- 17
- 1000
- 1000
- 1000
امتحان الهی و سنت انبیا
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "امتحان الهی و سنت انبیا"، سال 1405
خدای متعال در قرآن مکرر با بیانهای مختلف فرموده که نگاه مستکبرین به انبیا این است که اگر کسی بناست حلقه اتصال ما به عالم بالا باشد، باید از جنس ملائکه باشد، یا اگر از جنس بشر است، باید دستش در این عالم پر باشد، باغستانها و گنجها در اختیارش باشد. اما سنت الهی این بوده که پیامبر را در قالب بشر میفرستاده، در بین مردم راه میرفته، میخوابیده، میخورده. امیرالمومنین در خطبه قاصعه مفصل این را بحث میکنند که خدا عزت و کبریا را مختص خود قرار داده و امتحان میکند. اگر خدا میخواست، جسد آدم را از نوری خلق کند که عقلها حیران شوند، اما این کار را نکرد تا امتحان واقع شود و تکبر برداشته شود. خدا موسی را با لباس پشمینه و عصا به سمت فرعون فرستاد. اگر انبیا با گنجها و پرندهها میآمدند، دیگر آن امتحان معنا نداشت. انبیا یک جنبه ارتباط با خدا دارند (رسالت و اتصال به غیب) و یک جنبه ارتباط با ما (قالب بشری). این سنت خداست برای اینکه ابتلا و امتحان واقع شود. اگر خدا میخواست، بساط شرک را با قهر جمع میکرد، اما اختیار باید محقق شود. اگر انبیا امکانات مادی داشتند، مردم به دنبال ثروت و قدرت میآمدند، نه بندگی. در عاشورا هم امام در قالب بشر ظاهر شد تا امتحان واقع شود و صفوف جدا گردد.
در خطبه قاصعه امیرالمومنین می فرماید: خدا قوت انبیا را در چیزهایی نگذاشت که مورد مشهور مردم است، بلکه قوت باطنی به آنها داد. در حدیث معروف «علل الشرایع» سوال شد چرا به انبیا نیاز داریم؟ حضرت فرمودند چون با خدا مباشرت نداریم، باید کسانی واسطه شوند، اما در لباس بشر تا ارتباط برقرار شود. در سوره فرقان آیه 20 داریم: «و جعلنا بعضکم لبعض فتنه» یعنی شما را در قالب بشر قرار دادیم تا برای یکدیگر آزمون باشید. روایت دارد قبل از نزول این آیه، پیامبر امیرالمومنین، فاطمه زهرا، حسن و حسین را جمع کرد و فرمود جبرئیل گفته خدا میخواهد شما را مورد امتحان و ابتلا قرار دهد. امیرالمومنین فرمود اگر رضای خداست ما میپذیریم. پیامبر چنان گریست که صدایش از بیرون حجره شنیده شد. یعنی عهد بلا، خانهنشینی امیرالمومنین، عاشورا و انزوای امام مجتبی رقم خورد. اگر سیدالشهدا در قالب بشر نبود، دست دشمن به او نمی رسید. در حدیث معروف نورانیت، امیرالمومنین به سلمان مقاماتی را میفرماید و در پایان میگوید بالاتر از همه اینها اینکه خدا اسم اعظمی به ما داده که عوالم تحت فرمان ماست، اما با این حال «و شی فی الاسباب» با مردم سر سفره مینشینیم، در کوچه و بازار راه میرویم و این به امر خداست. ما بندگان مکرم خدا هستیم. تمام امتحان این است که انسان این پیامبر و امام را بشناسد و تسلیم او باشد. در سوره احزاب (جنگ احزاب) منافقین میگفتند «ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا» اما مومنین میگفتند «هذا ما وعدنا الله و رسوله». در جنگ احزاب مومنین دچار زلزله شدند. قرآن میفرماید گمان کردند کار تمام است. اما مومنین سختیها را وعده خدا میدانستند. بعد از جنگ احزاب، آیات مربوط به همسران پیامبر و امتحانات سخت آنها و آیه تطهیر و صلوات آمد. صلوات ما اقرار و تواضع است. تسلیم بدون درک مقامات ممکن نیست. در سوره برائت آیه 128 داریم: پیامبر به سختی افتادن شما برایش سخت است، اما این مسیر رشد شماست. سیدالشهدا سحر عاشورا این آیه را تلاوت میکرد: «ما کان الله لیذر المومنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب». وقتی راوی لشکر دشمن را شنید، گفت فردا خدا می خواهد طیبها را از شما جدا کند. عاشورا صحنه تمیز حق از باطل است. در روایت داریم خدا به مومن وعده نداده که مبتلا نمیشود، بلکه وعده داده اگر مومن باشی، ایمانت را حفظ میکند. سیدالشهدا روز عاشورا شهدا را خطاب قرار داد: «قتل اعزاء...» اینطور نیست که با امام بودن سختی نباشد. مهم این است که انسان یقین کند امام، امام الله است. در جریان «احراق بیت» و توهین به صدیقه کبری، در قلب سلمان نکته ای گذشت، حضرت امیر بلافاصله فرمود «یا سلمان با من بیعت کن». یعنی امیرالمومنین با اسم اعظم میتوانست کار را تمام کند، اما بنا نیست با قهر جلو برود. امام جواد علیه السلام به امامت رسیدند. همان روحی که در پیامبر و امیرالمومنین بود، در ایشان هم جاری است. نبوت و امامت سن و سال برنمیدارد. بعضی خیال میکردند باید به امام جواد کمک کرد تا به سن رشد برسد، غافل از اینکه این خودش امتحان است. شب قدر ملائکه بر امام نازل میشوند. مردم ایران اسلام اهل بیت را انتخاب کردند. در عصر غیبت، سختترین امتحان این است که انسان با طرح امام حرکت کند. افضل اعمال شیعه در عصر غیبت، انتظار است. خدا به این مردم فهم داده که غیبت و شهود برایشان یکی است. صدها هزار شهید دادند. به نظر میرسد مردم ایران مثل بنیاسرائیل که با حضرت موسی عهد بستند که برادرشان را رها نکنند، دارند عهدی با خدا میبندند که انشاءالله امام زمان را در معرض ظهور قرار دهد. علامه مجلسی میفرمود اکثر آیات معاد درباره ظهور هم هست. مردم ما در جبهه مقاومت دارند امتحان عظیمی پس میدهند. این انشاءالله آغاز فتوحات ظاهری و باطنی است.
خدای متعال در قرآن مکرر با بیانهای مختلف فرموده که نگاه مستکبرین به انبیا این است که اگر کسی بناست حلقه اتصال ما به عالم بالا باشد، باید از جنس ملائکه باشد، یا اگر از جنس بشر است، باید دستش در این عالم پر باشد، باغستانها و گنجها در اختیارش باشد. اما سنت الهی این بوده که پیامبر را در قالب بشر میفرستاده، در بین مردم راه میرفته، میخوابیده، میخورده. امیرالمومنین در خطبه قاصعه مفصل این را بحث میکنند که خدا عزت و کبریا را مختص خود قرار داده و امتحان میکند. اگر خدا میخواست، جسد آدم را از نوری خلق کند که عقلها حیران شوند، اما این کار را نکرد تا امتحان واقع شود و تکبر برداشته شود. خدا موسی را با لباس پشمینه و عصا به سمت فرعون فرستاد. اگر انبیا با گنجها و پرندهها میآمدند، دیگر آن امتحان معنا نداشت. انبیا یک جنبه ارتباط با خدا دارند (رسالت و اتصال به غیب) و یک جنبه ارتباط با ما (قالب بشری). این سنت خداست برای اینکه ابتلا و امتحان واقع شود. اگر خدا میخواست، بساط شرک را با قهر جمع میکرد، اما اختیار باید محقق شود. اگر انبیا امکانات مادی داشتند، مردم به دنبال ثروت و قدرت میآمدند، نه بندگی. در عاشورا هم امام در قالب بشر ظاهر شد تا امتحان واقع شود و صفوف جدا گردد.
