- 92
- 1000
- 1000
- 1000
مبانی انسان شناسی و انقلاب اسلامی،2
سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع "مبانی انسان شناسی و انقلاب اسلامی"، جلسه دوم: "اوج دینداری و جهاد حقیقی"، سال 1405
حقیقت انسان؛ روح اللهیِ نازل شده در قالب نفس است. خداوند روح خود را در انسان دمیده است و حقیقت ما «روح الله» است. وقتی نطفه ای از ترکیب پدر و مادر در رحم شکل می گیرد، صفاتی همچون سلامت، زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت (که هم در اسپرم مرد و هم در تخمک زن وجود دارد) با هم ترکیب می شوند و موجودی جدید با ساختار ژنی منحصر به فرد خلق می شود. پس از چهار ماه، روح خداوند به این پیکره تعلق می گیرد و از آن پس «نفس» نامیده می شود. روح در اصل ظرفیتی واحد و یکسان برای همه انسانها دارد؛ اما اختلافات به دلیل تفاوت در ترکیب نطفه ها و محیط شکل می گیرد، درست مانند یک نت موسیقی که در گوشیهای مختلف، خروجی متفاوتی دارد. وطن اصلی انسان؛ عالم بالا و بازگشت به سوی خداست. همه ما از یک وطن بیشتر نداریم و آنجا که بعد از خداوند، پیش از فرشتگان و عالم ملکوت است. از آنجا آمدهایم و در نهایت به آنجا بازمی گردیم. آیات و روایات همه بر «بازگشت» تأکید دارند و نمی گویند «رفتن» به سوی خدا؛ چراکه ما مال آنجاییم و این دنیا فقط محل استقرار و بهره برداری موقتی است. پس نباید خود را وابسته به ملیت، نژاد یا جایگاه های زمینی بدانیم؛ چراکه اینها مربوط به بدن است و نه حقیقت ما. خاصیت روح خدایی؛ تنفر از محدودیت و عطش به بی نهایت است. روح انسان چون از سنخ «بی نهایت» است، همواره از هرگونه محدودیتی گریزان است و تنها به کمالات نامحدود دل می بندد. به همین دلیل امام خمینی(ره) میفرماید حتی رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ زیرا هر انسانی به طور فطری به بینهایت گرایش دارد و جز با بی نهایت آرام نمیگیرد. و این همان معنای «لا اله الا الله» است که در آن «اله» به معنای بینهایت و «الله» به معنای هستی مطلق است که همه جا را فراگرفته است. هدف خلقت؛ عبودیت، شاگردی و خلیفه الله شدن است. هدف از خلقت انسان، عبودیت و بندگی است؛ نه عبادتِ صرف. بندگی یعنی اطاعت محض از خداوند و تمرینِ شاگردی کردن در مکتب او. هرکس از خدا اطاعت کند، کم کم صفات و رفتار الهی در او ظهور میکند و به مقام «خلیفه اللهی» میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة» یعنی بندگی، باطنی دارد که به مربیگری خداگونه منتهی میشود. در بهشت نیز مؤمن با اراده خود و به اذن الهی خلق میکند و محدودیتی در زمان، مکان و امکانات ندارد. فلسفه دین؛ مبارزه با طاغوت و تحقق حاکمیت الهی است. دین آمده تا انسانها را به مقام خلیفه اللهی برساند، اما همیشه طاغوتها، کافران و منافقان در برابر این رشد ایستاده اند. این درگیری از زمان هابیل و قابیل آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. آخرین پیامبر، حضرت محمد صلی الله و آخرین کتاب، قرآن است و این دین برای همه بشریت کافیست. اما تحقق کامل آن، توسط حضرت مهدی عجل الله انجام میشود. حضرت مهدی عجلالله؛ منجی مشترک همه ادیان هاست. همه ادیان (اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشت و حتی بوداییها و هندوها) به ظهور منجی موعود اعتقاد دارند که در قرآن و کتب پیشین با نامهای مختلف از او یاد شده است. این منجی، همان حضرت مهدی عجل الله است که قرار است دین اسلام را بر تمام جهان غلبه دهد و این همان «تشکیل حکومت جهانی شیعی» است. زمینه سازی ظهور؛ وظیفه اصلی و اوج دینداری است. آیات قرآن (مانند آیه 105 سوره انبیا) میفرماید: «زمین را بندگان صالح و شایسته به ارث خواهند برد.» این ارث