- 366
- 1000
- 1000
- 1000
دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،6
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،"، جلسه ششم:"اصلاحگری مکتب حسینی از منظر رهبر شهید "، سال 1405
در این شب نورانی که هفتمین شب از مجالس عزاداری سیدالشهداست، به فضل الهی توفیق داریم تا پای معارف اهلبیت بنشینیم و امسال که رهبر شهیدمان در بین ما نیستند، از کلمات و تحلیل های ایشان درباره واقعه کربلا بهره ببریم. ایشان با دیدگاههای نافذ خود، مسیر روشنی برای ما ترسیم کردهاند. کلیدواژه اصلی صحبت امشب، کلمه «اصلاح» است که از بیانات ایشان استخراج شده است.رهبر عزیزمان فرمودند که جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله)، از ریل اصلی و درست خود خارج شد. این قطارِ عظیمِ جامعه، از مسیر الهی منحرف گشت. امام حسین (علیهالسلام) با قیام خونین خود، در حقیقت به دنبال بازگرداندن این قطار به ریل صحیح و اصلی آن بود. هدف ایشان، بازگرداندن جامعه به مسیر ترسیم شده پیامبر (صلی الله)، تجدید بنای نظام اسلامی و ساماندهی به خرابی هایی بود که در جامعه به وجود آمده بود. ایشان برای تحقق این هدف بزرگ، قیام خود را با این عبارت کلیدی آغاز فرمودند: «إنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی محمّدٍ (صلی الله)». یعنی هدف من چیزی جز اصلاح در امت جدم نیست. بحث اصلاح، یک بحث قرآنی است و این واژه، حدود 180 بار در قرآن کریم به کار رفته است. اصلاح، در برابرِ «افساد» قرار دارد. همانگونه که در قرآن زوجهای متضادی مثل کفر و ایمان، ضلالت و هدایت، و شقاوت و سعادت وجود دارد، «اصلاح» و «افساد» نیز در برابر هم هستند. فساد یعنی خرابکاری، به هم ریختگی و خارج کردن قطار از ریل، و اصلاح یعنی حرکت در مسیر صحیح، صواب و درست. قرآن میفرماید: «وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ» (خداوند مفسد را از مصلح میشناسد). همچنین در آیه ای دیگر، از مومنان خواسته شده که اهل اصلاح باشند و از راه مفسدان پیروی نکنند.
اهمیت اصلاح در دعاهای اهلبیت
1. دعای حضرت زهرا (سلام الله): در دعای بعد از نماز عصر، حضرت زهرا سه درخواست مهم از خداوند دارند: «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِی دِینِی» (خدایا دینم را برایم اصلاح کن)، «وَ أَصْلِحْ لِی دُنْیَایَ» (خدایا دنیایم را برایم اصلاح کن) و «وَ أَصْلِحْ لِی آخِرَتِی» (خدایا آخرتم را برایم اصلاح کن). این نشان میدهد که اصلاح، هم در دین، هم در دنیا و هم در آخرت، ضروری است.
2. دعای امام باقر (علیهالسلام): امام صادق (علیهالسلام) نقل میکنند که پدرشان امام باقر (علیهالسلام) این دعا را میخواندند: «رَبِّ أَصْلِحْ لِی نَفْسِی» (خدایا خودم را اصلاح کن)، زیرا نفس انسان مهمترین رکن است. سپس «وَ أَصْلِحْ لِی ذُرِّیَّتِی» (خدایا فرزندان و نسل مرا اصلاح کن)، چرا که اولاد، بازو و یاور انسان هستند. سپس «وَ أَصْلِحْ لِی أَهْلَ بَیْتِی» (خدایا خانواده و همسرم را اصلاح کن)، و در نهایت «وَ أَصْلِحْ لِی إِخْوَانِی وَ أَصْحَابِی» (خدایا برادران و دوستان مرا اصلاح کن)، زیرا صلاح دوستان، به صلاح خود انسان منجر میشود.
چهارچوب انواع اصلاح
1. اصلاح دین و عقیده: اولین و مهمترین اصلی که حضرت زهرا (سلام الله) از خدا خواستند، اصلاح دین است. دین، پشتوانهی اصلی انسان و عامل حفظ اوست. اعتقادات و باورهای ما باید در مسیر صحیح باشد و از خطا و اشتباه پرهیز کند. مثالهایی از برخورد امام هادی (علیهالسلام) با عبدالعظیم حسنی و برخورد امام کاظم (علیهالسلام) با یکی از اهالی مدینه برای تصحیح عقاید، نشان دهنده اهمیت این اصل است. ما باید مراقب باشیم که دین و باورهایمان، خالصانه و بر اساس معارف اهلبیت (علیهالسلام) باشد.
