منو
ایمان یعنی آرامش با وعده الهی

ایمان یعنی آرامش با وعده الهی

  • 1 تعداد قطعات
  • 41 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع "ایمان یعنی آرامش با وعده الهی"، سال 1405



«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ». «قد» یعنی حتماً، شک نکن. حالا می‌خواهیم دو تا کلمه را معنا کنیم: یکی «فلاح» و یکی «ایمان». اگر از ما بپرسند مومن کیست؟ می‌گوییم کسی که خدا و قیامت و پیغمبر را قبول دارد. لزوماً هر کسی اینها را قبول داشته باشد، مومن نیست. مومن از ماده «امن» است؛ یعنی کسی که در این عالم زندگی می‌کند و احساس امنیت می‌کند. دنیا جای ترس است. خداوند این ترس را آفریده، بعد به بنده‌اش می‌گوید نترس؛ چرا؟ چون من هستم. مثال حضرت موسی بن عمران علیه السلام. ایشان از مصر فرار کرده بود. بعد از ده سال دارد برمی‌گردد. در بیابان گم می‌شود، هوا سرد است و تاریک می‌شود. همسرش باردار است و ناله می‌کند. در این اضطراب، موسی علیه السلام به آتشی نگاه می‌کند و می‌گوید: «إِنِّی آنَسْتُ نَارًا». این آتش او را آرام کرد. وقتی نزدیک رفت، ندا آمد: «یا موسی إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ». امام صادق علیه السلام فرمود: آن دو کفش، دو ترسی بود که جان موسی را پر کرده بود؛ یک ترس از پشت سر برای زن و بچه، و یک ترس از پیش رو که فرعون او را اعدام کند. خدا فرمود: کفش‌ها را در بیاور، از این ترس‌ها عبور کن. خدا پرسید: «وَمَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى؟» موسی شروع کرد به توضیح دادن که این عصا چیست. چرا خدا این سؤال را کرد؟ برای اینکه بفهماند موسی در آن لحظه چقدر آرام و خونسرد بوده. بعد خدا فرمود برو پیش فرعون. خیلی کار سختی است. موسی گفت خدایا این خیلی سخت است. خدا فرمود: نترس، «إِنَّنِی مَعَکُمَا». من با شما هستم. در جای دیگر فرمود: «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی»؛ ای موسی، من تو را برای خودم ساختم. دنیا اینگونه است. یک جوان می‌گفت من می‌خواهم کاری به کار کسی نداشته باشم و کسی کار به کار من نداشته باشد. گفتم فقط یک راه دارد: بمیری. قبل از اینکه تو به دنیا بیایی، شیطان قسم خورده که تو را له کند. اینجا بهشت نیست؛ یا زیر دستشان له می‌شوی یا آنها را له می‌کنی. اسرائیل به نیل تا فرات قانع نمی‌شود؛ اگر تمام زمین را هم بدهی، باز به مریخ حمله می‌کند.ایمان یعنی آرام بودن با وعده خدا، نه با خبر. بنی‌اسرائیل به موسی گفتند: «إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»؛ یا مرگ با آب یا مرگ با شمشیر. تو ما را به کشتن دادی. موسی چقدر آرام بود! فرمود: «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». ما تنها نیستیم، بی‌صاحب نیستیم. ما حجت بن الحسن عجل الله را داریم و الله تبارک و تعالی را داریم.خیلی از ما می‌پرسیم آینده چه می‌شود؟ حضرت موسی نمی‌دانست دریا چه می‌شود. قرار نیست با دانسته‌های غیب آرام باشیم. قرار است با توکل بر غیب آرام باشیم. «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا». چطورش به من مربوط نیست. نقش خودم را بازی می‌کنم. اگر وظیفه‌ام را انجام دادم، پیروزم؛ چه می‌دانم چطور؟ در مسائل اقتصادی هم همینطور است. چرا ازدواج نمی‌کنی؟ چون آرام نیستی، چون پول نداری. می‌گویی ماشین، خانه، پس‌انداز، بیمه بیاور. دیگر ایمان به الله نداری؛ ایمان به پول داری. خدا می‌گوید: برو قدم بردار، من گشایش می‌دهم. فشار را تا سر حد ظرفیت می‌آورم. لوس بازی در نیاور، محکم بایست. پس ایمان یعنی انسان احساس امنیت کند، اما نه به خاطر پول و امکانات، بلکه به خاطر «مَعِیَ رَبِّی». حضرت بقیه الله عجل الله می‌فرمایند: «أَنَا غَیْرُ مُهْمِلٍ لِمُرَاعَاتِکُمْ وَ لَا نَاسٍ لِذِکْرِکُمْ»؛ یک لحظه زندگی شما را فراموش نمی‌کنم. اگر غیر از این بود، دشمنان شما را له کرده بودند. «فلاح» یعنی شکافته شدن. به کشاورز «فلاح» می‌گویند چون بستر را برای شکافته شدن دانه فراهم می‌کند. دانه یا می‌پوسد یا از پوست بیرون می‌آید و هفتصد دانه می‌شود. انسان هم یا در دنیا می‌پوسد (مثل کسانی که امام حسین را برای خودشان خواستند) یا از پوست بیرون می‌آید، خودش را خرج دین می‌کند.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن