و معرفی استغفارِ واقعبینانه
به آسیبهای نگاه صرفاً ارزشی و اخلاقی به دین اشاره میکنیم. این نگاه که گناه را صرفاً «بیاحترامی به خدا» تلقی می شود، باعث میشود که افراد یا از استغفار طفره روند (چرا که خدا را نیازی به عذرخواهی ما نیست!) یا استغفار را به شکلی کودکانه انجام دهند. اما در نگاه واقعبینانه، گناه «ضربه زدن به وجود خود و خراب کردن کاردستیِ زندگی» است. استغفار در این دیدگاه، یعنی درخواست از خدایِ طبیب و جابرِ استخوانهای شکسته برای ترمیم آثار زیانبار کاری که خودمان انجام دادهایم. این نگاه، استغفار را از یک فعل عذرخواهانه، به یک اقدام واقعبینانه برای بازسازی خویش تبدیل میکند.
نماز، یک «ریاستارت» و تنظیم مجدد وجود انسان است، نه صرفاً یک عمل تشریفاتی. اگر علوم جدید مانند «نوروساینس» (علوم اعصاب) به بررسی فواید ذکر و نماز بپردازند، درمییابند که این اعمال دقیقاً برای تنظیم روان و کاهش اضطراب (که قابل اندازهگیری است) طراحی شدهاند.
د) مبارزه، مرگ و سنت لایتغیر الهی است، «اگر حق و باطل در مقابل هم صف کشیدند و درگیر شدند، پیشرفت از آنِ حق است؛ چون خلقت عالم بر مبنای حق است. مبارزات مبتنی بر حق پیروزتر، موفقتر، ماندگارتر و اثرش همهگیرتر است.» این یک سنت لایتغیر الهی است. اما نکته مهم این است که حق خودبهخود پیروز نمیشود؛ اگر مبارزه و تلاشی پای آن نباشد، پیروزی حاصل نخواهد شد. این دقیقاً همان رویکرد واقعبینانه است که به انسان ایمان و امنیت روانی میبخشد؛ چراکه «ایمان» چیزی جز میوه درخت واقعبینی نیست و باعث زوال اضطراب میشود.
مسئولان نظام باید با تکیه بر این کلامِ امام (و نیز نهجالبلاغه)، جواب محکم و عالمانهای به دشمن بدهند. باید به جهان گفت: «مبارزه، مرگ را نزدیک نمیکند و سازش، مرگ را دور نمیکند. ما از مرگ نمیترسیم و این یک تجارت پرسود برای ماست؛ چراکه مرگ برای انسان یکبار اتفاق میافتد و مهم این است که چه زمانی و در چه راهی باشد.» این پاسخها، نه تنها توهین نیست، بلکه معرفی چهره واقعی و رشید اسلام به جهانیان است.
دفاع از «مادیت» در مقابل برداشتهای نادرست،
این دوگانهسازی، یک انحراف فکری است که توسط جریانهای سکولار (با کتابهایی نظیر «دانش و ارزش») در کشور ترویج شد تا دین را از عرصه علم و سیاست خارج کند. اما در نگاه توحیدی، همه چیز واقعیت است؛ هم مادیات و هم معنویات. دفاع از شکم مردم، اقتصاد و معیشت، دفاع از «مادیت» به معنای بد آن نیست؛ بلکه این کار، وظیفه دینی و عین واقعبینی است. غربیهاکه مدعی مادیگری هستند، نه تنها از مادیات مردم دفاع نکردند، بلکه لذتهای حلال و شهوتِ سالم را نیز از آنها گرفتند. امام گریه بر امام حسین را نه یک امر صرفاً احساسی، بلکه یک «تظاهرات سیاسی و اثر اجتماعیِ» حسابشده میدانستند، بهگونهای که حتی «تظاهر به گریه» نیز به دلیل همان اثر اجتماعی، ثواب دارد. این نگاه ماتریالیستیِ واقعبینانه، نشان میدهد که دین برای نجات جامعه از افسردگی، تفرقه و بیهویتی، از احساساتِ پاکِ حسینی استفاده میکند.


تاکنون نظری ثبت نشده است