- 70
- 1000
- 1000
- 1000
لغزشگاه های مهدویت
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع «لغزشگاه های مهدویت»، سال 1404
من فقط یکی دو فراز از کلمات رهبر انقلاب را راجع به امام عرض میکنم. بسیار به هر حال، هیچکس... نمیخواهم بگویم افراد دیگری نیستند، اما یکی از آن گزینههای ویژهای که امام را خوب میشناخت مقام معظم رهبری است.
این فراز را ببینید: اینجانب آقا میگویند که خود را شاگردی متواضع و فرزندی مطیع و مریدی دلباخته آن روح الله میدانند. «این توفیق را داشتهام که در تمام 10 سال و چند ماه پس از ورود ایشان به ایران تا لحظه عروج آن روح ملکوتی، از آن چشمه فیاض سیراب شده و لحظه لحظه جریان مبارک آن هدایت الهی را با همه وجود لمس کنم.» یعنی ایشان خودشان را به نوعی تربیتیافته امام میدانند. بله. یک تعبیر دیگری دارند که خیلی عجیب است. این تعبیر در واقع چینش چند تا واژه کنار هم راجع به حضرت امام است: «شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام عزیز ما حقاً و انصافاً با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نیست. پس از پیامبران و اولیای الهی معصومین. که حالا انبیا و اولیای معصومین در رأسند، کسی هم به آنها مقایسه نمیشود. فرمودند: پس از پیامبران اولیای معصومین، با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نیست. حالا چرا؟ تعابیر را ببینید: آن عبد صالح خدا، قوت ایمان را با عمل صالح، اراده پولادین را با همت بلند، شجاعت اخلاقی را با حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، و صفای معنوی و روحی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت.» بعضیها تقوا دارند سرعت ندارند، صراحت لهجه دارند اما عمل ندارند، خوب حرف میزنند اما خوب عمل نمیکنند. اینها خیلی جالب است، این چینش این واژهها. ابهت و صلابت را با رقت و عطوفت.» یعنی کسی که به اشک یک بچه شهید اشک میریزد، آنطور در مقابل آمریکا میگوید «هیچ غلطی نمیتواند بکند و خلاصه:مجموعهای از خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرنها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود.» مثلاً آدمایی که شجاعند، گاهی ممکن است اهل مثلاً تقوا نباشند، یا اهل تقوا هستند لذا... این که یک کسی در عین شجاعت رقت، در عین صلابت صراحت، در عین... همه را با هم داشت. او رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ایران و امید مستضعفان جهان، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگر گریان نیمهشبها و روح بزرگ زمان بود. این خودش یک پایاننامه باید بشود واقعاً. یعنی معرفی امام از نظر ایشان و همین بود که جناب آقای ملایی، ما که حالا جوانان آن موقع، نوجوانان آن موقع هستیم و درک کردیم، حضرت امام را، جوانها و مردم را به سوی حضرت امام کشید.
من فقط یکی دو فراز از کلمات رهبر انقلاب را راجع به امام عرض میکنم. بسیار به هر حال، هیچکس... نمیخواهم بگویم افراد دیگری نیستند، اما یکی از آن گزینههای ویژهای که امام را خوب میشناخت مقام معظم رهبری است.
این فراز را ببینید: اینجانب آقا میگویند که خود را شاگردی متواضع و فرزندی مطیع و مریدی دلباخته آن روح الله میدانند. «این توفیق را داشتهام که در تمام 10 سال و چند ماه پس از ورود ایشان به ایران تا لحظه عروج آن روح ملکوتی، از آن چشمه فیاض سیراب شده و لحظه لحظه جریان مبارک آن هدایت الهی را با همه وجود لمس کنم.» یعنی ایشان خودشان را به نوعی تربیتیافته امام میدانند. بله. یک تعبیر دیگری دارند که خیلی عجیب است. این تعبیر در واقع چینش چند تا واژه کنار هم راجع به حضرت امام است: «شخصیت عظیم رهبر کبیر و امام عزیز ما حقاً و انصافاً با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نیست. پس از پیامبران و اولیای الهی معصومین. که حالا انبیا و اولیای معصومین در رأسند، کسی هم به آنها مقایسه نمیشود. فرمودند: پس از پیامبران اولیای معصومین، با هیچ شخصیت دیگری قابل مقایسه نیست. حالا چرا؟ تعابیر را ببینید: آن عبد صالح خدا، قوت ایمان را با عمل صالح، اراده پولادین را با همت بلند، شجاعت اخلاقی را با حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، و صفای معنوی و روحی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت.» بعضیها تقوا دارند سرعت ندارند، صراحت لهجه دارند اما عمل ندارند، خوب حرف میزنند اما خوب عمل نمیکنند. اینها خیلی جالب است، این چینش این واژهها. ابهت و صلابت را با رقت و عطوفت.» یعنی کسی که به اشک یک بچه شهید اشک میریزد، آنطور در مقابل آمریکا میگوید «هیچ غلطی نمیتواند بکند و خلاصه:مجموعهای از خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرنها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود.» مثلاً آدمایی که شجاعند، گاهی ممکن است اهل مثلاً تقوا نباشند، یا اهل تقوا هستند لذا... این که یک کسی در عین شجاعت رقت، در عین صلابت صراحت، در عین... همه را با هم داشت. او رهبر و پدر و معلم و مراد و محبوب ملت ایران و امید مستضعفان جهان، عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگر گریان نیمهشبها و روح بزرگ زمان بود. این خودش یک پایاننامه باید بشود واقعاً. یعنی معرفی امام از نظر ایشان و همین بود که جناب آقای ملایی، ما که حالا جوانان آن موقع، نوجوانان آن موقع هستیم و درک کردیم، حضرت امام را، جوانها و مردم را به سوی حضرت امام کشید.


تاکنون نظری ثبت نشده است