- 19316
- 1000
- 1000
- 1000
تفسیر آیه 282 سوره بقره
سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره بقره - آیهی 282
بزرگ ترین آیه قرآن، این آیه است که درباره مسائل حقوقى و نحوه تنظیم اسناد تجارى مى باشد. این آیه نشانه دقّت نظر و جامعیّت اسلام است که در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق ترین مسائل حقوقى را طرح کرده است.
کلمه «تداینتم» از «دَین» به معناى بدهى، شامل هرگونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى شود.
در حدیث آمده است: اگر کسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هرچه دعا کند، خداوند مستجاب نمى کند و مى فرماید: چرا به سفارشات من عمل نکردى؟!
اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت المال به مراتب ضرورى تر است!
تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممکن است طرف هاى معامله و یا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش کنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.
از فرمان نوشتن، معلوم مى شود که اسناد تنظیم شده اى که همراه با گواهى عادل باشد، قابل استشهاد است.
از این آیه استفاده مى شود که جامعه اسلامى باید یکدیگر را در حفظ حقوق حمایت کنند. زیرا هر معامله اى، نیاز به کاتب و چند شاهد دارد.
در زمانى که در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 باسواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه توجّه اسلام به علم و حفظ حقوق است.
پیام ها
1- ایمان، بستر و مقدّمه عمل به احکام، وخطاب؛ «یا ایّها الّذین آمنوا» تشویقى براى عمل به احکام است.
2- مدّت بدهکارى، باید روشن باشد. «الى اجل مسمّى»
3- براى حفظ اعتماد و خوشبینى به همدیگر و آرامش روحى طرفین و جلوگیرى از فراموشى، انکار و سوءظنّ، باید بدهىها نوشته شود. «فاکتبوه»
4- براى اطمینان و حفظ قرارداد از دخل و تصرّف احتمالى طرفین، سند باید با حضور طرفین وتوسط شخص سوّمى نوشته شود. «ولیکتب بینکم کاتب»
5 - نویسندهى قرار داد، حقّ را در نظر گرفته و عین واقع را بنویسد. «بالعدل» شرط گزینش نویسنده اسناد، داشتن عدالت در قلم است.
6- به شکرانه سواد و علمى که خداوند به ما داده است، کارگشایى کنیم. «ولا یأب کاتب ان یکتب کما علّمه اللّه»
7- اهل هر فن و حرف هاى مسئولیّت ویژه دارد، کسى که قلم دارد باید براى مردم بنویسد. «ولا یأب کاتب ان یکتب»
8 - باید بدهکار که حقّ بر ذمّه اوست، متن قرار داد را بگوید و کاتب بنویسد، نه آنچه را بستانکار ادعا نماید. «و لیملِل الّذى علیه الحقّ»
9- اقرار انسان علیه خودش، قابل قبول است. «فلیملل الذى علیه الحقّ»
10- بدهکار، هنگام املاى قرارداد باید خدا را در نظر بگیرد و چیزى را فروگذار نکند و تمام خصوصیّات بدهى را بگوید. «ولیتّق اللّه ربّه»
11- تدوین قانون باید به گونهاى باشد که حقّ ناتوان ضایع نشود. اگر بدهکار، سفیه یا ضعیف و ناتوان و یا گنگ و لال بود، سرپرست و ولىّ او متن قرارداد را بگوید و کاتب بنویسد. «فان کان الذى علیه الحقّ سفیهاً او ضعیفاً... فلیملل ولیّه»
12- سفیهان وناتوانان در مناسبات اجتماعى، نیازمند ولىّ هستند. «فلیملل ولیّه»
13- توجّه به حقوق طبقه محروم و اقشار ضعیف، از سوى مسئولان و سرپرستان لازم است. «فلیملل» صیغه امر نشانه لزوم این کار است.
14- مردان، در گواه شدن و گواهى دادن بر زنان مقدّم مىباشند. «شهیدین من رجالکم»
15- گواهان باید عادل و مورد اطمینان و رضایت طرفین باشند. «ممن ترضون»
16- هر کدام از مردها به تنهایى مىتوانند شاهد باشند، ولى اگر شاهد یک مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم اداى شهادت کنند. تا اگر یکى لغزش یا اشتباه کرد، نفر دوّم یادآورى کند. «فتذکّر احدیهما»
دو زن به جاى یک مرد در گواهى، یا به خاطر روحیّه ظریف و عاطفى آنهاست و یا به جهت آن است که معمولاً زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعّال ندارند و آشنایى آنها با نحوه معاملات کمتر است.