2. اصلاح دنیا و آخرت: این دو اصل در کنار هم معنا پیدا می کنند. انسان نباید دنیا را فدای آخرت کند و یا آخرت را فدای دنیا. در اسلام، «رهبانیت» (گوشه گیری و ترک دنیا) نهی شده است. پیامبر اکرم (صلی الله) با افرادی که ازدواج، غذای خوب و تعامل با مردم را ترک کرده بودند، برخورد کردند و فرمودند: «لا رَهْبانِیَّةَ فِی الإسْلامِ». همچنین امیرالمومنین (علیهالسلام) با کسی که در قبر زندگی میکرد و دنیا را به کلی رها کرده بود، برخورد کردند و او را «دشمن نفس خود» خواندند. دنیا وسیله ای برای رسیدن به کمال است و باید از نعمتهای حلال آن برای آبادانی آخرت استفاده کرد. اعتدال، اصل اساسی است و نباید دنیا را به کلی رها کرد و یا در آن غرق شد. از سوی دیگر، آخرت و قیامت نباید فراموش شود. انسان باید همواره به یاد معاد باشد و از آن برای اصلاح رفتار خود استفاده کند.
3. اصلاح ذریه، نسل و خانواده: این اصل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در سوره احقاف، آیهی 15، از کسانی که به سن چهل سالگی میرسند، خواسته شده که از خداوند چهار چیز را طلب کنند: «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ» (توفیق شکر نعمتهای خودت را به من بده)، «وَ عَلَی وَالِدَیَّ» (و توفیق شکر نعمتهایی که به پدر و مادرم دادی را بده، زیرا اگر پدر و مادرم مسلمان نبودند من هم کافر میبودم)، «وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا» (و توفیق عمل صالح را به من عطا کن)، و در نهایت «وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی» (و نسل و ذریهی مرا برایم اصلاح کن).
سخنران با اشاره به نامهی 31 نهج البلاغه (وصیتنامه امیرالمومنین (علیهالسلام) به امام حسن (علیهالسلام)) و تأکید بر اهمیت تربیت صحیح فرزندان، به مصادیق روشنی از «پدران بدبخت» مانند ابولهب و عمر سعد اشاره کردند که نه تنها خودشان، بلکه فرزندانشان را نیز به بدبختی کشاندند. در مقابل، در کربلا شاهد حضور پدران و پسرانی هستیم که در راه اصلاح جامعه و دفاع از دین، در کنار هم به شهادت رسیدند.
4. اصلاحات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اداری: سخنران با اشاره به اقدامات انبیا، مانند حضرت شعیب که با کم فروشی در اقتصاد مبارزه کردند، بر ضرورت اصلاح نظام اقتصادی، حذف ربا، مبارزه با پارتیبازی و رشوه تأکید کردند. همچنین، ضرورت اصلاح نظام سیاسی و اداری را به عنوان بخشی از وظایف دولت و مجلس مطرح نمودند. از همه مهمتر، اصلاحات اجتماعی است که شامل حجاب، اخلاق عمومی و شکلگیری جامعه ای اسلامی و برخوردار از کرامت است. باید جامعه اسلامی نماد حکومت دینی باشد و این نیز نیازمند اصلاح و همت همگانی است.
5. اصلاح باطن و خودسازی: این اصل پایه و اساس تمام اصلاحات دیگر است. هر کس باطن خود را اصلاح کند، خداوند ظاهر او را اصلاح میکند. «مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ». بدون اصلاح درون، تلاش برای اصلاح بیرون ثمربخش نخواهد بود.
مراحل سهگانه اصلاح از نگاه قرآن
سخنران در پایان این بخش، برای تحقق اصلاح، سه مرحله اساسی را از منظر قرآن و سیره اهلبیت (ع) برشمردند:
1. تشخیص خرابیها: اولین و مهمترین گام، تشخیص دقیق عیب و نقص و فساد است. بدون شناخت مشکل، هر اقدامی ممکن است به اصلاح نیانجامد و حتی به افساد منجر شود. مانند دندانپزشکی که دندان سالم را میکشد و یا مکانیکی که عیب اصلی ماشین را پیدا نمیکند.
2. عزم و اراده راسخ: پس از تشخیص، باید عزمی جدی برای اصلاح داشت و از آن کوتاه نیامد.
3. داشتن روش و شیوه صحیح: اصلاح نیازمند روششناسی دقیق است. اگر روش اصلاح درست نباشد، ممکن است نتیجه عکس بدهد و یک پدر یا یک مسئول، اصلاح را به افساد تبدیل کند.
بزرگترین هدف اباعبدالله (علیهالسلام) اصلاح جامعه بوده و این هدف در وصیتنامه ایشان به محمد حنفیه نیز آمده است.
در این شب نورانی که هفتمین شب از مجالس عزاداری سیدالشهداست، به فضل الهی توفیق داریم تا پای معارف اهلبیت بنشینیم و امسال که رهبر شهیدمان در بین ما نیستند، از کلمات و تحلیل های ایشان درباره واقعه کربلا بهره ببریم. ایشان با دیدگاههای نافذ خود، مسیر روشنی برای ما ترسیم کردهاند. کلیدواژه اصلی صحبت امشب، کلمه «اصلاح» است که از بیانات ایشان استخراج شده است.رهبر عزیزمان فرمودند که جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله)، از ریل اصلی و درست خود خارج شد. این قطارِ عظیمِ جامعه، از مسیر الهی منحرف گشت. امام حسین (علیهالسلام) با قیام خونین خود، در حقیقت به دنبال بازگرداندن این قطار به ریل صحیح و اصلی آن بود. هدف ایشان، بازگرداندن جامعه به مسیر ترسیم شده پیامبر (صلی الله)، تجدید بنای نظام اسلامی و ساماندهی به خرابی هایی بود که در جامعه به وجود آمده بود. ایشان برای تحقق این هدف بزرگ، قیام خود را با این عبارت کلیدی آغاز فرمودند: «إنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی محمّدٍ (صلی الله)». یعنی هدف من چیزی جز اصلاح در امت جدم نیست. بحث اصلاح، یک بحث قرآنی است و این واژه، حدود 180 بار در قرآن کریم به کار رفته است. اصلاح، در برابرِ «افساد» قرار دارد. همانگونه که در قرآن زوجهای متضادی مثل کفر و ایمان، ضلالت و هدایت، و شقاوت و سعادت وجود دارد، «اصلاح» و «افساد» نیز در برابر هم هستند. فساد یعنی خرابکاری، به هم ریختگی و خارج کردن قطار از ریل، و اصلاح یعنی حرکت در مسیر صحیح، صواب و درست. قرآن میفرماید: «وَاللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ» (خداوند مفسد را از مصلح میشناسد). همچنین در آیه ای دیگر، از مومنان خواسته شده که اهل اصلاح باشند و از راه مفسدان پیروی نکنند.
اهمیت اصلاح در دعاهای اهلبیت
1. دعای حضرت زهرا (سلام الله): در دعای بعد از نماز عصر، حضرت زهرا سه درخواست مهم از خداوند دارند: «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِی دِینِی» (خدایا دینم را برایم اصلاح کن)، «وَ أَصْلِحْ لِی دُنْیَایَ» (خدایا دنیایم را برایم اصلاح کن) و «وَ أَصْلِحْ لِی آخِرَتِی» (خدایا آخرتم را برایم اصلاح کن). این نشان میدهد که اصلاح، هم در دین، هم در دنیا و هم در آخرت، ضروری است.
2. دعای امام باقر (علیهالسلام): امام صادق (علیهالسلام) نقل میکنند که پدرشان امام باقر (علیهالسلام) این دعا را میخواندند: «رَبِّ أَصْلِحْ لِی نَفْسِی» (خدایا خودم را اصلاح کن)، زیرا نفس انسان مهمترین رکن است. سپس «وَ أَصْلِحْ لِی ذُرِّیَّتِی» (خدایا فرزندان و نسل مرا اصلاح کن)، چرا که اولاد، بازو و یاور انسان هستند. سپس «وَ أَصْلِحْ لِی أَهْلَ بَیْتِی» (خدایا خانواده و همسرم را اصلاح کن)، و در نهایت «وَ أَصْلِحْ لِی إِخْوَانِی وَ أَصْحَابِی» (خدایا برادران و دوستان مرا اصلاح کن)، زیرا صلاح دوستان، به صلاح خود انسان منجر میشود.
چهارچوب انواع اصلاح
1. اصلاح دین و عقیده: اولین و مهمترین اصلی که حضرت زهرا (سلام الله) از خدا خواستند، اصلاح دین است. دین، پشتوانهی اصلی انسان و عامل حفظ اوست. اعتقادات و باورهای ما باید در مسیر صحیح باشد و از خطا و اشتباه پرهیز کند. مثالهایی از برخورد امام هادی (علیهالسلام) با عبدالعظیم حسنی و برخورد امام کاظم (علیهالسلام) با یکی از اهالی مدینه برای تصحیح عقاید، نشان دهنده اهمیت این اصل است. ما باید مراقب باشیم که دین و باورهایمان، خالصانه و بر اساس معارف اهلبیت (علیهالسلام) باشد.
