- 518
- 1000
- 1000
- 1000
کربلا در تورات انبیا الهی، 5
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "کربلا در تورات انبیا الهی"، جلسه پنجم: "دنیاپرستی، سد راه انسان"، سال 1405
امشب، پنجمین شبی است که در این جلسه نورانی در خدمت شما عزیزان هستیم و موضوع سخن، همچنان مرور کلمات و خطبه های امام حسین علیه السلام در مسیر مکه تا کربلاست. همانطور که در شبهای قبل عرض شد، حضرت بیست و چهار روز در راه بودند؛ از هشتم ذی الحجه تا دوم محرم. در این مسیر، ملاقاتها، نامه نگاریها و سخنرانی هایی در میان راه داشتند. نکته قابل توجه امشب، نقل قولی است که هم در منابع ما و هم در منابع اهل سنت آمده است. یکی از منابعی که بنده یادداشت کردم، کتاب «اخبار الطوال» نوشته ابوحنیفه دینوری است. این کتاب متعلق به قرن سوم هجری است و نویسندهاش شیعه نیست؛ اهل کرمانشاه (دینور که امروزه در منطقه صحنه واقع شده) است. ایشان کتاب تاریخ عمومی نوشته که سه بخش دارد: بخش اول درباره انبیای گذشته، بخش دوم درباره پادشاهان ایران و روم و بخش سوم، تاریخ اسلام است. دینوری در سال 282 هجری از دنیا رفته، یعنی حدود دوران معتصم عباسی. جالب اینجاست که ایشان تاریخ کربلا را هم نوشته و جمله معروف امام حسین را نقل کرده است. این کتاب ترجمه فارسی هم دارد و در بازار موجود است. نقل است که روز دوم محرم، وقتی امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا رسید و در آنجا توقف کرد، این جمله را فرمودند:
«النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ...»
ترجمه: مردم، بنده دنیا شده اند و دین، تنها بر سر زبانشان می چرخد و حال آنکه دین را در دل ندارند؛ دینشان زبانی است، اما دنیایشان قلبی و حقیقی است.
سپس حضرت فرمودند که این گروه، هنگامی که در آزمایش قرار می گیرند، مردود میشوند؛ «فَإِذَا مَحَّصَ الْبَلَاءُ، قَلَّ الدَّیَّانُونَ»؛ وقتی آزمایش الهی فرا میرسد، دینداران واقعی بسیار کم می شوند و این آزمایشها، دنیاپرستی را آشکار میکند. اینجا لازم است توضیحی دهم درباره ریشه گناهان. روایت داریم که از امام صادق علیه السلام نقل شده: ریشه تمام معصیتها و گناهانی که در عالم واقع شده، شش چیز است که سرچشمه همه ظلم ها و جنایتهاست. اول: حب دنیا (دنیاپرستی). توجه داشته باشیم که خود دنیا (خانه، ماشین، پول و لباس) بد نیست؛ بلکه دنیا یعنی غفلت از خدا. اگر آب درون کشتی بریزد، کشتی را غرق میکند، اما اگر آب زیر کشتی باشد، به حرکت آن کمک میکند. این مثال زیبا را مرحوم علامه جوادی آملی نقل کردند: دنیا مثل آب است و دین مثل کشتی. حب دنیا یعنی اینکه آب درون کشتی بریزد و دین را تباه کند، مثل کاری که عمر سعد برای رسیدن به حکومت ری کرد و دین خود را فروخت. در مقابل، ثروتمندان مؤمنی مثل حضرت سلیمان و حضرت خدیجه بودند که از ثروت خود برای خدا استفاده کردند و مذمتی ندارند.
ریشه های دیگر گناهان عبارتند از: دوم: حب ریاست که انسان را به جنایت می کشاند. نمونه اش تاریخ کوفه است. میدانید که بعد از یزید، عبدالملک مروان خلیفه شد و برادرش مصعب بن زبیر را کشت. وقتی سر مصعب را نزد عبدالملک آوردند، مردی هوشمند در آن مجلس، چهار سر را یکجا دید: سر امام حسین نزد ابن زیاد، سر ابن زیاد نزد مختار، سر مختار نزد مصعب بن زبیر و سر مصعب نزد عبدالملک. او به عبدالملک گفت که من با دیدن این صحنه ها عبرت میگیرم که حب ریاست چه جنایتهایی میکند. حتی تاریخ میگوید که مأمون برای رسیدن به خلافت، برادر خود امین را کشت و سر او را جدا کرد و برای او مجلس جشن گرفتند. سوم: حب طعام (شکم پرستی) که به خاطر یک لقمه، آدم میکشند. چهارم: حب النساء (شهوت پرستی) که منظور محبت حرام است، وگرنه رسول خدا فرمود: «حُبُّ النِّسَاءِ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ»؛ دوست داشتن همسر از اخلاق پیامبران است. اما جنگهای تاریخ به خاطر یک زن حرام واقع شده است.
پنجم: حب نوم و ششم: حب راحت (راحت طلبی). بنابراین امام حسین علیه السلام فرمودند که مردم بنده این شش چیز شدهاند. نکته بعدی که در قرآن سوره قصص آمده: «لَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»؛ یعنی دنیا را برای معاش و زندگی حلال فراموش نکن، اما به شرطی که دین را فدای دنیا نکنی. روایت زیبایی از امام رضا علیه السلام داریم که فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ، وَ لَا مَنْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ»؛ کسی که دین را برای دنیا رها کند، از ما نیست و کسی که دنیا را برای دین رها کند (رهبانیت و زهد نادرست) نیز از ما نیست. فرهنگ اسلام این است که از خدا «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً» بخواهیم، نه اینکه از خدا سیئی (بدی) طلب کنیم، چون خدا سیئی ندارد. در قرآن آمده: «مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ». مثال معلم و دانشآموز: قبولی دانشآموز لطف معلم است و مردودی تقصیر خودش؛ چون معلم درسش را داده است. شب معراج، خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «أَبْغِضْ أَهْلَ الدُّنْیَا وَ أَحْبِبْ أَهْلَ الْآخِرَةِ»؛ یعنی با دنیاپرستان دشمنی کن و با آخرت طلبان دوست باش. سپس بیش از بیست علامت برای اهل دنیا برشمردند، از جمله: · کسی که همت او فقط در خوردن، خوابیدن، تفریح و عصبانیت است.
· کسی که اگر به او بدی کنند، عذرخواهی نمی کند و عذر کسی را که به او بدی کرده، نمی پذیرد.
· کسی که در عبادت تنبل است، اما در معصیت، شجاع و جسور است· کسی که خیرش به کسی نمیرسد، پرحرف و کمکار است، در نعمت شکر و در بلا صبر ندارد. اینها ویژگیهای بنده دنیاست. امام حسین علیه السلام به دست چنین افرادی به شهادت رسید. ابن زیاد پس از شهادت، گفت: «إِنِّی قَتَلْتُ سَیِّدَ الْمُحَجَّبِینَ» (من آقای بزرگوار را کشتم) و برای سر مطهر حضرت، جایزه طلا و نقره تعیین کرد. یعنی برای طلا و نقره، امام حسین را کشتند.
امشب، پنجمین شبی است که در این جلسه نورانی در خدمت شما عزیزان هستیم و موضوع سخن، همچنان مرور کلمات و خطبه های امام حسین علیه السلام در مسیر مکه تا کربلاست. همانطور که در شبهای قبل عرض شد، حضرت بیست و چهار روز در راه بودند؛ از هشتم ذی الحجه تا دوم محرم. در این مسیر، ملاقاتها، نامه نگاریها و سخنرانی هایی در میان راه داشتند. نکته قابل توجه امشب، نقل قولی است که هم در منابع ما و هم در منابع اهل سنت آمده است. یکی از منابعی که بنده یادداشت کردم، کتاب «اخبار الطوال» نوشته ابوحنیفه دینوری است. این کتاب متعلق به قرن سوم هجری است و نویسندهاش شیعه نیست؛ اهل کرمانشاه (دینور که امروزه در منطقه صحنه واقع شده) است. ایشان کتاب تاریخ عمومی نوشته که سه بخش دارد: بخش اول درباره انبیای گذشته، بخش دوم درباره پادشاهان ایران و روم و بخش سوم، تاریخ اسلام است. دینوری در سال 282 هجری از دنیا رفته، یعنی حدود دوران معتصم عباسی. جالب اینجاست که ایشان تاریخ کربلا را هم نوشته و جمله معروف امام حسین را نقل کرده است. این کتاب ترجمه فارسی هم دارد و در بازار موجود است. نقل است که روز دوم محرم، وقتی امام حسین علیه السلام به سرزمین کربلا رسید و در آنجا توقف کرد، این جمله را فرمودند:
«النَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ...»
ترجمه: مردم، بنده دنیا شده اند و دین، تنها بر سر زبانشان می چرخد و حال آنکه دین را در دل ندارند؛ دینشان زبانی است، اما دنیایشان قلبی و حقیقی است.