17- اگر براى شاهد گرفتن از شما دعوت کردند، خوددارى نکنید، گرچه گواه شدن بدون دعوت واجب نیست. «ولا یأب الشهداء اذا ما دعوا»
18- مبلغ قرارداد مهم نیست، حفظ اطمینان و حقّالناس مهم است. «ولاتسأموا ان تکتبوه صغیراً او کبیراً»
19- ثبتِ سند به صورت دقیق و عادلانه سه فایده دارد:
الف: ضامن اجراى عدالت است. «اقسط»
ب: موجب جرأت گواهان بر شهادت دادن است. «اقوَم»
ج: مانع ایجاد بدبینى در جامعه است. «ادنى ألاّ ترتابوا»
20- اگر فایده واسرار احکام براى مردم گفته شود، پذیرفتن آن آسان مى شود. «ذلکم اقسط...»
21- معطل شدن امروز براى نوشتن قرارداد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست. «ادنى الا ترتابوا»
22- در معاملات نقدى، لزومى به نوشتن نیست. «اِلاّ أن تکون تجارة حاضرة»
23- در معاملات نقدى، اگرچه نوشتن لازم نیست، ولى شاهد بگیرید. «فلیس علیکم جناح ألاّ تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم»
24- کاتب و شاهد در امان هستند و نباید به خاطر حقّ نوشتن و حقّ گفتن مورد آزار و اذیّت یکى از طرفین قرار گیرند. «لایضارّ کاتب ولاشهید»
25- اگر اداى شهادت و یا نوشتن قرارداد، نیازمند زمان یا تحمّل زحمتى بود، باید شاهد و کاتب به نحوى تأمین مالى شوند وگرنه هر دو ضرر خواهند کرد. «ولا یضارّ کاتب ولا شهید»
26- کاتب و شاهد حقّ ندارند سند را به گونهاى تنظیم کنند که به یکى از طرفین ضررى وارد شود. «لایضارّ کاتب ولاشهید»
27- هرگونه خدشه در سند، از هرکس که باشد، فسق و گناه است.«فانّه فسوق»
28- کاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شکستن مرزها همان خروج از مرز و فسق است.«فانّه فسوق»
29- قلب پاک و با تقوى، همچون آینه علوم و حقایق را مى گیرد. «واتقواللّه و یعلّمکم اللّه»
30- خداوند تمام نیازهاى مادّى و معنوى شما را مى داند و بر اساس آن، احکام و قوانین را براى شما بیان مى کند. قانون گذار باید آگاهى عمیق و گسترده داشته باشد. «واللّه بکل شىء علیم»
منبع: پایگاه درس هایی از قرآن
بزرگ ترین آیه قرآن، این آیه است که درباره مسائل حقوقى و نحوه تنظیم اسناد تجارى مى باشد. این آیه نشانه دقّت نظر و جامعیّت اسلام است که در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق ترین مسائل حقوقى را طرح کرده است.
کلمه «تداینتم» از «دَین» به معناى بدهى، شامل هرگونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى شود.
در حدیث آمده است: اگر کسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هرچه دعا کند، خداوند مستجاب نمى کند و مى فرماید: چرا به سفارشات من عمل نکردى؟!
اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت المال به مراتب ضرورى تر است!
تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممکن است طرف هاى معامله و یا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش کنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.
از فرمان نوشتن، معلوم مى شود که اسناد تنظیم شده اى که همراه با گواهى عادل باشد، قابل استشهاد است.
از این آیه استفاده مى شود که جامعه اسلامى باید یکدیگر را در حفظ حقوق حمایت کنند. زیرا هر معامله اى، نیاز به کاتب و چند شاهد دارد.
در زمانى که در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 باسواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه توجّه اسلام به علم و حفظ حقوق است.
پیام ها
1- ایمان، بستر و مقدّمه عمل به احکام، وخطاب؛ «یا ایّها الّذین آمنوا» تشویقى براى عمل به احکام است.
2- مدّت بدهکارى، باید روشن باشد. «الى اجل مسمّى»
3- براى حفظ اعتماد و خوشبینى به همدیگر و آرامش روحى طرفین و جلوگیرى از فراموشى، انکار و سوءظنّ، باید بدهىها نوشته شود. «فاکتبوه»
4- براى اطمینان و حفظ قرارداد از دخل و تصرّف احتمالى طرفین، سند باید با حضور طرفین وتوسط شخص سوّمى نوشته شود. «ولیکتب بینکم کاتب»
5 - نویسندهى قرار داد، حقّ را در نظر گرفته و عین واقع را بنویسد. «بالعدل» شرط گزینش نویسنده اسناد، داشتن عدالت در قلم است.
