- 525
- 1000
- 1000
- 1000
کربلا در تورات انبیا الهی، 4
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "کربلا در تورات انبیا الهی"، جلسه چهارم: "مرگ در نظر امام حسین علیهالسلام "، سال 1405
بحث این شبهای ما، درباره خطبهها، نامهها و فرمایشاتی است که امام حسین علیهالسلام از مکه تا کربلا داشتهاند. این فرمایشات که تعدادشان هم کم نیست، نشاندهنده هدف امام، دیدگاه ایشان و روشنکننده راه و مسیری است که امام در آن سفر پربرکت و پرخطر طی میکردند. امشب میخواهم درباره خطبهای صحبت کنم که امام حسین علیهالسلام زمانی که هنوز در مکه بودند و حرکت به سمت کوفه یا کربلا را آغاز نکرده بودند، ایراد فرمودند. این خطبه درباره مرگ و چند نکته اساسی دیگر است. «الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتات» یعنی: مرگ برای فرزند آدم، همچون گردنبندی زیبا است که بر گردن یک دختر جوان انداخته میشود. امام حسین علیهالسلام در ادامه فرمودند: من به مرگ چنان اشتیاق دارم که حضرت یعقوب به یوسف اشتیاق داشت. یعقوب چهل سال در فراق یوسف گریست و پیوسته میگفت: «یا حسرتای علی یوسف». امام حسین علیه السلام فرمود: «فما اولنی بالشوق الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف»؛ یعنی من چقدر مشتاق دیدار اسلاف (گذشتگان) خود هستم؛ همانگونه که یعقوب به یوسف مشتاق بود. اسلاف امام، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، پدرشان امیرالمؤمنین علیهالسلام و جدشان رسول خدا صلی الله هستند. مرگ، حقیقتی انکارناپذیر است. قرآن میفرماید: «کل نفس ذائقه الموت»؛ حتی کسانی که خدا را قبول ندارند، مانند فرعون، مرگ را قبول داشتند و برای خود آرامگاه ساختند. همه ما باید مرگ را بپذیریم و بدانیم که سرانجام، به سوی پروردگار بازمیگردیم. در روایت داریم که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «گرگ اجل، یکایک از این گله میبرد.» ما هر روز میبینیم که کسی بر اثر سکته، تصادف، آتشسوزی، زلزله یا سوانح دیگر از دنیا میرود. این حقیقتی است که همه ما با آن مواجهیم و هیچ تردیدی در آن نیست. امام رضا علیهالسلام فرمودند: سه روز حساس در زندگی هر انسانی وجود دارد، خواه مومن باشد یا کافر:
1. یوم الولاده (روز تولد): در این روز، خود انسان درک ندارد، اما پدر و مادر نگران سلامت کودک و مادر هستند.
2. یوم الموت (روز مرگ): ما نمیدانیم کجا، کی و بر اساس چه زمینهای از دنیا میرویم. سه عامل در مرگ پنهان است: زمان (کی میمیریم)، زمین (کجا میمیریم) و زمینه (به چه علتی میمیریم).
معصومان به برکت ظرفیت معنوی خود، این سه را میدانستند. امام حسین علیه السلام میدانستند در کربلا، در روز عاشورا و به دست یزیدیان شهید میشوند، اما ما از این امور بیخبریم.
3. یوم البعث (روز رستاخیز): که البته در این گفتار بیشتر به دو روز اول اشاره شد.
برخی مرگها حسرتآمیز هستند و انسان آرزو میکند کاش چنین مرگی داشت. مانند:
· مرگ سلمان فارسی که امیرالمؤمنین علیه السلام بالای سرش حاضر شدند.
· مرگ مرحوم آیتالله حجت که در لحظات آخر، همه ائمه را دید و به سه زبان (ترکی، فارسی، عربی) سلام داد.
· مرگ عبدالله ذوالبجادین در جنگ تبوک که پیامبر صلی الله خود او را غسل و کفن کرد و فرمود: «خدایا من از او راضیام، تو هم از او راضی باش.» عبدالله بن مسعود گفت: کاش من جای آن جنازه بودم.
· شهادت حضرت حمزه و جعفر بن ابیطالب که امیرالمؤمنین بارها به آن غبطه میخوردند. در مقابل، برخی مرگها مانند مرگ صدام، قذافی، شمر و یزید، مایه نفرت و عبرت است. از امیرالمؤمنین پرسیدند: آمادگی برای مرگ چیست؟ حضرت فرمودند: سه چیز:
1. ادای فرائض (واجبات): نماز، روزه، زکات، خمس و... را به جا آورید. مستحبات خوب است، اما اگر به واجب لطمه بزند، نباید انجام داد. در قیامت، از واجبات سؤال میشود، نه از مستحبات. رسول خدا صلیالله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اگر دیدی مردم به مستحبات میپردازند، تو به واجبات بپرداز.
2. اجتناب از محرمات: از گناهان آشکار مانند غیبت، تهمت، دروغ، نگاه حرام، ربا و حقوق الناس پرهیز کنید.
3. تخلق به مکارم اخلاق: حسن خلق، برخورد نیکو، رعایت نظم و اخلاق نیکو را سرلوحه زندگی قرار دهید.
در روایت داریم که قبر هر روز پنج ندا به انسان میزند: 1. «انا بیت الفقر» (من خانه فقر هستم): پس با خودت گنج (ثروت معنوی) بیاور؛ گنجی مانند «لا اله الا الله» و صلوات بر محمد و آل محمد.
2. «انا بیت الظلمه» (من خانه تاریکی هستم): با خودت نور بیاور؛ نور نماز، وضو، نماز شب و عبادت.
3. «انا بیت التراب» (من خانه خاک هستم): با خودت فرش (بستر) بیاور؛ بهترین فرش، عمل صالح است.
4. «انا بیت الوحده» (من خانه تنهایی هستم): با خودت مونس بیاور؛ مونس واقعی، خدمت به خلق و برداشتن بار از دوش مردم است. در روایت است که وقتی مومن از قبر بیرون میآید، کسی جلوتر از او حرکت میکند و میگوید: نترس، من تو را از سختیهای قیامت عبور میدهم. وقتی از او میپرسد کیستی، میگوید: من آن سروری هستم که تو با خدمتت در دل مردم ایجاد کردی.
5. «انا بیت الحیات و الهوام» (من خانه زندگی و خزندگان هستم): با خودت پادزهر بیاور، یعنی تقوا و عمل صالح. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر شب پیش از خواب، خود را محاسبه کنید، زیرا بسیاری از مردم در خواب میمیرند. همچنین در مورد روزی، فرمودهاند: «بر سر هر لقمه نوشته شده که از آنِ کیست». اگر روزی تو باشد، به تو میرسد و اگر نباشد، نمیرسد. پس توکل کن و پا و دست میلرزان، زیرا رزق، خودش از تو عاشقتر است. در روایت داریم که یاد مرگ، غفلت را از بین میبرد، شهوت را میکاهد و هوای نفس را ضعیف میکند. رفتن به قبرستان و تشییع جنازه، بسیار سفارش شده است. وقتی جنازهای را تشییع میکنید، چند قدم بروید و این جمله را بگویید:
«هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله، مدنا ایماناً و تسلیماً» یعنی این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و راست گفتند. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وقتی تشییع جنازه میروی، خود را جای آن جنازه بگذار و فکر کن که از خدا خواستهای برگردی و خدا هم برگردانده است. سه عامل امیدبخش برای انسان مومن وجود دارد:
1. رحمت خداوند که وسعت کل شیء است.
2. شفاعت که خداوند به پیامبران، ائمه، شهدا و علما حق شفاعت داده است.
3. مغفرت الهی که در آیه «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» وعده داده شده است.
