- 10
- 1000
- 1000
- 1000
توحید در نهج البلاغه
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع "توحید در نهج البلاغه"، سال 1404
مقدمه اول این است که چرا نهج البلاغه این قدر کتاب مهمی است و چگونه باید آن را خواند؟ بله، نهج البلاغه یک کتاب حدیثی است مثل بقیه کتاب های حدیثی شیعه مانند کافی مرحوم کلینی، معانی الاخبار شیخ صدوق، کتاب غیبت شیخ طوسی. نویسنده نهج البلاغه امیرالمؤمنین نیست، کلمات حضرت است که سید رضی جمع آوری کرده، مثل بقیه محدثان بزرگ شیعه که رضوان خدا بر همه شان باد. اما در بین کتاب های حدیثی، چرا این قدر به نهج البلاغه تأکید شده است؟ امسال چند بار رهبر معظم انقلاب فرمودند نهج البلاغه را به مردم برسانید. چرا نفرمودند کافی را بخوانید یا توحید مفضل را بخوانید یا بحارالانوار را؟ اینها همه کتاب های حدیثی اند و همه ارزشمندند. کلمات اهل بیت نور است، آن طور که در زیارت جامعه می خوانیم: کلامکم نور. کلمات اهل بیت نورانی است و همه کتب روایی ما نورانی است. اما نهج البلاغه از جهاتی مزایایی دارد که در بقیه کتاب ها نیست. یکی از مهم ترین مزایایش این است که کتب روایی ما به ما می گویند بایدها و نبایدها چیست، چگونه بیندیشیم، چگونه بنگریم و چگونه عمل کنیم. در ساحت بینش و نگرش و کنش، به ما یاد می دهند به چه چیزهایی اعتقاد داشته باشیم، به چه چیزهایی دل بدهیم و به چه چیزهایی عمل کنیم. اما به صورت کلی. فرق نهج البلاغه با آنها این است که همین بایدها و نبایدها را در این سه ساحت - بینش، نگرش و کنش - خود امیرالمؤمنین چگونه به آن عمل کرده است. یعنی چه؟ یعنی وقتی امیرالمؤمنین می فرماید اگر خواستید کسی را به کاری بگمارید این ویژگی ها را داشته باشد، خیلی ارزشمند است. اما وقتی می بینیم خود حضرت در دوران حکومتش می خواست یک کارگزاری منصوب کند، این کار را کرد. نهج البلاغه از فیلتر رفتار امیرالمؤمنین عبور کرده است، چون عمده کلمات حضرت در نهج البلاغه مال دوران حکومت ایشان است. نهج البلاغه آیینه رفتار امیرالمؤمنین در محدودیت های جامعه است. در وسط جنگ ها، درگیری ها، مزاحمت های جنگ جمل و صفین، با معاویه و یارانش، با خوارج. امیرالمؤمنین در یک جامعه با هزاران محدودیت زندگی می کرده و این طور انتخاب کرده است. این برای ما خیلی ارزش متفاوتی دارد، چون حضرت در خلأ کلی گویی نکرده است. زندگی امیرالمؤمنین، عمل به احکام و عقاید و اعمال و ایمانیات اسلام است در وسط محدودیت ها. و نهج البلاغه آیینه این است. گاهی آدم هزار تا توجیه برای خطا کردن پیدا می کند، اما امیرالمؤمنین این جاها به آدم نشان می دهد که راه علی بن ابی طالب با خیلی ها متفاوت است. از این جهت نهج البلاغه خیلی مهم است. مقدمه دوم: از آنجایی که نهج البلاغه کتاب حدیثی است مثل سایر کتب حدیثی، خواندن کتب حدیثی تخصص لازم دارد. عزیزانی که دوست دارند نهج البلاغه بخوانند، اولاً بدانند ادبیات حضرت در نهج البلاغه جزو ادبیات برجسته و مشکل است. این طور نیست که هر کس مثلاً ده سال درس طلبگی خوانده باشد بتواند راحت نهج البلاغه باز کند و بخواند. نهج