- 78
- 1000
- 1000
- 1000
تاریخ گفتمان مهدویت
سخنزانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع "تاریخ گفتمان مهدویت"، سال 1404
سابقه گفتمان مهدویت به زمان خود پیغمبر اکرم صلی الله بازمی گردد. در حدیث غدیر، ایشان به آینده جهان و جامعه بشری اشاره فرمودند. حتی اگر به منابع قبلتر مانند انجیل با وجود تحریف مراجعه کنیم، بازهم نقل هایی از حقیقت را می بینیم. از جمله اینکه حضرت مریم سلام الله به حواریون ذکری آموخت که به برکت آن به خدا تقرب پیدا کنند و فضای خود را پاکیزه کنند و آن ذکر، ذکر درود بر پیغمبر و اهل بیت پیغمبر و آخرالزمان بود. یعنی ذکر اللهم صل علی محمد و آل محمد. طبق نقل انجیل، حضرت عیسی بن مریم سلام الله به حواریون آموخت که در ادامه این ذکر، تعجیل فرج آن منجی آخرالزمان را هم از خدا بخواهید. پس ذکری که حضرت عیسی آموخت، همین ذکر شریف صلوات بود با درخواست تعجیل فرج. اینقدر در فرمایشات پیغمبر اکرم صلی الله جریان مهدویت پررنگ مطرح شده که از قرن اول، داستان مدعیان مهدویت یا کسانی که به آنها این نسبت داده می شد مثل محمد حنفیه آغاز شد. مردم حتی به محضر امام صادق علیهالسلام می رسیدند و تصور می کردند ایشان همان قائم عجلالله هستند که می آید تا زمین را پر از عدل و داد کند. غیبت امام زمان پیشبینی شده بود. هنر بالای امام عسکری علیهالسلام این بود که هم وجود نازنین حضرت حجت را از چشم نامحرم حفظ کرد و هم محبین و شیعیان را با ایشان آشنا نمود. امام عسکری علیهالسلام با کارهایی مثل تقسیم گوشت قربانی به عنوان عقیقه حضرت حجت، ولادت ایشان را به شیعیان فهماندند. مرحوم شیخ مفید میفرماید: غیبت امام زمان از ولادت حضرت آغاز شد، نه از بعد شهادت امام عسکری علیهالسلام. محبین می دانستند امام عسکری علیهالسلام فرزندی دارد، اما او را ندیده بودند. این خودش یک توقع و مطالبه در بزرگان شیعه ایجاد کرده بود تا جایی که حدود چهل نفر از بزرگان، نزد امام عسکری علیهالسلام جمع و گله مند شدند که ما فرزندتان را ندیده ایم. در همان مجلس، حضرت حجت همچون قرص ماه شب چهارده وارد شدند و فقط برای آرامش دلهایشان چهره مبارکشان را نشان دادند و مجلس را ترک کردند. به لطف همین تدبیر امام عسکری علیهالسلام، بعد از شهادت ایشان، تفرقه سنگینی بین شیعیان رخ نداد و همه پیرو جریان مهدویت شدند.
اهل بیت مکرراً به طولانی بودن غیبت توصیه و تأکید کردند که کسی حق ندارد برای ظهور وقت تعیین کند. امام جواد علیهالسلام فرمودند: اگر زمان تعیین می شد، قلبها قساوت پیدا می کرد. نرمی و انعطاف قلب به این است که انسان ظهور را نزدیک ببیند. پیامبر صلیالله فرمود: فرج فرزندم را نزدیک ببینید. اگر انسان اینگونه زندگی کند، گویی در دوران ظهور زندگی می کند، همانطور که برخی در زمان ائمه معصومین علیهمالسلام بودند اما بهرهای از ایشان نمی بردند و برخی در زمان غیبت، دائماً با حضرت زندگی می کنند. مثال روشنش، مسئله مرگ است که نمی دانیم کی می آید، اما نزدیک دیدنش ما را زنده نگه می دارد. امروز شاهدیم که حتی در بین دوستان قدیمی، انکار نسبت به حضرت حجت عجل الله شکل می گیرد. این دقیقاً چیزی است که در روایات پیش بینی شده است. ظهور اتفاق نمی افتد مگر بعد از آنکه گروه قابل توجهی به یأس و انکار برسند. پس اگر شیطان اینقدر کار می کند، اهمیت این مجالس و جشنها و نشست های مهدوی مشخص می شود و همه ما موظفیم مطالعه کنیم، تبیین کنیم و صحبت کنیم. یکی از پاسخهای اهل بیت علیهمالسلام درباره فلسفه غیبت این است که این یک آزمایش و محنه برای مردم است. انسانها خام به دنیا می آیند و باید در تنور دنیا پخته شوند. اگر امام معصوم را به جامعه خام عرضه کنی، چه اتفاقی میافتد؟ همان اتفاقی که برای پیامبر صلیالله و امیرالمؤمنین علیهالسلام افتاد. حضرت میفرمایند: آن روز که با من بیعت کردید، شما مأمور و من امیر بودم. اما امروز شما امیر شدید و من مأمور شما شده ام. جامعه آنقدر خام بود که امیرالمؤمنین علیهالسلام را مجبور به انتخاب بین بد و بدتر می کرد. خداوند دیگر حجتهایش را اینطور عرضه نمی کند، تا جامعه ای که جای امام و مأموم را عوض می کند، بارها حجت خدا را ضایع کند. این ذخیره الهی، بقیة الله است. دیگر حجتی ظاهر نخواهد شد تا روزی که بفهمیم باید در برابر حجت خدا تسلیم محض باشیم. قرآن میفرماید: فَوَرَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّىٰ یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ...به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند مگر اینکه در اختلافاتشان تو را حَکَم قرار دهند. تسلیم، فقط در احکام ثابت نیست. گاهی امام به ما دستوری میدهد که برخلاف دستور قبلی است. اگر امام زمان عجل الله امروز به من فرمود نماز نخوان، من دیگر به ایشان نمیگویم آقا ولی قرآن گفته نماز بخوان! وقتی حق، دور علی علیه السلام میچرخد همان حدیث علی مع الحق والحق مع علی یدور حیثما دار، یعنی ملاک، خود ولی خداست. باید فاصله همه چیز را با امیرالمؤمنین علیهالسلام سنجید. امروز تمرین ولایتمداری، تسلیم در برابر ولی فقیه است؛ کسی که دست حجت بن الحسن بر سر اوست. ممکن است با چشم ظاهر و عقل محدودمان، وضعیت اقتصاد و فرهنگ و سیاست را نابسامان ببینیم، اما سخن او همیشه امیدآفرین است. این یک تمرین و دست گرمی است.
کسانی مثل شهید حاج قاسم سلیمانی، عاقبت بخیری خود را از این راه گرفتند که چشم و گوششان به دهان این ولی بود. او معصوم نیست، اما دست معصوم بر سر اوست. اگر نبود لطف و عنایت حجت بن الحسن عجلالله، با یک صدم این فشارها، این کشور از هم پاشیده بود. دشمن مثل آمریکا دارد ارزش پول خودش را به یک چهارم کاهش میدهد و خودزنی میکند، فقط به این امید که مردم ما را به خیابان بیاورد. اما ملت ما محکم ایستاده است. رهبرمان فرمودند: این فشارها زمانی تمام می شود که دشمن به مرز یأس برسد.
سابقه گفتمان مهدویت به زمان خود پیغمبر اکرم صلی الله بازمی گردد. در حدیث غدیر، ایشان به آینده جهان و جامعه بشری اشاره فرمودند. حتی اگر به منابع قبلتر مانند انجیل با وجود تحریف مراجعه کنیم، بازهم نقل هایی از حقیقت را می بینیم. از جمله اینکه حضرت مریم سلام الله به حواریون ذکری آموخت که به برکت آن به خدا تقرب پیدا کنند و فضای خود را پاکیزه کنند و آن ذکر، ذکر درود بر پیغمبر و اهل بیت پیغمبر و آخرالزمان بود. یعنی ذکر اللهم صل علی محمد و آل محمد. طبق نقل انجیل، حضرت عیسی بن مریم سلام الله به حواریون آموخت که در ادامه این ذکر، تعجیل فرج آن منجی آخرالزمان را هم از خدا بخواهید. پس ذکری که حضرت عیسی آموخت، همین ذکر شریف صلوات بود با درخواست تعجیل فرج. اینقدر در فرمایشات پیغمبر اکرم صلی الله جریان مهدویت پررنگ مطرح شده که از قرن اول، داستان مدعیان مهدویت یا کسانی که به آنها این نسبت داده می شد مثل محمد حنفیه آغاز شد. مردم حتی به محضر امام صادق علیهالسلام می رسیدند و تصور می کردند ایشان همان قائم عجلالله هستند که می آید تا زمین را پر از عدل و داد کند. غیبت امام زمان پیشبینی شده بود. هنر بالای امام عسکری علیهالسلام این بود که هم وجود نازنین حضرت حجت را از چشم نامحرم حفظ کرد و هم محبین و شیعیان را با ایشان آشنا نمود. امام عسکری علیهالسلام با کارهایی مثل تقسیم گوشت قربانی به عنوان عقیقه حضرت حجت، ولادت ایشان را به شیعیان فهماندند. مرحوم شیخ مفید میفرماید: غیبت امام زمان از ولادت حضرت آغاز شد، نه از بعد شهادت امام عسکری علیهالسلام. محبین می دانستند امام عسکری علیهالسلام فرزندی دارد، اما او را ندیده بودند. این خودش یک توقع و مطالبه در بزرگان شیعه ایجاد کرده بود تا جایی که حدود چهل نفر از بزرگان، نزد امام عسکری علیهالسلام جمع و گله مند شدند که ما فرزندتان را ندیده ایم. در همان مجلس، حضرت حجت همچون قرص ماه شب چهارده وارد شدند و فقط برای آرامش دلهایشان چهره مبارکشان را نشان دادند و مجلس را ترک کردند. به لطف همین تدبیر امام عسکری علیهالسلام، بعد از شهادت ایشان، تفرقه سنگینی بین شیعیان رخ نداد و همه پیرو جریان مهدویت شدند.