بحث این شبهای ما، درباره خطبهها، نامهها و فرمایشاتی است که امام حسین علیهالسلام از مکه تا کربلا داشتهاند. این فرمایشات که تعدادشان هم کم نیست، نشاندهنده هدف امام، دیدگاه ایشان و روشنکننده راه و مسیری است که امام در آن سفر پربرکت و پرخطر طی میکردند. امشب میخواهم درباره خطبهای صحبت کنم که امام حسین علیهالسلام زمانی که هنوز در مکه بودند و حرکت به سمت کوفه یا کربلا را آغاز نکرده بودند، ایراد فرمودند. این خطبه درباره مرگ و چند نکته اساسی دیگر است. «الموت علی ولد آدم مخط القلاده علی جید الفتات» یعنی: مرگ برای فرزند آدم، همچون گردنبندی زیبا است که بر گردن یک دختر جوان انداخته میشود. امام حسین علیهالسلام در ادامه فرمودند: من به مرگ چنان اشتیاق دارم که حضرت یعقوب به یوسف اشتیاق داشت. یعقوب چهل سال در فراق یوسف گریست و پیوسته میگفت: «یا حسرتای علی یوسف». امام حسین علیه السلام فرمود: «فما اولنی بالشوق الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف»؛ یعنی من چقدر مشتاق دیدار اسلاف (گذشتگان) خود هستم؛ همانگونه که یعقوب به یوسف مشتاق بود. اسلاف امام، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، پدرشان امیرالمؤمنین علیهالسلام و جدشان رسول خدا صلی الله هستند. مرگ، حقیقتی انکارناپذیر است. قرآن میفرماید: «کل نفس ذائقه الموت»؛ حتی کسانی که خدا را قبول ندارند، مانند فرعون، مرگ را قبول داشتند و برای خود آرامگاه ساختند. همه ما باید مرگ را بپذیریم و بدانیم که سرانجام، به سوی پروردگار بازمیگردیم. در روایت داریم که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «گرگ اجل، یکایک از این گله میبرد.» ما هر روز میبینیم که کسی بر اثر سکته، تصادف، آتشسوزی، زلزله یا سوانح دیگر از دنیا میرود. این حقیقتی است که همه ما با آن مواجهیم و هیچ تردیدی در آن نیست. امام رضا علیهالسلام فرمودند: سه روز حساس در زندگی هر انسانی وجود دارد، خواه مومن باشد یا کافر:
1. یوم الولاده (روز تولد): در این روز، خود انسان درک ندارد، اما پدر و مادر نگران سلامت کودک و مادر هستند.
2. یوم الموت (روز مرگ): ما نمیدانیم کجا، کی و بر اساس چه زمینهای از دنیا میرویم. سه عامل در مرگ پنهان است: زمان (کی میمیریم)، زمین (کجا میمیریم) و زمینه (به چه علتی میمیریم).
معصومان به برکت ظرفیت معنوی خود، این سه را میدانستند. امام حسین علیه السلام میدانستند در کربلا، در روز عاشورا و به دست یزیدیان شهید میشوند، اما ما از این امور بیخبریم.
3. یوم البعث (روز رستاخیز): که البته در این گفتار بیشتر به دو روز اول اشاره شد.
برخی مرگها حسرتآمیز هستند و انسان آرزو میکند کاش چنین مرگی داشت. مانند:
· مرگ سلمان فارسی که امیرالمؤمنین علیه السلام بالای سرش حاضر شدند.
· مرگ مرحوم آیتالله حجت که در لحظات آخر، همه ائمه را دید و به سه زبان (ترکی، فارسی، عربی) سلام داد.
· مرگ عبدالله ذوالبجادین در جنگ تبوک که پیامبر صلی الله خود او را غسل و کفن کرد و فرمود: «خدایا من از او راضیام، تو هم از او راضی باش.» عبدالله بن مسعود گفت: کاش من جای آن جنازه بودم.
· شهادت حضرت حمزه و جعفر بن ابیطالب که امیرالمؤمنین بارها به آن غبطه میخوردند. در مقابل، برخی مرگها مانند مرگ صدام، قذافی، شمر و یزید، مایه نفرت و عبرت است. از امیرالمؤمنین پرسیدند: آمادگی برای مرگ چیست؟ حضرت فرمودند: سه چیز:
1. ادای فرائض (واجبات): نماز، روزه، زکات، خمس و... را به جا آورید. مستحبات خوب است، اما اگر به واجب لطمه بزند، نباید انجام داد. در قیامت، از واجبات سؤال میشود، نه از مستحبات. رسول خدا صلیالله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اگر دیدی مردم به مستحبات میپردازند، تو به واجبات بپرداز.
2. اجتناب از محرمات: از گناهان آشکار مانند غیبت، تهمت، دروغ، نگاه حرام، ربا و حقوق الناس پرهیز کنید.
3. تخلق به مکارم اخلاق: حسن خلق، برخورد نیکو، رعایت نظم و اخلاق نیکو را سرلوحه زندگی قرار دهید.
در روایت داریم که قبر هر روز پنج ندا به انسان میزند: 1. «انا بیت الفقر» (من خانه فقر هستم): پس با خودت گنج (ثروت معنوی) بیاور؛ گنجی مانند «لا اله الا الله» و صلوات بر محمد و آل محمد.
2. «انا بیت الظلمه» (من خانه تاریکی هستم): با خودت نور بیاور؛ نور نماز، وضو، نماز شب و عبادت.
3. «انا بیت التراب» (من خانه خاک هستم): با خودت فرش (بستر) بیاور؛ بهترین فرش، عمل صالح است.
4. «انا بیت الوحده» (من خانه تنهایی هستم): با خودت مونس بیاور؛ مونس واقعی، خدمت به خلق و برداشتن بار از دوش مردم است. در روایت است که وقتی مومن از قبر بیرون میآید، کسی جلوتر از او حرکت میکند و میگوید: نترس، من تو را از سختیهای قیامت عبور میدهم. وقتی از او میپرسد کیستی، میگوید: من آن سروری هستم که تو با خدمتت در دل مردم ایجاد کردی.
5. «انا بیت الحیات و الهوام» (من خانه زندگی و خزندگان هستم): با خودت پادزهر بیاور، یعنی تقوا و عمل صالح. امام صادق علیهالسلام فرمودند: هر شب پیش از خواب، خود را محاسبه کنید، زیرا بسیاری از مردم در خواب میمیرند. همچنین در مورد روزی، فرمودهاند: «بر سر هر لقمه نوشته شده که از آنِ کیست». اگر روزی تو باشد، به تو میرسد و اگر نباشد، نمیرسد. پس توکل کن و پا و دست میلرزان، زیرا رزق، خودش از تو عاشقتر است. در روایت داریم که یاد مرگ، غفلت را از بین میبرد، شهوت را میکاهد و هوای نفس را ضعیف میکند. رفتن به قبرستان و تشییع جنازه، بسیار سفارش شده است. وقتی جنازهای را تشییع میکنید، چند قدم بروید و این جمله را بگویید:
«هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله، مدنا ایماناً و تسلیماً» یعنی این همان چیزی است که خدا و رسولش به ما وعده دادند و راست گفتند. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وقتی تشییع جنازه میروی، خود را جای آن جنازه بگذار و فکر کن که از خدا خواستهای برگردی و خدا هم برگردانده است. سه عامل امیدبخش برای انسان مومن وجود دارد:
1. رحمت خداوند که وسعت کل شیء است.
2. شفاعت که خداوند به پیامبران، ائمه، شهدا و علما حق شفاعت داده است.
3. مغفرت الهی که در آیه «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» وعده داده شده است.


تاکنون نظری ثبت نشده است