سخنرانی حجت الاسلام مهدی حسین زاده با موضوع "تفسیر توحید و تربیت اسلامی"، سال 1405
یکی از صفاتی که قرآن کریم به پیامبرش معرفی کرده، این است که کتاب او، کلام او، حرام و حلال او تا روز قیامت برای رشد بشریت کافی و وافی است. حالا در جامعه امروزی که فاصله سنی والدین و فرزندان نهایت چهل یا پنجاه سال است، کارشناسان معتقدند شکاف نسلی در خانوادهها روزبهروز در حال افزایش است. با چنین وضعی چگونه ممکن است شخصی که در هزار و پانصدمین سال ولادتش هستیم، برای جوان عصر تکنولوژی حرفی داشته باشد؟ جالبتر اینکه یازدهمین فرزند او که برای هزار و صد و نود و هفت سال پیش از ما ولادت داشته، قرار است عالم را پر از عدل و داد کند. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه 156 سوره بقره نکته مهمی میفرمایند. ایشان میگویند کارشناسان تربیت برای رشد جامعه از دو روش استفاده میکردند: روش اول توجه به منافع مادی و دنیوی کارهاست، مثل اینکه بگوییم اگر به فقیر کمک نکنی، شیشه ماشینت را میشکند و ضرر میکنی. روش دوم توجه به منافع اخروی است، مثل آیه «ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنة». اما یک روش سومی هم هست که مختص رسول خدا و قرآن است و در کتب آسمانی گذشته و تعالیم فلاسفه اثری ندارد؛ روش «توحید درمانی». در این روش، قلب جوان از عشق خدا و اولیای خدا پر میشود، جوری که دیگر جایی برای رذائل اخلاقی نمیماند. استاد چنان از توحید میگوید که غیر از خدا هیچ چیز در دل نمیگنجد. در این روش توحیدی، برای تشویق به انفاق، امام صادق علیهالسلام میفرماید: چرا فکر میکنی این مال خودت است؟ این مال خداست. یا برای جهاد، حضرت امیر علیهالسلام محمد حنفیه فرمود: کوهها جا به جا میشوند اما ما ثابت قدم هستیم؛ بدان که پیروزی از جانب خداست. حالا تصور کنید در جامعهای که سراسر توحید است، آیا مردم به حکومتی غیر از حکومت الله راضی میشوند؟ وقتی فرعون بنیاسرائیل را تهدید کرد، حضرت موسی علیهالسلام دو کار را توصیه کرد: اول استعینوا بالله (از خدا کمک بگیرید با عجز و نیاز)، دوم صبر کنید. و فرمود که زمین مال خداست و سنت خدا بر این است که اگر قومی صبر و تقوا پیشه کند، خداوند حکومت را به بندگان صالحش میدهد. متأسفانه این جنبه از توحید در زندگی ائمه علیهالسلام که همان مبارزه حاد سیاسی برای تشکیل حکومت اسلامی است، مهجور مانده. تصور من و امثال من از ائمه این است: امام سجاد علیهالسلام فقط دعا و گریه میکرد، امام باقر و صادق علیهالسلام فقط درس میدادند، موسی بن جعفر علیه السلام در زندان بود، علی بن موسی الرضا علیهالسلام مشاور مأمون بود و... اما تصور یاران ائمه این نبود. هارون نمکی در تنور آتش نشست، سهل خراسانی با صد هزار نفر شمشیر به دست خدمت امام صادق رسید. آنها «ولایت» را فقط به معنی محبت نمیگرفتند، بلکه به معنی حکومت و زعامت. یک پیرمرد خمیده به امام باقر علیهالسلام عرض کرد: فدایت شوم، آیا آن حکومت زیبایت را میبینم؟ امام باقر فرمود: این سؤال را پدرم امام سجاد از من پرسید. در زمان امام سجاد علیه السلام، مکه و مدینه مرکز فساد شده بود. یک شاعر هرزهگو حاکم شده بود و حتی اجازه اذان نمیداد. امام سجاد فرمود: نمیدانم با این مردم چه کنم. اما همین امام، جامعه را به جایی رساند که امام صادق فرمود: روزبهروز بر تعداد شیعیان افزوده میشد. همه ائمه ما مسموم و مقتول بودند چون در راه مبارزه سیاسی بودند. امام جواد 25 سال، امام عسکری 28 سال، امام هادی حدود 40 سال عمر کردند. چرا امیرالمؤمنین 63 سال عمر کرد؟ چون جامعه تشیع گسترش یافت و مدائن به مرکز تشیع تبدیل شد. وای بر آن شیعهای که تصور دشمنان اهل بیت از امامش بهتر از تصور خودش باشد. ائمه ما گوشهگیر نبودند، بلکه فعال و اثرگذار بودند.
