- 56
- 1000
- 1000
- 1000
خودشناسی و خداشناسی در مناجات شعبانیه، 1
سخنزانی حجت الاسلام مرتضی دهشت با موضوع "خودشناسی و خداشناسی در مناجات شعبانیه"، جلسه اول:اهمیت خودشناسی، سال 1404
بحث ما حول محور خودشناسی و خداشناسی در پرتو مناجات شعبانیه است. این مناجات شریف که از امیرالمؤمنین علیه السلام به ما رسیده و ائمه هدی علیهم السلام همه اهل این مناجات بودند، سرشار از معارف بلندی است که اگر تدبر کنیم، راه سعادت را به ما نشان می دهد. اجازه بدهید بحث را با مقدمه ای درباره خود مناجات شروع کنم. عزیزان دقت کنند مناجات یعنی نجوا کردن، یعنی راز گفتن، یعنی انسان اسرار درونی اش را با محرمی در میان بگذارد. حالا این محرم کیست؟ خدای متعال. اما انسان وقتی می خواهد با خدا نجوا کند، اول باید بداند که دارد با چه کسی حرف می زند. این همان خودشناسی است. من باید بدانم که من که هستم و او کیست. این آغاز حرکت های رشد و تعالی است و بلکه پایه و اساس همه این حرکات است. من سه نکته را درباره مناجات عرض می کنم که به نظرم خیلی مهم است و همه عزیزان توجه ویژه داشته باشند:
نکته اول: جایگاه مناجات
یک روایت نورانی از امام موسی بن جعفر علیه السلام در کتاب شریف تحف العقول هست که حضرت می فرمایند زندگی تان را بر چهار محور مدیریت کنید و تنظیم کنید. ساعتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای امر معاش و زندگی، ساعتی برای معاشرت با برادران و دوستان، و ساعتی هم برای لذت های حلال. ببینید دین ما چقدر با افق بلند است. حضرت حتی می فرمایند با همین ساعت چهارم، یعنی لذت حلال، می توانید آن سه ساعت دیگر را هم آباد کنید. پس جایگاه مناجات در زندگی مؤمن، یک جایگاه رفیع و غیرقابل انکار است.
نکته دوم: آثار مناجات
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: فی المناجات سبب النجات یعنی نجات شما در مناجات است. اگر می خواهید نجات پیدا کنید، اهل مناجات باشید. مناجات آثار اعتقادی دارد، آثار اخلاقی و تربیتی دارد. شما وقتی مناجات می کنید، معرفت به خالق پیدا می کنید. همان فراز اول مناجات شعبانیه را ببینید: الهی ان تعرف بی غیر مجهول و من لاذ بک غیر مخذول. امیرالمؤمنین دارد با خدا نجوا می کند، می گوید خدایا اگر تو کسی را معرفی کنی، او دیگر ناشناخته نمی ماند. این را امروز در این ملت بزرگ دیدیم. ملتی که خدا پشت و پناهش است، معرفش خداست، پناهگاهش خداست. عزتش را خدا دوباره به او برگرداند. و آنهایی که معرفشان استکبار بود و پناهگاهشان استکبار، ذلت را چشیدند. ببینید مناجات چقدر می تواند انسان را به این حقایق برساند.
نکته سوم: مناجات های وارده از ائمه
ائمه هدی علیهم السلام مناجات هایی را به ما تعلیم دادند. مثل همین مناجات شعبانیه، مثل مناجات پانزده گانه امام سجاد علیه السلام که در مفاتیح الجنان هست، مثل دعای کمیل که امیرالمؤمنین به کمیل بن زیاد نخعی آموزش داد، مثل دعای ندبه، مثل دعای سمات. همه اینها نجوا با خداست، راز گفتن با محبوب است. ما باید اینها را بخوانیم، در خلوت خودمان با خدا حرف بزنیم، از این معارف بهره بگیریم. من عرف نفسه فقد عرف ربه. این کلام نورانی امیرالمؤمنین است که امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره فرمودند: کلامکم نور. کلام اهل بیت نور است. این جمله نورانی یعنی هر کس خودش را بشناسد، خدایش را می شناسد. خودشناسی یعنی چه؟ یعنی من بدانم که بودم، از کجا آمدم، آمدنم بهر چه بود، که مرا آورد، برای چه هدفی آورد. قرآن می فرماید ما خلقناکم عبثا. ما شما را بیهوده خلق نکردیم. این فرضیه های پوچ که عالم بر اثر تصادف به وجود آمده، اینها چیست؟ عالم را خدایی است مدبر، حکیم، آگاه، هدفمند. اگر او مرا خلق کرده، برای خلقت من هم هدفی داشته است. خودشناسی ما را به ظرفیت هایمان آشنا می کند، و در عین حال ما را به نقایصمان هم آشنا می کند. عزیزان من این را خوب گوش کنید: یکی از بزرگترین تلاش های استکبار و مستکبران عالم از دیروز تا امروز این بوده که انسان ها خودشان را نشناسند. شما اگر خودت را شناختی، زیر بار زور و ظلم نمی روی. این فراموش خانه ها برای چی درست کردند؟ بحث های فراماسونری برای چه بود؟ برای اینکه هویت را از انسان بگیرند، خودشناسی را از او بگیرند. انقلاب اسلامی در سال 57 ثمره اش این بود که ملتی که دیروز هیچ بود، امروز به فضل الهی جزو ملت های پیشرو است. امروز شما توان اول موشکی منطقه را دارید. دشمن از این ناراحت است، عربده می کشد، اما می داند که این ملت خودش را شناخته است. ثمره خودشناسی، خودباوری است. این ملت خودش را باور کرده است. امیرالمؤمنین در همین مناجات شعبانیه چقدر زیبا خودشان را در پیشگاه خدا معرفی می کنند. می فرمایند: واقفٌ بین یدیک مستکیناً لک، متضرعاً الیک، راجٍ لما لدیک. خدایا من ایستاده ام در پیشگاه تو، در حال استکانت و تضرع به درگاه تو، امیدوار به آنچه نزد توست. و بعد می فرماید: و تعلم ما فی نفسی و تخبر حاجتی. خدایا تو می دانی در نفس من چیست، تو حاجت مرا می دانی. این معرفت به خداست و بعد در فرازی دیگر عرضه می دارد: الهی انا عبدک الضعیف المذنب. خدایا من بنده ضعیف تو هستم، بنده گنهکار تو هستم. یا امیرالمؤمنین! درود خدا بر شما، شما که اهل گناه نبودید، این را به ما یاد می دهید که ما چگونه در پیشگاه خدا اعتراف کنیم و جمله پایانی مناجات را هم ببینیم: فلا تجعلنی ممن صرفت عنه وجهک. خدایا من از کسانی نباشم که صورتت را از آنها برگرداندی. چقدر این جمله سنگین است. انسان با خدا حرف بزند، اما خدا صورتش را برگرداند. امیرالمؤمنین از این به خدا پناه می برد.
بحث ما حول محور خودشناسی و خداشناسی در پرتو مناجات شعبانیه است. این مناجات شریف که از امیرالمؤمنین علیه السلام به ما رسیده و ائمه هدی علیهم السلام همه اهل این مناجات بودند، سرشار از معارف بلندی است که اگر تدبر کنیم، راه سعادت را به ما نشان می دهد. اجازه بدهید بحث را با مقدمه ای درباره خود مناجات شروع کنم. عزیزان دقت کنند مناجات یعنی نجوا کردن، یعنی راز گفتن، یعنی انسان اسرار درونی اش را با محرمی در میان بگذارد. حالا این محرم کیست؟ خدای متعال. اما انسان وقتی می خواهد با خدا نجوا کند، اول باید بداند که دارد با چه کسی حرف می زند. این همان خودشناسی است. من باید بدانم که من که هستم و او کیست. این آغاز حرکت های رشد و تعالی است و بلکه پایه و اساس همه این حرکات است. من سه نکته را درباره مناجات عرض می کنم که به نظرم خیلی مهم است و همه عزیزان توجه ویژه داشته باشند:
نکته اول: جایگاه مناجات
یک روایت نورانی از امام موسی بن جعفر علیه السلام در کتاب شریف تحف العقول هست که حضرت می فرمایند زندگی تان را بر چهار محور مدیریت کنید و تنظیم کنید. ساعتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای امر معاش و زندگی، ساعتی برای معاشرت با برادران و دوستان، و ساعتی هم برای لذت های حلال. ببینید دین ما چقدر با افق بلند است. حضرت حتی می فرمایند با همین ساعت چهارم، یعنی لذت حلال، می توانید آن سه ساعت دیگر را هم آباد کنید. پس جایگاه مناجات در زندگی مؤمن، یک جایگاه رفیع و غیرقابل انکار است.
نکته دوم: آثار مناجات
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: فی المناجات سبب النجات یعنی نجات شما در مناجات است. اگر می خواهید نجات پیدا کنید، اهل مناجات باشید. مناجات آثار اعتقادی دارد، آثار اخلاقی و تربیتی دارد. شما وقتی مناجات می کنید، معرفت به خالق پیدا می کنید. همان فراز اول مناجات شعبانیه را ببینید: الهی ان تعرف بی غیر مجهول و من لاذ بک غیر مخذول. امیرالمؤمنین دارد با خدا نجوا می کند، می گوید خدایا اگر تو کسی را معرفی کنی، او دیگر ناشناخته نمی ماند. این را امروز در این ملت بزرگ دیدیم. ملتی که خدا پشت و پناهش است، معرفش خداست، پناهگاهش خداست. عزتش را خدا دوباره به او برگرداند. و آنهایی که معرفشان استکبار بود و پناهگاهشان استکبار، ذلت را چشیدند. ببینید مناجات چقدر می تواند انسان را به این حقایق برساند.
نکته سوم: مناجات های وارده از ائمه
ائمه هدی علیهم السلام مناجات هایی را به ما تعلیم دادند. مثل همین مناجات شعبانیه، مثل مناجات پانزده گانه امام سجاد علیه السلام که در مفاتیح الجنان هست، مثل دعای کمیل که امیرالمؤمنین به کمیل بن زیاد نخعی آموزش داد، مثل دعای ندبه، مثل دعای سمات. همه اینها نجوا با خداست، راز گفتن با محبوب است. ما باید اینها را بخوانیم، در خلوت خودمان با خدا حرف بزنیم، از این معارف بهره بگیریم. من عرف نفسه فقد عرف ربه. این کلام نورانی امیرالمؤمنین است که امام هادی علیه السلام در زیارت جامعه کبیره فرمودند: کلامکم نور. کلام اهل بیت نور است. این جمله نورانی یعنی هر کس خودش را بشناسد، خدایش را می شناسد. خودشناسی یعنی چه؟ یعنی من بدانم که بودم، از کجا آمدم، آمدنم بهر چه بود، که مرا آورد، برای چه هدفی آورد. قرآن می فرماید ما خلقناکم عبثا. ما شما را بیهوده خلق نکردیم. این فرضیه های پوچ که عالم بر اثر تصادف به وجود آمده، اینها چیست؟ عالم را خدایی است مدبر، حکیم، آگاه، هدفمند. اگر او مرا خلق کرده، برای خلقت من هم هدفی داشته است. خودشناسی ما را به ظرفیت هایمان آشنا می کند، و در عین حال ما را به نقایصمان هم آشنا می کند. عزیزان من این را خوب گوش کنید: یکی از بزرگترین تلاش های استکبار و مستکبران عالم از دیروز تا امروز این بوده که انسان ها خودشان را نشناسند. شما اگر خودت را شناختی، زیر بار زور و ظلم نمی روی. این فراموش خانه ها برای چی درست کردند؟ بحث های فراماسونری برای چه بود؟ برای اینکه هویت را از انسان بگیرند، خودشناسی را از او بگیرند. انقلاب اسلامی در سال 57 ثمره اش این بود که ملتی که دیروز هیچ بود، امروز به فضل الهی جزو ملت های پیشرو است. امروز شما توان اول موشکی منطقه را دارید. دشمن از این ناراحت است، عربده می کشد، اما می داند که این ملت خودش را شناخته است. ثمره خودشناسی، خودباوری است. این ملت خودش را باور کرده است. امیرالمؤمنین در همین مناجات شعبانیه چقدر زیبا خودشان را در پیشگاه خدا معرفی می کنند. می فرمایند: واقفٌ بین یدیک مستکیناً لک، متضرعاً الیک، راجٍ لما لدیک. خدایا من ایستاده ام در پیشگاه تو، در حال استکانت و تضرع به درگاه تو، امیدوار به آنچه نزد توست. و بعد می فرماید: و تعلم ما فی نفسی و تخبر حاجتی. خدایا تو می دانی در نفس من چیست، تو حاجت مرا می دانی. این معرفت به خداست و بعد در فرازی دیگر عرضه می دارد: الهی انا عبدک الضعیف المذنب. خدایا من بنده ضعیف تو هستم، بنده گنهکار تو هستم. یا امیرالمؤمنین! درود خدا بر شما، شما که اهل گناه نبودید، این را به ما یاد می دهید که ما چگونه در پیشگاه خدا اعتراف کنیم و جمله پایانی مناجات را هم ببینیم: فلا تجعلنی ممن صرفت عنه وجهک. خدایا من از کسانی نباشم که صورتت را از آنها برگرداندی. چقدر این جمله سنگین است. انسان با خدا حرف بزند، اما خدا صورتش را برگرداند. امیرالمؤمنین از این به خدا پناه می برد.


تاکنون نظری ثبت نشده است