display result search
منو
جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت علیهم السلام، 4

جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت علیهم السلام، 4

  • 1 تعداد قطعات
  • 58 دقیقه مدت قطعه
  • 25 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محسن قنبریان با موضوع "جنگ فقر و غنا در ادبیات قرآن و اهلبیت علیهم السلام"، جلسه چهارم: شکل گیری جریان مقاومت در منطقه، سال 1404


توحید که رکن همه چیز است و هیچ چیزی با او قابل مقایسه نیست در مجتمع انسانی خودش را با عدالت نشان می دهد و خودش را با آزادی نشان می دهد، به این مرحله که می رسد دیگر با کفر جنگ پیدا می کند که این جنگ جنگ توحید هست. مواجه های قبلی بوده اما مواجهه جنگی اش از لحظه عدالتش و شرک هم از لحظه ظلمش آغاز می شود. در تفسیر المیزان در تفسیر سوره انبیا می فرماید: انبیا بشر را چه نوعش و چه فردش را دعوت می کنند به اینکه تک تک و مجموعشان بر طبق دعوت فطریشان که بر اساس کلمه توحید است سیر کنند، و اعتقاد تا اینجا روشن هست انبیا آمده اند که فطرت انسان ها را بیدار و شکوفا کنند. در مسیر توحید که اقتضای فطرتشان هست، یک انسان به محض اینکه موحد شد، اعتقاد به توحید حکم می کند به وجوب تطبیق اعمال فردی و اجتماعی بر معیارهای اسلام برای خدا و اسلام اینجا یعنی تسلیم. پس توحید را اگر قبول کردید، یعنی تمام اعمال فردی و اجتماعی منطبق بر تسلیم در مقابل قدرت لایزال الهی شود، یعنی معیارهای زیر معیار اسلام. معیار اسلام تسلیم خدا شدن و بسط عدالت و گسترش تساوی در حقوق حیات است. اقتضا توحید بسط عدالت است، یعنی گسترش تساوی در حقوق حیات یعنی فرصت برابر و آن چیزی که حق حیات هست و باید برای همه گسترش پیدا بکند. انبیا می آیند سراغ فطرت انسان و آن چیزی که فطرت را بیدار و شکوفا می کند، توحید هست و توحید اقتضائش این هست که اگر گفتی خدا هست و دیگر هیچ پ، باید تسلیم اسلام باشیم و عدالت و آزادی را گسترش بدهی. در دین ما اقتضای توحید آزادی است. حالا توحید چطور عدالت می سازد؟ توحید در مجتمع انسانی آزادی را می سازد و هنگامی که توحید آزادی و عدالت را ساخت مرحله جنگ شروع می شود. توحید خودش به تنهایی هنوز در مرحله جنگ نیست ولی با شرک مواجهه دارد، اما مواجهه ای از جنس استدلال، مناظره و معجزه اما جنگ وقتی به پا می شود که بین توحید و شرک عدالت و ظلم شکل می گیرد و حالا با هم می جنگند، پس جنگ فقر و غنا، جنگ مرفهین و پابرهنه ها و جنگ استکبار و استضعاف است، ولو آخرش توحید و کفر است. معیارهای اسلامنگی تحقق نمی یابد، مگر وقتی که ریشه های اختلاف از بیخ کنده شوند. توحید تسلیم شدن در مقابل خداست، توحید بسط عدالت است و توحید اراده و اراده های آزاد و حرّیت است و هرچه مخالف اینهاست می شود عوامل اختلاف و تفرقه‌افکنی. در ایمان استدلال می کنند و معجزه می آورند اما وقتی شمشیر کشیدی باید با ظالم بجنگی نه با کافر. مقاومت یعنی مقابل یک اراده ای ایستادن. مقاومت در مقابل بقیه به غیر حق هیچ پشتوانه حقانیتی ندارد و جعلی است. شرک ساخته این جامعه تبعیض و طبقاتی بود و رفت تئوری برایش ساخت تا باورپذیرش کند. تا بین ذهنیت و عینیت یک طوری همسان سازی بکند. برای رویارویی با کفر نیازمند شکل گیری یک مقاومت در کل منطقه هستیم در منطق اسلامی، احیا امت اسلامی با مقاومت است.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 58:39

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن