- 22
- 1000
- 1000
- 1000
نقش امام هادی علیهالسلام در گسترش جریان امامت
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضایی تهرانی با موضوع "نقش امام هادی علیهالسلام در گسترش جریان امامت"، سال 1405
امام هادی علیه السلام، ابن الرضای دوم هستند. چون امام رضا علیه السلام دیر صاحب فرزند شدند، به اذن خداوند جریان امامت از ایشان ادامه یافت. بعد از امام رضا، ائمه را با لقب «ابن الرضا» میشناسند: ابن الرضای اول، امام جواد علیهم السلام؛ ابن الرضای دوم، امام هادی علیه السلام؛ و ابن الرضای سوم، امام عسکری علیه السلام هستند. امام هادی مانند پدر بزرگوارشان در کودکی به امامت رسیدند. ولادت ایشان سال 214 هجری و شهادت امام جواد سال 200 هجری است، یعنی حضرت در شش سال و نیمگی به امامت رسیدند. اما ازآنجاکه پدرشان جوادالائمه علیه السلام، خطشکن این میدان بودند و دوست و دشمن در مجالس متعدد به احاطه علمی و قدرت نفسانی الهی ایشان پی برده بودند، مشکلی برای آغاز امامت امام هادی پیش نیامد. مردم با دیدن پاسخهای قاطع حضرت به دهها مسئله، دیگر التهاب و اضطرابی نداشتند، زیرا امام از خود چیزی ندارد و هر چه دارد خدایی است. او نمایندهی خداست، همانطور که در دعای توسل میگوییم: «یا حجتالله علی خلقه».
نکته سوم: بعد از رحلت رسول خدا و انحراف از غدیر به سقیفه، جریان حق امامت در حاشیه قرار گرفت، اما به مدیریت امیرالمؤمنین، این جریان روزبه روز قویتر و نورانیتر در عرصه معرفت افزایی و تربیت انسانها درخشید. ایشان از مدیریت کلان سیاسی کنار زده شدند، اما به گوشه عزلت نرفتند؛ بلکه مدیریت را با زبان و قلم در رشد ذهن و تربیت جان مردم به دست گرفتند. این جریان توسط امام مجتبی، سپس سیدالشهدا (که با خون الهیاش حرکت را بالنده تر کرد)، و در ادامه در عصر امام باقر و امام صادق علیهم السلام با اوجگیری معرفتی (با شاگردانی که چهار هزار بار «قال الصادق» در جامعه نقل شد) ادامه یافت.
در عهد موسی بن جعفر علیه السلام، فراتر از روشنگری ذهنی و تربیت جان، حکومت در سایه هم تشکیل شد. ایشان نیروهای معتقد به ولایت را تا بالاترین سطح مدیریت سیاسی، مثل علی بن یقطین که نخست وزیر هارون بود، مستقر کردند و با وجود استعفاهای متعدد، نگذاشتند او استعفا دهد. حضرت به او فرمودند: تو قول بده کار بچه های ولایی را در دستگاه حاکمیتی تدبیر کنی، ما هم به تو قول میدهیم آهن، آتش و حبس از تو دور شود. خود موسی بن جعفر سالها زندانی بود، اما نیروهایش مانند علی بن یقطین گرفتار نشدند.
در زمان امام رضا علیه السلام، ایشان از دو سال و نیم ولایتعهدی استفاده کردند و معارف ولایی را که پیشتر در خلوت و با تقیه گفته میشد، در تریبون رسمی حکومت مطرح کردند. حضرت در مناظرات و جلسات مختلف، پرچم امامت را چنان بالا بردند که مأمون نتوانست تحمل کند و ایشان را شهید کرد. حدیث سلسلةالذهب در نیشابور را همه به خاطر دارید که حضرت فرمودند: «کلمه لا اله الا الله حصنی» (قلعه مستحکم خداست که هیچ بمب آمریکایی توان تخریبش را ندارد). سپس فرمودند: هر کس به این توحید جامه عمل بپوشاند (همه لحظات زندگیاش خدایی باشد) در امان است. آنگاه شرط ورود به این قلعه را بیان کردند: «به شرطها و انا من شروطها»؛ یعنی شرط رسیدن به توحید این است که از مسیر امام رضا بیایید. اگر از مسیر ولایت علی بن موسی الرضا فاصله بگیرید، سر از دامان بنی امیه و بنی عباس و درنهایت نتانیاهو درمی آورید و گاو شیرده آمریکا میشوید. بعد از امام هشتم، این خط توسط جوادالائمه و سپس مولود امروز، امام هادی علیه السلام، دنبال شد. دوران امامت امام هادی بیش از 30 سال (34 سال) است. چهار امامی که بیش از سه دهه امامت داشتند عبارتند از: امام سجاد، امام صادق، امام کاظم و امام هادی علیهم السلام (امیرالمؤمنین نزدیک 30 سال و امام زمان ارواحنا فداه بیش از هزار سال امامت دارند).
