- 590
- 1000
- 1000
- 1000
ضیافت الهی، جلسه پنجم
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی با موضوع «ضیافت الهی»، جلسه پنجم، سال 1401
روزه یک میدانِ ساختنِ روح و جان و اخلاق و فضائلِ انسانی است و مانند همهی بذرهایی که مؤمن در زمینهی جان خود میافشاند، باید زمین آمادگی را داشته باشد، همانطور که یک کشاورز بخواهد حاصلی از زمین خودش برداشت کند، باید زمین را محیا کند، اولاً زمین نرم باشد، زمینی که نرم نباشد رویش نخواهد داشت، اگر روی سنگ سخت دانه بپاشد و نهال بکارد درواقع زحمت نابجا کشیده است و نتیجهای از آن نمیگیرد.
اگر زمین نرم بود ولی مزاحم داشت، علفهای هرز داشت، این کود و آبی که میدهد نصیبِ آن عواملِ مزاحم میشود که اینها جلوی رشدِ آن بذر را میگیرند و شیرهی زمین و آب و کود را هم میگیرند و حاصل حاصلِ دقیقی نخواهد بود.
از این جهت در قرآن کریم، وقتی خدای متعال از اوصاف و رسالتهای پیامبران سخن به میان میآورد، مسئلهی تزکیه را جدّی مطرح میکند. از منّتهایی که خدای متعال بر ما و بشریت اعمال مینماید بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، گویا خدای متعال خود را با این وصف معرّفی میکند و گویا به خودش مباهات میکند، «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ»، او خدایی است که برای شما رسول ارسال کرده است.
در سوره مبارکه جمعه میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»، بعد میفرماید: خدا پیامبری را ارسال کرد که «یُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ». قبل از «یُزَکّی» «یَتْلُو» را مطرح میکند، بعد تزکیه را، بعد تعلیم را. که بعضی از عرفای اخلاقی در این مورد گفتهاند که مراتب تربیت و خودسازی، در ابتدا تجلیه است، بعد تخلیه است، بعد تحلیه است.
تجلیه آن مهندسی است، آن طرح است، لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در ابتدا آیات وحی را تلاوت میکند، گوش مردم، جان مردم با طنین وحی آشنا میشود، آمادگی پیدا میکند، به هوش میآید، بعد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کارهایی که در اجرا روی بندگان خدا اعمال میکند تا انسانسازی کند، انسان را در مسیر کمال قرار بدهد، در مسیر خدا قرار بدهد، در مسیر نجات قرار بدهد، اولین کار تزکیه است.
تزکیه و تعلیم از یکدیگر جدایی ندارند، ولی اینکه تزکیه را مقدّم داشته است برای این است که اهمّیتِ تزکیه بیشتر است، از نظر رتبه تزکیه مهمتر از تعلیم است، تا زمانی که دل انسان صاف نباشد، آینهی دل شفاف نباشد، زنگاری نگرفته باشد، وقتی آینه دل زنگار بگیرد اگر نور هم در مقابل آن قرار بگیرد، نور منعکس نمیشود، ولی اگر شفاف بود و زنگارهای آن برطرف شده بود، علاوه بر اینکه آینه باید قابلیت داشته باشد و گوهر آینه دارای زنگار و ناصافی نباشد، باید غباری روی آینه نباشد، پردهای جلوی آینه کشیده شده نباشد، اگر آینه است ولی جلوی آینه مانع وجود دارد، این مانه چه کدورت باشد، و موانعی مانند غبار نشسته باشد، چه خودمان پرده کشیده باشیم، در این آینه هیچ عکسی منعکس نمیشود.
لذا دل انسان، جان انسان، روان بشر، تا زمانی که مانند آینه صاف نشود، بیغبار نباشد، بیپرده و بیحجاب نشود، عکسِ یار را نمیتواند در آن ببیند.
تزکیه رفع مانع است، تزکیه چیدنِ شاخههای زائد درخت برای یک باغدار است، تا زمانی که زوائد را نزنند و عوامل مزاحم را رفع نکنند و موانع رسیدن آب و کود را برطرف نکنند، این باغ میوه نمیدهد، حاصل نخواهد داشت.
قلب انسان مزرعه است، اینکه فرمودهاند «اَلدُّنْیَا مَزْرَعَهُ اَلْآخِرَهِ»، زراعت انسان برای عالم آخرت، زراعت بیرونی نیست، انسان هر کاری که میکند، رشد آن در درون خودش است، «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ»، تا زمانی که جان پاک نشود قدرت پرواز ندارد، جان پاک به سوی پروردگار عزیز صعود میکند، پس باید جان را طیّب و طاهر کرد تا این جان شوقِ بازگشت به اصل خودش که خدای متعال است را داشته باشد، ما از خدای متعال هستیم و به سوی خدای متعال هم برمیگردیم، ولی این بازگشت اراده میخواهد، شوق میخواهد، حرکت میخواهد، استقامت میخواهد و آدرس و بلدچی و رفیق لازم دارد تا درست به سوی خدا حرکت کند و به مقصد اعلی برسد.
