- 49
- 1000
- 1000
- 1000
عالم محبت، جلسه دوم
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «عالم محبت»، جلسه دوم؛ نیاز انسان به حبّ، سال 1403
یکی از نیازهای اساسی ما انسانها، دوگانهی دوست داشتن و دوست داشته شدن است، ما بشدّت به این موضوع نیاز داریم که همزمان دوست بداریم و دوست داشته شویم، و این موضوع هم متعلَّق لازم دارد، یعنی انسان نمیتواند همینطوری عاشق باشد، باید عاشق چیزی یا کسی باشد؛ کمااینکه فکر کردن متعلَّق میخواهد، اگر کسی فکر میکند، درواقع دارد به چیزی یا کسی یا کاری فکر میکند، اصطلاحاً «طرف» میخواهد.
ما نیاز داریم که دوست بداریم و دوست داشته شویم، و این دوست داشتن و دوست داشته شدن، موتور محرّک ماست، و کمال این موضوع هم در دو طرفه بودنِ آن است.
جدا از اینکه این یک بحث دینی است، که هست و به آن میپردازیم، این نیاز ماست، برای همین هم ادبیات مشترک انسانهاست، در هر ادبیات و هر زبان و هر لهجه و هر قومی، ادبیات حبّ شدید یا عشق جاری و ساری است، این کتب از فارسی به زبانهای دیگر، و از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه میشوند، همه متوجّه میشوند، ژانری از تولیدات سینمایی است، پرطرفدار است. حال به جزئیات و احیاناً آلودگیهای آن کاری ندارم، اما اصل آن مورد پسند همهی عالم است، همهی انسانها یک صحنهی حبّ شدید… ادبیات دینی «حبّ شدید» میگوید و در ادبیات ملل به آن «عشق» میگویند… این موضوع قابل فهم است؛ حتّی اگر انسان زبان طرف روبرو را نفهمد و فقط تصویر آن را ببیند، قابل فهم است، و این نیازِ سلول سلولِ ماست و ما به آن احتیاج داریم.
برنامهای میتواند برنامهی دینی یک انسان باشد که تکلیف این موضوع را معلوم کرده باشد، انسان را از این محبّتِ دو طرفه سیراب کرده باشد، که انسان هم در اوج دوست بدارد و هم در اوج دوست داشته بشود؛ وگرنه از تازگی خواهد افتاد و بوی نا میگیرید و حرف جدیدتری میآید و جای آن را میگیرد.
یکی از نیازهای اساسی ما انسانها، دوگانهی دوست داشتن و دوست داشته شدن است، ما بشدّت به این موضوع نیاز داریم که همزمان دوست بداریم و دوست داشته شویم، و این موضوع هم متعلَّق لازم دارد، یعنی انسان نمیتواند همینطوری عاشق باشد، باید عاشق چیزی یا کسی باشد؛ کمااینکه فکر کردن متعلَّق میخواهد، اگر کسی فکر میکند، درواقع دارد به چیزی یا کسی یا کاری فکر میکند، اصطلاحاً «طرف» میخواهد.
ما نیاز داریم که دوست بداریم و دوست داشته شویم، و این دوست داشتن و دوست داشته شدن، موتور محرّک ماست، و کمال این موضوع هم در دو طرفه بودنِ آن است.
جدا از اینکه این یک بحث دینی است، که هست و به آن میپردازیم، این نیاز ماست، برای همین هم ادبیات مشترک انسانهاست، در هر ادبیات و هر زبان و هر لهجه و هر قومی، ادبیات حبّ شدید یا عشق جاری و ساری است، این کتب از فارسی به زبانهای دیگر، و از زبانهای دیگر به فارسی ترجمه میشوند، همه متوجّه میشوند، ژانری از تولیدات سینمایی است، پرطرفدار است. حال به جزئیات و احیاناً آلودگیهای آن کاری ندارم، اما اصل آن مورد پسند همهی عالم است، همهی انسانها یک صحنهی حبّ شدید… ادبیات دینی «حبّ شدید» میگوید و در ادبیات ملل به آن «عشق» میگویند… این موضوع قابل فهم است؛ حتّی اگر انسان زبان طرف روبرو را نفهمد و فقط تصویر آن را ببیند، قابل فهم است، و این نیازِ سلول سلولِ ماست و ما به آن احتیاج داریم.
برنامهای میتواند برنامهی دینی یک انسان باشد که تکلیف این موضوع را معلوم کرده باشد، انسان را از این محبّتِ دو طرفه سیراب کرده باشد، که انسان هم در اوج دوست بدارد و هم در اوج دوست داشته بشود؛ وگرنه از تازگی خواهد افتاد و بوی نا میگیرید و حرف جدیدتری میآید و جای آن را میگیرد.
تاکنون نظری ثبت نشده است