بردن به معنای تحقق حکومت مهدوی است. وظیفه ما این است که با معرفت و آگاهی، زمینه را برای استقبال و پذیرش حضرت فراهم کنیم. این کار، افضل اعمال، افضل جهاد و افضل عبادت نامیده شده است. انتظار فرج یعنی زمینه سازی اختیاری و عاشقانه برای ظهور؛ نه صرفاً دعا و انتظارِ منفعلانه. همه معصومین، از پیامبر تا امام زمان، در یک مسیر راهبردیِ واحد برای تحقق حکومت الهی حرکت کرده اند؛ اگرچه تاکتیکهای هرکدام متفاوت بوده است (صلح، جنگ، تقیه، جهاد). امام حسن و امام حسین علیهالسلام هر دو در یک صف قرار دارند و حرکت هر دو به سوی ظهور است؛ لذا در زیارتنامه ها با عبارت «السلام علیکما یا سبطی الرحمة» از هر دو یاد می شود. زیارت عاشورا؛ فراخوانی برای انتقام و همراهی با امام معصوم
در زیارت عاشورا، خداوند از ما خواسته که از امام حسین علیهالسلام بخواهیم تا انتقام خون ایشان را با امام منصور (امام عصر) بگیریم. این انتقام دو سطح دارد: انتقام از ظلم به مقام خلیفه اللهی امام و انتقام از محرومیتِ خودمان از هدایتِ مستقیم. اگر عزاداری ما منجر به درخواست انتقام و همراهی با امام زمان نشود، رابطهای سطحی و سودجویانه با امام حسین علیه السلام داریم. تنها عزاداریِ همراه با معرفتِ مهدوی، انسان را به مقام شبیه شدن به اهل بیت میرساند. ایرانیان؛ طلایه داران تحقق ظهور در آینده
بر اساس متون دینی و حتی اعترافات علمای یهود و صهیونیست ها، ایرانیان نقشی کلیدی در تحقق ظهور و نابودی نظام طاغوت دارند. این موضوع در کتابهای تورات، زبور و قرآن پیش بینی شده است. پس حرکتهای مردمی و خیابانیِ امروز نیز بخشی از تحقق وعده های الهی است، به شرط آنکه با معرفت و آگاهی از هدف نهایی (ظهور) همراه باشد. هیچ عملی بدون معرفت پذیرفته نمیشود. کسی که این معارف را بفهمد و قلباً شهادت دهد، در تمام برکاتِ تحقق دینِ پیامبر تا قیامت شریک خواهد بود و از ثوابِ بینهایتِ زمینه سازی برای ظهور بهره مند میشود.
حقیقت انسان؛ روح اللهیِ نازل شده در قالب نفس است. خداوند روح خود را در انسان دمیده است و حقیقت ما «روح الله» است. وقتی نطفه ای از ترکیب پدر و مادر در رحم شکل می گیرد، صفاتی همچون سلامت، زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت (که هم در اسپرم مرد و هم در تخمک زن وجود دارد) با هم ترکیب می شوند و موجودی جدید با ساختار ژنی منحصر به فرد خلق می شود. پس از چهار ماه، روح خداوند به این پیکره تعلق می گیرد و از آن پس «نفس» نامیده می شود. روح در اصل ظرفیتی واحد و یکسان برای همه انسانها دارد؛ اما اختلافات به دلیل تفاوت در ترکیب نطفه ها و محیط شکل می گیرد، درست مانند یک نت موسیقی که در گوشیهای مختلف، خروجی متفاوتی دارد. وطن اصلی انسان؛ عالم بالا و بازگشت به سوی خداست. همه ما از یک وطن بیشتر نداریم و آنجا که بعد از خداوند، پیش از فرشتگان و عالم ملکوت است. از آنجا آمدهایم و در نهایت به آنجا بازمی گردیم. آیات و روایات همه بر «بازگشت» تأکید دارند و نمی گویند «رفتن» به سوی خدا؛ چراکه ما مال آنجاییم و این دنیا فقط محل استقرار و بهره برداری موقتی است. پس نباید خود را وابسته به ملیت، نژاد یا جایگاه های زمینی بدانیم؛ چراکه اینها مربوط به بدن است و نه حقیقت ما. خاصیت روح خدایی؛ تنفر از محدودیت و عطش به بی نهایت است. روح انسان چون از سنخ «بی نهایت» است، همواره از هرگونه محدودیتی گریزان است و تنها به کمالات نامحدود دل می بندد. به همین دلیل امام خمینی(ره) میفرماید حتی رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ زیرا هر انسانی به طور فطری به بینهایت گرایش دارد و جز با بی نهایت آرام نمیگیرد. و این همان معنای «لا اله الا الله» است که در آن «اله» به معنای