روزه یک میدانِ ساختنِ روح و جان و اخلاق و فضائلِ انسانی است و مانند همهی بذرهایی که مؤمن در زمینهی جان خود میافشاند، باید زمین آمادگی را داشته باشد، همانطور که یک کشاورز بخواهد حاصلی از زمین خودش برداشت کند، باید زمین را محیا کند، اولاً زمین نرم باشد، زمینی که نرم نباشد رویش نخواهد داشت، اگر روی سنگ سخت دانه بپاشد و نهال بکارد درواقع زحمت نابجا کشیده است و نتیجهای از آن نمیگیرد.
اگر زمین نرم بود ولی مزاحم داشت، علفهای هرز داشت، این کود و آبی که میدهد نصیبِ آن عواملِ مزاحم میشود که اینها جلوی رشدِ آن بذر را میگیرند و شیرهی زمین و آب و کود را هم میگیرند و حاصل حاصلِ دقیقی نخواهد بود.
از این جهت در قرآن کریم، وقتی خدای متعال از اوصاف و رسالتهای پیامبران سخن به میان میآورد، مسئلهی تزکیه را جدّی مطرح میکند. از منّتهایی که خدای متعال بر ما و بشریت اعمال مینماید بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است، گویا خدای متعال خود را با این وصف معرّفی میکند و گویا به خودش مباهات میکند، «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ»، او خدایی است که برای شما رسول ارسال کرده است.
در سوره مبارکه جمعه میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»، بعد میفرماید: خدا پیامبری را ارسال کرد که «یُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ». قبل از «یُزَکّی» «یَتْلُو» را مطرح میکند، بعد تزکیه را، بعد تعلیم را. که بعضی از عرفای اخلاقی در این مورد گفتهاند که مراتب تربیت و خودسازی، در ابتدا تجلیه است، بعد تخلیه است، بعد تحلیه است.
تجلیه آن مهندسی است، آن طرح است، لذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در ابتدا آیات وحی را تلاوت میکند، گوش مردم، جان مردم با طنین وحی آشنا میشود، آمادگی پیدا میکند، به هوش میآید، بعد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم کارهایی که در اجرا روی بندگان خدا اعمال میکند تا انسانسازی کند، انسان را در مسیر کمال قرار بدهد، در مسیر خدا قرار بدهد، در مسیر نجات قرار بدهد، اولین کار تزکیه است.
تزکیه و تعلیم از یکدیگر جدایی ندارند، ولی اینکه تزکیه را مقدّم داشته است برای این است که اهمّیتِ تزکیه بیشتر است، از نظر رتبه تزکیه مهمتر از تعلیم است، تا زمانی که دل انسان صاف نباشد، آینهی دل شفاف نباشد، زنگاری نگرفته باشد، وقتی آینه دل زنگار بگیرد اگر نور هم در مقابل آن قرار بگیرد، نور منعکس نمیشود، ولی اگر شفاف بود و زنگارهای آن برطرف شده بود، علاوه بر اینکه آینه باید قابلیت داشته باشد و گوهر آینه دارای زنگار و ناصافی نباشد، باید غباری روی آینه نباشد، پردهای جلوی آینه کشیده شده نباشد، اگر آینه است ولی جلوی آینه مانع وجود دارد، این مانه چه کدورت باشد، و موانعی مانند غبار نشسته باشد، چه خودمان پرده کشیده باشیم، در این آینه هیچ عکسی منعکس نمیشود.
لذا دل انسان، جان انسان، روان بشر، تا زمانی که مانند آینه صاف نشود، بیغبار نباشد، بیپرده و بیحجاب نشود، عکسِ یار را نمیتواند در آن ببیند.
تزکیه رفع مانع است، تزکیه چیدنِ شاخههای زائد درخت برای یک باغدار است، تا زمانی که زوائد را نزنند و عوامل مزاحم را رفع نکنند و موانع رسیدن آب و کود را برطرف نکنند، این باغ میوه نمیدهد، حاصل نخواهد داشت.
قلب انسان مزرعه است، اینکه فرمودهاند «اَلدُّنْیَا مَزْرَعَهُ اَلْآخِرَهِ»، زراعت انسان برای عالم آخرت، زراعت بیرونی نیست، انسان هر کاری که میکند، رشد آن در درون خودش است، «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ»، تا زمانی که جان پاک نشود قدرت پرواز ندارد، جان پاک به سوی پروردگار عزیز صعود میکند، پس باید جان را طیّب و طاهر کرد تا این جان شوقِ بازگشت به اصل خودش که خدای متعال است را داشته باشد، ما از خدای متعال هستیم و به سوی خدای متعال هم برمیگردیم، ولی این بازگشت اراده میخواهد، شوق میخواهد، حرکت میخواهد، استقامت میخواهد و آدرس و بلدچی و رفیق لازم دارد تا درست به سوی خدا حرکت کند و به مقصد اعلی برسد.
تاکنون نظری ثبت نشده است