- ۱۱۷
- ۱۰۰۰
- ۱۰۰۰
- ۱۰۰۰
ضرورت وجود مذهب، جلسه پانزدهم
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «ضرورت وجود مذهب»، جلسه پانزدهم: حاکم ظالم، سال ۱۴۰۳
یک جلسه به مسئلهی «نصرت الهی» پرداختیم و برخی از نتایج خطای این فهم را دیدیم، جلسهی گذشته به بحث «ولی امر» پرداختیم، به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی صلوات الله علیه یک تتمهی مهمی دارد، که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، جلسهی گذشته توضیح دادیم که وقتی «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ» کنار هم قرار میگیرند و مطلق است و بیقید و شرط هم هست، پس ولی امر باید یک سنخیتی با نبی داشته باشد.
پس مثلاً من نمیتوانم مصداق این اولِی الأمر باشم، بلکه سلمان سلام الله علیه هم نمیتواند مصداق اولِی الأمر باشد، چون نباید بصورت مطلق از سلمان اطاعت کرد، سلمان حجّت... مطلق نیست؛ حتّی مرجع تقلید هم نمیتواند مصداق اولِی الأمر باشد، با اینکه وقتی مرجع تقلید وقتی حکمی را صادر میکند، ما با حکم او مانند حکم خدا برخورد میکنیم، مانند برخورد ما با نماز در احکام مرجع؛ اما به احکامی محدود است، آن هم مادامی که گناه نکرده است، اگر مرجع یا ولی فقیه گناه کند، آن امتیاز از او سلب میشود؛ اگر مثلاً دچار بیماری آلزایمر شود، کار او تمام است. شاید نزد خدای متعال عزیز باشد ولی چون به بیماری مبتلا شده است که حافظهی خود را از دست داده است، دیگر الآن بالفعل علمی ندارد، عزیز و محترم است اما دیگر نمیتواند مرجع یا ولی امر مسلمین باشد، البته منظور از «ولی امر مسلمین» هم اولِی الأمرِ قرآن کریم نیست، منظور این است که دیگر نمیتواند حاکم باشد، یعنی همیشگی نیست و زائل میشود.
آن عزیزان ما برای اینکه گیر افتاده بودند و فکر میکردند هر کسی که حکومت کرده است اولِی الأمر است، مجبور شدند به این نتیجه برسند که هر کسی که قدرت در اختیار دارد، ولو با کودتا و قتل عام و ظلم، و فقط یک شهادتین لفظی گفته باشد، ولی امر مسلمین میشود.
نکتهای که هست این است که اینها بخاطر اینکه مصادیق ولی امرِ در ذهنِ خودشان را تطهیر کنند، مجبور شدند که قاعدهسازی کنند، بگونهای که هرچه حاکم ظالمتر باشد، وظیفهی شما در اطاعت از او از بین نمیرود. نمایش بیشتر
یک جلسه به مسئلهی «نصرت الهی» پرداختیم و برخی از نتایج خطای این فهم را دیدیم، جلسهی گذشته به بحث «ولی امر» پرداختیم، به مناسبت ولادت امام حسن مجتبی صلوات الله علیه یک تتمهی مهمی دارد، که «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، جلسهی گذشته توضیح دادیم که وقتی «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ» کنار هم قرار میگیرند و مطلق است و بیقید و شرط هم هست، پس ولی امر باید یک سنخیتی با نبی داشته باشد.
پس مثلاً من نمیتوانم مصداق این اولِی الأمر باشم، بلکه سلمان سلام الله علیه هم نمیتواند مصداق اولِی الأمر باشد، چون نباید بصورت مطلق از سلمان اطاعت کرد، سلمان حجّت... مطلق نیست؛ حتّی مرجع تقلید هم نمیتواند مصداق اولِی الأمر باشد، با اینکه وقتی مرجع تقلید وقتی حکمی را صادر میکند، ما با حکم او مانند حکم خدا برخورد میکنیم، مانند برخورد ما با نماز در احکام مرجع؛ اما به احکامی محدود است، آن هم مادامی که گناه نکرده است، اگر مرجع یا ولی فقیه گناه کند، آن امتیاز از او سلب میشود؛ اگر مثلاً دچار بیماری آلزایمر شود، کار او تمام است. شاید نزد خدای متعال عزیز باشد ولی چون به بیماری مبتلا شده است که حافظهی خود را از دست داده است، دیگر الآن بالفعل علمی ندارد، عزیز و محترم است اما دیگر نمیتواند مرجع یا ولی امر مسلمین باشد، البته منظور از «ولی امر مسلمین» هم اولِی الأمرِ قرآن کریم نیست، منظور این است که دیگر نمیتواند حاکم باشد، یعنی همیشگی نیست و زائل میشود.
آن عزیزان ما برای اینکه گیر افتاده بودند و فکر میکردند هر کسی که حکومت کرده است اولِی الأمر است، مجبور شدند به این نتیجه برسند که هر کسی که قدرت در اختیار دارد، ولو با کودتا و قتل عام و ظلم، و فقط یک شهادتین لفظی گفته باشد، ولی امر مسلمین میشود.
نکتهای که هست این است که اینها بخاطر اینکه مصادیق ولی امرِ در ذهنِ خودشان را تطهیر کنند، مجبور شدند که قاعدهسازی کنند، بگونهای که هرچه حاکم ظالمتر باشد، وظیفهی شما در اطاعت از او از بین نمیرود. نمایش بیشتر
تاکنون نظری ثبت نشده است