- 242
- 1000
- 1000
- 1000
رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی،4
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی"، جلسه چهارم:"صبر، کلید گشایش"، سال 1405
بحث ما از «مبحث رنج» شروع شد. عرض کردیم که خداوند متعال، رنج را همزاد انسان آفریده است.
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ یعنی خدا انسان را در رنج و سختی خلق کرده. اگر کسی تعریف درستی از رنج نداشته باشد و زاویهٔ نگاهش به رنج درست نباشد، حتماً با خدا به مشکل میخورد. رنج و بلا، در حقیقت شرایطی است که خداوند برای رشد انسان فراهم میکند. به همین دلیل است که در روایات داریم رنج، هدیهٔ خداست. حتی در روایت داریم که اگر مؤمنی چند روزی به او رنج و بلایی نرسد، انگار چیزی را گم کرده است. همچنین در روایت دیگری فرمودهاند که اگر کسی در زندگیاش مشکل نداشته باشد، نشانهٔ این است که خداوند خیری در او نمیبیند. برای اینکه ماجرا را ملموستر کنیم، مثال زدم که شما وقتی یک کشاورز دانه را در دل خاک میگذارد، یا آشپزی نخود و لوبیا را در آب جوش میاندازد، احساس بیاحترامی یا بیرحمی نمیکنید. میدانید که این کار برای پرورش و تبدیل شدن به موجودی بالاتر است. دانه در خاک میشود درخت و میوه میدهد؛ نخود و لوبیا پخته میشود و تبدیل به غذای انسان میشود و بعد آن انسان با همان انرژی، نماز شب میخواند یا برای امام حسین (علیهالسلام) گریه میکند. خدا هم دقیقاً همینطور است. بیمحبتی نمیکند. خدا در هر کدام از ما استعداد و رشد و ثمردهی دیده است و شرایطش را فراهم میکند. فقط راهها متفاوت است:
یکی از طریق رنجی که در غرور خود میکشد، رشد میکند.
· یکی از طریق رنجی که در خانواده میبیند.
· یکی از طریق رنج مالی.
· یکی از طریق رنج آبرو. سلمان فارسی یک گلیم داشت و گریه میکرد که خدایا جواب این گلیم را چه بدهم؟
این حسینیهها و مساجد هم اگر درست استفاده نشوند، مسئول دارند. خدا هر کدام از ما را مثل دانه ای در خاک میاندازد و به هرکسی بهاندازهٔ خودش رشد میدهد؛ یکی با فقر، یکی با سلامتی، یکی با رفیق نااهل، یکی با پولداری. همه باید دردسر بکشند. در روایت داریم که وقتی آدمها از دنیا میروند، همه به یک نسبت و به یک اندازهٔ درصدی، رنج کشیدهاند.
مثلاً اگر کسی یک میلیارد داشته باشد، ده درصدش صد میلیون است و اگر کسی پنجاه میلیون داشته باشد، ده درصدش پنج میلیون است. پس همه به یک درصد، مصیبت کشیدهاند. قرآن میفرماید: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ کلمهٔ «مَعَ» خیلی مهم است.
یعنی عسر و یسر با هم هستند، مثل گوشت و استخوان که با همند. مشکل ما این است که نقطهٔ خیره شدنمان اشتباه است. به همین دلیل از یک رنج به رنج دیگر فرار میکنیم. هیچوقت روی داراییهایمان متمرکز نمیشویم. اگر دیدید مدام یک نداری در زندگیتان تکرار میشود، بدانید در حال خروج از بهشت رابطه با خدایید. خدا در قرآن میفرماید: «لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ...»
یعنی مبادا شیطان شما را فریب دهد، همانطور که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد.
ابلیس یعنی موجودی که ناامیدی پمپاژ میکند.
اسم اصلیاش «حارث» بود، اما وقتی با خدا دشمن شد، خدا او را «ابلیس» نامید.
نگاه کنید؛ در قرآن، در زندگی، در مرزهای مملکت، در هیئت، مدام ناامیدی به ما تزریق میشود.
ولی من میگویم هرچه میتوانید، غصهٔ امام حسین (علیهالسلام) را بخورید؛ غصهٔ دنیا را از دل بیرون کنید. پس صبر، پاسخ تمام سختیهاست.