بینهایت و «الله» به معنای هستی مطلق است که همه جا را فراگرفته است. هدف خلقت؛ عبودیت، شاگردی و خلیفه الله شدن است. هدف از خلقت انسان، عبودیت و بندگی است؛ نه عبادتِ صرف. بندگی یعنی اطاعت محض از خداوند و تمرینِ شاگردی کردن در مکتب او. هرکس از خدا اطاعت کند، کم کم صفات و رفتار الهی در او ظهور میکند و به مقام «خلیفه اللهی» میرسد. امام صادق علیهالسلام فرمودند: «العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة» یعنی بندگی، باطنی دارد که به مربیگری خداگونه منتهی میشود. در بهشت نیز مؤمن با اراده خود و به اذن الهی خلق میکند و محدودیتی در زمان، مکان و امکانات ندارد. فلسفه دین؛ مبارزه با طاغوت و تحقق حاکمیت الهی است. دین آمده تا انسانها را به مقام خلیفه اللهی برساند، اما همیشه طاغوتها، کافران و منافقان در برابر این رشد ایستاده اند. این درگیری از زمان هابیل و قابیل آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. آخرین پیامبر، حضرت محمد صلی الله و آخرین کتاب، قرآن است و این دین برای همه بشریت کافیست. اما تحقق کامل آن، توسط حضرت مهدی عجل الله انجام میشود. حضرت مهدی عجلالله؛ منجی مشترک همه ادیان هاست. همه ادیان (اسلام، مسیحیت، یهودیت، زرتشت و حتی بوداییها و هندوها) به ظهور منجی موعود اعتقاد دارند که در قرآن و کتب پیشین با نامهای مختلف از او یاد شده است. این منجی، همان حضرت مهدی عجل الله است که قرار است دین اسلام را بر تمام جهان غلبه دهد و این همان «تشکیل حکومت جهانی شیعی» است. زمینه سازی ظهور؛ وظیفه اصلی و اوج دینداری است. آیات قرآن (مانند آیه 105 سوره انبیا) میفرماید: «زمین را بندگان صالح و شایسته به ارث خواهند برد.» این ارث بردن به معنای تحقق حکومت مهدوی است. وظیفه ما این است که با معرفت و آگاهی، زمینه را برای استقبال و پذیرش حضرت فراهم کنیم. این کار، افضل اعمال، افضل جهاد و افضل عبادت نامیده شده است. انتظار فرج یعنی زمینه سازی اختیاری و عاشقانه برای ظهور؛ نه صرفاً دعا و انتظارِ منفعلانه. همه معصومین، از پیامبر تا امام زمان، در یک مسیر راهبردیِ واحد برای تحقق حکومت الهی حرکت کرده اند؛ اگرچه تاکتیکهای هرکدام متفاوت بوده است (صلح، جنگ، تقیه، جهاد). امام حسن و امام حسین علیهالسلام هر دو در یک صف قرار دارند و حرکت هر دو به سوی ظهور است؛ لذا در زیارتنامه ها با عبارت «السلام علیکما یا سبطی الرحمة» از هر دو یاد می شود. زیارت عاشورا؛ فراخوانی برای انتقام و همراهی با امام معصوم
در زیارت عاشورا، خداوند از ما خواسته که از امام حسین علیهالسلام بخواهیم تا انتقام خون ایشان را با امام منصور (امام عصر) بگیریم. این انتقام دو سطح دارد: انتقام از ظلم به مقام خلیفه اللهی امام و انتقام از محرومیتِ خودمان از هدایتِ مستقیم. اگر عزاداری ما منجر به درخواست انتقام و همراهی با امام زمان نشود، رابطهای سطحی و سودجویانه با امام حسین علیه السلام داریم. تنها عزاداریِ همراه با معرفتِ مهدوی، انسان را به مقام شبیه شدن به اهل بیت میرساند. ایرانیان؛ طلایه داران تحقق ظهور در آینده
بر اساس متون دینی و حتی اعترافات علمای یهود و صهیونیست ها، ایرانیان نقشی کلیدی در تحقق ظهور و نابودی نظام طاغوت دارند. این موضوع در کتابهای تورات، زبور و قرآن پیش بینی شده است. پس حرکتهای مردمی و خیابانیِ امروز نیز بخشی از تحقق وعده های الهی است، به شرط آنکه با معرفت و آگاهی از هدف نهایی (ظهور) همراه باشد. هیچ عملی بدون معرفت پذیرفته نمیشود. کسی که این معارف را بفهمد و قلباً شهادت دهد، در تمام برکاتِ تحقق دینِ پیامبر تا قیامت شریک خواهد بود و از ثوابِ بینهایتِ زمینه سازی برای ظهور بهره مند میشود.


تاکنون نظری ثبت نشده است