- 17527
- 1000
- 1000
- 1000
تفسیر آیه 92 سوره آل عمران
سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره آل عمران - آیه 92
لَنْ تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ شَىءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
ترجمه
هرگز به نیکى دست نمى یابید، مگر آنکه از آنچه دوست دارید، (در راه خدا) انفاق کنید و بدانید هر چه را انفاق کنید، قطعاً خداوند به آن آگاه است.
کلمه «بِرّ» به خیر وبرکت گسترده، و زمینى که براى کشت و زراعت و یا سکونت مهیّاست، گفته مى شود. همچنین به گندم که غذاى عموم انسان ها و انواع حیوانات است، «بُرّ» گفته مى شود.
با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» که به معناى توسعه در خیر است؛ در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه هاى بِرّ معرفى شده اند. همگان توصیه شده اند که در انجام «برّ» همدیگر را یارى کنند. «تعاونوا على البرّ» و در این آیه نیز مى فرماید که شما هرگز به این گوهر گرانبها نمى رسید، مگر آنکه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مىدارید، انفاق کنید.
1- ابوطلحه انصارى، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوب ترین اموالش بود. این باغ که روبروى مسجد پیامبر واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول خدا گاه وبىگاه وارد آن باغ مى شد واز چشمه آن مى نوشید. این باغِ زیبا و عالى، درآمد کلانى داشت که مردم از آن سخن مى گفتند. وقتى آیه نازل شد که «لن تنالوا البرّ حتى...» او خدمت پیامبر رسید وعرض کرد: محبوب ترین چیزها نزد من این باغ است، مى خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم. پیامبر فرمود: تجارت خوبى است، آفرین بر تو، ولى پیشنهاد من آن است که این باغ را به فقراى فامیل و بستگان خویش دهى. او قبول کرد وباغ را بین آنان تقسیم نمود.
2- مهمانى بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان یکى از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغرى را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را براى نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.
3- وقتى فاطمه زهرا (س) را در شب عروسى به خانه شوهر مى بردند، فقیرى از حضرت پیراهن کهن هاى خواست. فاطمه زهرا س) به یاد این آیه «لن تنالوا البر...» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق کرد.
4- عبداللّه بن جعفر، غلام سیاهى را دید که در باغى کارگرى مى کند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا کرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مىخورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این کار را کردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب کرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد کرد و باغ را به او بخشید.
در احادیث ذیل این آیه مى خوانیم که راه رسیدن به برّ، کمک به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بى نیاز باشند.
امام صادق (ع) به مفضلبن عمر فرمود: از پدرم شنیدم که مى فرمود: کسى که سال بر او بگذرد و از مال خود، کم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى کند، مگر آنکه او را ببخشد. اى مفضل! این تکلیفى است که خداوند آن را بر شیعیان لازم کرده آنگاه که در کتاب خود مى فرماید: «لن تنالوا البرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم.
لیس البِرّ اَن تولّوا وُجوهکم قِبل المَشرق و المَغرب و لکنّ البِرّ مَن آمَنَ بِاللّه والیَومِ الآخَر و الملائِکة و الکتاب و النَبیّین و آتَى المالَ على حَبّه ذوِى القُربى و الیَتامى و المَساکین و ابن السبیل و السائلین و فِى الرّقاب و اقامَ الصّلوة و آتَى الزّکوة و المُوفون بعَهدِهم اذا عاهَدوا و الصّابِرین فِى البَأساء و الضّرّاء و حینَ البَأس اولئک الّذین صَدَقوا و اولئک هم المتّقون»
پیام ها
1- یگانه راه رسیدن به مقام نیکوکاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذکر و دعا. «لن تنالوا البرّ...»