اهل بیت مکرراً به طولانی بودن غیبت توصیه و تأکید کردند که کسی حق ندارد برای ظهور وقت تعیین کند. امام جواد علیهالسلام فرمودند: اگر زمان تعیین می شد، قلبها قساوت پیدا می کرد. نرمی و انعطاف قلب به این است که انسان ظهور را نزدیک ببیند. پیامبر صلیالله فرمود: فرج فرزندم را نزدیک ببینید. اگر انسان اینگونه زندگی کند، گویی در دوران ظهور زندگی می کند، همانطور که برخی در زمان ائمه معصومین علیهمالسلام بودند اما بهرهای از ایشان نمی بردند و برخی در زمان غیبت، دائماً با حضرت زندگی می کنند. مثال روشنش، مسئله مرگ است که نمی دانیم کی می آید، اما نزدیک دیدنش ما را زنده نگه می دارد. امروز شاهدیم که حتی در بین دوستان قدیمی، انکار نسبت به حضرت حجت عجل الله شکل می گیرد. این دقیقاً چیزی است که در روایات پیش بینی شده است. ظهور اتفاق نمی افتد مگر بعد از آنکه گروه قابل توجهی به یأس و انکار برسند. پس اگر شیطان اینقدر کار می کند، اهمیت این مجالس و جشنها و نشست های مهدوی مشخص می شود و همه ما موظفیم مطالعه کنیم، تبیین کنیم و صحبت کنیم. یکی از پاسخهای اهل بیت علیهمالسلام درباره فلسفه غیبت این است که این یک آزمایش و محنه برای مردم است. انسانها خام به دنیا می آیند و باید در تنور دنیا پخته شوند. اگر امام معصوم را به جامعه خام عرضه کنی، چه اتفاقی میافتد؟ همان اتفاقی که برای پیامبر صلیالله و امیرالمؤمنین علیهالسلام افتاد. حضرت میفرمایند: آن روز که با من بیعت کردید، شما مأمور و من امیر بودم. اما امروز شما امیر شدید و من مأمور شما شده ام. جامعه آنقدر خام بود که امیرالمؤمنین علیهالسلام را مجبور به انتخاب بین بد و بدتر می کرد. خداوند دیگر حجتهایش را اینطور عرضه نمی کند، تا جامعه ای که جای امام و مأموم را عوض می کند، بارها حجت خدا را ضایع کند. این ذخیره الهی، بقیة الله است. دیگر حجتی ظاهر نخواهد شد تا روزی که بفهمیم باید در برابر حجت خدا تسلیم محض باشیم. قرآن میفرماید: فَوَرَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتّىٰ یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ...به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند مگر اینکه در اختلافاتشان تو را حَکَم قرار دهند. تسلیم، فقط در احکام ثابت نیست. گاهی امام به ما دستوری میدهد که برخلاف دستور قبلی است. اگر امام زمان عجل الله امروز به من فرمود نماز نخوان، من دیگر به ایشان نمیگویم آقا ولی قرآن گفته نماز بخوان! وقتی حق، دور علی علیه السلام میچرخد همان حدیث علی مع الحق والحق مع علی یدور حیثما دار، یعنی ملاک، خود ولی خداست. باید فاصله همه چیز را با امیرالمؤمنین علیهالسلام سنجید. امروز تمرین ولایتمداری، تسلیم در برابر ولی فقیه است؛ کسی که دست حجت بن الحسن بر سر اوست. ممکن است با چشم ظاهر و عقل محدودمان، وضعیت اقتصاد و فرهنگ و سیاست را نابسامان ببینیم، اما سخن او همیشه امیدآفرین است. این یک تمرین و دست گرمی است.
کسانی مثل شهید حاج قاسم سلیمانی، عاقبت بخیری خود را از این راه گرفتند که چشم و گوششان به دهان این ولی بود. او معصوم نیست، اما دست معصوم بر سر اوست. اگر نبود لطف و عنایت حجت بن الحسن عجلالله، با یک صدم این فشارها، این کشور از هم پاشیده بود. دشمن مثل آمریکا دارد ارزش پول خودش را به یک چهارم کاهش میدهد و خودزنی میکند، فقط به این امید که مردم ما را به خیابان بیاورد. اما ملت ما محکم ایستاده است. رهبرمان فرمودند: این فشارها زمانی تمام می شود که دشمن به مرز یأس برسد.


تاکنون نظری ثبت نشده است