6- به شکرانه سواد و علمى که خداوند به ما داده است، کارگشایى کنیم. «ولا یأب کاتب ان یکتب کما علّمه اللّه»
7- اهل هر فن و حرف هاى مسئولیّت ویژه دارد، کسى که قلم دارد باید براى مردم بنویسد. «ولا یأب کاتب ان یکتب»
8 - باید بدهکار که حقّ بر ذمّه اوست، متن قرار داد را بگوید و کاتب بنویسد، نه آنچه را بستانکار ادعا نماید. «و لیملِل الّذى علیه الحقّ»
9- اقرار انسان علیه خودش، قابل قبول است. «فلیملل الذى علیه الحقّ»
10- بدهکار، هنگام املاى قرارداد باید خدا را در نظر بگیرد و چیزى را فروگذار نکند و تمام خصوصیّات بدهى را بگوید. «ولیتّق اللّه ربّه»
11- تدوین قانون باید به گونهاى باشد که حقّ ناتوان ضایع نشود. اگر بدهکار، سفیه یا ضعیف و ناتوان و یا گنگ و لال بود، سرپرست و ولىّ او متن قرارداد را بگوید و کاتب بنویسد. «فان کان الذى علیه الحقّ سفیهاً او ضعیفاً... فلیملل ولیّه»
12- سفیهان وناتوانان در مناسبات اجتماعى، نیازمند ولىّ هستند. «فلیملل ولیّه»
13- توجّه به حقوق طبقه محروم و اقشار ضعیف، از سوى مسئولان و سرپرستان لازم است. «فلیملل» صیغه امر نشانه لزوم این کار است.
14- مردان، در گواه شدن و گواهى دادن بر زنان مقدّم مىباشند. «شهیدین من رجالکم»
15- گواهان باید عادل و مورد اطمینان و رضایت طرفین باشند. «ممن ترضون»
16- هر کدام از مردها به تنهایى مىتوانند شاهد باشند، ولى اگر شاهد یک مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم اداى شهادت کنند. تا اگر یکى لغزش یا اشتباه کرد، نفر دوّم یادآورى کند. «فتذکّر احدیهما»
دو زن به جاى یک مرد در گواهى، یا به خاطر روحیّه ظریف و عاطفى آنهاست و یا به جهت آن است که معمولاً زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعّال ندارند و آشنایى آنها با نحوه معاملات کمتر است.
17- اگر براى شاهد گرفتن از شما دعوت کردند، خوددارى نکنید، گرچه گواه شدن بدون دعوت واجب نیست. «ولا یأب الشهداء اذا ما دعوا»
18- مبلغ قرارداد مهم نیست، حفظ اطمینان و حقّالناس مهم است. «ولاتسأموا ان تکتبوه صغیراً او کبیراً»
19- ثبتِ سند به صورت دقیق و عادلانه سه فایده دارد:
الف: ضامن اجراى عدالت است. «اقسط»
ب: موجب جرأت گواهان بر شهادت دادن است. «اقوَم»
ج: مانع ایجاد بدبینى در جامعه است. «ادنى ألاّ ترتابوا»
20- اگر فایده واسرار احکام براى مردم گفته شود، پذیرفتن آن آسان مى شود. «ذلکم اقسط...»
21- معطل شدن امروز براى نوشتن قرارداد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست. «ادنى الا ترتابوا»
22- در معاملات نقدى، لزومى به نوشتن نیست. «اِلاّ أن تکون تجارة حاضرة»
23- در معاملات نقدى، اگرچه نوشتن لازم نیست، ولى شاهد بگیرید. «فلیس علیکم جناح ألاّ تکتبوها واشهدوا اذا تبایعتم»
24- کاتب و شاهد در امان هستند و نباید به خاطر حقّ نوشتن و حقّ گفتن مورد آزار و اذیّت یکى از طرفین قرار گیرند. «لایضارّ کاتب ولاشهید»
25- اگر اداى شهادت و یا نوشتن قرارداد، نیازمند زمان یا تحمّل زحمتى بود، باید شاهد و کاتب به نحوى تأمین مالى شوند وگرنه هر دو ضرر خواهند کرد. «ولا یضارّ کاتب ولا شهید»
26- کاتب و شاهد حقّ ندارند سند را به گونهاى تنظیم کنند که به یکى از طرفین ضررى وارد شود. «لایضارّ کاتب ولاشهید»
27- هرگونه خدشه در سند، از هرکس که باشد، فسق و گناه است.«فانّه فسوق»
28- کاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شکستن مرزها همان خروج از مرز و فسق است.«فانّه فسوق»
29- قلب پاک و با تقوى، همچون آینه علوم و حقایق را مى گیرد. «واتقواللّه و یعلّمکم اللّه»
30- خداوند تمام نیازهاى مادّى و معنوى شما را مى داند و بر اساس آن، احکام و قوانین را براى شما بیان مى کند. قانون گذار باید آگاهى عمیق و گسترده داشته باشد. «واللّه بکل شىء علیم»
منبع: پایگاه درس هایی از قرآن
کاربر مهمان