بحث ما از «مبحث رنج» شروع شد. عرض کردیم که خداوند متعال، رنج را همزاد انسان آفریده است.
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ یعنی خدا انسان را در رنج و سختی خلق کرده. اگر کسی تعریف درستی از رنج نداشته باشد و زاویهٔ نگاهش به رنج درست نباشد، حتماً با خدا به مشکل میخورد. رنج و بلا، در حقیقت شرایطی است که خداوند برای رشد انسان فراهم میکند. به همین دلیل است که در روایات داریم رنج، هدیهٔ خداست. حتی در روایت داریم که اگر مؤمنی چند روزی به او رنج و بلایی نرسد، انگار چیزی را گم کرده است. همچنین در روایت دیگری فرمودهاند که اگر کسی در زندگیاش مشکل نداشته باشد، نشانهٔ این است که خداوند خیری در او نمیبیند. برای اینکه ماجرا را ملموستر کنیم، مثال زدم که شما وقتی یک کشاورز دانه را در دل خاک میگذارد، یا آشپزی نخود و لوبیا را در آب جوش میاندازد، احساس بیاحترامی یا بیرحمی نمیکنید. میدانید که این کار برای پرورش و تبدیل شدن به موجودی بالاتر است. دانه در خاک میشود درخت و میوه میدهد؛ نخود و لوبیا پخته میشود و تبدیل به غذای انسان میشود و بعد آن انسان با همان انرژی، نماز شب میخواند یا برای امام حسین (علیهالسلام) گریه میکند. خدا هم دقیقاً همینطور است. بیمحبتی نمیکند. خدا در هر کدام از ما استعداد و رشد و ثمردهی دیده است و شرایطش را فراهم میکند. فقط راهها متفاوت است:
یکی از طریق رنجی که در غرور خود میکشد، رشد میکند.
· یکی از طریق رنجی که در خانواده میبیند.
· یکی از طریق رنج مالی.
· یکی از طریق رنج آبرو. سلمان فارسی یک گلیم داشت و گریه میکرد که خدایا جواب این گلیم را چه بدهم؟
این حسینیهها و مساجد هم اگر درست استفاده نشوند، مسئول دارند. خدا هر کدام از ما را مثل دانه ای در خاک میاندازد و به هرکسی بهاندازهٔ خودش رشد میدهد؛ یکی با فقر، یکی با سلامتی، یکی با رفیق نااهل، یکی با پولداری. همه باید دردسر بکشند. در روایت داریم که وقتی آدمها از دنیا میروند، همه به یک نسبت و به یک اندازهٔ درصدی، رنج کشیدهاند.
مثلاً اگر کسی یک میلیارد داشته باشد، ده درصدش صد میلیون است و اگر کسی پنجاه میلیون داشته باشد، ده درصدش پنج میلیون است. پس همه به یک درصد، مصیبت کشیدهاند. قرآن میفرماید: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»؛ کلمهٔ «مَعَ» خیلی مهم است.
یعنی عسر و یسر با هم هستند، مثل گوشت و استخوان که با همند. مشکل ما این است که نقطهٔ خیره شدنمان اشتباه است. به همین دلیل از یک رنج به رنج دیگر فرار میکنیم. هیچوقت روی داراییهایمان متمرکز نمیشویم. اگر دیدید مدام یک نداری در زندگیتان تکرار میشود، بدانید در حال خروج از بهشت رابطه با خدایید. خدا در قرآن میفرماید: «لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ...»
یعنی مبادا شیطان شما را فریب دهد، همانطور که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد.
ابلیس یعنی موجودی که ناامیدی پمپاژ میکند.
اسم اصلیاش «حارث» بود، اما وقتی با خدا دشمن شد، خدا او را «ابلیس» نامید.
نگاه کنید؛ در قرآن، در زندگی، در مرزهای مملکت، در هیئت، مدام ناامیدی به ما تزریق میشود.
ولی من میگویم هرچه میتوانید، غصهٔ امام حسین (علیهالسلام) را بخورید؛ غصهٔ دنیا را از دل بیرون کنید. پس صبر، پاسخ تمام سختیهاست.


تاکنون نظری ثبت نشده است