- 12
- 1000
- 1000
- 1000
موانع و مزایای مقاومت
سخنرانی حجت الاسلام محمدجواد نظافت با موضوع «موانع و مزایای مقاومت»، سال 1405
ماه ذیالحجه الحرام، مستحب است که در دهه اول ماه ذیالحجه بین نماز مغرب و عشا مؤمنین دو رکعت نماز بخوانند تا در ثواب حجاج شریک باشند. چقدر خوب که در رکعت اول این آیه را میخوانند: وَ وَاعَدْنَا مُوسَى... این نکته را دارد. نکتهاش این است که خدای متعال فرمود: ما با موسی 30 روز قرار گذاشتیم که بیاید کوه طور و مناجات کند، ده روز هم موسی خودش افزود. أَرْبَعِینَ حضرت موسی وقتی میخواست برود، موسی به برادرش که پیامبر بود (حضرت هارون) گفت: تو جانشین من باش. یعنی نمیشود شخصیتی مثل حضرت موسی و هر پیامبر دیگری برود و لو برای 30 روز، و امت را سرگردان رها کند. این بزرگترین دلیل (یکی از ادله مهم قرآنی) است بر اثبات حقانیت امیرالمومنین علیه السلام. خدای متعال در قرآن این را قرار داده. نمیشود بگوییم پیامبر اسلام برای همیشه رفت و ملت و امت را سرگردان گذاشت. در خطبه اول نهجالبلاغه داریم، امیرالمومنین فرمود: خَلَّفَ فِیکُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِیَاءُ یعنی پیامبر جانشین تعیین کردند، همچنان که همه انبیا در امتشان جانشین تعیین کردند. بعد دلیل آوردند فرمود: لَمْ یَتْرُکُونَا هَمَلًا انبیا مردم را سرگردان رها نکردند، بِغَیْرِ طَرِیقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ یعنی وقتی انبیا رفتند یک راه واضحی را ریلگذاری کرده بودند، یک سنتهایی گذاشته بودند و یک علمی برافراشتند و دادند دست علمدار. دو تا کار را پیامبر در دوران زندگی و رسالتش انجام میدهد: هر پیامبری یک سنتی را پایهگذاری میکند (فرهنگی را حاکم میکند) و یک علمی را برمیافرازد و میدهد به دست علمدار. میگوید تو مواظب این سنت باش. پیامبر اکرم همین کار را کرد، مردم را سرگردان رها نکردند. در طول دوران رسالت ریلگذاریهایی کردند، سنتهایی را و الان دارند دست امیرالمومنین که مراقب این باشند. نمیشود بگوییم حضرت موسی برای 30 روز رفتن جانشین تعیین کردند، پیامبر اسلام که اعظم پیامبران است و اعلم همه پیامبران است، بگوییم رها کردند؟ با محبت و مدیریت خیلی چیزها نمیسازد، ولی ما یک حرف منطقی داریم میزنیم. میگوییم این یک چیز است که امر الهی است، خدا باید تعیین بکند. باید آن کسی جانشین باشد که اخوت با پیامبر داشته باشد، بتواند جای او را پر کند، همتراز او باشد در علم، در بصیرت، در تقوا، در مدیریت. و لذا حضرت موسی به خدای متعال فرمود: اجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِی یعنی پیش از خود جانشین تعیین نکرد، پیشنهاد داد. خدا هم تأیید کرد. گفت: برادرم هارون را وزیر من قرار بده. به هر حال مقام داشت. میرفت، به برادرش هارون گفت: وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ یعنی دنبال اصلاح امور باش. یک مفسدانی هستند در این جامعه، به حرف آنها نکنید. این مفسدان از کجا به وجود آمدند؟ مگر آل فرعون غرق نشدند؟ مگر بنیاسرائیل به قدرت نرسیدند؟ کجا بودند؟ یک عده در دورانی که مستضعف در زندانهای شاه هستند سرافراز میشوند، در دوران قدرت خراب میکنند، در دوران بعدش خراب میکنند. آزمایشها همیشه هست. و لذا برای حضرت ابراهیم داریم: ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ ابراهیم از همه این آزمایشها سرافراز بیرون آمد. از قوم موسی بودند مستضعفان بودند، بعد از قدرت اینچنین کردند. و همیشه باید پناه ببریم به خدای متعال. بنابراین گفتن این آیه را بخوانید، یکی از نشانههای قبولی حج، توجه به ولایت است. باطن حج، ولی خداست. باطن حج، امام است. و حجاج ما باید خدا را شکر بکنند که محب امیرالمومنین هستند، محبت امیرالمومنین را دارند، امیرالمومنین را به عنوان ولی خدا قبول دارند. و این یک رمزی است به نظر من که در دهه اول ماه ذیالحجه گفتهاند این ده شب این آیه را مؤمنین بخوانند تا آگاهانه و عالمانه اعتقاد داشته باشند به ولایت امیرالمومنین. نه اینکه ما فرزند پدر و مادری بودیم که معتقد به امیرالمومنین بوده است، بلکه ما باید با آگاهی و معرفت داشته باشیم.
