سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محسن قنبریان با موضوع «پـروازِ تهــران - کــوفه!»، سال 1404
بحثی که میخواهم محضر شریف شما تقدیم کنم در واقع روایتی از اقتصاد دوره امیرالمؤمنین سلام الله علیه و تدابیری که ایشان اندیشید و به بهبود وضعیت مردم رسید. یک مَدخل کوتاهی را عرض کنم بعد وارد نمایی از ان اقتصاد بشوم و در آخر هم تدابیر حضرت امیر را بیان کنم.
مَدخلی که لازم هست نسبت انقلاب و تقلب است. بعثت به نظر ما و به نظر متفکرین انقلاب اسلامی یک انقلاب بود در عرصه فکری و فرهنگی، انقلاب بود، در عرصه بنیانهای سیاسی انقلاب بود و در عرصه نظام اقتصادی هم انقلاب بود. بعثت بنیان اصلی فکری فرهنگی جامعه را از شرک تبدیل کرد به توحید. بنیان سیاسی جامعه مکه بنیانی بود که بر اساس ریاست رئیس قبیله و دارالندوه هم برای حل اختلافات بین قبایل بود. حتی حکومت مرکزی نداشت. اما بعث بنیان سیاسی تازهای آورد. هم ولایت آورد و هم مردم آورد. شروع حکومت مدینه از بیعت آزادانه عقبه است که در آن برای اولین بار در حجاز بلکه بگویم در جهان زن هم بیعت میکند، برده هم بیعت میکند و فقط مخصوص اشراف و رؤسای قبائل نیست. این یک بنیان تازه سیاسی است. نظام اقتصادی را هم عوض میکند بعث. بعثت در جایی آمد که سوره قریش گوینده ان است. مکه یک تجارت تمام. دیگه دولت نیست. حتی جامعه نیست یعنی یک جور بازار آزاد تجارتی که هیچ حد و مرزی از سوی دولت و از سوی فرض کنید نهاد دیگری تهدیدش نمیکند. دین حتی ذیل این تجارت اتفاق افتاده است. تجارت بزرگی که قرآن از آن تعبیر میکند که هم تابستانه هم زمستانه به بازارهای بزرگ جهان دارد. این نظام اقتصادی هم در بعثت متحول شد و شد جایی که هم جامعه است هم دولت است و هم در نسبت درستی بازار قرار گرفت و در واقع جامعه بازار تبدیل شد به یک جامعه دارای بازار. ولو پیامبرش خودش یک تاجر بود اما خوب میخهایی را کوبید در نهضت خودش که جلوی کاپیتالیسم را بگیرد. جلوی سرمایه سالاری یله ورها را بگیرد
بحثی که میخواهم محضر شریف شما تقدیم کنم در واقع روایتی از اقتصاد دوره امیرالمؤمنین سلام الله علیه و تدابیری که ایشان اندیشید و به بهبود وضعیت مردم رسید. یک مَدخل کوتاهی را عرض کنم بعد وارد نمایی از ان اقتصاد بشوم و در آخر هم تدابیر حضرت امیر را بیان کنم.
مَدخلی که لازم هست نسبت انقلاب و تقلب است. بعثت به نظر ما و به نظر متفکرین انقلاب اسلامی یک انقلاب بود در عرصه فکری و فرهنگی، انقلاب بود، در عرصه بنیانهای سیاسی انقلاب بود و در عرصه نظام اقتصادی هم انقلاب بود. بعثت بنیان اصلی فکری فرهنگی جامعه را از شرک تبدیل کرد به توحید. بنیان سیاسی جامعه مکه بنیانی بود که بر اساس ریاست رئیس قبیله و دارالندوه هم برای حل اختلافات بین قبایل بود. حتی حکومت مرکزی نداشت. اما بعث بنیان سیاسی تازهای آورد. هم ولایت آورد و هم مردم آورد. شروع حکومت مدینه از بیعت آزادانه عقبه است که در آن برای اولین بار در حجاز بلکه بگویم در جهان زن هم بیعت میکند، برده هم بیعت میکند و فقط مخصوص اشراف و رؤسای قبائل نیست. این یک بنیان تازه سیاسی است. نظام اقتصادی را هم عوض میکند بعث. بعثت در جایی آمد که سوره قریش گوینده ان است. مکه یک تجارت تمام. دیگه دولت نیست. حتی جامعه نیست یعنی یک جور بازار آزاد تجارتی که هیچ حد و مرزی از سوی دولت و از سوی فرض کنید نهاد دیگری تهدیدش نمیکند. دین حتی ذیل این تجارت اتفاق افتاده است. تجارت بزرگی که قرآن از آن تعبیر میکند که هم تابستانه هم زمستانه به بازارهای بزرگ جهان دارد. این نظام اقتصادی هم در بعثت متحول شد و شد جایی که هم جامعه است هم دولت است و هم در نسبت درستی بازار قرار گرفت و در واقع جامعه بازار تبدیل شد به یک جامعه دارای بازار. ولو پیامبرش خودش یک تاجر بود اما خوب میخهایی را کوبید در نهضت خودش که جلوی کاپیتالیسم را بگیرد. جلوی سرمایه سالاری یله ورها را بگیرد


تاکنون نظری ثبت نشده است