امام هادی علیهالسلام در برافراشتن پرچم امامت دو مسیر را دنبال کرد:
1. تبیین امامت عامه در قالب زیارت جامعه کبیره که به تعبیر علامه طباطبایی، شناسنامه انسان کامل است. در ابتدای آن پنج سلام با شصت و دو صفت برای امام، سپس سه شهادت (توحید، نبوت، امامت) و بعد بیش از دویست و پنجاه جمله کوتاه (هر کدام یک روایت) مانند «معکم مکم» یعنی هرچه از امام میبینید (از نوع لباس و اصلاح مو تا حجاب، حضور رزمی، دیپلماسی و…) باید الگوی شما باشد و با یزید همسو و همخوان نیست.
2. امامت خاصه مثل زیارت غدیریه که برای عید غدیر و برای شناخت امیرالمؤمنین وارد شده است. حضرت در این زیارت با طرح آیات قرآنی و روایات نبوی، به ماجرای سقیفه و واکنش امیرالمؤمنین میپردازند و کسانی را که از ایشان فاصله گرفتند (ناکثین، مارقین، قاسطین) تصریحاً معرفی میکنند، از جمله طلحه و زبیر که حیله کردند و از امیرالمؤمنین جدا شدند. این زیارت نسبتاً طولانی است و در نجف اشرف حتی غیر از عید غدیر هم قابل قرائت است.
امام هادی علیه السلام، ابن الرضای دوم هستند. چون امام رضا علیه السلام دیر صاحب فرزند شدند، به اذن خداوند جریان امامت از ایشان ادامه یافت. بعد از امام رضا، ائمه را با لقب «ابن الرضا» میشناسند: ابن الرضای اول، امام جواد علیهم السلام؛ ابن الرضای دوم، امام هادی علیه السلام؛ و ابن الرضای سوم، امام عسکری علیه السلام هستند. امام هادی مانند پدر بزرگوارشان در کودکی به امامت رسیدند. ولادت ایشان سال 214 هجری و شهادت امام جواد سال 200 هجری است، یعنی حضرت در شش سال و نیمگی به امامت رسیدند. اما ازآنجاکه پدرشان جوادالائمه علیه السلام، خطشکن این میدان بودند و دوست و دشمن در مجالس متعدد به احاطه علمی و قدرت نفسانی الهی ایشان پی برده بودند، مشکلی برای آغاز امامت امام هادی پیش نیامد. مردم با دیدن پاسخهای قاطع حضرت به دهها مسئله، دیگر التهاب و اضطرابی نداشتند، زیرا امام از خود چیزی ندارد و هر چه دارد خدایی است. او نمایندهی خداست، همانطور که در دعای توسل میگوییم: «یا حجتالله علی خلقه».
نکته سوم: بعد از رحلت رسول خدا و انحراف از غدیر به سقیفه، جریان حق امامت در حاشیه قرار گرفت، اما به مدیریت امیرالمؤمنین، این جریان روزبه روز قویتر و نورانیتر در عرصه معرفت افزایی و تربیت انسانها درخشید. ایشان از مدیریت کلان سیاسی کنار زده شدند، اما به گوشه عزلت نرفتند؛ بلکه مدیریت را با زبان و قلم در رشد ذهن و تربیت جان مردم به دست گرفتند. این جریان توسط امام مجتبی، سپس سیدالشهدا (که با خون الهیاش حرکت را بالنده تر کرد)، و در ادامه در عصر امام باقر و امام صادق علیهم السلام با اوجگیری معرفتی (با شاگردانی که چهار هزار بار «قال الصادق» در جامعه نقل شد) ادامه یافت.