2- در مکتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلکه رشد انفاق کننده نیز مطرح است. دل کندن از محبوبه اى خیالى و شکوفاشدن روح سخاوت، از مهم ترین آثار انفاق براى انفاق کننده است. «لن تنالوا البرّ»
3- دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لن تنالوا البرّ»
4- سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى و کریمانه اوست. «لنتنالواالبرّحتّىتنفقوا»
5 - بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا که جان خود را در راه خدا مى دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى رسند. «تنفقوا مما تحبّون»
6- آنچه را که خود دوست مى دارى انفاق کن، نه آنچه را که بینوایان دوست مى دارند. زیرا ممکن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «ممّا تحبّون»، نه «ممّایحبّون»
7- انسانى که تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلکه حاکم بر آنهاست. «تنفقوا ممّا تحبّون»
8 - در انفاق، اصل کیفیّت است، نه کمیّت. «ممّاتحبّون»
9- اسلام، مکتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تنفقون مما تحبون»
10- در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق کن. «ممّا تحبّون»
11- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «ممّا تحبّون»آنچه خطرناک است، شدّت محبّت است که مانع انفاق شود. «و انّه لحبّ الخیر لشدید»
12- مهم انفاق است حتّى اگر اندک باشد. «و ما تنفقوا من شىء» آرى یک برگ زرد روى آب، مى تواند کشتى صدها مورچه شود.
13- حال که خداوند انفاق ما را مى بیند، چرا در کمّ و کیف آن کوتاهى کنیم؟ بیایید بهترین ها را انفاق کنیم. «فان اللّه به علیم»
منبع: پایگاه درس هایی از قرآن
لَنْ تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ شَىءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ
ترجمه
هرگز به نیکى دست نمى یابید، مگر آنکه از آنچه دوست دارید، (در راه خدا) انفاق کنید و بدانید هر چه را انفاق کنید، قطعاً خداوند به آن آگاه است.
کلمه «بِرّ» به خیر وبرکت گسترده، و زمینى که براى کشت و زراعت و یا سکونت مهیّاست، گفته مى شود. همچنین به گندم که غذاى عموم انسان ها و انواع حیوانات است، «بُرّ» گفته مى شود.
با توجّه به اشتقاق لغوى «برّ» که به معناى توسعه در خیر است؛ در قرآن، ایمان و عمل صالح و جهاد و نماز و وفاى به عهد، از نمونه هاى بِرّ معرفى شده اند. همگان توصیه شده اند که در انجام «برّ» همدیگر را یارى کنند. «تعاونوا على البرّ» و در این آیه نیز مى فرماید که شما هرگز به این گوهر گرانبها نمى رسید، مگر آنکه از آنچه دلپسند شماست وآن را دوست مىدارید، انفاق کنید.
1- ابوطلحه انصارى، بیشترین درختان خرما را در مدینه داشت و باغ او محبوب ترین اموالش بود. این باغ که روبروى مسجد پیامبر واقع شده بود، آب زلالى داشت. رسول خدا گاه وبىگاه وارد آن باغ مى شد واز چشمه آن مى نوشید. این باغِ زیبا و عالى، درآمد کلانى داشت که مردم از آن سخن مى گفتند. وقتى آیه نازل شد که «لن تنالوا البرّ حتى...» او خدمت پیامبر رسید وعرض کرد: محبوب ترین چیزها نزد من این باغ است، مى خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم. پیامبر فرمود: تجارت خوبى است، آفرین بر تو، ولى پیشنهاد من آن است که این باغ را به فقراى فامیل و بستگان خویش دهى. او قبول کرد وباغ را بین آنان تقسیم نمود.
2- مهمانى بر ابوذر وارد شد، ابوذر گفت: چون من گرفتارى دارم، شما خودتان یکى از شتران مرا نحر و غذا تهیه کنید. آنها شتر لاغرى را انتخاب کردند. ابوذر ناراحت شد و پرسید: چرا شتر فربه و چاق را نیاوردید؟ گفتند: آن را براى نیاز آینده تو گذاشتیم. ابوذر فرمود: روز نیاز من روز قبر من است.
3- وقتى فاطمه زهرا (س) را در شب عروسى به خانه شوهر مى بردند، فقیرى از حضرت پیراهن کهن هاى خواست. فاطمه زهرا س) به یاد این آیه «لن تنالوا البر...» همان پیراهن نوى عروسیش را انفاق کرد.
