سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی با موضوع "فرهنگ شهادت در میان شیعه"، سال 1405
حضرت به جابر فرمودند اگر کسی ادعا کند شیعه و محب ماست، صرف این ادعا کافی نیست. به ندرت ائمه از لفظ جلاله استفاده میکنند، اما اینجا حضرت قسم میخورند که: «فالله، ما شیعتنا الا من اتقی الله و اطاعه». پس شیعه بودن به صرف ادعا نیست. مثل کسی که خدمت امیرالمومنین آمد و گفت من از شیعیان شما هستم. حضرت تأمل کرد و فرمود حرفت ناصواب نیست، اما اسم تو را در لیست محبین و شیعیانم ندیدم. شخص دیگری آمد و حضرت فرمود راست میگویی، اسم تو را در زمره دوستانم دیدم. پس ادعا به جایی نمیبرد، عمل مهم است. شهید چمران میفرمود وقتی شیپور جنگ نواخته شود معلوم میشود کی مرده و کی نامرده است. شیعه به معنی عام، پیرو عادی است، اما شیعه به معنی خاص دارای ویژگیهایی است که در روایات با کلمه «انما» (برای حصر) آمده. از جمله اینکه شیعه اهل «بَذْل» است؛ یعنی دادن تمام سرمایه و هرچه دارد در طبقه اخلاص، بدون هیچ انتظاری. در مقابل «هبه» که دادن بخشی از مال است و ممکن است با توقع همراه باشد. شیعه اگر لازم باشد جان، مال، آبرو، عمر، جوانی و هر نعمتی را در راه خدا بذل میکند. نعمت شیعه بودن امیرالمومنین بسیار مهم است. حضرت فرمود هرکس خبر آورد هرچه بخواهد میدهم. سلمان دوید و خبر آورد که علی در فلان جاست. پیامبر به حضرت عباس قسم داد تا دیگران باور کنند. به سلمان فرمود چه میخواهی به تو بدهم؟ سلمان با علی مشورت کرد و خواست یکی از اسرار شب معراج را بداند. پیامبر او را به قبرستانی برد و با اذن خدا قبری شکافته شد و مرده زنده شد. آن مرد یهودی بود و به جرم ایمان نیاوردن در جهنم است، اما حصاری او را از آتش محافظت میکند. پرسید چرا؟ گفت هر وقت علی را دیدم، تحسینش کردم. پیامبر فرمود شب معراج خدا گفت: «ولایت علی بن ابی طالب حصنی از عذاب من است.» هرکس ولایت علی را بپذیرد در دژی محکم از عذاب الهی در امان است. بزرگانی مانند علامه مجلسی، علامه امینی، سید جعفر مرتضی عاملی، سید حامد حسین و شیخ مفید همه اهل بذل بودند. برخی طبع شعر دارند. برخی مانند «میثم تمار» و «کمیل» و «مختار» جان خود را بذل کردند. معلم فرزندان متوکل ملعون وقتی از او پرسیدند فرزندان من نزد تو محبوبترند یا علی و حسن و حسین، گفت: اگر تا الان تقیه میکردم، دیگر تقیه نمیکنم. تو و فرزندانت را با قنبر غلام علی مقایسه میکنم، اما بدان که قنبر نزد من از تو و فرزندانت باارزشتر است. متوکل دستور داد زبانش را از پشت سر بیرون کشیده و او را شهید کردند تا شیعه بودنش را اثبات کند. شهدا نیز جان خود را بذل کردند. حرف آخر من این است: ای سید ما، ای مولای ما، دعا کن برای ما.
حضرت به جابر فرمودند اگر کسی ادعا کند شیعه و محب ماست، صرف این ادعا کافی نیست. به ندرت ائمه از لفظ جلاله استفاده میکنند، اما اینجا حضرت قسم میخورند که: «فالله، ما شیعتنا الا من اتقی الله و اطاعه». پس شیعه بودن به صرف ادعا نیست. مثل کسی که خدمت امیرالمومنین آمد و گفت من از شیعیان شما هستم. حضرت تأمل کرد و فرمود حرفت ناصواب نیست، اما اسم تو را در لیست محبین و شیعیانم ندیدم. شخص دیگری آمد و حضرت فرمود راست میگویی، اسم تو را در زمره دوستانم دیدم. پس ادعا به جایی نمیبرد، عمل مهم است. شهید چمران میفرمود وقتی شیپور جنگ نواخته شود معلوم میشود کی مرده و کی نامرده است. شیعه به معنی عام، پیرو عادی است، اما شیعه به معنی خاص دارای ویژگیهایی است که در روایات با کلمه «انما» (برای حصر) آمده. از جمله اینکه شیعه اهل «بَذْل» است؛ یعنی دادن تمام سرمایه و هرچه دارد در طبقه اخلاص، بدون هیچ انتظاری. در مقابل «هبه» که دادن بخشی از مال است و ممکن است با توقع همراه باشد. شیعه اگر لازم باشد جان، مال، آبرو، عمر، جوانی و هر نعمتی را در راه خدا بذل میکند. نعمت شیعه بودن امیرالمومنین بسیار مهم است. حضرت فرمود هرکس خبر آورد هرچه بخواهد میدهم. سلمان دوید و خبر آورد که علی در فلان جاست. پیامبر به حضرت عباس قسم داد تا دیگران باور کنند. به سلمان فرمود چه میخواهی به تو بدهم؟ سلمان با علی مشورت کرد و خواست یکی از اسرار شب معراج را بداند. پیامبر او را به قبرستانی برد و با اذن خدا قبری شکافته شد و مرده زنده شد. آن مرد یهودی بود و به جرم ایمان نیاوردن در جهنم است، اما حصاری او را از آتش محافظت میکند. پرسید چرا؟ گفت هر وقت علی را دیدم، تحسینش کردم. پیامبر فرمود شب معراج خدا گفت: «ولایت علی بن ابی طالب حصنی از عذاب من است.» هرکس ولایت علی را بپذیرد در دژی محکم از عذاب الهی در امان است. بزرگانی مانند علامه مجلسی، علامه امینی، سید جعفر مرتضی عاملی، سید حامد حسین و شیخ مفید همه اهل بذل بودند. برخی طبع شعر دارند. برخی مانند «میثم تمار» و «کمیل» و «مختار» جان خود را بذل کردند. معلم فرزندان متوکل ملعون وقتی از او پرسیدند فرزندان من نزد تو محبوبترند یا علی و حسن و حسین، گفت: اگر تا الان تقیه میکردم، دیگر تقیه نمیکنم. تو و فرزندانت را با قنبر غلام علی مقایسه میکنم، اما بدان که قنبر نزد من از تو و فرزندانت باارزشتر است. متوکل دستور داد زبانش را از پشت سر بیرون کشیده و او را شهید کردند تا شیعه بودنش را اثبات کند. شهدا نیز جان خود را بذل کردند. حرف آخر من این است: ای سید ما، ای مولای ما، دعا کن برای ما.


تاکنون نظری ثبت نشده است