در عهد موسی بن جعفر علیه السلام، فراتر از روشنگری ذهنی و تربیت جان، حکومت در سایه هم تشکیل شد. ایشان نیروهای معتقد به ولایت را تا بالاترین سطح مدیریت سیاسی، مثل علی بن یقطین که نخست وزیر هارون بود، مستقر کردند و با وجود استعفاهای متعدد، نگذاشتند او استعفا دهد. حضرت به او فرمودند: تو قول بده کار بچه های ولایی را در دستگاه حاکمیتی تدبیر کنی، ما هم به تو قول میدهیم آهن، آتش و حبس از تو دور شود. خود موسی بن جعفر سالها زندانی بود، اما نیروهایش مانند علی بن یقطین گرفتار نشدند.
در زمان امام رضا علیه السلام، ایشان از دو سال و نیم ولایتعهدی استفاده کردند و معارف ولایی را که پیشتر در خلوت و با تقیه گفته میشد، در تریبون رسمی حکومت مطرح کردند. حضرت در مناظرات و جلسات مختلف، پرچم امامت را چنان بالا بردند که مأمون نتوانست تحمل کند و ایشان را شهید کرد. حدیث سلسلةالذهب در نیشابور را همه به خاطر دارید که حضرت فرمودند: «کلمه لا اله الا الله حصنی» (قلعه مستحکم خداست که هیچ بمب آمریکایی توان تخریبش را ندارد). سپس فرمودند: هر کس به این توحید جامه عمل بپوشاند (همه لحظات زندگیاش خدایی باشد) در امان است. آنگاه شرط ورود به این قلعه را بیان کردند: «به شرطها و انا من شروطها»؛ یعنی شرط رسیدن به توحید این است که از مسیر امام رضا بیایید. اگر از مسیر ولایت علی بن موسی الرضا فاصله بگیرید، سر از دامان بنی امیه و بنی عباس و درنهایت نتانیاهو درمی آورید و گاو شیرده آمریکا میشوید. بعد از امام هشتم، این خط توسط جوادالائمه و سپس مولود امروز، امام هادی علیه السلام، دنبال شد. دوران امامت امام هادی بیش از 30 سال (34 سال) است. چهار امامی که بیش از سه دهه امامت داشتند عبارتند از: امام سجاد، امام صادق، امام کاظم و امام هادی علیهم السلام (امیرالمؤمنین نزدیک 30 سال و امام زمان ارواحنا فداه بیش از هزار سال امامت دارند).
امام هادی علیهالسلام در برافراشتن پرچم امامت دو مسیر را دنبال کرد:
1. تبیین امامت عامه در قالب زیارت جامعه کبیره که به تعبیر علامه طباطبایی، شناسنامه انسان کامل است. در ابتدای آن پنج سلام با شصت و دو صفت برای امام، سپس سه شهادت (توحید، نبوت، امامت) و بعد بیش از دویست و پنجاه جمله کوتاه (هر کدام یک روایت) مانند «معکم مکم» یعنی هرچه از امام میبینید (از نوع لباس و اصلاح مو تا حجاب، حضور رزمی، دیپلماسی و…) باید الگوی شما باشد و با یزید همسو و همخوان نیست.
2. امامت خاصه مثل زیارت غدیریه که برای عید غدیر و برای شناخت امیرالمؤمنین وارد شده است. حضرت در این زیارت با طرح آیات قرآنی و روایات نبوی، به ماجرای سقیفه و واکنش امیرالمؤمنین میپردازند و کسانی را که از ایشان فاصله گرفتند (ناکثین، مارقین، قاسطین) تصریحاً معرفی میکنند، از جمله طلحه و زبیر که حیله کردند و از امیرالمؤمنین جدا شدند. این زیارت نسبتاً طولانی است و در نجف اشرف حتی غیر از عید غدیر هم قابل قرائت است.


تاکنون نظری ثبت نشده است