سپس حضرت فرمودند که این گروه، هنگامی که در آزمایش قرار می گیرند، مردود میشوند؛ «فَإِذَا مَحَّصَ الْبَلَاءُ، قَلَّ الدَّیَّانُونَ»؛ وقتی آزمایش الهی فرا میرسد، دینداران واقعی بسیار کم می شوند و این آزمایشها، دنیاپرستی را آشکار میکند. اینجا لازم است توضیحی دهم درباره ریشه گناهان. روایت داریم که از امام صادق علیه السلام نقل شده: ریشه تمام معصیتها و گناهانی که در عالم واقع شده، شش چیز است که سرچشمه همه ظلم ها و جنایتهاست. اول: حب دنیا (دنیاپرستی). توجه داشته باشیم که خود دنیا (خانه، ماشین، پول و لباس) بد نیست؛ بلکه دنیا یعنی غفلت از خدا. اگر آب درون کشتی بریزد، کشتی را غرق میکند، اما اگر آب زیر کشتی باشد، به حرکت آن کمک میکند. این مثال زیبا را مرحوم علامه جوادی آملی نقل کردند: دنیا مثل آب است و دین مثل کشتی. حب دنیا یعنی اینکه آب درون کشتی بریزد و دین را تباه کند، مثل کاری که عمر سعد برای رسیدن به حکومت ری کرد و دین خود را فروخت. در مقابل، ثروتمندان مؤمنی مثل حضرت سلیمان و حضرت خدیجه بودند که از ثروت خود برای خدا استفاده کردند و مذمتی ندارند.
ریشه های دیگر گناهان عبارتند از: دوم: حب ریاست که انسان را به جنایت می کشاند. نمونه اش تاریخ کوفه است. میدانید که بعد از یزید، عبدالملک مروان خلیفه شد و برادرش مصعب بن زبیر را کشت. وقتی سر مصعب را نزد عبدالملک آوردند، مردی هوشمند در آن مجلس، چهار سر را یکجا دید: سر امام حسین نزد ابن زیاد، سر ابن زیاد نزد مختار، سر مختار نزد مصعب بن زبیر و سر مصعب نزد عبدالملک. او به عبدالملک گفت که من با دیدن این صحنه ها عبرت میگیرم که حب ریاست چه جنایتهایی میکند. حتی تاریخ میگوید که مأمون برای رسیدن به خلافت، برادر خود امین را کشت و سر او را جدا کرد و برای او مجلس جشن گرفتند. سوم: حب طعام (شکم پرستی) که به خاطر یک لقمه، آدم میکشند. چهارم: حب النساء (شهوت پرستی) که منظور محبت حرام است، وگرنه رسول خدا فرمود: «حُبُّ النِّسَاءِ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ»؛ دوست داشتن همسر از اخلاق پیامبران است. اما جنگهای تاریخ به خاطر یک زن حرام واقع شده است.
پنجم: حب نوم و ششم: حب راحت (راحت طلبی). بنابراین امام حسین علیه السلام فرمودند که مردم بنده این شش چیز شدهاند. نکته بعدی که در قرآن سوره قصص آمده: «لَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا»؛ یعنی دنیا را برای معاش و زندگی حلال فراموش نکن، اما به شرطی که دین را فدای دنیا نکنی. روایت زیبایی از امام رضا علیه السلام داریم که فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ تَرَکَ دُنْیَاهُ لِدِینِهِ، وَ لَا مَنْ تَرَکَ دِینَهُ لِدُنْیَاهُ»؛ کسی که دین را برای دنیا رها کند، از ما نیست و کسی که دنیا را برای دین رها کند (رهبانیت و زهد نادرست) نیز از ما نیست. فرهنگ اسلام این است که از خدا «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً» بخواهیم، نه اینکه از خدا سیئی (بدی) طلب کنیم، چون خدا سیئی ندارد. در قرآن آمده: «مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ». مثال معلم و دانشآموز: قبولی دانشآموز لطف معلم است و مردودی تقصیر خودش؛ چون معلم درسش را داده است. شب معراج، خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «أَبْغِضْ أَهْلَ الدُّنْیَا وَ أَحْبِبْ أَهْلَ الْآخِرَةِ»؛ یعنی با دنیاپرستان دشمنی کن و با آخرت طلبان دوست باش. سپس بیش از بیست علامت برای اهل دنیا برشمردند، از جمله: · کسی که همت او فقط در خوردن، خوابیدن، تفریح و عصبانیت است.
· کسی که اگر به او بدی کنند، عذرخواهی نمی کند و عذر کسی را که به او بدی کرده، نمی پذیرد.
· کسی که در عبادت تنبل است، اما در معصیت، شجاع و جسور است· کسی که خیرش به کسی نمیرسد، پرحرف و کمکار است، در نعمت شکر و در بلا صبر ندارد. اینها ویژگیهای بنده دنیاست. امام حسین علیه السلام به دست چنین افرادی به شهادت رسید. ابن زیاد پس از شهادت، گفت: «إِنِّی قَتَلْتُ سَیِّدَ الْمُحَجَّبِینَ» (من آقای بزرگوار را کشتم) و برای سر مطهر حضرت، جایزه طلا و نقره تعیین کرد. یعنی برای طلا و نقره، امام حسین را کشتند.


تاکنون نظری ثبت نشده است