- 78
- 1000
- 1000
- 1000
سیر تکامل فهم امت از ولایت
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین آقامیری با موضوع "سیر تکامل فهم امت از ولایت"، سال 1404
بعد از شهادت وجود مقدس خاتم الانبیاء، جریانی که به وجود آمد و وجود نازنین امیرالمومنین علیه السلام را از مسئله خلافت کنار گذاشتند. البته جریانی که قبل از اینها به وجود آمده بود، با شهادت پیغمبر، آن نگاه خودشان را علنی کردند. تعبیری دارد حضرت زهرا سلام الله علیها. حضرت میفرماید: ظهر النفاق. نه این که منافق شدند؛ نه، اینها منافق بودند. حضور پیغمبر خاتم مانع بود از این که اینها بخواهند نفاقشان را علنی کنند. با شهادت پیغمبر این نفاق علنی شد. و شما میبینید که علی بن ابی طالب علیه السلام از مسئله خلافت کنار گذاشته شد. این که پشت صحنه این کنار گذاشتن و پشت صحنه سقیفه چه بود، این یک بحث بسیار مفصلی است. اما چرا علی بن ابی طالب را کنار گذاشتند؟ گفتند به دو دلیل: علی هم جوان است، هم شوخ است. اولاً حکومتداری کسی را میخواهد که بیشتر تجربه داشته باشه. بعد هم حکومتداری صلابت میخواهد. علی هم جوان است یعنی تجربه ندارد، هم شوخ است، آن صلابت کافی را ندارد. اساساً مردم در دوران امیرالمومنین فهمشان از مسئله امامت و ولایت، به اندازه فهم امروز نبود. آنها مسئله ولایت را یک مسئله سیاسی میدیدند.
هرچه از دوران امیرالمومنین فاصله میگیرید، میآیید به سمت دوران حضرت جواد علیه السلام و بعد امام هادی و بعد امام عسکری. خفقان در دوران اهل بیت روز به روز دارد بیشتر میشود. یعنی اینجوری به شما بگویم: از دوران امیرالمومنین تا دوران امام عسکری، در بیشتر حالات، اهل بیت ما در یک خفقانی زندگی میکردند.
مثلاً در دوره امام صادق، آن بازه زمانی که بین بنیامیه و بنیعباس جنگ قدرت بود، به زبان امروز ما غفلت کردند از امام صادق. حضرت توانست آن زمان یک مقدار جریانها را علنی جلو ببرد و آن شاگردپروری اتفاق بیفتد؛ شاگردانش را گسیل بدهد به سمت کشورهای مختلف. البته از بعد از شهادت ابی عبدالله الحسین علیه السلام، امام سجاد کار را شروع کرد. کار آمد. در دوران امام باقر اوج اولیه را شما در دوره امام صادق میبینید. لذا به حضرت صادق علیه السلام میفرمایند رئیس مکتب، رئیس مذهب جعفری؛ چون اسلام از یک غربتی نجات پیدا کرد. حد خفقان در زمان امام سجاد علیه السلام به حدی بود که حضرت در قالب ادعیه با مردم سخن میگفت. به میزانی که از دوره امیرالمومنین میآییم، دوران امام حسن، دوران امام حسین، دوران امام سجاد، دوران امام باقر، امام صادق علیهالسلام، دوران آقا موسی بن جعفر، برسیم به دوران حضرت رضا، دوباره یکی از آن دورههایی است که شیعه یک نفسی میگیرد، به بهانه آن ولایتعهدی اما دوباره در دوران امام جواد این خفقان شکل میگیرد. در دوره امام عسکری به بالاترین حد ممکن میرسد. به هرحال مردم فهم کافی را نسبت به جایگاه امامت و ولایت نداشتند.