- 13
- 1000
- 1000
- 1000
غدیر، عید انسانیت حقیقی
سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع "غدیر، عید انسانیت حقیقی "، سال 1405
وقتی می گوییم عید انسانیت، عید غدیر، هیچکس احساس خاصی ندارد. یعنی متوجه نیست که باید خودش را برای این آماده بکند. مثلاً امشب و فردا، انسان میتواند چند برابر شب قدر، برای خودش عمل ذخیره کند ببرد توی ابدیت. همین امشب و فردا هیچی اصلاً فکر نیست که مثلاً امشب من الان باید چکار کنم؟ فردا که عید است چکار کنیم؟ این خیلی کار میبرد. علتش هم این است که ما هنوز عاشق خودمان نشدیم. یعنی هنوز نفهمیدیم خودمان کی هستیم که عید مربوط به ما کیست. ما عیدها را معمولاً عید میگیریم که هیچکدام ربطی به ما ندارد. عید نوروز مربوط به یک جنبه گیاهی فصل است، آن را عید خودمان میگیریم، اما ادعایی که مربوط به انسان است، چون خودمان را نمیشناسیم، از کنارش ساده رد میشویم. پیغمبر در خطبه غدیر، وقتی میخواهد بگوید علی جانشین من است، دهها استدلال می آورد. پیغمبر می گوید یکی از دلایلی که من می گویم علی جانشین من است، امام من بعد از شماست، اطاعتش واجب و معصیتش حرام است (بعد پیغمبر میگوید: «اللهم العن...» خدایا لعنت کن هرکس را که با علی مخالفت کند) این است که تمام دانشهای لازمی را که برای هدایت شما می خواهید، خدا به من داده و من هم همه را به علی دادم. این دانشها چیست؟ هفت تا تخصص است. هفت تا تخصص که فقط دست خداست. در این چهارده نفر است، این هفت تخصص را فقط در اختیار خداست و این چهارده نفر. قرآن تخصصشان را تأیید کرده، برای همین اطاعتشان واجب است؛ چون تخصص دارند. میگوییم متخصص معصوم. تخصصها چیست؟ تخصصهای مربوط به سه مرحله حیات انسان. انسان سه مرحله حیات دارد: یک مرحله قبل از اینکه بیاییم به دنیا، آن موقع که نطفه بسته میشود و شروع میکند به رشد کردن تا چهار ماهگی، یک چیزی به نام روح از بیرون از دنیا به این تعلق میگیرد. خدا در قرآن فرمود: «نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی»؛ «من از روح خودم در این دمیدم». پس حقیقت ما «روحالله» است. حقیقت ما آن چیزی است که بیرون از دنیاست. وطن ما، ریشه ما، اصل ما و خانواده ما هیچکدام مال دنیا نیستند. این روح وقتی میآید توی رحم... این رحم در ترکیب اسپرم و تخمک مادر، هرکدام پنج صفت دارند: سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت. اسپرم مرد همین پنج تا را دارد، اسپرم زن هم همین پنج تا را. وقتی لقاح پیدا میکند، یک جمع جبری پیدا میکند، یک شخص تشکیل میشود. به او میگوییم مثلاً زهرا، حسن، حسین... به این شخص، اصطلاح قرآنیاش «نفس» است. پس روح با نفس فرق دارد. روح آن چیزی است که از الله با ظرفیت خلیفه اللهی و بی نهایت میآید توی رحم. نفس کجا تشکیل می شود؟ آنجایی که این روح تعلق میگیرد به این بچه، به این شخص. این شخص دو بخش وجودی دارد: یک بخشش روح است، یک بخشش نفس که مجموعه خصوصیات پدر و مادر در آن پنج صفت است به شکل جمع جبری.
پس این تخصصها در سه مرحله حیات انسان باید باشد:
1. انسان قبل از اینکه بیاید دنیا کی بوده؟ چی بوده؟ روح چیست؟ روح چه ظرفیتی دارد، چه خصوصیتی دارد؟
2. نفس چیست در دنیا؟
ما یک مرحله از بالا می آییم تو دنیا، یک مدتی دنیا هستیم، بعد برمی گردیم. وقتی می گویید معاد دارید، یعنی برمیگردید؛ یعنی از یک جایی بیرون دنیا آمدید.