البلاغه یک کتاب عادی نیست. سطح خطبه های حضرت، خیلی هایش جزو شاهکارهای ادب عرب است. بزرگان ادب عرب گاهی برای یک جمله امیرالمؤمنین ده ها بحث کرده اند. نهج البلاغه کتابی است که وسط میدان، عمدتاً در درگیری ها، در سختی ها، در مشکلات، در گرفتاری ها بیان شده است. برای همین یک کتاب تئوریک نیست، با اینکه کتاب علمی است. دو عنصر اعتقادی در نهج البلاغه به عنوان نمونه، دو تا وسیله درمان جامعه است. مثل چاقوی جراحی برای درمان، مثل دستگاه سی تی اسکن برای شناخت بیماری. امیرالمؤمنین دو عنصر مهم را برای درمان جامعه به کار می گیرد با همان توضیحاتی که دادم. یعنی عقاید تئوریکی نیست که بشینیم سر کلاس حوزه و دانشگاه صرفاً بحث کنیم. یاد مرگ، آدمی که یاد مرگ می کند خصوصیات انسانی اش متبلور می شود. من خسیسم، می گویم آقا چرا در راه خدا پول نمی دهم؟ سخت است نمی توانم از پولم بگذرم. یک کسی آمده بود پیش من، نمی گم کیست، اگر آمار ثروتش را بدهم در تهران آدم معروفی است. ثروت افسانه ای داشت. می گفت من برای خودم هم نمی توانم خرج کنم، چه برسد به فقرا. یعنی طرف ثروت ندارد؟ ثروت او را دارد. شاید صدها مغازه در بهترین نقاط تهران داشت. می گفت من برای خودم هم نمی توانم خرج کنم. این در واقع ثروتمند نیست، ثروت او را دارد، مال او را . یکی یاد مرگ در نهج البلاغه، دومی چیست؟ دومی سخن گفتن از خداست. امیرالمؤمنین خطبه های توحیدی اش را خیلی وقت ها وسط جنگ بیان کرده است. همان طور که قرآن کریم مهم ترین آیات توحیدی را وسط جنگ بیان کرد. چرا؟ چون آدم در موقعیت جنگ از آن توهماتش بیرون می آید.
مقدمه اول این است که چرا نهج البلاغه این قدر کتاب مهمی است و چگونه باید آن را خواند؟ بله، نهج البلاغه یک کتاب حدیثی است مثل بقیه کتاب های حدیثی شیعه مانند کافی مرحوم کلینی، معانی الاخبار شیخ صدوق، کتاب غیبت شیخ طوسی. نویسنده نهج البلاغه امیرالمؤمنین نیست، کلمات حضرت است که سید رضی جمع آوری کرده، مثل بقیه محدثان بزرگ شیعه که رضوان خدا بر همه شان باد. اما در بین کتاب های حدیثی، چرا این قدر به نهج البلاغه تأکید شده است؟ امسال چند بار رهبر معظم انقلاب فرمودند نهج البلاغه را به مردم برسانید. چرا نفرمودند کافی را بخوانید یا توحید مفضل را بخوانید یا بحارالانوار را؟ اینها همه کتاب های حدیثی اند و همه ارزشمندند. کلمات اهل بیت نور است، آن طور که در زیارت جامعه می خوانیم: کلامکم نور. کلمات اهل بیت نورانی است و همه کتب روایی ما نورانی است. اما نهج البلاغه از جهاتی مزایایی دارد که در بقیه کتاب ها نیست. یکی از مهم ترین مزایایش این است که کتب روایی ما به ما می گویند بایدها و نبایدها چیست، چگونه بیندیشیم، چگونه بنگریم و چگونه عمل کنیم. در ساحت بینش و نگرش و کنش، به ما یاد می دهند به چه چیزهایی اعتقاد داشته باشیم، به چه چیزهایی دل بدهیم و به چه چیزهایی عمل کنیم. اما به صورت کلی. فرق نهج البلاغه با آنها این است که همین بایدها و نبایدها را در این سه ساحت - بینش، نگرش و کنش - خود امیرالمؤمنین چگونه به آن عمل کرده است. یعنی چه؟ یعنی وقتی امیرالمؤمنین می فرماید اگر خواستید کسی را به کاری بگمارید این ویژگی ها را داشته باشد، خیلی ارزشمند است. اما وقتی می بینیم خود حضرت در دوران حکومتش می خواست یک کارگزاری منصوب کند، این کار را کرد. نهج البلاغه از فیلتر رفتار امیرالمؤمنین عبور کرده است، چون عمده کلمات حضرت در نهج البلاغه مال دوران حکومت ایشان است. نهج البلاغه آیینه رفتار امیرالمؤمنین در محدودیت های جامعه است. در وسط جنگ ها، درگیری ها، مزاحمت های جنگ جمل و صفین، با معاویه و یارانش، با خوارج. امیرالمؤمنین در یک جامعه با هزاران محدودیت زندگی می کرده و این طور انتخاب کرده است. این برای ما خیلی ارزش متفاوتی دارد، چون حضرت در خلأ کلی گویی نکرده است. زندگی امیرالمؤمنین، عمل به احکام و عقاید و اعمال و ایمانیات اسلام است در وسط محدودیت ها. و نهج البلاغه آیینه این است. گاهی آدم هزار تا توجیه برای خطا کردن پیدا می کند، اما امیرالمؤمنین این جاها به آدم نشان می دهد که راه علی بن ابی طالب با خیلی ها متفاوت است. از این جهت نهج البلاغه خیلی مهم است. مقدمه دوم: از آنجایی که نهج البلاغه کتاب حدیثی است مثل سایر کتب حدیثی، خواندن کتب حدیثی تخصص لازم دارد. عزیزانی که دوست دارند نهج البلاغه بخوانند، اولاً بدانند ادبیات حضرت در نهج البلاغه جزو ادبیات برجسته و مشکل است. این طور نیست که هر کس مثلاً ده سال درس طلبگی خوانده باشد بتواند راحت نهج البلاغه باز کند و بخواند. نهج البلاغه یک کتاب عادی نیست. سطح خطبه های حضرت، خیلی هایش جزو شاهکارهای ادب عرب است. بزرگان ادب عرب گاهی برای یک جمله امیرالمؤمنین ده ها بحث کرده اند. نهج البلاغه کتابی است که وسط میدان، عمدتاً در درگیری ها، در سختی ها، در مشکلات، در گرفتاری ها بیان شده است. برای همین یک کتاب تئوریک نیست، با اینکه کتاب علمی است. دو عنصر اعتقادی در نهج البلاغه به عنوان نمونه، دو تا وسیله درمان جامعه است. مثل چاقوی جراحی برای درمان، مثل دستگاه سی تی اسکن برای شناخت بیماری. امیرالمؤمنین دو عنصر مهم را برای درمان جامعه به کار می گیرد با همان توضیحاتی که دادم. یعنی عقاید تئوریکی نیست که بشینیم سر کلاس حوزه و دانشگاه صرفاً بحث کنیم. یاد مرگ، آدمی که یاد مرگ می کند خصوصیات انسانی اش متبلور می شود. من خسیسم، می گویم آقا چرا در راه خدا پول نمی دهم؟ سخت است نمی توانم از پولم بگذرم. یک کسی آمده بود پیش من، نمی گم کیست، اگر آمار ثروتش را بدهم در تهران آدم معروفی است. ثروت افسانه ای داشت. می گفت من برای خودم هم نمی توانم خرج کنم، چه برسد به فقرا. یعنی طرف ثروت ندارد؟ ثروت او را دارد. شاید صدها مغازه در بهترین نقاط تهران داشت. می گفت من برای خودم هم نمی توانم خرج کنم. این در واقع ثروتمند نیست، ثروت او را دارد، مال او را . یکی یاد مرگ در نهج البلاغه، دومی چیست؟ دومی سخن گفتن از خداست. امیرالمؤمنین خطبه های توحیدی اش را خیلی وقت ها وسط جنگ بیان کرده است. همان طور که قرآن کریم مهم ترین آیات توحیدی را وسط جنگ بیان کرد. چرا؟ چون آدم در موقعیت جنگ از آن توهماتش بیرون می آید.


تاکنون نظری ثبت نشده است