4- عبداللّه بن جعفر، غلام سیاهى را دید که در باغى کارگرى مى کند، به وقت غذا سگى وارد باغ شد و در برابر غلام نشست. غلام لقمه اى به او داد، باز سگ با نگاه خود تقاضاى غذا کرد، غلام غذاى خود را لقمه لقمه به او داد تا تمام شد. از او پرسید: خودت چه مىخورى؟ گفت: من امروز سهمى ندارم. پرسید: چرا این کار را کردى؟ گفت: این سگ از راه دور آمده و گرسنه بود. عبداللّه از فتوّت این غلام تعجّب کرد. آن باغ و غلام را خرید، غلام را آزاد کرد و باغ را به او بخشید.
در احادیث ذیل این آیه مى خوانیم که راه رسیدن به برّ، کمک به والدین است قبل از درخواست آنان، گرچه بى نیاز باشند.
امام صادق (ع) به مفضلبن عمر فرمود: از پدرم شنیدم که مى فرمود: کسى که سال بر او بگذرد و از مال خود، کم یا زیاد به ما نرساند، خداوند روز قیامت به او نظر نمى کند، مگر آنکه او را ببخشد. اى مفضل! این تکلیفى است که خداوند آن را بر شیعیان لازم کرده آنگاه که در کتاب خود مى فرماید: «لن تنالوا البرّ...» پس ما برّ و تقوى و راه هدایت هستیم.
لیس البِرّ اَن تولّوا وُجوهکم قِبل المَشرق و المَغرب و لکنّ البِرّ مَن آمَنَ بِاللّه والیَومِ الآخَر و الملائِکة و الکتاب و النَبیّین و آتَى المالَ على حَبّه ذوِى القُربى و الیَتامى و المَساکین و ابن السبیل و السائلین و فِى الرّقاب و اقامَ الصّلوة و آتَى الزّکوة و المُوفون بعَهدِهم اذا عاهَدوا و الصّابِرین فِى البَأساء و الضّرّاء و حینَ البَأس اولئک الّذین صَدَقوا و اولئک هم المتّقون»
پیام ها
1- یگانه راه رسیدن به مقام نیکوکاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذکر و دعا. «لن تنالوا البرّ...»
2- در مکتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلکه رشد انفاق کننده نیز مطرح است. دل کندن از محبوبه اى خیالى و شکوفاشدن روح سخاوت، از مهم ترین آثار انفاق براى انفاق کننده است. «لن تنالوا البرّ»
3- دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لن تنالوا البرّ»
4- سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى و کریمانه اوست. «لنتنالواالبرّحتّىتنفقوا»
5 - بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا که جان خود را در راه خدا مى دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى رسند. «تنفقوا مما تحبّون»
6- آنچه را که خود دوست مى دارى انفاق کن، نه آنچه را که بینوایان دوست مى دارند. زیرا ممکن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «ممّا تحبّون»، نه «ممّایحبّون»
7- انسانى که تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلکه حاکم بر آنهاست. «تنفقوا ممّا تحبّون»
8 - در انفاق، اصل کیفیّت است، نه کمیّت. «ممّاتحبّون»
9- اسلام، مکتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تنفقون مما تحبون»
10- در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق کن. «ممّا تحبّون»
11- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «ممّا تحبّون»آنچه خطرناک است، شدّت محبّت است که مانع انفاق شود. «و انّه لحبّ الخیر لشدید»
12- مهم انفاق است حتّى اگر اندک باشد. «و ما تنفقوا من شىء» آرى یک برگ زرد روى آب، مى تواند کشتى صدها مورچه شود.
13- حال که خداوند انفاق ما را مى بیند، چرا در کمّ و کیف آن کوتاهى کنیم؟ بیایید بهترین ها را انفاق کنیم. «فان اللّه به علیم»
منبع: پایگاه درس هایی از قرآن
تاکنون نظری ثبت نشده است