- 78
- 1000
- 1000
- 1000
تواضع در برابر عظمت وجودی امیرالمؤمنین علیهالسلام
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین حسینی قمی با موضوع "تواضع در برابر عظمت وجودی امیرالمؤمنین علیهالسلام "، سال 1404
نه از من و از هیچ کس دیگر انتظار نداشته باشید که بتوانیم مقامات و عظمت امیرالمؤمنین، حضرت علی علیهالسلام، را آنچنان که هست بیان کنیم و حق مطلب را ادا کنیم. چرا؟ چون خود اهل بیت علیهمالسلام نفرمودند. و چرا نفرمودند؟ چون نگران بودند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی! لولا أن تقول طوائف من أمتی ما قالت النصاری فی عیسی بن مریم... یعنی: اگر نگران نبودم که گروههایی از امتم همان بلا را سر تو بیاورند که نصاری سر عیسی بن مریم آوردند و او را خدا خواندند، آنقدر از فضیلت تو میگفتم که مردم، خاک زیر پای تو را تبرک میکردند. این حدیث را همه نقل کردهاند. پس، خود پیامبر هم همهچیز را نگفت. نگران چه بود؟ از همان بلایی که سر مسیحیان آمد. اگر همه پردهها کنار میرفت، چه میشد؟ امروز ما با علیاللهی ها مشکل داریم، اگر همه حقایق گفته میشد، وضع از این هم بدتر می شد. حضرت خودشان در خطبه 175 نهجالبلاغه سوگند یاد میکنند که: به خدا قسم! خدای متعال چنان علمی از غیب به من داده که اگر بخواهم، میتوانم جزئیات زندگی هر یک از شما را از آغاز تا پایان بگویم... اما نمیگویم. چرا؟ أَخَافُ أَنْ تَقُولُوا فِیَّ مَقَالَةَ النَّصَارَى فِی عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ؛ میترسم دربارۀ من همان بگویید که نصاری درباره عیسی گفتند. حتی به برخی اصحاب خاص مثل سلمان و ابوذر چیزهایی میفرمود، اما برای عموم مردم باز نمیگفت. یک نگرانی بزرگ دیگر این بود که مبادا با بیان عظمت، ایشان را از پیامبر بالاتر بدانند. حضرت میفرمایند: میترسم مرا از پیامبر بالاتر ببرید. متأسفانه گاهی در بعضی شعرها یا مداحیها، چنان حضرت را توصیف میکنند که گویی از پیامبر برتر است! در حالی که خود حضرت جلوی این کار را میگرفت. داستان عالم یهودی گواه این است: وقتی از حضرت پرسید خدایت از کی بوده؟ حضرت فرمودند: خدا کی نبوده که تو بپرسی از کی بوده آن عالم شگفتزده گفت: آیا تو خودت پیغمبری؟ حضرت فرمودند: وای بر تو! من بندهای از بندگان محمد مصطفیام. این جمله معروف را همه شنیدهاید: انَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ. پس، ما در این مجالس ادعای شناخت کامل حضرت را نداریم، اما میخواهیم عرض ارادت کنیم و یک قدم به اهل بیت نزدیکتر شویم. آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید. امروز سیزدهم رجب، روز ولادت امیرالمؤمنین است. در مدح ایشان، شاعران و عالمان مسابقه گذاشتهاند. شاید در توصیف ولادت در کعبه، برندۀ این مسابقه شمس عصبهناتی باشد که گفت: این خانه را باید خدا در اصل معماری کند... تا آن که حق از مرحمت، یک میهمانداری کند. ولادت در کعبه، تنها یکی از هزاران فضیلت است. ما باید مظلومیت حضرت را هم بفهمیم. ایشان 25 سال خانهنشین شد و سکوت کرد. آنقدر مظلوم بود که فرمود: در زمان پیامبر، مردم به من مانند ستاره درخشان در آسمان نگاه میکردند. اما بعد از پیامبر، چنان پایینم آوردند که مرا همردیف ابن هند و ابن نابغه (عمرو عاص) قرار دادند. وقتی بعد از 25 سال، حضرت به خلافت رسید، در یکی از اولین خطبهها خطبه 178 نهجالبلاغه فرمودند: قد کانت أمور مزت...؛ کارهایی در این مدت گذشته که من آنها را نمیپسندیدم. اما بعد فرمودند: لَکِنِّی آسَى إِنْ أَقَمْتُ عَلَیْهَا...؛ من میخواهم شما را به قبل از این 25 سال برگردانم. وَ لَوْ لَا خَشیةُ الْإِغْرَاءِ...؛ و اگر ترس از بازکردن پروندههای گذشته نبود، میتوانستم همه چیز را بگویم. وَ لَکِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِعَفْوِ أَخْذِ بِالْعُذْرِ...؛ اما خداوند دستور به عفو و گذشت داده است. فَاللَّهُ اللَّهُ فِیمَا مَضَى...؛ پس، خدایا! از گذشتهها بگذر. اینجا درس بزرگ زندگی است! امیرالمؤمنین علیهالسلام که 25 سال مظلوم واقع شد و حقش غصب گردید، وقتی قدرت را به دست گرفت، در اولین سخنرانی عمومیاش میگوید: خدا از گذشتههای شما بگذرد و من هم پرونده را میبندم. بیایید از نو شروع کنیم. حالا ما چطور هستیم؟ یک حرف رنجشی، یک نگاه بد، یک کممحلی... سالها کینه به دل میگیریم و حاضر به گذشت نیستیم! امیرالمؤمنین از ظلم بزرگتر میگذرد، ولی ما از ظلم کوچکتر نمیگذریم. امروز روز پدر است. پیامبر اکرم فرمودند: بَرَّ وَالِدَیْکَ تَبَرَّکَ وَ لَدُکَ. به پدر و مادرت نیکی کن تا فرزندت به تو نیکی کند. حتی فرمودند: اگر برای دیدار پدر و مادر یا صلهرحم لازم است یک سال یا دو سال سفر کنی، این کار را بکن. اینقدر اهمیت دارد.
نه از من و از هیچ کس دیگر انتظار نداشته باشید که بتوانیم مقامات و عظمت امیرالمؤمنین، حضرت علی علیهالسلام، را آنچنان که هست بیان کنیم و حق مطلب را ادا کنیم. چرا؟ چون خود اهل بیت علیهمالسلام نفرمودند. و چرا نفرمودند؟ چون نگران بودند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی! لولا أن تقول طوائف من أمتی ما قالت النصاری فی عیسی بن مریم... یعنی: اگر نگران نبودم که گروههایی از امتم همان بلا را سر تو بیاورند که نصاری سر عیسی بن مریم آوردند و او را خدا خواندند، آنقدر از فضیلت تو میگفتم که مردم، خاک زیر پای تو را تبرک میکردند. این حدیث را همه نقل کردهاند. پس، خود پیامبر هم همهچیز را نگفت. نگران چه بود؟ از همان بلایی که سر مسیحیان آمد. اگر همه پردهها کنار میرفت، چه میشد؟ امروز ما با علیاللهی ها مشکل داریم، اگر همه حقایق گفته میشد، وضع از این هم بدتر می شد. حضرت خودشان در خطبه 175 نهجالبلاغه سوگند یاد میکنند که: به خدا قسم! خدای متعال چنان علمی از غیب به من داده که اگر بخواهم، میتوانم جزئیات زندگی هر یک از شما را از آغاز تا پایان بگویم... اما نمیگویم. چرا؟ أَخَافُ أَنْ تَقُولُوا فِیَّ مَقَالَةَ النَّصَارَى فِی عِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ؛ میترسم دربارۀ من همان بگویید که نصاری درباره عیسی گفتند. حتی به برخی اصحاب خاص مثل سلمان و ابوذر چیزهایی میفرمود، اما برای عموم مردم باز نمیگفت. یک نگرانی بزرگ دیگر این بود که مبادا با بیان عظمت، ایشان را از پیامبر بالاتر بدانند. حضرت میفرمایند: میترسم مرا از پیامبر بالاتر ببرید. متأسفانه گاهی در بعضی شعرها یا مداحیها، چنان حضرت را توصیف میکنند که گویی از پیامبر برتر است! در حالی که خود حضرت جلوی این کار را میگرفت. داستان عالم یهودی گواه این است: وقتی از حضرت پرسید خدایت از کی بوده؟ حضرت فرمودند: خدا کی نبوده که تو بپرسی از کی بوده آن عالم شگفتزده گفت: آیا تو خودت پیغمبری؟ حضرت فرمودند: وای بر تو! من بندهای از بندگان محمد مصطفیام. این جمله معروف را همه شنیدهاید: انَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ مُحَمَّدٍ. پس، ما در این مجالس ادعای شناخت کامل حضرت را نداریم، اما میخواهیم عرض ارادت کنیم و یک قدم به اهل بیت نزدیکتر شویم. آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید. امروز سیزدهم رجب، روز ولادت امیرالمؤمنین است. در مدح ایشان، شاعران و عالمان مسابقه گذاشتهاند. شاید در توصیف ولادت در کعبه، برندۀ این مسابقه شمس عصبهناتی باشد که گفت: این خانه را باید خدا در اصل معماری کند... تا آن که حق از مرحمت، یک میهمانداری کند. ولادت در کعبه، تنها یکی از هزاران فضیلت است. ما باید مظلومیت حضرت را هم بفهمیم. ایشان 25 سال خانهنشین شد و سکوت کرد. آنقدر مظلوم بود که فرمود: در زمان پیامبر، مردم به من مانند ستاره درخشان در آسمان نگاه میکردند. اما بعد از پیامبر، چنان پایینم آوردند که مرا همردیف ابن هند و ابن نابغه (عمرو عاص) قرار دادند. وقتی بعد از 25 سال، حضرت به خلافت رسید، در یکی از اولین خطبهها خطبه 178 نهجالبلاغه فرمودند: قد کانت أمور مزت...؛ کارهایی در این مدت گذشته که من آنها را نمیپسندیدم. اما بعد فرمودند: لَکِنِّی آسَى إِنْ أَقَمْتُ عَلَیْهَا...؛ من میخواهم شما را به قبل از این 25 سال برگردانم. وَ لَوْ لَا خَشیةُ الْإِغْرَاءِ...؛ و اگر ترس از بازکردن پروندههای گذشته نبود، میتوانستم همه چیز را بگویم. وَ لَکِنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِعَفْوِ أَخْذِ بِالْعُذْرِ...؛ اما خداوند دستور به عفو و گذشت داده است. فَاللَّهُ اللَّهُ فِیمَا مَضَى...؛ پس، خدایا! از گذشتهها بگذر. اینجا درس بزرگ زندگی است! امیرالمؤمنین علیهالسلام که 25 سال مظلوم واقع شد و حقش غصب گردید، وقتی قدرت را به دست گرفت، در اولین سخنرانی عمومیاش میگوید: خدا از گذشتههای شما بگذرد و من هم پرونده را میبندم. بیایید از نو شروع کنیم. حالا ما چطور هستیم؟ یک حرف رنجشی، یک نگاه بد، یک کممحلی... سالها کینه به دل میگیریم و حاضر به گذشت نیستیم! امیرالمؤمنین از ظلم بزرگتر میگذرد، ولی ما از ظلم کوچکتر نمیگذریم. امروز روز پدر است. پیامبر اکرم فرمودند: بَرَّ وَالِدَیْکَ تَبَرَّکَ وَ لَدُکَ. به پدر و مادرت نیکی کن تا فرزندت به تو نیکی کند. حتی فرمودند: اگر برای دیدار پدر و مادر یا صلهرحم لازم است یک سال یا دو سال سفر کنی، این کار را بکن. اینقدر اهمیت دارد.


تاکنون نظری ثبت نشده است