2. اصلاح دنیا و آخرت: این دو اصل در کنار هم معنا پیدا می کنند. انسان نباید دنیا را فدای آخرت کند و یا آخرت را فدای دنیا. در اسلام، «رهبانیت» (گوشه گیری و ترک دنیا) نهی شده است. پیامبر اکرم (صلی الله) با افرادی که ازدواج، غذای خوب و تعامل با مردم را ترک کرده بودند، برخورد کردند و فرمودند: «لا رَهْبانِیَّةَ فِی الإسْلامِ». همچنین امیرالمومنین (علیهالسلام) با کسی که در قبر زندگی میکرد و دنیا را به کلی رها کرده بود، برخورد کردند و او را «دشمن نفس خود» خواندند. دنیا وسیله ای برای رسیدن به کمال است و باید از نعمتهای حلال آن برای آبادانی آخرت استفاده کرد. اعتدال، اصل اساسی است و نباید دنیا را به کلی رها کرد و یا در آن غرق شد. از سوی دیگر، آخرت و قیامت نباید فراموش شود. انسان باید همواره به یاد معاد باشد و از آن برای اصلاح رفتار خود استفاده کند.
3. اصلاح ذریه، نسل و خانواده: این اصل از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در سوره احقاف، آیهی 15، از کسانی که به سن چهل سالگی میرسند، خواسته شده که از خداوند چهار چیز را طلب کنند: «رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ» (توفیق شکر نعمتهای خودت را به من بده)، «وَ عَلَی وَالِدَیَّ» (و توفیق شکر نعمتهایی که به پدر و مادرم دادی را بده، زیرا اگر پدر و مادرم مسلمان نبودند من هم کافر میبودم)، «وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا» (و توفیق عمل صالح را به من عطا کن)، و در نهایت «وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی» (و نسل و ذریهی مرا برایم اصلاح کن).
سخنران با اشاره به نامهی 31 نهج البلاغه (وصیتنامه امیرالمومنین (علیهالسلام) به امام حسن (علیهالسلام)) و تأکید بر اهمیت تربیت صحیح فرزندان، به مصادیق روشنی از «پدران بدبخت» مانند ابولهب و عمر سعد اشاره کردند که نه تنها خودشان، بلکه فرزندانشان را نیز به بدبختی کشاندند. در مقابل، در کربلا شاهد حضور پدران و پسرانی هستیم که در راه اصلاح جامعه و دفاع از دین، در کنار هم به شهادت رسیدند.
4. اصلاحات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اداری: سخنران با اشاره به اقدامات انبیا، مانند حضرت شعیب که با کم فروشی در اقتصاد مبارزه کردند، بر ضرورت اصلاح نظام اقتصادی، حذف ربا، مبارزه با پارتیبازی و رشوه تأکید کردند. همچنین، ضرورت اصلاح نظام سیاسی و اداری را به عنوان بخشی از وظایف دولت و مجلس مطرح نمودند. از همه مهمتر، اصلاحات اجتماعی است که شامل حجاب، اخلاق عمومی و شکلگیری جامعه ای اسلامی و برخوردار از کرامت است. باید جامعه اسلامی نماد حکومت دینی باشد و این نیز نیازمند اصلاح و همت همگانی است.
5. اصلاح باطن و خودسازی: این اصل پایه و اساس تمام اصلاحات دیگر است. هر کس باطن خود را اصلاح کند، خداوند ظاهر او را اصلاح میکند. «مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ». بدون اصلاح درون، تلاش برای اصلاح بیرون ثمربخش نخواهد بود.
مراحل سهگانه اصلاح از نگاه قرآن
سخنران در پایان این بخش، برای تحقق اصلاح، سه مرحله اساسی را از منظر قرآن و سیره اهلبیت (ع) برشمردند:
1. تشخیص خرابیها: اولین و مهمترین گام، تشخیص دقیق عیب و نقص و فساد است. بدون شناخت مشکل، هر اقدامی ممکن است به اصلاح نیانجامد و حتی به افساد منجر شود. مانند دندانپزشکی که دندان سالم را میکشد و یا مکانیکی که عیب اصلی ماشین را پیدا نمیکند.
2. عزم و اراده راسخ: پس از تشخیص، باید عزمی جدی برای اصلاح داشت و از آن کوتاه نیامد.
3. داشتن روش و شیوه صحیح: اصلاح نیازمند روششناسی دقیق است. اگر روش اصلاح درست نباشد، ممکن است نتیجه عکس بدهد و یک پدر یا یک مسئول، اصلاح را به افساد تبدیل کند.
بزرگترین هدف اباعبدالله (علیهالسلام) اصلاح جامعه بوده و این هدف در وصیتنامه ایشان به محمد حنفیه نیز آمده است.


تاکنون نظری ثبت نشده است