ماه ذیالحجه الحرام، مستحب است که در دهه اول ماه ذیالحجه بین نماز مغرب و عشا مؤمنین دو رکعت نماز بخوانند تا در ثواب حجاج شریک باشند. چقدر خوب که در رکعت اول این آیه را میخوانند: وَ وَاعَدْنَا مُوسَى... این نکته را دارد. نکتهاش این است که خدای متعال فرمود: ما با موسی 30 روز قرار گذاشتیم که بیاید کوه طور و مناجات کند، ده روز هم موسی خودش افزود. أَرْبَعِینَ حضرت موسی وقتی میخواست برود، موسی به برادرش که پیامبر بود (حضرت هارون) گفت: تو جانشین من باش. یعنی نمیشود شخصیتی مثل حضرت موسی و هر پیامبر دیگری برود و لو برای 30 روز، و امت را سرگردان رها کند. این بزرگترین دلیل (یکی از ادله مهم قرآنی) است بر اثبات حقانیت امیرالمومنین علیه السلام. خدای متعال در قرآن این را قرار داده. نمیشود بگوییم پیامبر اسلام برای همیشه رفت و ملت و امت را سرگردان گذاشت. در خطبه اول نهجالبلاغه داریم، امیرالمومنین فرمود: خَلَّفَ فِیکُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِیَاءُ یعنی پیامبر جانشین تعیین کردند، همچنان که همه انبیا در امتشان جانشین تعیین کردند. بعد دلیل آوردند فرمود: لَمْ یَتْرُکُونَا هَمَلًا انبیا مردم را سرگردان رها نکردند، بِغَیْرِ طَرِیقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ یعنی وقتی انبیا رفتند یک راه واضحی را ریلگذاری کرده بودند، یک سنتهایی گذاشته بودند و یک علمی برافراشتند و دادند دست علمدار. دو تا کار را پیامبر در دوران زندگی و رسالتش انجام میدهد: هر پیامبری یک سنتی را پایهگذاری میکند (فرهنگی را حاکم میکند) و یک علمی را برمیافرازد و میدهد به دست علمدار. میگوید تو مواظب این سنت باش. پیامبر اکرم همین کار را کرد، مردم را سرگردان رها نکردند. در طول دوران رسالت ریلگذاریهایی کردند، سنتهایی را و الان دارند دست امیرالمومنین که مراقب این باشند. نمیشود بگوییم حضرت موسی برای 30 روز رفتن جانشین تعیین کردند، پیامبر اسلام که اعظم پیامبران است و اعلم همه پیامبران است، بگوییم رها کردند؟ با محبت و مدیریت خیلی چیزها نمیسازد، ولی ما یک حرف منطقی داریم میزنیم. میگوییم این یک چیز است که امر الهی است، خدا باید تعیین بکند. باید آن کسی جانشین باشد که اخوت با پیامبر داشته باشد، بتواند جای او را پر کند، همتراز او باشد در علم، در بصیرت، در تقوا، در مدیریت. و لذا حضرت موسی به خدای متعال فرمود: اجْعَلْ لِی وَزِیرًا مِنْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِی یعنی پیش از خود جانشین تعیین نکرد، پیشنهاد داد. خدا هم تأیید کرد. گفت: برادرم هارون را وزیر من قرار بده. به هر حال مقام داشت. میرفت، به برادرش هارون گفت: وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ یعنی دنبال اصلاح امور باش. یک مفسدانی هستند در این جامعه، به حرف آنها نکنید. این مفسدان از کجا به وجود آمدند؟ مگر آل فرعون غرق نشدند؟ مگر بنیاسرائیل به قدرت نرسیدند؟ کجا بودند؟ یک عده در دورانی که مستضعف در زندانهای شاه هستند سرافراز میشوند، در دوران قدرت خراب میکنند، در دوران بعدش خراب میکنند. آزمایشها همیشه هست. و لذا برای حضرت ابراهیم داریم: ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ ابراهیم از همه این آزمایشها سرافراز بیرون آمد. از قوم موسی بودند مستضعفان بودند، بعد از قدرت اینچنین کردند. و همیشه باید پناه ببریم به خدای متعال. بنابراین گفتن این آیه را بخوانید، یکی از نشانههای قبولی حج، توجه به ولایت است. باطن حج، ولی خداست. باطن حج، امام است. و حجاج ما باید خدا را شکر بکنند که محب امیرالمومنین هستند، محبت امیرالمومنین را دارند، امیرالمومنین را به عنوان ولی خدا قبول دارند. و این یک رمزی است به نظر من که در دهه اول ماه ذیالحجه گفتهاند این ده شب این آیه را مؤمنین بخوانند تا آگاهانه و عالمانه اعتقاد داشته باشند به ولایت امیرالمومنین. نه اینکه ما فرزند پدر و مادری بودیم که معتقد به امیرالمومنین بوده است، بلکه ما باید با آگاهی و معرفت داشته باشیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است