در خطبه قاصعه امیرالمومنین می فرماید: خدا قوت انبیا را در چیزهایی نگذاشت که مورد مشهور مردم است، بلکه قوت باطنی به آنها داد. در حدیث معروف «علل الشرایع» سوال شد چرا به انبیا نیاز داریم؟ حضرت فرمودند چون با خدا مباشرت نداریم، باید کسانی واسطه شوند، اما در لباس بشر تا ارتباط برقرار شود. در سوره فرقان آیه 20 داریم: «و جعلنا بعضکم لبعض فتنه» یعنی شما را در قالب بشر قرار دادیم تا برای یکدیگر آزمون باشید. روایت دارد قبل از نزول این آیه، پیامبر امیرالمومنین، فاطمه زهرا، حسن و حسین را جمع کرد و فرمود جبرئیل گفته خدا میخواهد شما را مورد امتحان و ابتلا قرار دهد. امیرالمومنین فرمود اگر رضای خداست ما میپذیریم. پیامبر چنان گریست که صدایش از بیرون حجره شنیده شد. یعنی عهد بلا، خانهنشینی امیرالمومنین، عاشورا و انزوای امام مجتبی رقم خورد. اگر سیدالشهدا در قالب بشر نبود، دست دشمن به او نمی رسید. در حدیث معروف نورانیت، امیرالمومنین به سلمان مقاماتی را میفرماید و در پایان میگوید بالاتر از همه اینها اینکه خدا اسم اعظمی به ما داده که عوالم تحت فرمان ماست، اما با این حال «و شی فی الاسباب» با مردم سر سفره مینشینیم، در کوچه و بازار راه میرویم و این به امر خداست. ما بندگان مکرم خدا هستیم. تمام امتحان این است که انسان این پیامبر و امام را بشناسد و تسلیم او باشد. در سوره احزاب (جنگ احزاب) منافقین میگفتند «ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا» اما مومنین میگفتند «هذا ما وعدنا الله و رسوله». در جنگ احزاب مومنین دچار زلزله شدند. قرآن میفرماید گمان کردند کار تمام است. اما مومنین سختیها را وعده خدا میدانستند. بعد از جنگ احزاب، آیات مربوط به همسران پیامبر و امتحانات سخت آنها و آیه تطهیر و صلوات آمد. صلوات ما اقرار و تواضع است. تسلیم بدون درک مقامات ممکن نیست. در سوره برائت آیه 128 داریم: پیامبر به سختی افتادن شما برایش سخت است، اما این مسیر رشد شماست. سیدالشهدا سحر عاشورا این آیه را تلاوت میکرد: «ما کان الله لیذر المومنین علی ما انتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب». وقتی راوی لشکر دشمن را شنید، گفت فردا خدا می خواهد طیبها را از شما جدا کند. عاشورا صحنه تمیز حق از باطل است. در روایت داریم خدا به مومن وعده نداده که مبتلا نمیشود، بلکه وعده داده اگر مومن باشی، ایمانت را حفظ میکند. سیدالشهدا روز عاشورا شهدا را خطاب قرار داد: «قتل اعزاء...» اینطور نیست که با امام بودن سختی نباشد. مهم این است که انسان یقین کند امام، امام الله است. در جریان «احراق بیت» و توهین به صدیقه کبری، در قلب سلمان نکته ای گذشت، حضرت امیر بلافاصله فرمود «یا سلمان با من بیعت کن». یعنی امیرالمومنین با اسم اعظم میتوانست کار را تمام کند، اما بنا نیست با قهر جلو برود. امام جواد علیه السلام به امامت رسیدند. همان روحی که در پیامبر و امیرالمومنین بود، در ایشان هم جاری است. نبوت و امامت سن و سال برنمیدارد. بعضی خیال میکردند باید به امام جواد کمک کرد تا به سن رشد برسد، غافل از اینکه این خودش امتحان است. شب قدر ملائکه بر امام نازل میشوند. مردم ایران اسلام اهل بیت را انتخاب کردند. در عصر غیبت، سختترین امتحان این است که انسان با طرح امام حرکت کند. افضل اعمال شیعه در عصر غیبت، انتظار است. خدا به این مردم فهم داده که غیبت و شهود برایشان یکی است. صدها هزار شهید دادند. به نظر میرسد مردم ایران مثل بنیاسرائیل که با حضرت موسی عهد بستند که برادرشان را رها نکنند، دارند عهدی با خدا میبندند که انشاءالله امام زمان را در معرض ظهور قرار دهد. علامه مجلسی میفرمود اکثر آیات معاد درباره ظهور هم هست. مردم ما در جبهه مقاومت دارند امتحان عظیمی پس میدهند. این انشاءالله آغاز فتوحات ظاهری و باطنی است.


تاکنون نظری ثبت نشده است