یکی از صفاتی که قرآن کریم به پیامبرش معرفی کرده، این است که کتاب او، کلام او، حرام و حلال او تا روز قیامت برای رشد بشریت کافی و وافی است. حالا در جامعه امروزی که فاصله سنی والدین و فرزندان نهایت چهل یا پنجاه سال است، کارشناسان معتقدند شکاف نسلی در خانوادهها روزبهروز در حال افزایش است. با چنین وضعی چگونه ممکن است شخصی که در هزار و پانصدمین سال ولادتش هستیم، برای جوان عصر تکنولوژی حرفی داشته باشد؟ جالبتر اینکه یازدهمین فرزند او که برای هزار و صد و نود و هفت سال پیش از ما ولادت داشته، قرار است عالم را پر از عدل و داد کند. مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه 156 سوره بقره نکته مهمی میفرمایند. ایشان میگویند کارشناسان تربیت برای رشد جامعه از دو روش استفاده میکردند: روش اول توجه به منافع مادی و دنیوی کارهاست، مثل اینکه بگوییم اگر به فقیر کمک نکنی، شیشه ماشینت را میشکند و ضرر میکنی. روش دوم توجه به منافع اخروی است، مثل آیه «ان الله اشتری من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنة». اما یک روش سومی هم هست که مختص رسول خدا و قرآن است و در کتب آسمانی گذشته و تعالیم فلاسفه اثری ندارد؛ روش «توحید درمانی». در این روش، قلب جوان از عشق خدا و اولیای خدا پر میشود، جوری که دیگر جایی برای رذائل اخلاقی نمیماند. استاد چنان از توحید میگوید که غیر از خدا هیچ چیز در دل نمیگنجد. در این روش توحیدی، برای تشویق به انفاق، امام صادق علیهالسلام میفرماید: چرا فکر میکنی این مال خودت است؟ این مال خداست. یا برای جهاد، حضرت امیر علیهالسلام محمد حنفیه فرمود: کوهها جا به جا میشوند اما ما ثابت قدم هستیم؛ بدان که پیروزی از جانب خداست. حالا تصور کنید در جامعهای که سراسر توحید است، آیا مردم به حکومتی غیر از حکومت الله راضی میشوند؟ وقتی فرعون بنیاسرائیل را تهدید کرد، حضرت موسی علیهالسلام دو کار را توصیه کرد: اول استعینوا بالله (از خدا کمک بگیرید با عجز و نیاز)، دوم صبر کنید. و فرمود که زمین مال خداست و سنت خدا بر این است که اگر قومی صبر و تقوا پیشه کند، خداوند حکومت را به بندگان صالحش میدهد. متأسفانه این جنبه از توحید در زندگی ائمه علیهالسلام که همان مبارزه حاد سیاسی برای تشکیل حکومت اسلامی است، مهجور مانده. تصور من و امثال من از ائمه این است: امام سجاد علیهالسلام فقط دعا و گریه میکرد، امام باقر و صادق علیهالسلام فقط درس میدادند، موسی بن جعفر علیه السلام در زندان بود، علی بن موسی الرضا علیهالسلام مشاور مأمون بود و... اما تصور یاران ائمه این نبود. هارون نمکی در تنور آتش نشست، سهل خراسانی با صد هزار نفر شمشیر به دست خدمت امام صادق رسید. آنها «ولایت» را فقط به معنی محبت نمیگرفتند، بلکه به معنی حکومت و زعامت. یک پیرمرد خمیده به امام باقر علیهالسلام عرض کرد: فدایت شوم، آیا آن حکومت زیبایت را میبینم؟ امام باقر فرمود: این سؤال را پدرم امام سجاد از من پرسید. در زمان امام سجاد علیه السلام، مکه و مدینه مرکز فساد شده بود. یک شاعر هرزهگو حاکم شده بود و حتی اجازه اذان نمیداد. امام سجاد فرمود: نمیدانم با این مردم چه کنم. اما همین امام، جامعه را به جایی رساند که امام صادق فرمود: روزبهروز بر تعداد شیعیان افزوده میشد. همه ائمه ما مسموم و مقتول بودند چون در راه مبارزه سیاسی بودند. امام جواد 25 سال، امام عسکری 28 سال، امام هادی حدود 40 سال عمر کردند. چرا امیرالمؤمنین 63 سال عمر کرد؟ چون جامعه تشیع گسترش یافت و مدائن به مرکز تشیع تبدیل شد. وای بر آن شیعهای که تصور دشمنان اهل بیت از امامش بهتر از تصور خودش باشد. ائمه ما گوشهگیر نبودند، بلکه فعال و اثرگذار بودند.


تاکنون نظری ثبت نشده است