پس هفت تخصص اینهاست:
1. از کجا آمده؟
2. بدنش چیست؟ (این بدن)
3. رابطه روح و نفس با بدن چیست؟ (چون تأثیر میگذارند روی همدیگر)
4. طبیعت چیست؟ عالم طبیعت.
(جسم چیست؟ نفس چیست؟ رابطه جسم و نفس با هم چیست؟)
5. عالم طبیعت که روی ما اثر دارد.
(باید عالم طبیعت را نشناسیم؟ نمیتوانیم یک نفر را راهنمایی کنیم. خیلی از خوردنیها، نوشیدنیها، بوها، رنگها، دیدنیها، شنیدنیها خدا میگوید حرام است.)
6. رابطه جسم و روح با عالم طبیعت چیست؟ (چطور روی ما تأثیر میگذارد؟)
7. انسان کجا قرار است برود؟
ما که بدن نیستیم. خدا برای اینکه تو بفهمی بدن نیستی، دائماً خواب را ایجاد کرده برایت. هر روز خواب میبینی که من آنجا همه چیز دیدم، خوردم، لمس کردم، لذت بردم ولی این بدنم نبود. بعد هم که از دنیا میخواهی بروی، بدنت را دفن میکنند، تو میروی یک جای دیگر.
آن جایی که داریم میرویم، اسمش «آخرت» است که خودش چهار مرحله دارد:
· وفات (که همان زایمان ما از رحم به برزخ است)
· برزخ (تا قیامت آنجاییم، بینهایت زیباتر، کاملتر، شیرینتر و جذابتر از اینجاست، به اندازهای که اینجا از رحم مادر بزرگتر است)
· قیامت (پنجاه هزار سال، پنجاه تا محاسبه زندگی رحمی ما در دنیا: نماز، روزه، خمس، پدر و مادر، قرآن. مهمترینشان رابطه با شخص امام زمان است. اگر آن را درست بگویی که با امامت درست بودی، بقیه را تخفیف میدهند، وگرنه چهل و نه تای دیگر را هم برده باشی، همین یکی را گند زده باشی، کارت تمام است.)
· بعد قیامت (تازه زندگیها شروع میشود. خدا میگوید عمر تک تک شما به اندازه عمر من است، بینهایت. هشتاد بار خدا در قرآن میگوید شما جاودانه هستید، مرگی، مردنی، انتهایی، آخری برای شما وجود ندارد.)
هیچکدام از این هفت تخصص را یک انسان ندارد. هنوز کو تا بشر مخلوق خدا را بشناسد؟ خدا را که بگذارید کنار. خدا میگوید ده هزار سال، بیست هزار سال بیایید مطالعه کنید مخلوقات مرا، به ته یکیش هم نمیرسید. من «الله» هستم، بینهایت. جلوه هایش هم مثل خودش است، حد ندارد، آخر ندارد، ته ندارد. پس وقتی میگوییم امام، همه این دانشها را دارد. بدون امام یعنی چی؟ یک شیعه ای که امامی دارد، قرآنی دارد که مبتنی بر هفت تا تخصص است. این خیلی زشت است که تو شیعه باشی، اینهمه متخصص در زندگیت باشند، دوست نداشته باشی شبیهشان شوی، حتی دوست نداشته باشی اسم بچه هایت را از روی این آدمها انتخاب کنی. پیام غدیر همین است. خدا به پیغمبر میگوید اصلاً شوخیبردار نیست. پیغمبرش را کاملاً تهدید میکند. سه بار پیغمبر فرمود در همین خطبه: سه بار جبرئیل آمد به من گفت باید بگویی یا نگی، تمام رسالتت از دست رفته. پیغمبر را تهدید میکند. پیغمبر میگوید من به جبرئیل گفتم به خدا بگو من بیخیال. چرا میگوید؟ چون میدانست به درد امروز ما میخورد. میدانست در جامعه چقدر منافق هست، چقدر کسانی که ادعای دین دارند ولی دین ندارند، چقدر دسیسه گر هست، به قول رهبر شهیدمان و رهبر جدیدمان، چقدر کودتاگر هست، چقدر منافق هست. آنها حرف گوش نمیکنند، مسخره میکنند. بعد شروع میکند به درد دل. پیغمبر میگوید دیدم با این جامعه، اگر بیایم یک متخصص معصوم انتخاب کنم، زیر بارش نمیروند. جامعه دوست دارد احمقانه زندگی کند، دوست دارد وقیحانه زندگی کند، دوست دارد معصیت بکند، دوست ندارد یک متخصص معصوم بالای سرش باشد، اصلاً نمیخواهد برود در باشگاهش ثبت نام کند. جامعهای که رب، خدا را به عنوان مربی نپذیرفته، چهارده تا معصوم را به عنوان مربی نمیپذیرد. خَلایق هر چه لایق. چون خدا میگوید قیامت شما را بر اساس الگوهایی که در زندگیتان انتخاب کردید و دوست داشتید شبیه شان بشوید، محشورتان میکنم.لذا پیغمبر حق داشت. صد و بیست هزار نفر میآیند با علی بیعت میکنند. خانمها هم بیعت میکنند. سه روز می ایستند، همه بیعت میکنند. خب چی شد؟ همه بیعت کردند. امامت، ولایت، خلافت، همه بیعت کردند. چی شد؟ امیرالمؤمنین خودش میگوید: «دَخلَ الناسُ بَعدَ النَّبیِّ فی الثُّلُث»؛ همه مردم بعد از پیغمبر از دین رفتند بیرون، غیر از سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر حداکثر. هیچکس پای علی نیایستاد. نه فقط نیایستادند، بلکه ریختند خون او را. پیام غدیر این است که روحمون عاشق متخصص معصوم که خانواده آسمانی ما هستند، باشد.
وقتی می گوییم عید انسانیت، عید غدیر، هیچکس احساس خاصی ندارد. یعنی متوجه نیست که باید خودش را برای این آماده بکند. مثلاً امشب و فردا، انسان میتواند چند برابر شب قدر، برای خودش عمل ذخیره کند ببرد توی ابدیت. همین امشب و فردا هیچی اصلاً فکر نیست که مثلاً امشب من الان باید چکار کنم؟ فردا که عید است چکار کنیم؟ این خیلی کار میبرد. علتش هم این است که ما هنوز عاشق خودمان نشدیم. یعنی هنوز نفهمیدیم خودمان کی هستیم که عید مربوط به ما کیست. ما عیدها را معمولاً عید میگیریم که هیچکدام ربطی به ما ندارد. عید نوروز مربوط به یک جنبه گیاهی فصل است، آن را عید خودمان میگیریم، اما ادعایی که مربوط به انسان است، چون خودمان را نمیشناسیم، از کنارش ساده رد میشویم. پیغمبر در خطبه غدیر، وقتی میخواهد بگوید علی جانشین من است، دهها استدلال می آورد. پیغمبر می گوید یکی از دلایلی که من می گویم علی جانشین من است، امام من بعد از شماست، اطاعتش واجب و معصیتش حرام است (بعد پیغمبر میگوید: «اللهم العن...» خدایا لعنت کن هرکس را که با علی مخالفت کند) این است که تمام دانشهای لازمی را که برای هدایت شما می خواهید، خدا به من داده و من هم همه را به علی دادم. این دانشها چیست؟ هفت تا تخصص است. هفت تا تخصص که فقط دست خداست. در این چهارده نفر است، این هفت تخصص را فقط در اختیار خداست و این چهارده نفر. قرآن تخصصشان را تأیید کرده، برای همین اطاعتشان واجب است؛ چون تخصص دارند. میگوییم متخصص معصوم. تخصصها چیست؟ تخصصهای مربوط به سه مرحله حیات انسان. انسان سه مرحله حیات دارد: یک مرحله قبل از اینکه بیاییم به دنیا، آن موقع که نطفه بسته میشود و شروع میکند به رشد کردن تا چهار ماهگی، یک چیزی به نام روح از بیرون از دنیا به این تعلق میگیرد. خدا در قرآن فرمود: «نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی»؛ «من از روح خودم در این دمیدم». پس حقیقت ما «روحالله» است. حقیقت ما آن چیزی است که بیرون از دنیاست. وطن ما، ریشه ما، اصل ما و خانواده ما هیچکدام مال دنیا نیستند. این روح وقتی میآید توی رحم... این رحم در ترکیب اسپرم و تخمک مادر، هرکدام پنج صفت دارند: سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق، معنویت. اسپرم مرد همین پنج تا را دارد، اسپرم زن هم همین پنج تا را. وقتی لقاح پیدا میکند، یک جمع جبری پیدا میکند، یک شخص تشکیل میشود. به او میگوییم مثلاً زهرا، حسن، حسین... به این شخص، اصطلاح قرآنیاش «نفس» است. پس روح با نفس فرق دارد. روح آن چیزی است که از الله با ظرفیت خلیفه اللهی و بی نهایت میآید توی رحم. نفس کجا تشکیل می شود؟ آنجایی که این روح تعلق میگیرد به این بچه، به این شخص. این شخص دو بخش وجودی دارد: یک بخشش روح است، یک بخشش نفس که مجموعه خصوصیات پدر و مادر در آن پنج صفت است به شکل جمع جبری.
پس این تخصصها در سه مرحله حیات انسان باید باشد:
1. انسان قبل از اینکه بیاید دنیا کی بوده؟ چی بوده؟ روح چیست؟ روح چه ظرفیتی دارد، چه خصوصیتی دارد؟
2. نفس چیست در دنیا؟
ما یک مرحله از بالا می آییم تو دنیا، یک مدتی دنیا هستیم، بعد برمی گردیم. وقتی می گویید معاد دارید، یعنی برمیگردید؛ یعنی از یک جایی بیرون دنیا آمدید.
پس هفت تخصص اینهاست:
1. از کجا آمده؟
2. بدنش چیست؟ (این بدن)
3. رابطه روح و نفس با بدن چیست؟ (چون تأثیر میگذارند روی همدیگر)
4. طبیعت چیست؟ عالم طبیعت.
(جسم چیست؟ نفس چیست؟ رابطه جسم و نفس با هم چیست؟)
5. عالم طبیعت که روی ما اثر دارد.
(باید عالم طبیعت را نشناسیم؟ نمیتوانیم یک نفر را راهنمایی کنیم. خیلی از خوردنیها، نوشیدنیها، بوها، رنگها، دیدنیها، شنیدنیها خدا میگوید حرام است.)
6. رابطه جسم و روح با عالم طبیعت چیست؟ (چطور روی ما تأثیر میگذارد؟)
7. انسان کجا قرار است برود؟
ما که بدن نیستیم. خدا برای اینکه تو بفهمی بدن نیستی، دائماً خواب را ایجاد کرده برایت. هر روز خواب میبینی که من آنجا همه چیز دیدم، خوردم، لمس کردم، لذت بردم ولی این بدنم نبود. بعد هم که از دنیا میخواهی بروی، بدنت را دفن میکنند، تو میروی یک جای دیگر.
آن جایی که داریم میرویم، اسمش «آخرت» است که خودش چهار مرحله دارد:
· وفات (که همان زایمان ما از رحم به برزخ است)
· برزخ (تا قیامت آنجاییم، بینهایت زیباتر، کاملتر، شیرینتر و جذابتر از اینجاست، به اندازهای که اینجا از رحم مادر بزرگتر است)
· قیامت (پنجاه هزار سال، پنجاه تا محاسبه زندگی رحمی ما در دنیا: نماز، روزه، خمس، پدر و مادر، قرآن. مهمترینشان رابطه با شخص امام زمان است. اگر آن را درست بگویی که با امامت درست بودی، بقیه را تخفیف میدهند، وگرنه چهل و نه تای دیگر را هم برده باشی، همین یکی را گند زده باشی، کارت تمام است.)