پوقتی ظاهر مسئله این است که جریان حق در سختی و تنگناست، به طور طبیعی، توقع رشد آنچنانی نباید از این جریان حق داشته باشیم، مردمی که در دوره امیرالمومنین به امامت علی بن ابی طالب و ولایت امیرالمومنین ایمان نیاوردند، درست است در خفقان بودند، اما سیر تربیتی جریان حق به گونهای بود که همین مردم، کودک خردسالی را در جایگاه امامت، به امامت پذیرفتند. مردم به یک کودک خردسال در جایگاه امام ایمان آوردند. معرفت مردم به گونهای شد که حتی بعد از شهادت امام عسکری، مردم ایمان آوردند و ایمان داشتند به امامی که در حسب ظاهر او را ندیده بودند. شما تجلی این معرفت را در زیارت جامعه میبینید. دوران امامت امام جواد علیه السلام، تجلی فهم و معرفت شیعه بود. یعنی ثابت شد که این جریان توحیدی، با توجه به این که امامانش در خفقانند، عقب نرفتندو روز به روز دارند پلههای معرفت را طی میکنند، به حدی که کودک خردسالی را در جایگاه امامت میپذیرند و از او تبعیت میکنند. پس سختیها و خفقان و اذیتهای دستگاه کفر، عامل نمیشود که جریان توحیدی از آن هدفی که دارد منحرف بشود، یا متوقف بشود، یا برگردد عقب، شاید یک جاهایی دچار کندی بشود، اما متوقف نمیشود. وجود مقدس امام جواد میفرماید: الْأَیَّامُ تَحْتَ کُلِّ أَمْرٍ کَامِنٍ، إِنَّ الْأَسْرَارَ کَامِنَةٌ. حضرت میفرماید: روزگار، روزگار از رازهای نهفته برایت پرده برمیدارد. شما وقتی نگاه میکنید به تاریخ انبیا، به تاریخ اهل بیت، به تاریخ دوره عصر غیبت صغری، میآید عصر غیبت کبری، به تاریخ قبل انقلاب، به تاریخ بعد انقلاب، وقتی منصفانه به تاریخ نگاه میکنیم، یک حرف برایمان معلوم میشود که آقا، دشمن هیچ وقت دلش برای ما نمی سوزد. یک روایت دیگر حضرت دارد، میفرماید: مَا مِنْ أَحَدٍ یَرْجُو فَاسِداً إِلَّا حُرِمَ أَوْقَصُرَ عَنْ بُلُوغِ أَمَلِه یعنی: چه بسیار کسی که به انسان فاسد امید دارد، کمترین عقوبت او محرومیت و نرسیدن به آرزوی خود است. لذا نهم دی، تجلی بصیرت مردم. میگویند یعنی فهم مردم نسبت به زمان است.
بعد از شهادت وجود مقدس خاتم الانبیاء، جریانی که به وجود آمد و وجود نازنین امیرالمومنین علیه السلام را از مسئله خلافت کنار گذاشتند. البته جریانی که قبل از اینها به وجود آمده بود، با شهادت پیغمبر، آن نگاه خودشان را علنی کردند. تعبیری دارد حضرت زهرا سلام الله علیها. حضرت میفرماید: ظهر النفاق. نه این که منافق شدند؛ نه، اینها منافق بودند. حضور پیغمبر خاتم مانع بود از این که اینها بخواهند نفاقشان را علنی کنند. با شهادت پیغمبر این نفاق علنی شد. و شما میبینید که علی بن ابی طالب علیه السلام از مسئله خلافت کنار گذاشته شد. این که پشت صحنه این کنار گذاشتن و پشت صحنه سقیفه چه بود، این یک بحث بسیار مفصلی است. اما چرا علی بن ابی طالب را کنار گذاشتند؟ گفتند به دو دلیل: علی هم جوان است، هم شوخ است. اولاً حکومتداری کسی را میخواهد که بیشتر تجربه داشته باشه. بعد هم حکومتداری صلابت میخواهد. علی هم جوان است یعنی تجربه ندارد، هم شوخ است، آن صلابت کافی را ندارد. اساساً مردم در دوران امیرالمومنین فهمشان از مسئله امامت و ولایت، به اندازه فهم امروز نبود. آنها مسئله ولایت را یک مسئله سیاسی میدیدند.
هرچه از دوران امیرالمومنین فاصله میگیرید، میآیید به سمت دوران حضرت جواد علیه السلام و بعد امام هادی و بعد امام عسکری. خفقان در دوران اهل بیت روز به روز دارد بیشتر میشود. یعنی اینجوری به شما بگویم: از دوران امیرالمومنین تا دوران امام عسکری، در بیشتر حالات، اهل بیت ما در یک خفقانی زندگی میکردند.
مثلاً در دوره امام صادق، آن بازه زمانی که بین بنیامیه و بنیعباس جنگ قدرت بود، به زبان امروز ما غفلت کردند از امام صادق. حضرت توانست آن زمان یک مقدار جریانها را علنی جلو ببرد و آن شاگردپروری اتفاق بیفتد؛ شاگردانش را گسیل بدهد به سمت کشورهای مختلف. البته از بعد از شهادت ابی عبدالله الحسین علیه السلام، امام سجاد کار را شروع کرد. کار آمد. در دوران امام باقر اوج اولیه را شما در دوره امام صادق میبینید. لذا به حضرت صادق علیه السلام میفرمایند رئیس مکتب، رئیس مذهب جعفری؛ چون اسلام از یک غربتی نجات پیدا کرد. حد خفقان در زمان امام سجاد علیه السلام به حدی بود که حضرت در قالب ادعیه با مردم سخن میگفت. به میزانی که از دوره امیرالمومنین میآییم، دوران امام حسن، دوران امام حسین، دوران امام سجاد، دوران امام باقر، امام صادق علیهالسلام، دوران آقا موسی بن جعفر، برسیم به دوران حضرت رضا، دوباره یکی از آن دورههایی است که شیعه یک نفسی میگیرد، به بهانه آن ولایتعهدی اما دوباره در دوران امام جواد این خفقان شکل میگیرد. در دوره امام عسکری به بالاترین حد ممکن میرسد. به هرحال مردم فهم کافی را نسبت به جایگاه امامت و ولایت نداشتند.پوقتی ظاهر مسئله این است که جریان حق در سختی و تنگناست، به طور طبیعی، توقع رشد آنچنانی نباید از این جریان حق داشته باشیم، مردمی که در دوره امیرالمومنین به امامت علی بن ابی طالب و ولایت امیرالمومنین ایمان نیاوردند، درست است در خفقان بودند، اما سیر تربیتی جریان حق به گونهای بود که همین مردم، کودک خردسالی را در جایگاه امامت، به امامت پذیرفتند. مردم به یک کودک خردسال در جایگاه امام ایمان آوردند. معرفت مردم به گونهای شد که حتی بعد از شهادت امام عسکری، مردم ایمان آوردند و ایمان داشتند به امامی که در حسب ظاهر او را ندیده بودند. شما تجلی این معرفت را در زیارت جامعه میبینید. دوران امامت امام جواد علیه السلام، تجلی فهم و معرفت شیعه بود. یعنی ثابت شد که این جریان توحیدی، با توجه به این که امامانش در خفقانند، عقب نرفتندو روز به روز دارند پلههای معرفت را طی میکنند، به حدی که کودک خردسالی را در جایگاه امامت میپذیرند و از او تبعیت میکنند. پس سختیها و خفقان و اذیتهای دستگاه کفر، عامل نمیشود که جریان توحیدی از آن هدفی که دارد منحرف بشود، یا متوقف بشود، یا برگردد عقب، شاید یک جاهایی دچار کندی بشود، اما متوقف نمیشود. وجود مقدس امام جواد میفرماید: الْأَیَّامُ تَحْتَ کُلِّ أَمْرٍ کَامِنٍ، إِنَّ الْأَسْرَارَ کَامِنَةٌ. حضرت میفرماید: روزگار، روزگار از رازهای نهفته برایت پرده برمیدارد. شما وقتی نگاه میکنید به تاریخ انبیا، به تاریخ اهل بیت، به تاریخ دوره عصر غیبت صغری، میآید عصر غیبت کبری، به تاریخ قبل انقلاب، به تاریخ بعد انقلاب، وقتی منصفانه به تاریخ نگاه میکنیم، یک حرف برایمان معلوم میشود که آقا، دشمن هیچ وقت دلش برای ما نمی سوزد. یک روایت دیگر حضرت دارد، میفرماید: مَا مِنْ أَحَدٍ یَرْجُو فَاسِداً إِلَّا حُرِمَ أَوْقَصُرَ عَنْ بُلُوغِ أَمَلِه یعنی: چه بسیار کسی که به انسان فاسد امید دارد، کمترین عقوبت او محرومیت و نرسیدن به آرزوی خود است. لذا نهم دی، تجلی بصیرت مردم. میگویند یعنی فهم مردم نسبت به زمان است.


تاکنون نظری ثبت نشده است