· بعد قیامت (تازه زندگیها شروع میشود. خدا میگوید عمر تک تک شما به اندازه عمر من است، بینهایت. هشتاد بار خدا در قرآن میگوید شما جاودانه هستید، مرگی، مردنی، انتهایی، آخری برای شما وجود ندارد.)
هیچکدام از این هفت تخصص را یک انسان ندارد. هنوز کو تا بشر مخلوق خدا را بشناسد؟ خدا را که بگذارید کنار. خدا میگوید ده هزار سال، بیست هزار سال بیایید مطالعه کنید مخلوقات مرا، به ته یکیش هم نمیرسید. من «الله» هستم، بینهایت. جلوه هایش هم مثل خودش است، حد ندارد، آخر ندارد، ته ندارد. پس وقتی میگوییم امام، همه این دانشها را دارد. بدون امام یعنی چی؟ یک شیعه ای که امامی دارد، قرآنی دارد که مبتنی بر هفت تا تخصص است. این خیلی زشت است که تو شیعه باشی، اینهمه متخصص در زندگیت باشند، دوست نداشته باشی شبیهشان شوی، حتی دوست نداشته باشی اسم بچه هایت را از روی این آدمها انتخاب کنی. پیام غدیر همین است. خدا به پیغمبر میگوید اصلاً شوخیبردار نیست. پیغمبرش را کاملاً تهدید میکند. سه بار پیغمبر فرمود در همین خطبه: سه بار جبرئیل آمد به من گفت باید بگویی یا نگی، تمام رسالتت از دست رفته. پیغمبر را تهدید میکند. پیغمبر میگوید من به جبرئیل گفتم به خدا بگو من بیخیال. چرا میگوید؟ چون میدانست به درد امروز ما میخورد. میدانست در جامعه چقدر منافق هست، چقدر کسانی که ادعای دین دارند ولی دین ندارند، چقدر دسیسه گر هست، به قول رهبر شهیدمان و رهبر جدیدمان، چقدر کودتاگر هست، چقدر منافق هست. آنها حرف گوش نمیکنند، مسخره میکنند. بعد شروع میکند به درد دل. پیغمبر میگوید دیدم با این جامعه، اگر بیایم یک متخصص معصوم انتخاب کنم، زیر بارش نمیروند. جامعه دوست دارد احمقانه زندگی کند، دوست دارد وقیحانه زندگی کند، دوست دارد معصیت بکند، دوست ندارد یک متخصص معصوم بالای سرش باشد، اصلاً نمیخواهد برود در باشگاهش ثبت نام کند. جامعهای که رب، خدا را به عنوان مربی نپذیرفته، چهارده تا معصوم را به عنوان مربی نمیپذیرد. خَلایق هر چه لایق. چون خدا میگوید قیامت شما را بر اساس الگوهایی که در زندگیتان انتخاب کردید و دوست داشتید شبیه شان بشوید، محشورتان میکنم.لذا پیغمبر حق داشت. صد و بیست هزار نفر میآیند با علی بیعت میکنند. خانمها هم بیعت میکنند. سه روز می ایستند، همه بیعت میکنند. خب چی شد؟ همه بیعت کردند. امامت، ولایت، خلافت، همه بیعت کردند. چی شد؟ امیرالمؤمنین خودش میگوید: «دَخلَ الناسُ بَعدَ النَّبیِّ فی الثُّلُث»؛ همه مردم بعد از پیغمبر از دین رفتند بیرون، غیر از سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر حداکثر. هیچکس پای علی نیایستاد. نه فقط نیایستادند، بلکه ریختند خون او را. پیام غدیر این است که روحمون عاشق متخصص معصوم که خانواده آسمانی ما هستند، باشد.


تاکنون نظری ثبت نشده است